در میان زمزمه روضه، اشکهای بیصدا و نوای آرام مداحی، ناگهان مجموعهای کوچک و مرتب مقابل عزادار قرار میگیرد؛ استکان چای داغ، نعلبکی تمیز و چند حبه قند که بر روی سینی کوچکی به نام «تال» چیده شده است.کسی چیزی نمیگوید، صدایی بلند نمیشود و فرصتی برای تشکر هم باقی نمیماند؛ «چایبده» آرام آمده و آرام رفته است، بیآنکه رشته حال معنوی مجلس گسسته شود.
این صحنه، یکی از قدیمیترین و زیباترین آیینهای محرم در یزد است؛ سنتی که نسل به نسل منتقل شده و هنوز در روضههای خانگی، حسینیهها و تکایای دارالعباده زنده مانده است.
وقتی احترام، فلسفه یک استکان چای میشود
برای کسی که نخستینبار وارد مجلس روضهای در یزد میشود، این شیوه پذیرایی شاید عجیب و حتی پرسشبرانگیز باشد. در اینجا خبری از سینیهای بزرگ و تعارفهای مرسوم نیست. چایبدِه، چندین «تال» را روی دست و بازوی خود حمل میکند و یکی یکی مقابل مستمعان میگذارد.
فلسفه این رسم اما ساده و عمیق است؛ هیچکس نباید برای گرفتن چای، دست از دعا و اشک بردارد و هیچ صدایی نباید تمرکز عزاداران را برهم بزند، به همین دلیل، چای نه به دست افراد داده میشود و نه سینی مقابل آنان گرفته میشود؛ بلکه در سکوت و با احترام، مقابل هر نفر قرار میگیرد.
در فرهنگ روضههای یزد، «چایبده» بودن خود آدابی دارد؛ آدابی که از پیشکسوتان به نسلهای بعد منتقل میشود، وقار، ادب، خوشپوشی و پرهیز از شوخی و جلب توجه، بخشی از ویژگیهایی است که برای خادمان مجلس امام حسین(ع) ضروری دانسته میشود. آنان باید چهرهها را به خاطر بسپارند، مهمان تازهوارد را تشخیص دهند و حواسشان به همه عزاداران باشد.

حتی انتخاب چای نیز برای بانیان روضه اهمیت دارد؛ رنگ، عطر، ماندگاری و طعم چای، همه باید در شأن سفره امام حسین(ع) باشد و بسیاری از مردم، چای و نذری این مجالس را متبرک میدانند.
میراثی که با سکوت روایت میشود
بررسی روایتهای تاریخی نشان میدهد آیین «چای با تال» در یزد قدمتی چند صد ساله دارد و ریشههای آن به دوران قاجار میرسد. پژوهشگران فرهنگ عامه این رسم را یکی از جلوههای ارزشمند میراث ناملموس عزاداری یزد میدانند؛ رسمی که شاید در ظاهر تنها شیوهای برای توزیع چای باشد، اما در باطن، روایتی از احترام به مهمان، حفظ حرمت مجلس و هنر خدمتگزاری بیادعاست.
در روزگاری که بسیاری از سنتهای کهن آرامآرام به فراموشی سپرده میشوند، هنوز در گوشهای از حسینیههای یزد، مردانی بیصدا میان اشکها و مرثیهها قدم میزنند؛ استکانهای چای را روی «تال» میگذارند و میگذرند، بیآنکه کسی نامشان را بداند.

شاید راز ماندگاری این سنت نیز همین باشد؛ خدمتی که دیده میشود، اما دیده شدن نمیخواهد، در هیاهوی روزگار، «چایبده»های یزد هنوز آرام میآیند، بیصدا میروند و چیزی از خود به جا نمیگذارند جز عطر چای، اشک روضه و یاد مردمانی که ادب و ارادت را در سکوت معنا کردهاند.
انتهای پیام
