اینجا جایی است که سالها صدای روضه و نوحه با دستان او جان گرفته و تجهیزات مجالس اهل بیت(ع) برای اقامه عزا آماده شده است.
به گزارش ایسنا، اینجا، کار و عشق در هم تنیدهاند؛ مغازهای که بیش از آنکه یک محل کسب باشد، گوشهای از تاریخ زنده هیئتهای مذهبی است.
در یک روز گرم تابستانی و همزمان ماه محرم، میهمان دلِ گرم و عاشورایی این پیرغلام و خادم قدیمی دستگاه اباعبداللهالحسین(ع) در ساوه میشوم؛ مردی از نسل نوکران بیادعا که عمر خویش را نه در هیاهوی نام و نشان، بلکه در سکوت صادقانه خدمت به هیئتها و مجالس عزاداری سپری کرده است.
«عباس رضامندی تنها»، پیرغلام ۸۰ سالهای است که بیش از شصت سال از عمر خود را وقف مداحی، نوحهخوانی و نوکری در آستان سیدالشهدا(ع) کرده است؛ مردی که حافظهاش انباشته از خاطرات هیئتهای قدیم ساوه، نامهای ماندگار پیرغلامان گذشته و شبهای اشک و ارادت در ماه محرم است.
در این گفتوگو، او از روزگاری میگوید که عزاداریها ساده اما عمیق بود؛ از هیئتهایی که با حداقل امکانات اما با حداکثر اخلاص برپا میشدند و از نسلی که نوحه را نه برای نمایش، بلکه برای سوز دل و حقیقت اشک میخواندند. همچنین از تفاوتهای آن دوران با امروز سخن میگوید؛ تفاوتی میان عزاداریهای اصیل و سنتی با برخی جلوههای جدید که به باور او، گاه از روح واقعی مرثیه فاصله گرفتهاند.
این روایت، تنها گفتوگویی با یک مداح نیست؛ بلکه سفری است به حافظه تاریخی عزاداری در ساوه، از زبان مردی که ۶۰ سال صدای روضه را زندگی کرده و هنوز هم در سکوت مغازهاش، با هر پیچ و سیم، یاد کربلا را زنده نگه میدارد.
مسیر خدمت با اباعبدالله(ع) برای او، از نوجوانی آغاز شد و امروز به روایتی زنده از تاریخ شفاهی عزاداری در ایران بدل شده است. او که خود را «خادم امام حسین(ع)» میداند، از نسل مداحانی است که ایمان، صدا و زندگیشان در هم تنیده شده و هیئت برایشان نه یک مکان، بلکه یک زیست معنوی بوده است.
متولد سال ۱۳۲۴ است؛ مردی که به روایت خود، نخستین گامهایش در مسیر مداحی را از حدود سال ۱۳۳۳ در فضای هیئتهای سنتی ساوه برداشته و از ۱۸ سالگی به صورت جدی وارد عرصه نوحهخوانی و روضهخوانی شده است. او امروز، همچنان خود را مدیون دستگاه اباعبدالله الحسین(ع) میداند و زندگی خویش را در امتداد همین مسیر معنا میکند.
وی در روایت خود از گذشته، به ساوهای اشاره میکند که هیئتها محدود اما عمیق و ریشهدار بودند؛ هیئتهایی همچون عباسیه، بازار، جوانشیر و حسینخانه که هر یک به مثابه کانونی معنوی، نقش مهمی در شکلگیری فرهنگ عزاداری منطقه داشتند. به گفته او، در آن دوران، خبری از گستردگی امروز نبود؛ اما آنچه وجود داشت، اخلاص ناب، اشک صادقانه و پیوندی عمیق میان مردم و فرهنگ عاشورا بود.
رضامندی، آغاز مسیر خود را در فضای هیئت عباسیه و در قالب «پامنبری» توصیف میکند؛ جایی که نخستین تجربههای صوتی و معنوی خود را در کنار پیرغلامان آن دوره کسب کرد. او از هیئتهایی سخن میگوید که در آن، آموزش مداحی نه در کلاس و کتاب، بلکه در سینههای اهل دل و در حلقههای کوچک روضه منتقل میشد؛ نسلی که به تعبیر او، «با اشک تربیت میشد، نه صرفا با شور و نمایش».
در این میان، او از چهرههایی چون حاج حسین دادفر، علیانسانی و نادعلی کربلایی به عنوان ستونهای فرهنگی آن دوره یاد میکند؛ مردانی که به باور او، بنیانگذاران سبک اصیل نوحهخوانی در این منطقه بودهاند.
رضامندی معتقد است که این نسل، مداحی را نه به عنوان هنر صرف، بلکه به عنوان رسالت معنوی و مسئولیت الهی مینگریستند.
وی در ادامه به توسعه مسیر خود و همکاری با برخی شاگردان و همراهان از جمله نیکویی شاهغلام نیکوئی یاد میکند و از تأسیس و فعالیت در هیئت «قاسم بن الحسن(ع)» سخن میگوید؛ هیئتی که به گفته او، سالها محل خدمت، ارادت و استمرار نوکری در مسیر اهل بیت(ع) بوده و بخش مهمی از هویت معنوی او را شکل داده است.
رضامندی در بازخوانی خاطرات خود، تصویری روشن از محرمهای گذشته ارائه میدهد؛ محرمهایی که ماهها پیش از آغاز آن، حال و هوای شهر دگرگون میشد. خانهها سیاهپوش، دلها آماده و مجالس روضه در کوچه و بازار برپا میشد.
او تأکید میکند که در آن دوران، عزاداری نه یک مناسبت، بلکه یک «زیست جمعی» بود که همه زندگی مردم را در بر میگرفت.
او همچنین به دستهرویها، شبخوانیها و مراسمهای سنتی اشاره میکند که در آن، هیئتها با نظم، وقار و معنویت خاصی از تکیهای به تکیه دیگر حرکت میکردند.
به گفته او، آنچه این مراسمها را متمایز میکرد، حضور همزمان شور و شعور بود؛ جایی که احساسات در چارچوب معرفت معنا پیدا میکرد.
این پیرغلام اهل بیت(ع) در بخش دیگری از سخنان خود، به تفاوت میان عزاداری گذشته و امروز اشاره میکند و با نگاهی انتقادی اما دلسوزانه می گوید: در برخی موارد، مداحی امروز از اصالت خود فاصله گرفته است.
او تأکید میکند: مداح باید پیش از هر چیز حامل اخلاق، وقار و معرفت حسینی باشد؛ چراکه صدا و سبک، بدون سیرت، اثرگذاری خود را از دست میدهد.
وی میگوید: عزاداری امام حسین(ع) عرصه نمایش نیست، بلکه میدان معرفت و مظلومیت است و هشدار میدهد که استفاده از اشعار بیمحتوا یا سبکهای غیرمأنوس، میتواند به شأن این فرهنگ اصیل آسیب وارد کند.
این پیرغلام امام حسین(ع) بر ضرورت بازگشت به منابع اصیل شعر آیینی و بهرهگیری از میراث گذشتگان تأکید دارد.
رضامندی، همچنین از حضور خود در برخی مجالس مذهبی تهران یاد میکند و از همنشینی با چهرههای شناختهشده قرآنی و مداحان برجسته آن دوران سخن میگوید؛ فضایی که به باور او، در شکلگیری تجربه و عمق معنوی مسیرش نقش مهمی داشته است.
در ادامه این روایت، او به نوحههایی اشاره میکند که در طول دههها با او همراه بودهاند؛ نوحههایی که هر سال تکرار میشوند اما هرگز برای او تکراری نیستند. از جمله نوحه معروف «ای اهل حرم میر و علمدار نیامد، علمدار نیامد، علمدار نیامد/ سقای حسین سیدوسالار نیامد، علمدار نیامد، علمدار نیامد» که آن را یکی از ماندگارترین یادگارهای مسیر خود میداند و معتقد است این آثار، بخشی از حافظه عاطفی هیئتهای قدیم را شکل دادهاند.
در میان سکوت سادهی مغازه کوچک، ناگهان همهچیز رنگ دیگری میگیرد؛ دستش آرام روی دستگاه میرود، انگار خاطرهای را مرور میکند و همانجا بیهیچ مقدمهای، سوز صدایش در فضا میپیچد؛ صدایی که نه از گلو، که از عمق سالهای اشک و ارادت بیرون میآید.
مغازهای که لحظهای پیش تنها چند ابزار و سیم و دستگاه بود، آرامآرام به هیئتی کوچک بدل میشود؛ به حسینیهای که در آن، کربلا زنده است. با همان حال و هوای قدیم، زیر لب زمزمه میکند و فضا را میشکند:
«نوای لایلایی منو از همه مداحان بپرسید....
که چهها دید دلم در غم ویرانه زینب
قنداقهی خونین، غریب و بیپناه
افتاده به خاک و خون، میان قتلگاه…؛
و هر مصرع که از دهانش جاری میشود، انگار پردهای از زمان کنار میرود؛ مغازه دیگر مغازه نیست، دیوارها بوی روضه گرفتهاند و میان صدای آرام او، تاریخ دوباره در همان چهارچوب کوچک زنده میشود؛ سوزی که شنیده نمیشود، حس میشود… و همانجا، بیآنکه کسی بفهمد، دلها ناخودآگاه میافتد میان هیئت، میان اشک، میان نام حسین(ع).
این پیرغلام ۸۰ ساله در بخش پایانی گفتوگو، با اشاره به جایگاه معنوی حضرت ابوالفضلالعباس(ع)، از عشق عمیق و ریشهدار خود به ایشان سخن میگوید و این ارادت را محور بسیاری از تجربیات معنوی و گشایشهای زندگی خویش معرفی میکند.
او باور دارد که توسل و اخلاص، مهمترین عامل پایداری در مسیر خدمت به اهل بیت(ع) است.
رضامندی تنها همچنین خاطراتی از تجربیات شخصی و معنوی خود در طول سالهای خدمت را بازگو میکند و معتقد است که هر آنچه در زندگی به دست آورده، از برکت همین مسیر و ارتباط قلبی با دستگاه سیدالشهدا(ع) بوده است.
او با لحنی آمیخته به نگرانی، نسبت به تغییر برخی سبکهای مداحی در سالهای اخیر ابراز تأسف میکند و خواستار بازگشت به اصالتهای گذشته میشود؛ اصالتهایی که به باور او، بر پایه حقیقت، مظلومیت و معرفت بنا شدهاند، نه هیجانهای زودگذر و بیریشه.
در این مغازه ساده، میان پیچگوشتیها و دستگاههای اکو، چیزی فراتر از تعمیر صدا جریان دارد؛ اینجا صداها فقط وصل نمیشوند، بلکه به خاطره گره میخورند. هر دستگاهی که روشن میشود، انگار بخشی از یک مجلس قدیمی دوباره جان میگیرد.
او از نسلی است که مداحی را «شغل» نمیدانستند؛ مداحی برایشان نفس کشیدن در هوای کربلا بود. نه دنبال نام بودند، نه دیده شدن؛ تنها دغدغهشان این بود که روضه، درست و بیتحریف، به دل مردم برسد.
میگوید: اگر همه دنیا را هم به من بدهند، جای یک قطره اشک برای امام حسین(ع) را نمیگیرد و همین جمله کافی است تا بفهمی در زندگیاش چه گذشته؛ مردی که عمرش را با اشک آغاز کرده و با نوحه ادامه داده است.
در نگاه او، هیئت فقط یک مراسم نیست؛ یک عهد است. عهدی میان دل انسان و حقیقتی به نام کربلا. هرجا این عهد زنده بماند، آنجا هیئت برپاست؛ حتی اگر در کوچکترین مغازهی یک شهر باشد.
به گزارش ایسنا، آنچه از دل سخنان این پیرغلام دستگاه سیدالشهدا(ع) برمیآید، بیش از هر چیز تأکیدی است بر بازگشت به اصالت، صداقت و معرفت در مسیر عزاداری اهل بیت(ع).
روایتی که او از هیئتهای قدیم، از اشکهای بیریا، از نوحههای برخاسته از دل و از شبهایی سرشار از معنویت بیان میکند، در حقیقت هشداری آرام اما جدی برای امروز است؛ هشداری برای حفظ روحی که اگرچه در هیاهوی زمانه کمرنگ شده، اما هنوز زنده و قابل بازگشت است.
او با تجربه دههها نوکری در دستگاه امام حسین(ع)، بر این نکته تأکید دارد که هیئت، تنها محل برگزاری مراسم نیست؛ بلکه مدرسهای برای تربیت دلها، اخلاق و رفتار حسینی است.
از نگاه او، مداحی زمانی اثرگذار خواهد بود که پیش از صدا و سبک، در سیره و منش مداح تجلی پیدا کند؛ چراکه نوای بدون صداقت، هرچقدر هم پرشور باشد، در دلها ماندگار نخواهد شد و مدیریت هیئتها تنها به برگزاری مراسم خلاصه نمیشود، بلکه پاسداری از یک میراث معنوی و تاریخی است؛ میراثی که با اخلاص شکل گرفته و با سادگی و وقار زنده مانده است.
حفظ شأن مجلس اهل بیت(ع)، توجه به محتوا، پرهیز از افراطهای بیریشه و تقویت روح معرفتمحور در عزاداریها، از مهمترین مسئولیتهایی است که این نسل بر دوش دارد و برای جوانان، این سخن بیش از هر چیز دعوتی است به فهم عمیقتر از عزاداری؛ اینکه شور حسینی زمانی معنا پیدا میکند که با شعور حسینی همراه باشد. محبت اهل بیت(ع) تنها در اشک و صدا خلاصه نمیشود، بلکه در رفتار، اخلاق، صداقت و سبک زندگی نیز باید جاری شود.
این پیرغلام ۸۰ ساله، با تمام تجربه و خاطراتش، در واقع یک پیام روشن را به نسل امروز منتقل میکند: اگر قرار است این مسیر ماندگار بماند، باید به ریشهها بازگشت؛ به همان سادگی، همان اخلاص و همان حقیقتی که هیئتهای قدیم را زنده و اثرگذار کرده بود.
انتهای پیام
