۱۴۰۵-۰۳-۲۵ | ۱۳:۵۹
شرط بقای ایران در عصر بی‌نظمی؛ از پیش‌بینی‌پذیر بودن خارج شوید

دانشیار علوم سیاسی پژوهشکده امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامی:

شرط بقای ایران در عصر بی‌نظمی؛ از پیش‌بینی‌پذیر بودن خارج شوید

دانشیار علوم سیاسی پژوهشکده امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامی با اشاره به آسیب رفتار قابل پیش‌بینی ایران پیش از جنگ ۱۲ روزه گفت: کشور باید به بازیگری «پیش‌بینی‌ناپذیر اما هوشمند» تبدیل شود تا آستانه تحملش در برابر تهدیدات دشمن لو نرود.

به گزارش ایسنا، محمد محمودی کیا امروز در دومین دورهٔ همایش «امر ملی و پساجنگ» که در دانشگاه صنعتی شریف برگزار شد، اظهار کرد: یکی از مفاهیم مهم در مطالعات امنیتی، مفهوم «معمای امنیت» است. بر اساس این مفهوم، اگر یک بازیگر صرفاً برای تقویت توان دفاعی خود اقدام به افزایش قدرت کند، این اقدام از سوی بازیگر دیگر به‌عنوان یک تهدید تلقی می‌شود و در نتیجه رقابت تسلیحاتی، بحران و حتی جنگ شکل می‌گیرد.

وی افزود: جنگ رمضان نشان داد که آمریکا دیگر توان و جایگاه سابق خود را در پاسداری از نظم تک‌قطبی جهان ندارد و کنشگران بین‌المللی به دنبال خلق روابط و شبکه‌های معنایی جدید در عرصه جهانی هستند.

این دانشیار علوم سیاسی ادامه داد: علت اصلی شکل‌گیری چنین وضعیتی، عدم قطعیت در تشخیص نیت‌هاست. امروز هرگونه اقدام در سیاست خارجی، از روابط با عربستان گرفته تا مواضع در قبال بحران‌هایی مانند اوکراین، ممکن است از سوی سایر بازیگران به‌عنوان رفتاری تهاجمی تفسیر شود. این مسئله کشورها را به سمت رقابت‌های پرهزینه و چارچوب‌های ذهنی مبتنی بر تهدید سوق می‌دهد.

وی تأکید کرد: یکی از مهم‌ترین پرسش‌ها این است که سیاست خارجی کشور در شرایط جنگی چگونه باید تنظیم شود تا هزینه‌های سیاست خارجی به حداقل و کارآمدی آن به حداکثر برسد.

محمودی‌کیا با اشاره به تحولات نظم جهانی اظهار کرد: معمای امنیت که در دوره جنگ سرد عمدتاً بر ابهام در نیت دولت‌ها استوار بود، امروز با چالش‌های تازه‌ای روبه‌رو شده است. اکنون علاوه بر ابهام در نیت دولت‌ها، با ابهام در خود مفهوم دولت نیز مواجه هستیم.

وی افزود: امروز بازیگرانی در عرصه بین‌المللی حضور دارند که در قالب دولت‌های کلاسیک تعریف نمی‌شوند اما بخش‌هایی از قلمرو جغرافیایی را در اختیار دارند و نقش مؤثری در تحولات منطقه‌ای ایفا می‌کنند. نمونه‌هایی از این وضعیت را می‌توان در سودان، یمن، سوریه و حتی عراق مشاهده کرد. این مسئله تشخیص تهدید را بسیار پیچیده‌تر کرده است.

این پژوهشگر حوزه سیاست خارجی خاطرنشان کرد: ابزارهای قدرت نیز دچار تحول شده‌اند. اگر در گذشته سیاست‌گذاری خارجی عمدتاً بر ابزارهای سنتی استوار بود، امروز از جنگ‌های شناختی، بازدارندگی نامتقارن و ابزارهای نوین قدرت سخن می‌گوییم.

وی ادامه داد: تفاوت دیگر این است که در گذشته پیامد معمای امنیت معمولاً افزایش تنش تا سطح جنگ بود، اما در دوره معاصر گاهی با کاهش ناگهانی تنش‌ها نیز مواجه می‌شویم. برای مثال، در سال ۲۰۱۵ و در اوج تنش میان ایران و عربستان، شاهد نوعی فروپاشی ناگهانی در روند تخاصم بودیم.

محمودی‌کیا اظهار کرد: سیاست خارجی ایران در یک دهه گذشته از نوعی برداشت خاص از امنیت پیروی کرده است، اما این مفهوم امنیت به‌گونه‌ای صورت‌بندی نشده که پژوهشگران سیاست خارجی بتوانند چارچوب نظری روشنی برای تبیین رفتار دستگاه دیپلماسی کشور ارائه دهند.

وی افزود: رفتارهای پارادوکسیکال در سیاست خارجی ایران مشاهده می‌شود؛ تغییر در گفتمان‌ها، تغییر در جهت‌گیری‌ها و افزایش بی‌نظمی در محیط بین‌المللی باعث شده است که فهم این رفتارها دشوارتر شود.

وی با اشاره به تحولات نظام بین‌الملل گفت: آنچه امروز در عرصه جهانی مشاهده می‌کنیم، فرسایش ساختارهای نظم‌دهنده و افزایش بی‌نظمی در روابط بین‌الملل است. جهان در حال تجربه وضعیتی از آنتروپی فزاینده است.

محمودی‌کیا توضیح داد: در نظریه سیستم‌ها، سیستم‌های بسته به دلیل ناتوانی در تبادل انرژی با محیط، در نهایت دچار فروپاشی می‌شوند؛ اما سیستم‌های باز با دریافت انرژی از محیط می‌توانند نابسامانی‌های داخلی خود را کنترل کنند. امروز نیز نظام بین‌اللمل در وضعیتی بحرانی و فزاینده قرار دارد.

وی تصریح کرد: این وضعیت برای جمهوری اسلامی ایران هم فرصت و هم تهدید به همراه دارد. از یک سو، برای بازیگری که نظم موجود را ناعادلانه می‌داند و به دنبال ایجاد نظمی عادلانه‌تر است، شرایط فعلی فرصت‌هایی برای کنشگری فراهم می‌کند. از سوی دیگر، قواعد گذشته دیگر تضمین‌کننده پیش‌بینی‌پذیری نیستند.

ایران باید به بازیگری پیش‌بینی‌ناپذیر اما هوشمند تبدیل شود

این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: در عصر پیش‌بینی‌ناپذیری، بازیگران باید از سطحی از پیش‌بینی‌ناپذیری برخوردار باشند. یکی از چالش‌های امنیتی ایران تا پیش از جنگ ۱۲ روزه، پیش‌بینی‌پذیر بودن رفتار کشور بود. طرف مقابل به‌خوبی می‌دانست آستانه تحمل و سطح تنش‌پذیری ایران در کجاست و تلاش می‌کرد اقدامات خود را پایین‌تر از آن آستانه تنظیم کند.

وی ادامه داد: این وضعیت به‌تدریج منافع و امنیت ملی کشور را تحت تأثیر قرار می‌داد. اکنون آن نظام مبتنی بر پیش‌بینی‌پذیری تا حد زیادی کنار رفته و کشور باید خود را برای کنش‌های زمان‌مند، هوشمند و متناسب با شرایط جدید آماده کند.

رئالیسم هوشمند؛ راهنمای سیاست خارجی در شرایط جدید

محمودی‌کیا گفت: در چنین شرایطی به یک سازه نظری نیاز داریم که بتواند در فضای آنتروپی فزاینده جهانی، راهنمای عمل سیاست خارجی کشور باشد. در این چارچوب، از مفهومی با عنوان «رئالیسم هوشمند» استفاده کرده‌ام که پیش‌تر نیز در قالب یک مقاله علمی منتشر شده است.

وی توضیح داد: رئالیسم هوشمند بر مبانی رئالیسم کلاسیک استوار است، اما یک گام فراتر از رئالیسم نئوکلاسیک حرکت می‌کند؛ زیرا علاوه بر مؤلفه‌های قدرت، هنجارها و عناصر سازه‌انگارانه را نیز وارد تحلیل می‌کند و نوعی سنتز نظری ارائه می‌دهد.

این پژوهشگر علوم سیاسی تأکید کرد: نخستین اصل در رئالیسم هوشمند، «حداقل‌سازی ریسک» است. بر این اساس، هرگونه تعامل خارجی باید به‌گونه‌ای طراحی شود که هزینه‌های امنیتی آن از مجموع منافع اقتصادی، سیاسی و فناورانه‌اش کمتر باشد.

وی افزود: چنین رویکردی مانع ورود کشور به ماجراجویی‌هایی می‌شود که پیامدهای امنیتی آن می‌تواند هزینه‌های سنگینی را بر منافع ملی تحمیل کند. از این رو، تا پیش از جنگ رمضان نیز یکی از اصول مهم سیاست خارجی باید حرکت در مسیر حداقل‌سازی ریسک و افزایش منافع ملی باشد.

انعطاف‌پذیری راهبردی، شرط بقا در محیط متحول منطقه‌ای

محمودی‌کیا با تشریح اصول «رئالیسم هوشمند» گفت: اصل دوم، «انعطاف پویـا» است. بر اساس این اصل، کشور باید توانایی تعدیل سریع راهبردهای خود را متناسب با تغییر موازنه قدرت و بروز تکانه‌های جدید داشته باشد.

وی افزود: اگر امروز دولت بشار اسد به‌صورت ناگهانی سقوط کند، سیاست خارجی نیز باید بتواند خود را بازتعریف کند. همچنین اگر پل ارتباطی ایران با حزب‌الله لبنان و جنوب لبنان به‌واسطه از بین رفتن دولت مرکزی در دمشق دچار اختلال شود، باید امکان اعمال سیالیت و بازطراحی در سیاست‌گذاری‌ها وجود داشته باشد.

وابستگی متقابل باید کنترل‌شده و هدفمند باشد

این دانشیار علوم سیاسی ادامه داد: اصل سوم، «وابستگی متقابل کنترل‌شده» است. در نظریه‌های کلاسیک، وابستگی متقابل متقارن به این معناست که هر دو طرف به یکدیگر نیاز داشته باشند، اما در الگوی وابستگی متقابل کنترل‌شده، باید در برخی حوزه‌ها شرایطی ایجاد شود که طرف مقابل به شما نیازمند باشد و این وابستگی نیز یک‌سویه نباشد.

وی اظهار کرد: نمونه بارز این مسئله را می‌توان در پروژه کریدور شمال ـ جنوب مشاهده کرد؛ پروژه‌ای که متأسفانه در کشور ما با کندی و ناکامی‌هایی همراه بوده است. جای تأسف دارد که فهم ژئوپلیتیکی در تنظیم روابط خارجی و سیاست‌گذاری کلان کشور تا این اندازه کم‌رنگ است و گاهی نگاه به سیاست خارجی سطحی و غیرراهبردی می‌شود.

قدرت دانش‌بنیان، موتور بقا در عصر بی‌نظمی جهانی

محمودی‌کیا اصل چهارم رئالیسم هوشمند را «تقویت قدرت دانش‌پایه» دانست و گفت: قدرت دانش‌بنیان نیروی محرکه بقا در عصر آنتروپی فزاینده است. تجربه جنگ‌های جدید نشان داد که فناوری‌های پیشرفته چگونه می‌توانند معادلات قدرت را دگرگون کنند.

وی افزود: امروز همه ما مشاهده کرده‌ایم که فناوری‌های مدرن، جنگنده‌های نسل پنجم پنهان‌کار و سامانه‌های پیچیده فرماندهی و کنترل چه نقشی در تحولات امنیتی دارند. منشأ و خاستگاه این توانمندی‌ها دانشگاه‌ها و مراکز علمی هستند و بی‌توجهی به این حوزه می‌تواند آسیب‌های جدی برای سیاست خارجی و امنیت ملی کشور به همراه داشته باشد.

نگاه به شرق نباید به معنای بستن مسیرهای تعامل با غرب باشد

وی ادامه داد: اصل پنجم، منطقه‌گرایی و اتصال به اضلاع نوظهور قدرت است. این اصل ترجمان عملی «نگاه به شرق» محسوب می‌شود، اما نگاه به شرق زمانی معنا پیدا می‌کند که امکان حفظ گزینه‌های تعامل با غرب در موضوعات غیرامنیتی نیز وجود داشته باشد.

محمودی‌کیا خاطرنشان کرد: یکی از چالش‌های روابط ایران با چین و روسیه، به‌ویژه چین، این است که تکلیف برخی مسائل امنیتی به‌صورت شفاف مشخص نشده است. نمی‌توان هم‌زمان به شرق گرایش داشت و در حوزه امنیتی همچنان در انتظار تعیین تکلیف از سوی بازیگران غربی بود.

وی افزود: قدرت‌های بزرگ در مسائل امنیتی اهل مسامحه نیستند و کشور باید تکلیف خود را در این حوزه روشن کند. البته حتی در صورت گرایش به شرق نیز لازم است مسیرهای تعامل با غرب در موضوعات غیرامنیتی باز بماند. سیاست خارجی باید از انعطاف کافی برخوردار باشد تا امکان بهره‌گیری از گزینه‌های مختلف را فراهم کند.

مقاومت باید به یک پدیده اجتماعی تبدیل شود

این پژوهشگر حوزه سیاست خارجی با اشاره به اصل «اجتماعی‌سازی مقاومت» گفت: مقاومت صرفاً با کمک‌های تسلیحاتی پایدار نمی‌ماند و چنین رویکردی در برابر شوک‌های بیرونی شکننده است.

وی افزود: نمونه این مسئله را در سوریه مشاهده کردیم. ایران و نیروهای هم‌پیمان توانستند با کمک نیروهای نیابتی و جریان‌های همسو، سوریه را از یک فروپاشی ساختاری نجات دهند، اما بخش مهمی از عوامل حفظ ساختارهای موجود، بیرون از جامعه سوریه قرار داشت.

محمودی‌کیا تصریح کرد: زمانی که منطق مقاومت در درون جامعه و اراده ملت‌ها نهادینه و اجتماعی نشود، پایداری لازم را نخواهد داشت. سقوط سریع ساختارهای سیاسی در سوریه نشان داد که مقاومت زمانی ماندگار است که به یک امر اجتماعی و درونی تبدیل شود.

تجربه یمن نمونه‌ای از کنش هوشمند با حداقل هزینه بود

وی با اشاره به تجربه یمن اظهار کرد: یکی از نمونه‌های موفق کنش مبتنی بر رئالیسم هوشمند را می‌توان در پرونده یمن مشاهده کرد. در این تجربه، ایران با کمترین میزان هزینه مستقیم توانست بخشی از اهداف و منافع راهبردی خود را تأمین کند.

محمودی‌کیا افزود: در مقایسه با سایر پرونده‌های منطقه‌ای، هزینه‌های مستقیم ایران در یمن بسیار محدود بود، اما دستاوردهای حاصل از آن قابل توجه بود. تأثیرگذاری بر معادلات باب‌المندب و حوزه انرژی، بخشی از ظرفیت‌هایی بود که به تقویت امنیت ملی کشور کمک کرد.

وی ادامه داد: همچنین در جریان بحران یمن و توافق پکن، ایران توانست بدون تحمل هزینه‌های مستقیم و با بهره‌گیری از نقش یک بازیگر ثالث یعنی چین، بخشی از منافع خود را تأمین کند که نمونه‌ای از اجرای اصل وابستگی متقابل کنترل‌شده به شمار می‌رود.

سیاست خارجی نیازمند پاسخ‌های متنوع و طیفی است

این استاد دانشگاه تأکید کرد: معمای امنیت غیرخطی برای جمهوری اسلامی ایران یک ضرورت است؛ زیرا نمی‌توان همه بازیگران را با یک الگوی واحد تحلیل کرد. برای مثال، سیاست عربستان با سیاست اسرائیل تفاوت‌های بنیادین دارد و اگر الگوی مواجهه با این دو بازیگر یکسان باشد، نتیجه آن می‌تواند به یک خطای بزرگ در سیاست خارجی منجر شود.

وی افزود: اصول رئالیسم هوشمند به سیاست‌گذار کمک می‌کند تا متناسب با هر بازیگر و هر موقعیت، راهبرد متفاوتی طراحی کند. در چنین شرایطی ارزیابی دقیق هزینه‌های سیاست خارجی اهمیت فراوانی دارد؛ زیرا هر اقدام خارجی می‌تواند پیامدهای داخلی گسترده‌ای نیز به همراه داشته باشد.

محمودی‌کیا خاطرنشان کرد: برای هر نوع تهدید و اقدام، باید طیفی از پاسخ‌ها وجود داشته باشد و نمی‌توان صرفاً به یک الگوی ثابت تکیه کرد. آنچه در جریان جنگ رمضان و تحولات اخیر مشاهده شد، نمونه‌ای از همین مدیریت هوشمند بحران بود.

وی در پایان گفت: بسیاری انتظار داشتند ایران در واکنش به برخی اقدامات، گزینه‌های پرهزینه‌تری را در دستور کار قرار دهد، اما اصل حداقل‌سازی ریسک و طراحی پاسخ‌های مبتنی بر طیف خاکستری موجب شد امکان مدیریت بحران و کسب امتیاز در لحظات حساس فراهم شود.

انتهای پیام

# علمی‌ و دانشگاهی

آخرین اخبار علمی‌ و دانشگاهی