مهدی یوسفوند در گفتوگو با ایسنا با اشاره به آثار روانی حوادث جنگی بر کودکان و نوجوانان اظهار کرد: زمانی که درباره تأثیر جنگ بر دانشآموزان صحبت میکنیم، باید به این نکته توجه داشته باشیم که برخی دانشآموزان ممکن است پس از تجربه یک حادثه سخت، دچار اختلال استرس پس از سانحه یا PTSD شوند.
وی با بیان اینکه استفاده از واژه «ترومای مکرر» نیازمند دقت علمی است، افزود: تروما به معنای آسیب یا زخم روانی است؛ معمولاً یک حادثه سخت و شدید زمانی تبدیل به تروما میشود که اثرات روانی آن پس از پایان حادثه نیز همراه فرد باقی بماند و موجب ایجاد استرس و اضطراب پایدار شود.
یوسفوند ادامه داد: بنابراین بهتر است به جای اینکه صرفاً از «تروماهای مکرر» صحبت کنیم، بگوییم افرادی که در معرض حوادث آسیبزا قرار گرفتهاند و همزمان اضطراب جدایی، ترس از آینده یا نگرانیهای شدید را تجربه میکنند، چگونه تحت تأثیر این شرایط قرار میگیرند.
نشانههای PTSD در دانشآموزان
این روانشناس تربیتی با اشاره به علائم اختلال استرس پس از سانحه در دانشآموزان اظهار کرد: یکی از مهمترین نشانههای PTSD، تجربه دوباره اضطراب و ترس ناشی از حادثه است. این دانشآموزان ممکن است دچار دلهره، بیقراری، اختلال خواب، کابوسهای شبانه، عرق کردن ناگهانی، کاهش تمرکز و رفتارهای غیرعادی شوند.
وی در ادامه افزود: گاهی کودک یا نوجوانی که چنین تجربهای داشته است، ممکن است به شکل ناگهانی والدین خود را محکم در آغوش بگیرد یا وابستگی بیشتری نسبت به افراد مورد اعتماد خود پیدا کند، زیرا احساس میکند ممکن است عزیزانش را از دست بدهد.
یوسفوند ادامه داد: یکی دیگر از نشانهها میتواند تغییر در سبک دلبستگی باشد. کودکی که پیش از حادثه دارای دلبستگی ایمن بوده، ممکن است پس از تجربه یک اتفاق آسیبزا به سمت دلبستگی اضطرابی حرکت کند و دائماً نگران از دست دادن والدین، دوستان یا افراد مهم زندگی خود باشد.
وی تصریح کرد: دانشآموزی که دچار PTSD شده است، ممکن است صحنه حادثه را بارها در ذهن خود مرور کند، درباره آن صحبت کند یا واکنشهایی نشان دهد که برای اطرافیان غیرعادی به نظر برسد؛ برای مثال در شرایط عادی ناگهان احساس خطر کند یا واکنش شدید نشان دهد.
معلمان چگونه تفاوت آسیب روانی و مشکل یادگیری را تشخیص دهند؟
عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان لرستان با اشاره به نقش مهم معلمان در شناسایی این دانشآموزان گفت: یکی از نکات مهم برای تشخیص اینکه افت تحصیلی ناشی از جنگ و آسیب روانی است یا یک مشکل زمینهای یادگیری، توجه به زمان شروع مشکل است.
وی افزود: معلمان معمولاً شناخت مناسبی از ویژگیهای دانشآموزان خود دارند. اگر دانشآموزی تا پیش از یک حادثه خاص عملکرد طبیعی داشته، مشکل جدی در یادگیری نداشته و پس از یک اتفاق آسیبزا دچار تغییر ناگهانی در رفتار، تمرکز یا عملکرد تحصیلی شده است، باید احتمال تأثیر عوامل روانشناختی مورد بررسی قرار گیرد.
یوسفوند ادامه داد: اما مشکلات زمینهای یادگیری معمولاً از قبل وجود داشتهاند و ارتباط مستقیمی با یک حادثه خاص ندارند. برای مثال، دانشآموزی که دچار نارساخوانی، نارسانویسی یا اختلال یادگیری ریاضی است، معمولاً از گذشته با این مشکل مواجه بوده است.
وی با بیان اینکه اختلالات یادگیری در طبقه اختلالات رشدی قرار میگیرند، گفت: این اختلالات میتوانند ریشههای ژنتیکی و عصبشناختی داشته باشند و با اضطراب ناشی از یک حادثه یا شرایط جنگی متفاوت هستند.
این استاد دانشگاه افزود: دانشآموز مبتلا به PTSD ممکن است به دلیل اضطراب، نگرانی و درگیری ذهنی نتواند تمرکز لازم برای یادگیری داشته باشد، اما دانشآموزی که اختلال یادگیری زمینهای دارد، حتی اگر اضطراب بالایی نداشته باشد، ممکن است در خواندن، نوشتن یا انجام عملیات ریاضی با مشکل مواجه شود.
اضطراب جدایی و تأثیر آن بر یادگیری
یوسفوند در ادامه با اشاره به اضطراب جدایی اظهار کرد: اضطراب جدایی یکی از اختلالات اضطرابی است که معمولاً در سنین پایینتر دیده میشود و زمانی رخ میدهد که کودک از منبع امنیت و اعتماد خود فاصله میگیرد و دچار نگرانی میشود.
وی افزود: البته باید توجه داشت که ارتباط دادن مستقیم اضطراب جدایی با یادگیری عمیق نیازمند دقت است، زیرا یادگیری عمیق و معنادار بیشتر مربوط به سنینی است که فرد توانایی ایجاد ارتباطهای پیچیدهتر میان مفاهیم را پیدا کرده است.
این روانشناس تربیتی ادامه داد: در سنین پایینتر، بخش زیادی از یادگیریها شامل یادگیریهای اولیه، قراردادی یا نیازمند تکرار برای ماندگاری است، اما در سنین بالاتر یادگیری عمیق شکل میگیرد؛ یعنی فرد میتواند مطالب جدید را به دانستههای قبلی خود مرتبط کند و یک ساختار مفهومی ایجاد کند.
وی گفت: با این حال، اضطراب به طور کلی میتواند مانع از یادگیری مطلوب شود، زیرا تمرکز، حافظه، پردازش اطلاعات و توانایی ایجاد ارتباط میان مطالب را کاهش میدهد.
ترس از آینده؛ محصول ابهام ذهنی دانشآموز
یوسفوند با اشاره به نقش ترس از آینده در کاهش کیفیت یادگیری اظهار کرد: یکی از مهمترین دلایل ترس از آینده، وجود ابهام است. دانشآموزی که نمیداند چه اتفاقی قرار است رخ دهد یا مسیر آینده خود را مشخص نمیبیند، با نگرانی بیشتری مواجه میشود.
وی افزود: فردی که هدفگذاری کرده، برنامه دارد و میزان تلاش خود را متناسب با اهدافش تنظیم کرده است، کمتر دچار ترس از آینده میشود، زیرا نقشه ذهنی مشخصتری دارد.
این عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان لرستان با بیان اینکه اضطراب و ترس دو روی یک سکه هستند، گفت: اضطراب معمولاً منبع مشخصی ندارد، اما ترس اغلب به یک عامل مشخص مربوط است؛ با این حال هر دو میتوانند از طریق ایجاد پریشانی روانشناختی و افزایش ابهام، فرآیند یادگیری را مختل کنند.
وی در پایان تأکید کرد: شناخت درست نشانههای آسیب روانی پس از بحران، نخستین گام برای حمایت از دانشآموزان است و معلمان، خانوادهها و نظام آموزشی باید به تغییرات رفتاری و روانی کودکان پس از حوادث سخت توجه ویژه داشته باشند.
انتهای پیام

