به گزارش ایسنا، محمد بازارگان امروز در دومین دورهٔ همایش «امر ملی و پساجنگ» که در دانشگاه صنعتی شریف برگزار شد، با اشاره به تجربه زندگی و تحصیل در خارج از کشور اظهار کرد: وقتی درباره نسبت ایران و آمریکا صحبت میکنیم، نخست باید به این پرسش پاسخ دهیم که چرا اساساً با چنین تقابلی مواجه هستیم. برای برخی افراد، پاسخ این سؤال از قبل روشن است، اما نسلهای جدیدی وجود دارند که ممکن است شناخت دقیقی از پیشینه این موضوع نداشته باشند.
وی افزود: معمولاً در توضیح این تقابل به موضوعاتی مانند دخالت آمریکا در کودتای ۲۸ مرداد، حمایت از رژیم پهلوی، نقش این کشور در جنگ تحمیلی یا سایر تنشهای تاریخی اشاره میشود، اما به نظر من بخشی از مسئله فراتر از این موارد است و به ساختار قدرت و نوع نگاه حاکم بر سیاست آمریکا بازمیگردد.
تجربه مواجهه با جامعه آمریکا
بازارگان ادامه داد: بخش قابل توجهی از زندگی خود را خارج از کشور سپری کردهام و برخلاف بسیاری از دانشجویان ایرانی که عمدتاً با جامعه دانشگاهی در ارتباط هستند، فرصت تعامل با بدنه جامعه آمریکا را نیز داشتهام. یکی از پرسشهایی که برای من شکل گرفت این بود که بخشی از این جامعه چرا نگاه منفی و گاه خصمانهای نسبت به ایران و جمهوری اسلامی دارد.
وی تصریح کرد: اگرچه بخشی از جامعه آمریکا گرایشهای لیبرالی دارد، اما ریشه این نگاه را صرفاً نمیتوان در اختلافات سیاسی روزمره جستوجو کرد. بخشی از آن به ساختار قدرت و برخی باورهای عمیق فرهنگی و اعتقادی در جامعه آمریکا مربوط میشود.
پیوند سیاست و باورهای مذهبی در آمریکا
استادیار دانشگاه صنعتی شریف اظهار کرد: یکی از نکاتی که در مطالعات و مشاهداتم برای من جالب بود، نقش پررنگ باورهای مذهبی در بخشی از ساختار سیاسی آمریکاست. برخلاف تصور رایج، نمیتوان سیاست در آمریکا را کاملاً جدا از برخی اعتقادات مذهبی تحلیل کرد.
وی افزود: در میان بخش قابل توجهی از جریانهای محافظهکار و حامیان حزب جمهوریخواه، برداشتهای خاصی از متون دینی و آینده جهان وجود دارد که بر نگاه آنان به مسائل بینالمللی نیز تأثیر میگذارد. در این چارچوب، برخی گروهها نسبت به ایران و تحولات منطقه نگاه ایدئولوژیک و اعتقادی دارند و همین مسئله در شکلگیری برخی رویکردها مؤثر است.
تحلیل سیاست آمریکا نیازمند نگاه چندبعدی است
بازارگان با اشاره به دوران حضور خود در دانشگاه استنفورد گفت: در دوران تحصیل، بارها در نشستها و سخنرانیهای اساتید علوم سیاسی شرکت میکردم. یکی از این جلسات در سال ۲۰۱۵ و همزمان با آغاز رقابتهای انتخاباتی میان دونالد ترامپ و هیلاری کلینتون برگزار شد.
وی ادامه داد: در آن نشست، یکی از استادان برجسته علوم سیاسی آمریکا تحلیل جامعی از سیاست داخلی و خارجی این کشور ارائه کرد. دقت و عمق تحلیل او برای من بسیار قابل توجه بود و باعث شد متوجه شوم که در بسیاری از مواقع، برای فهم تحولات سیاسی باید از نگاههای تکبعدی فاصله گرفت و مسائل را در ابعاد مختلف مورد بررسی قرار داد.
قدرت در نظامهای سیاسی صرفاً محصول رأی مردم نیست
استادیار مهندسی نفت دانشگاه صنعتی شریف خاطرنشان کرد: یکی از نکات مهمی که در آن مباحث مطرح شد، مسئله شکلگیری قدرت در نظامهای سیاسی بود. این پرسش مطرح میشد که آیا در عمل میتوان نظامی داشت که قدرت صرفاً و بهطور کامل از طریق انتخاب مستقیم مردم شکل بگیرد و استمرار پیدا کند؟
وی افزود: بررسیهای نظری و تجربی نشان میدهد که در همه نظامهای سیاسی، مجموعهای از نهادها، ساختارها، رسانهها، گروههای ذینفوذ و مراکز قدرت در کنار رأی مردم بر فرآیندهای سیاسی اثرگذار هستند. به همین دلیل، تحلیل قدرت صرفاً بر اساس نتایج انتخابات، تصویری کامل از واقعیت ارائه نمیدهد.
بازارگان تأکید کرد: برای شناخت سیاست داخلی و خارجی کشورها، از جمله آمریکا، باید ساختارهای عمیقتر قدرت، نهادهای اثرگذار و مبانی فکری و اعتقادی حاکم بر آنها را نیز مورد توجه قرار داد؛ زیرا بسیاری از تصمیمات و رویکردهای کلان در همین سطوح شکل میگیرند.
ضعف سیاستگذاری و حکمرانی، مهمترین چالش دوران پساجنگ است
بازارگان در ادامه با تأکید بر اهمیت مسئله حکمرانی اظهار کرد: برخی گزارهها در حوزه علوم سیاسی ممکن است در نگاه نخست ناخوشایند یا حتی شبیه دفاع از دیکتاتوری به نظر برسند، اما در مباحث نظری باید واقعیتهای ساختار قدرت را مورد توجه قرار داد. یکی از این مباحث این است که نمیتوان انتظار داشت در هیچ نظام سیاسی، قدرت بهصورت کاملاً پیوسته و بدون واسطه صرفاً توسط مردم اعمال و بازتولید شود.
وی افزود: همین پرسش ما را به مفهوم حاکمیت میرساند. هنر حاکمیت آن است که ضمن حفظ انسجام و اقتدار خود، زمینه مشارکت و اثرگذاری مردم را نیز فراهم کند. اگر این توازن از بین برود، یا جامعه از حاکمیت فاصله میگیرد و یا ساختارها دچار ناکارآمدی میشوند.
استادیار مهندسی نفت دانشگاه صنعتی شریف ادامه داد: یکی از مشکلات جدی ما در کشور، ضعف در سیاستگذاری و هماهنگی میان نهادهای مختلف است. مجلس، دولت، قوه قضاییه و سایر نهادها هر یک بخشی از مسئولیت اداره کشور را بر عهده دارند، اما در بسیاری از موارد هماهنگی لازم میان این بخشها وجود ندارد.
وی تصریح کرد: در شرایط حساس، بهویژه در دوران پساجنگ، این ضعف بیشتر خود را نشان میدهد. اگر سیاستگذاری منسجم و هماهنگ وجود نداشته باشد، سرمایه اجتماعی شکلگرفته در دوران بحران بهتدریج تضعیف خواهد شد.
اگر روایت رسمی ضعیف باشد، مردم روایت خود را از دیگران میگیرند
بازارگان با اشاره به مسئله اطلاعرسانی و اقناع افکار عمومی گفت: وقتی مردم اخبار و تحلیلهای مهم را از منابع خارجی یا از زبان مقامات کشورهای دیگر دریافت میکنند، این موضوع نشانه یک ضعف ارتباطی و حکمرانی است. چنین مسئلهای نهتنها به مرور زمان حل نمیشود، بلکه میتواند ابعاد گستردهتری پیدا کند.
وی افزود: در شرایط پیچیده سیاسی و امنیتی، صرف وقوع یک رویداد کافی نیست؛ بلکه باید برای مردم توضیح داده شود که چرا آن رویداد رخ داده، ریشههای آن چیست و چه منافعی در پس تصمیمات کشور وجود دارد.
لزوم تبیین دلایل منازعات برای افکار عمومی
استادیار دانشگاه صنعتی شریف اظهار کرد: یکی از پرسشهای مهمی که باید برای افکار عمومی پاسخ داده شود این است که چرا کشور درگیر برخی منازعات و تقابلهاست. برای مثال، بسیاری از مردم ممکن است بپرسند دلیل اختلاف با آمریکا چیست یا چرا موضوعاتی مانند برنامه هستهای تا این اندازه اهمیت دارد.
وی ادامه داد: اگر این مسائل بهدرستی برای جامعه تبیین نشود، طبیعی است که بخشی از مردم با پرسشها و ابهامهای جدی مواجه شوند. در چنین شرایطی هر نهادی روایت خود را ارائه میکند و نتیجه آن شکلگیری پیامهای متناقض خواهد بود.
حاکمیت قوی به معنای حکمرانی منسجم است
بازارگان با اشاره به برخی آسیبهای مدیریتی و اجرایی در کشور گفت: گاهی مشاهده میشود که مداخلات غیرتخصصی یا نفوذ روابط سیاسی در فرآیندهای مدیریتی، کارآمدی نهادها را کاهش میدهد. این مسئله در حوزههای مختلف قابل مشاهده است و میتواند بر کیفیت تصمیمگیریها اثر منفی بگذارد.
وی افزود: اگر از تجربه جنگ اخیر بخواهیم درس بگیریم، یکی از مهمترین نتایج آن ضرورت تقویت حکمرانی و سیاستگذاری منسجم است. در غیر این صورت ممکن است بخشی از دستاوردهای اجتماعی و سرمایهای که در دوران بحران شکل گرفته، از بین برود.
استادیار مهندسی نفت دانشگاه صنعتی شریف در پایان تأکید کرد: اگر قرار باشد از سرمایه اجتماعی ایجادشده در دوران جنگ و بحران محافظت کنیم، باید به سمت شکلگیری حاکمیتی منسجمتر، پاسخگوتر و توانمندتر حرکت کنیم.
انتهای پیام
