به گزارش ایسنا، جنگ تحمیلی عراق علیه کشورمان بهعنوان یکی از طولانیترین جنگهای قرن بیستم، نهتنها دو کشور درگیر بلکه کل منطقه و نظام بینالملل را تحت تأثیر قرار داد. این جنگ که به طور رسمی از روز ۳۱ شهریور ماه ۱۳۵۹ با تجاوز همهجانبه ارتش بعث عراق به خاک میهنمان آغاز شد، در طول هشت سال با طی کردن فراز و نشیبهای بسیار خاتمه یافت.
در این مدت، شورای امنیت سازمان ملل متحد در مجموع ۱۸ قطعنامه صادر کرد که ۱۱ مورد آن در زمان جنگ بود. اغلب این قطعنامهها، به دلیل جانبداری آشکار یا پنهان از عراق و عدم توجه به مطالبات ایران، با واکنش منفی جمهوری اسلامی روبهرو شد. در میان این مجموعه، «قطعنامه ۵۹۸» که در تیرماه ۱۳۶۶ صادر شد، نقطه عطفی به شمار میرود.
برای نخستین بار، در این قطعنامه به خواستههای اصلی ایران از جمله تعیین متجاوز اشاره و از جنگ ایران و عراق با عنوان «مخاصمه» یاد شد. صدور این قطعنامه بدون شک حاصل تحولات میدانی بزرگی بود که رزمندگان و فرماندهان در عملیاتهای سرنوشتسازی همچون «والفجر ۸» و «کربلای ۵» رقم زد. این دو عملیات با تغییر موازنه قوا در جبههها، جامعه جهانی را ناگزیر کرد که برای پایان دادن به جنگ طرحی جدیتر ارائه دهند.
در ادامه باید به جایگاه عملیاتهای «والفجر ۸ و «کربلای ۵» در شکلگیری و پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و در نهایت پایان جنگ به طور خاص بپردازیم.
شرایط میانه جنگ؛ بنبست و جستجوی راهحل
تا پیش از سال ۱۳۶۴، جنگ در وضعیت فرسایشی قرار داشت. تصمیمگیران جنگ در کشورمان پس از آزادسازی خرمشهر در سال ۱۳۶۱، سیاست «تنبیه متجاوز» را در پیش گرفتند و وارد خاک عراق شدند، اما عملیاتهای پس از آن، مانند: رمضان و خیبر، هرچند دستاوردهایی داشتند، نتوانستند ضربه نهایی را بر پیکره ارتش عراق وارد کنند.
بیشتر بخوانید:
از راهبرد «تعقیب متجاوز» در جنگ تحمیلی چه میدانید؟
لحظات نفسگیر مرحله چهارم عملیات رمضان
مرور روزهای شیمیایی «خیبر»
در آن زمان، شورای امنیت چندین قطعنامه صادر کرد، اما هیچیک به صراحت عراق را بهعنوان «آغازگر جنگ» معرفی نکرد. همین امر موجب شد که مقامات ایرانی آنها را نپذیرد و بر ادامه نبرد تا تحقق عدالت اصرار ورزند. در مقابل، عراق با حمایت گسترده قدرتهای جهانی و کشورهای عرب منطقه، به تجهیز مجدد خود پرداخت و تلاش کرد ایران را از ادامه جنگ ناامید کند. سالهای ۱۳۶۴ و ۱۳۶۵ صحنه تحولاتی بزرگ بود. ایران با طراحی عملیاتهای پیچیده و ابتکاری، توانست ضربات سنگینی بر عراق وارد آورد و موازنه جنگ را تغییر دهد.
عملیات والفجر ۸؛ فتح فاو و شوک جهانی
در بهمن ۱۳۶۴، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی عملیاتی غافلگیرانه در منطقه فاو طراحی و اجرا کرد. این عملیات با رمز «یا فاطمهالزهرا (س)» آغاز شد و طی آن، شبهجزیره استراتژیک فاو در جنوب عراق به تصرف نیروهای ایرانی درآمد.
سه دلیل اهمیت فاو
اهمیت فاو در سه سطح قابل بررسی است:
نظامی: تسلط بر فاو، ایران را بر شریان حیاتی عراق یعنی دسترسی به خلیج فارس مسلط ساخت. این امر فشار سنگینی بر اقتصاد و صادرات نفتی عراق وارد کرد.
سیاسی ـ روانی: سقوط فاو ضربهای حیثیتی به رژیم صدام وارد آورد. این منطقه با حضور گارد ریاست جمهوری حفاظت میشد و سقوط آن، توان دفاعی عراق را زیر سؤال برد.
بینالمللی: قدرتهای حامی صدام دریافتند که ادامه این روند میتواند موجودیت عراق را تهدید کند. به همین دلیل، تنها چند روز پس از این عملیات، شورای امنیت قطعنامه ۵۸۲ را تصویب کرد که خواستار آتشبس فوری و بازگشت به مرزها بود.
بیشتر بخوانید:
نقش و تأثیر فتح فاو در روند تحولات سیاسی- نظامی جنگ
چند نکته درباره پایان جنگ و قطعنامه ۵۹۸
فتح فاو، ایران را در موقعیت برتری نظامی قرار داد و نشان داد که جمهوری اسلامی توان طراحی عملیاتهای بزرگ و موفقیتآمیز را دارد. این پیروزی، نگاه بسیاری از تحلیلگران بینالمللی به جنگ را تغییر داد و آنان را نسبت به شکست احتمالی عراق نگران ساخت.
عملیات کربلای ۵؛ شکستن دژ شلمچه و نزدیک شدن به بصره
کمتر از یک سال پس از فتح فاو، ایران عملیات بزرگ دیگری را در دیماه ۱۳۶۵ در منطقه شلمچه و شرق بصره آغاز کرد. عملیات «کربلای ۵» از حیث گستره، تلفات دشمن و اهمیت استراتژیک، یکی از بزرگترین عملیاتهای جنگ ایران و عراق محسوب میشود.
ویژگیهای کربلای ۵
هدف اصلی عملیات، تسلط بر جادهها و مواضع حیاتی شرق بصره و باز کردن راهی به سوی دومین شهر مهم عراق بود. ایران موفق شد خطوط دفاعی مستحکم عراق که با کمک کارشناسان غربی ایجاد شده بود، بشکند. در این عملیات، بیش از ۸۰ تیپ و گردان عراقی منهدم شدند و ارتش عراق تلفات سنگینی متحمل شد؛ از جمله نابودی صدها تانک و هواپیما و کشته یا زخمی شدن دهها هزار نفر از نیروهای دشمن.
بیشتر بخوانید:
آنچه در «کربلای۵» گذشت
تحلیل سپهبد صیاد شیرازی از «کربلای۵»
امضای خون نامه رزمندگان در «کربلای۵»
رزمندگان کشورمان به ۱۰ کیلومتری شهر بصره رسیدند؛ اتفاقی که زنگ خطر را برای رژیم صدام و حامیانش به صدا درآورد. این عملیات، نهتنها عراق را در تنگنای نظامی قرار داد، بلکه قدرتهای بزرگ را نیز به شدت نگران کرد. به تعبیر سرلشگر شهید حاج قاسم سلیمانی، نتایج کربلای ۵ بود که کشورهای دنیا را واداشت تا برای نخستین بار قطعنامهای جامع و نسبتاً متوازن (۵۹۸) تنظیم کنند.
از والفجر ۸ و کربلای ۵ تا قطعنامه ۵۹۸
تحولات میدانی حاصل از این دو عملیات، زمینهساز تغییر جدی در رویکرد شورای امنیت شد. پس از اجرای موفقیتآمیز عملیات «والفجر ۸» و سقوط فاو، عراق و حامیانش خواستار ورود جدی شورای امنیت شدند. صدور قطعنامه ۵۸۲ در اسفند ۱۳۶۴، پاسخی به این نگرانیها بود، هرچند ایران آن را نپذیرفت.
پس از انجام عملیات «کربلای ۵»، شورای امنیت دریافت که ادامه جنگ میتواند به سقوط بصره و حتی رژیم صدام منجر شود. همین امر موجب شد که در تیر ۱۳۶۶، «قطعنامه ۵۹۸» صادر شود که نسبت به قطعنامههای قبلی، تا حد زیادی به خواستههای ایران نزدیکتر بود.
ویژگیهای مهم قطعنامه ۵۹۸
«به کار بردن واژه «مخاصمه» به جای «وضعیت» برای جنگ»، «درخواست آتشبس و عقبنشینی به مرزهای بینالمللی»، «تأکید بر تبادل اسرا» و مهمتر از همه، «درخواست از دبیرکل سازمان ملل برای تعیین مسئول آغاز جنگ» از مهم ترین ویژگیهای این قطعنامه بودند. این بند آخر، نتیجه مستقیم پیروزیهای ایران در میدان بود. اگر ایران در فاو و شلمچه چنین دستاوردهایی نداشت، هیچگاه شورای امنیت حاضر نمیشد موضوع تعیین متجاوز را بپذیرد.
چرایی تأخیر ایران در پذیرش قطعنامه
اگرچه «قطعنامه ۵۹۸ » در تیر ۱۳۶۶ صادر شد، اما جمهوری اسلامی یک سال بعد یعنی در تیر ۱۳۶۷ آن را پذیرفت. دلیل این تأخیر، چند عامل از جمله موارد زیر بود:
بیاعتمادی به شورای امنیت: ایران به تجربه دریافته بود که این شورا در گذشته جانب عراق را گرفته است.
امید به پیروزیهای بیشتر: بخشی از فرماندهان و مسئولان بر ادامه جنگ تا سقوط صدام تأکید داشتند.
بیشتر بخوانید:
غرامتی که باید پرداخت شود
از نامههای محرمانه صدام به ایران چه میدانید؟
مسیری که تصویب و پذیرش قطعنامه ۵۹۸ طی کرد
یک ابتکار خاص از امام خمینی (ره) درباره جنگ تحمیلی
با این حال، بدون پیروزیهای بزرگ والفجر ۸ و کربلای ۵، قطعنامه ۵۹۸ هرگز چنین جایگاه و محتوایی نمییافت و شاید ایران نیز آن را نمیپذیرفت.
عملیاتهای والفجر ۸ و کربلای ۵ دو نقطه عطف تعیینکننده در جنگ ایران و عراق بودند. فتح فاو در والفجر ۸ نشان داد که ایران توان غافلگیری و ضربه استراتژیک دارد. شکستن دژ شلمچه و نزدیک شدن به بصره در کربلای ۵ نیز توازن جنگ را بهشدت به نفع ایران تغییر داد.
این تحولات، شورای امنیت را ناچار کرد که قطعنامهای جامعتر و متوازنتر صادر کند؛ قطعنامهای که برخلاف موارد قبلی، حداقل بخشی از خواستههای ایران را در بر داشت. پذیرش نهایی این قطعنامه در سال ۱۳۶۷، هرچند تلخ و دشوار بود، اما نتیجه مستقیم دستاوردهای نظامی و دیپلماتیک ایران پس از این دو عملیات بود.
امروز، با گذشت دههها از آن دوران، یاد و خاطره رشادتهای رزمندگان در والفجر ۸ و کربلای ۵ همچنان زنده است. این دو عملیات نهتنها در تاریخ جنگ بلکه در مسیر سیاسی پایان آن نقشی بیبدیل ایفا کردند.
انتهای پیام
