شایان کرمی در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: بسیاری تصور میکنند تاریخ تنها نقل وقایع گذشته است، در حالی که تاریخپژوهی علمی، فرایندی پیچیده برای شناخت چرایی رخدادها، کشف روابط میان رویدادها و تحلیل روندهای تاریخی است. مورخ صرفاً ناقل گذشته نیست، بلکه پژوهشگری است که با اتکا به دانش، روششناسی و نگاه انتقادی، به فهم عمیقتری از تاریخ دست پیدا میکند.
وی افزود: مورخ برای ورود به عرصه پژوهش تاریخی به ابزارهای شناخت تاریخی نیاز دارد؛ همانگونه که یک مسافر بدون نقشه، قطبنما و برنامهریزی نمیتواند مسیر خود را به درستی طی کند، پژوهشگر تاریخ نیز بدون روش، چارچوب علمی و تعهد حرفهای قادر به ارائه تحلیلی معتبر نخواهد بود.
این عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان لرستان با اشاره به مسئولیت مورخان ادامه داد: از منظر تعهد علمی، میتوان مورخان را در دو گروه کلی قرار داد؛ گروهی که بیش از هر چیز خود را متعهد به گذشته و بازسازی دقیق آن میدانند و گروهی که تلاش میکنند با بهرهگیری از تاریخ، به مسائل و نیازهای امروز جامعه پاسخ دهند. با وجود تفاوت این دو رویکرد، هر دو بر ضرورت پایبندی به اصول علمی، پرهیز از تحریف و اتکا به شواهد معتبر تأکید دارند.
کرمی با بیان اینکه هر فردی ممکن است درباره گذشته سخن بگوید، اما هر روایت تاریخی الزاماً یک پژوهش تاریخی محسوب نمیشود، تصریح کرد: افراد بسیاری در طول تاریخ درباره وقایع مختلف نوشته یا اظهار نظر کردهاند، اما آنچه یک مورخ را از دیگران متمایز میکند، توانایی تحلیل، نقد منابع، ساماندهی دادهها و ارائه تصویری منسجم از گذشته است. شناخت تاریخی محصول پژوهش روشمند است، نه صرفاً نقل خاطرات یا بازگویی رویدادها.
وی در ادامه مهمترین ویژگیهای یک مورخ را برخورداری از ذهنی منظم و ساختاریافته، حفظ بیطرفی، نگاه انتقادی، مسئولیتپذیری علمی و توانایی تشخیص مرز میان استفاده صحیح از تاریخ و سوءاستفاده از آن عنوان کرد و گفت: تاریخ زمانی ارزش علمی پیدا میکند که پژوهشگر بتواند بدون پیشداوری، دادهها را ارزیابی و تحلیل کند.
این پژوهشگر تاریخ با تأکید بر اینکه تاریخپژوهی بر کشف الگوهای پنهان استوار است، اظهار کرد: اهمیت تاریخ تنها در ثبت رویدادها نیست، بلکه در شناسایی روندها، ساختارها و نقاط تحول تاریخی است. تحلیل تاریخی در واقع تلاشی برای ردیابی وقایع تا رسیدن به عوامل اصلی تغییر و شناخت سازوکارهای اثرگذار بر تحولات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی است.
وی افزود: اگر تاریخ را دانشی کاربردی بدانیم، باید از سطح توصیف وقایع فراتر برویم و به تحلیل روندها و ارائه تعمیمهای مشروط برسیم. چنین رویکردی امکان برقراری ارتباط میان تاریخ و سایر علوم را فراهم میکند و موجب میشود یافتههای تاریخی در شناخت مسائل امروز نیز کاربرد داشته باشند.
کرمی در تشریح این موضوع به نمونهای از یک قحطی تاریخی اشاره کرد و گفت: ثبت وقوع یک قحطی و ارائه آمار مربوط به آن ارزشمند است، اما پژوهش تاریخی زمانی شکل میگیرد که چرایی و پیامدهای آن در سطوح مختلف مورد بررسی قرار گیرد. برای نمونه باید تحلیل شود که در سطح کلان چه سیاستهایی از سوی حکومت اتخاذ شده، در سطح منطقهای مدیران محلی چه تصمیمهایی گرفتهاند و در سطح جامعه و خانواده چه تغییراتی در رفتارهای اقتصادی و اجتماعی مردم رخ داده است.
وی ادامه داد: ممکن است در دورهای که خشکسالی رخ داده، حکومت مرکزی سیاستهای اقتصادی انقباضی را در پیش گرفته باشد، مدیران محلی نیز بر وصول مالیاتها اصرار کرده باشند، کسبه فروش نسیه را متوقف کرده و مردم نیز از قرض دادن خودداری کرده باشند. پرسش اصلی مورخ این است که آیا این رفتارها نتیجه انتقال یک سیاست از سطوح بالای قدرت به لایههای پایین جامعه بوده یا هر یک بهطور مستقل و متناسب با شرایط خود شکل گرفته است؟ پاسخ به چنین پرسشهایی نیازمند پژوهشی علمی، مستند و روشمند است.
این عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان لرستان، درباره ارزیابی اعتبار منابع تاریخی نیز گفت: یکی از مهمترین مراحل پژوهش تاریخی، سنجش اعتبار منابع است. هیچ منبعی نباید بدون بررسی پذیرفته شود و یکی از معتبرترین شیوههای ارزیابی، مقایسه آن با منابع همدوره یا نزدیک به همان دوره تاریخی است.
کرمی افزود: برای نمونه، اگر پژوهشگری بخواهد درباره اعتبار آثار هرودوت یا توسیدید قضاوت کند، لازم است دیدگاه مورخان و نویسندگان همعصر یا نزدیک به دوره آنان را نیز بررسی کند. البته در این ارزیابی باید رقابتها، اختلاف دیدگاهها و شرایط سیاسی و فکری آن دوران نیز مورد توجه قرار گیرد تا نتیجهای واقعبینانه به دست آید.
وی خاطرنشان کرد: جایگاه و تخصص فردی که یک منبع تاریخی را نوشته، گردآوری یا حفظ کرده نیز در ارزیابی اعتبار آن نقش مهمی دارد. اینکه نویسنده یک شاهد عینی، مقام حکومتی، پژوهشگر، کارشناس یا صرفاً یک علاقهمند بوده است، میتواند بر میزان اعتماد به دادههای آن منبع تأثیرگذار باشد.
این دکترای تاریخ با بیان اینکه سنجش منطقی دادهها نیز از اصول اساسی نقد منابع است، اظهار کرد: تطبیق اطلاعات تاریخی با منطق، شواهد موجود و عقل سلیم، یکی دیگر از معیارهای مهم ارزیابی اعتبار منابع به شمار میرود. بسیاری از متون کهن با روایتهای اسطورهای یا عناصر فراطبیعی درآمیختهاند و این موضوع لزوماً به معنای بیاعتباری کامل آنها نیست، زیرا باید شرایط فکری و فرهنگی زمان نگارش این آثار را نیز در نظر گرفت.
وی در پایان گفت: اگر ادعاهای غیرمستند، روایتهای غیرمنطقی یا اسطورهپردازیهای مشابه در منابع متأخر و بدون پشتوانه تاریخی مطرح شود، باید با دیده تردید به آنها نگریست. پژوهش تاریخی زمانی به نتایج قابل اعتماد میرسد که نقد منابع، تطبیق شواهد و تحلیل عقلانی در کنار یکدیگر قرار گیرند.
انتهای پیام

