چهارشنبه ۲۱ مرداد ۱۴۰۵ | ۱۱:۲۳
امروز در تقویم چه روزی است؟

امروز در تقویم چه روزی است؟

امروز در تقویم با عنوان «روز حمایت از صنایع کوچک» نام‌گذاری شده است،‌ اما بزرگ‌ترین چالش، ناهمخوانی حمایت‌ها با واقعیت کسب‌وکارهایی است که بر مرز باریکی میان فرهنگ، هنر و اقتصاد حرکت می‌کنند. «صنایع خلاق» این روزها بیش از آنکه نیازمند تعریف روی کاغذ و وام‌های بانکی باشند، با بحران‌های واقعی دیگری دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

​به گزارش ایسنا، وقتی از صنایع کوچک صحبت می‌شود، معمولا تصویر یک کارگاه، واحد تولیدی یا بنگاه اقتصادی با خط تولید بزرگ و تعداد زیادی نیروی کار شکل می‌گیرد. اما در اقتصاد امروز، بخش قابل توجهی از کسب‌وکارهای کوچک با دستگاه‌های سنگین تعریف نمی‌شوند و سرمایه اصلی آن‌ها ایده، مهارت و نیروی انسانی است. بازی‌سازی، انیمیشن، طراحی شخصیت، صنایع‌دستی، طراحی لباس، نشر و تولید محتوا در همین گروه قرار می‌گیرند؛ حوزه‌هایی که غالبا با تیم‌های کوچک چندنفره آغاز می‌شوند، اما در صورت فراهم بودن زیرساخت‌ها، توانایی رشد و ایجاد بازاری گسترده را دارند.

حالا هم‌زمان با «روز حمایت از صنایع کوچک» این پرسش مطرح می‌شود که صنایع خلاق که در بخش قابل توجهی با صنایع فرهنگی مرتبط هستند،‌ تا چه اندازه در ساختار اقتصادی ایران به عنوان بخشی از کسب‌وکارهای کوچک به رسمیت شناخته می‌شوند و آیا حمایت‌های موجود با نیازهای واقعی این بخش همخوانی دارد؟

بیشتر بخوانید: 

محدود کردن صنایع خلاق به لفاظی‌های مدیریتی

هشدار نسبت به وقوع یک تراژدی بزرگ در صنایع خلاق

پیوند فرهنگ و اقتصاد را چقدر جدی می‌گیریم؟

​واقعیت این است که کوچک بودن ابعاد یک کسب‌وکار خلاق، لزوما به معنای محدود بودن ظرفیت اقتصادی آن نیست. یک استودیوی کوچک بازی‌سازی یا ساخت انیمیشن شاید در شروع مسیر تنها چند نیروی متخصص داشته باشد، اما محصول نهایی آن می‌تواند زنجیره‌ای از شغل‌های جدید، بازار توزیع و فعالیت‌های تجاری وابسته را پیرامون خود شکل دهد؛ زنجیره‌ای که از خلق یک کاراکتر آغاز می‌شود و تا بازار اسباب‌بازی، لوازم‌التحریر و پوشاک امتداد پیدا می‌کند. به همین دلیل، صنایع خلاق را نمی‌توان صرفا با متراژ کارگاه یا تعداد کارکنان سنجید. بخش اصلی ارزش این کسب‌وکارها در ایده، خلاقیت و دانش تخصصی شکل می‌گیرد که کمتر در آمارها به چشم می‌آیند.

علاوه بر ابعاد اقتصادی، اهمیت اصلی صنایع خلاق در پیوند مستقیم آن‌ها با فرهنگ و هنر است. خروجیِ یک استودیوی انیمیشن، یک بازی ویدئویی، یک کتاب تصویری یا یک اثر صنایع‌دستی، حامل نمادها، داستان‌ها و ارزش‌های فرهنگی جامعه است. این کسب‌وکارها در واقع پل میان هنر و اقتصاد هستند؛ حوزه‌هایی که می‌توانند مفاهیم فرهنگی را به محصولات جذاب، کاربردی و پرمخاطب در زندگی روزمره مردم تبدیل کنند.

​از سوی دیگر در دنیای امروز که مرزهای فرهنگی کم‌رنگ‌تر شده، صنایع خلاق یکی از کارآمدترین ابزارها برای جلوگیری از انفعال فرهنگی در برابر محصولات وارداتی هستند. وقتی یک شخصیت داستانی یا کاراکتر انیمیشنیِ بومی خلق می‌شود و توانایی ورود به بازار اسباب‌بازی، بازی‌های دیجیتال و پوشاک را پیدا می‌کند، درواقع ذائقه فرهنگی نسل جدید را شکل می‌دهد. توانمندسازی این صنایع نه تنها به معنای چرخیدن چرخ یک کسب‌وکار کوچک، بلکه به معنای سرمایه‌گذاری بر سرمایه‌های فرهنگی، دیپلماسی عمومی و ساخت تصویر ملی در بازارهای منطقه‌ای و جهانی است.

بیشتر بخوانید: 

رستم و سهراب از پس هالک و اسپایدرمن برمی‌آیند؟!

​اگرچه در سال‌های اخیر عبارت «صنایع خلاق» بیش از گذشته وارد ادبیات سیاست‌گذاری کشور شده، اما فاصله میان مطرح شدن این مفهوم تا تبدیل آن به یک بخش قدرتمند در اقتصاد همچنان عمیق است. غالب گروه‌های فعال در این حوزه هنوز در مقیاس‌های بسیار محدود کار می‌کنند و برای عبور از مرحله اولیه و رسیدن به شرایط پایدار، با چالش‌های ساختاری روبه‌رو هستند.

برداشت ساده‌انگارانه از «حمایت»

در این بین ​یکی از ریشه‌ای‌ترین مشکلات، نگاه ساده‌انگارانه به مقوله حمایت است. در نگاه سنتی که به سایر صنایع کوچک وجود دارد، نخستین راه‌حل برای کمک به یک کسب‌وکار کوچک، ارائه تسهیلات و کمک‌های مالی است. اگرچه سرمایه اولیه برای شروع کار ضروری است، اما برای ماندگاری یک صنعت خلاق به هیچ عنوان کافی نیست. یک مجموعه بازی‌سازی یا انیمیشن علاوه بر سرمایه، به اینترنت پایدار، قانونمندی کپی‌رایت، دسترسی به فناوری، بازار عرضه و بسترهای صادراتی نیاز دارد. در حوزه صنایع‌دستی یا طراحی لباس نیز اگر شبکه توزیع، بازاریابی مناسب و امکان معرفی محصول وجود نداشته باشد، دریافت وام بانکی صرفا فشار مالی جدیدی به مجموعه وارد می‌کند بدون آنکه مشکل اصلی را حل کند.

​از سوی دیگر پایداری صنایع خلاق کاملا متکی بر نیروی انسانی متخصص است. برخلاف یک واحد صنعتیِ سنتی که افزایش ظرفیت تولید در آن بیشتر به تجهیزات و مواد اولیه وابسته است، توسعه یک پروژه بازی، انیمیشن یا تولید محتوا بدون حضور طراح، برنامه‌نویس، نویسنده و هنرمند ممکن نیست. همین ویژگی باعث شده تا چالش‌های سال‌های اخیر در حوزه مهاجرت نیروهای متخصص، به‌ویژه در صنعت بازی‌سازی، ضربه مستقیمی به این بخش بزند و استودیوها را با بحران خالی شدن از نیروهای باسابقه و باکیفیت مواجه کند.

بیشتر بخوانید: 

ترکش‌های «مهاجرت» بر یک صنعت پولساز

​در این میان باید توجه داشت که راه‌اندازی یک کسب‌وکار خلاق، در گام نخست به سرمایه کمتری نسبت به یک واحد صنعتی بزرگ نیاز دارد و همین ویژگی ورود گروه‌های جوان را آسان می‌کند. اما چالش اصلی زمانی آغاز می‌شود که این گروه‌ها تصمیم به توسعه فعالیت خود می‌گیرند؛ نقطه‌ای که هزینه‌هایی مانند دستمزد، بیمه، بازاریابی، توسعه شبکه توزیع و ورود به بازارهای خارجی، خارج از توان سرمایه شخصی آن‌ها می‌شود و دقیقا در همین مرحله، بسیاری از مجموعه‌های مستعد متوقف می‌شوند.

​نکته مهم دیگر این است که نباید انتظار داشت تمام کسب‌وکارهای خلاق به شرکت‌های بزرگ تبدیل شوند. بخش مهمی از پویایی این حوزه اتفاقا در ساختارهای کوچک و انعطاف‌پذیر نهفته است؛ مجموعه‌هایی که سریع‌تر تصمیم می‌گیرند و ایده‌های نو را امتحان می‌کنند. در واقع مسئله اصلی نباید بزرگ شدن به هر قیمتی باشد، بلکه باید ایجاد بستری باشد که یک کسب‌وکار موفق بتواند به فعالیت خود ادامه دهد و در بازار بماند.

چرا صنایع خلاق درآمدزا نشده‌اند؟

​روز حمایت از صنایع کوچک فرصتی برای بازنگری در همین تعاریف است. اگر صنایع کوچک را فقط کارگاه‌های متراژبالا و خطوط تولید فیزیکی بدانیم، عملا بخش مهمی از اقتصاد را که در پیوندی پررنگ با فرهنگ قرار دارد نادیده گرفته‌ایم. پرسش اصلی امروز درباره صنایع خلاق در ایران این نیست که چند کسب‌وکار کوچک در این حوزه ثبت شده‌اند، بلکه این است که چه تعداد از آن‌ها توانسته‌اند از مرحله فعالیت محدود عبور کرده و به یک کسب‌وکار پایدار و درآمدزا تبدیل شوند؛ مسئله‌ای که پاسخ به آن، عیار واقعی سیاست‌های حمایتی را مشخص می‌کند.

بنابراین اگر قرار است چتر حمایتی صنایع کوچک شامل حال اقتصاد خلاق نیز شود، سیاست‌گذار باید بپذیرد که حمایت از یک استودیوی انیمیشن، تیم بازی‌سازی، گروه‌های  کاراکترسازی و ... دیگر صرفا یک فعالیت فرهنگی حاشیه‌ای در کنار فعالیت‌های اصلی نیست، بلکه سرمایه‌گذاری مستقیم و همزمان در اقتصاد و فرهنگ است. تا زمانی که موانع کنار نرود و حفظ نیروی انسانی متخصص و تضمین حقوق مالکیت فکری اولویت نباشد، صنایع خلاق در ایران در حد تلاش‌های فردی باقی می‌مانند.

انتهای پیام

# فرهنگی و هنری

آخرین اخبار فرهنگی و هنری