دکتر بهناز انجذاب در گفتوگو با ایسنا ضمن اشاره به افزایش تمایل برخی خانوادهها به انتخاب تاریخهای رند یا خاص برای تولد نوزاد، اظهار کرد: اصرار برخی خانوادهها برای انتخاب چنین تاریخهایی معمولاً حاصل ترکیبی از عوامل روانشناختی، اجتماعی و فرهنگی است که در نهایت به درخواست انجام «سزارین انتخابی» یا «سزارین تقویمی» منجر میشود.
وی نیاز به متمایز بودن و خاص جلوه دادن فرزند را یکی از مهمترین دلایل این موضوع دانست و افزود: در دنیای امروز که شبکههای اجتماعی نقش پررنگی در زندگی افراد پیدا کردهاند، بسیاری از والدین تمایل دارند فرزندشان ویژگی متفاوت و منحصربهفردی داشته باشد. از نگاه این خانوادهها، تولد در یک تاریخ رند نوعی نماد تشخص یا تفاخر اجتماعی محسوب میشود و این تصور وجود دارد که چنین ویژگی در آینده نیز میتواند فرزندشان را در میان همسالان متمایز کند.
انجذاب ادامه داد: از سوی دیگر، فشار انتظارات اجتماعی و شکلگیری برخی ترندها نیز در این تصمیمگیری مؤثر است و در بسیاری از مواقع، تمرکز رسانهها و فضای مجازی بر تاریخهای خاص، فضایی ایجاد میکند که خانوادهها تحت تأثیر آن قرار گرفته و تمایل پیدا میکنند زمان تولد فرزندشان با این تاریخها همزمان باشد.
وی با تأکید بر این که انجام سزارین صرفاً برای رسیدن به یک تاریخ خاص از نظر پزشکی و اخلاق حرفهای قابل پذیرش نیست، تصریح کرد: پاسخ علمی و قطعی به این درخواست «خیر» است و انجام عمل سزارین بدون وجود اندیکاسیون پزشکی و تنها با هدف انتخاب یک تاریخ خاص، با استانداردهای علمی و بالینی همخوانی ندارد و به هیچ عنوان قابل توجیه نیست.
چرا هفتههای آخر بارداری «حیاتی» است؟
این دکترای تخصصی بهداشت باروری با اشاره به پیامدهای زایمان زودهنگام انتخابی برای نوزاد، گفت: زمانی که زایمان بهویژه از طریق سزارین، پیش از رسیدن به زمان طبیعی و بیولوژیک و صرفاً بر اساس یک تصمیم تقویمی انجام میشود، نوزاد در شرایطی قرار میگیرد که از نظر پزشکی «زایمان زودرس انتخابی» نامیده میشود. حتی اگر این زایمان در هفتههای ۳۷ یا ۳۸ بارداری انجام شود، همچنان خطراتی را به همراه دارد که در زایمان طبیعی و در زمان مناسب تولد مشاهده نمیشود.
وی مهمترین خطر این وضعیت را بروز مشکلات تنفسی عنوان کرد و با بیان این که در چنین شرایطی ممکن است فرآیند تولید سورفاکتانت در ریهها بهطور کامل تکمیل نشده باشد، تصریح کرد: سورفاکتانت مادهای چربیمانند است که از چسبیدن کیسههای هوایی ریه هنگام بازدم جلوگیری میکند و کمبود آن میتواند موجب بروز سندرم دیسترس تنفسی شود؛ وضعیتی که نوزاد را برای هر تنفس با دشواری مواجه کرده و حتی ممکن است نیاز به استفاده از دستگاه تنفس مصنوعی ایجاد کند.
انجذاب با اشاره به ادامه تکامل مغز در هفتههای پایانی بارداری، خاطرنشان کرد: رشد مغز جنین در این هفتهها با سرعت بسیار بالایی ادامه دارد و همزمان فرآیند میلینه شدن رشتههای عصبی نیز در حال تکمیل است؛ به همین دلیل، تولد زودهنگام خطر خونریزی مغزی را به علت حساسیت بیشتر عروق افزایش میدهد و براساس مطالعات، احتمال بروز اختلالات پردازش حسی، مشکلات حرکتی ظریف و حتی برخی ناهماهنگیهای عصبی در دوران کودکی را نیز بیشتر میکند.
وی با بیان اینکه تکامل دستگاه گوارش نیز در هفتههای پایانی بارداری ادامه دارد، اظهار کرد: سیستم گوارش نوزاد برای هضم و جذب مناسب شیر مادر یا شیر خشک نیازمند بلوغ کافی است و نوزادان زودرس معمولاً هماهنگی لازم میان مکیدن، بلع و تنفس را ندارند و همین موضوع میتواند تغذیه آنها را با مشکل مواجه کند.
این دکترای تخصصی بهداشت باروری ادامه داد: علاوه بر این، نوزادان متولد شده پیش از موعد بیشتر در معرض ابتلا به انتروکولیت نکروزان قرار دارند؛ یکی از جدیترین بیماریهای التهابی و عفونی روده که میتواند تهدیدکننده حیات نوزاد باشد.
وی با اشاره به تأثیر زایمان زودهنگام بر تنظیم دمای بدن و سوختوساز نوزاد، تصریح کرد: نوزادان زودرس به دلیل برخورداری از لایه چربی زیرپوستی کمتر، توانایی پایینتری در حفظ دمای بدن دارند و در نتیجه با خطر کاهش دمای بدن یا هایپوترمی مواجه هستند.
وی ادامه داد: همچنین ذخایر گلیکوژن کبدی در هفتههای پایانی بارداری به حداکثر میرسد و تولد پیش از موعد، احتمال افت قند خون را افزایش میدهد؛ وضعیتی که میتواند بر عملکرد مغز تأثیر منفی بگذارد، زیرا گلوکز منبع اصلی تأمین انرژی مغز است.
انجذاب با تأکید بر این که سیستم ایمنی جنین نیز در هفتههای پایانی بارداری تکامل بیشتری پیدا میکند، گفت: بخش قابل توجهی از آنتیبادیهای مادری در هفتههای آخر از طریق جفت به جنین منتقل میشود و زایمان زودتر از موعد، فرصت دریافت کامل این آنتیبادیها را از نوزاد میگیرد؛ موضوعی که موجب آسیبپذیری بیشتر او در برابر عفونتهای محیطی خواهد شد.
وی با اشاره به تفاوت میان تولد در هفته ۳۷ و هفتههای ۳۹ یا ۴۰ بارداری، اظهار کرد: اگرچه این اختلاف زمانی ممکن است در ظاهر تنها چند روز یا چند هفته باشد، اما از نظر فیزیولوژیک و پیامدهای کوتاهمدت و بلندمدت، تفاوتهای قابل توجهی میان این دو وجود دارد.
این دکترای تخصصی بهداشت باروری افزود: در هفتههای پایانی بارداری، بلوغ ریهها کاملتر شده و توانایی آنها برای سازگاری با محیط خارج از رحم افزایش مییابد. همچنین تکامل سیستم عصبی ادامه پیدا میکند و احتمال بروز اختلالات پردازش حسی، مشکلات حرکتی ظریف و ناهماهنگیهای عصبی در آینده کاهش مییابد.
وی ادامه داد: ذخایر انرژی بدن و توانایی تنظیم قند خون نیز در این مدت کاملتر میشود و خطر افت قند خون، که یکی از عوامل آسیب به سلولهای مغزی است، کاهش پیدا میکند. علاوه بر این، انتقال آنتیبادیهای مادری در هفتههای پایانی بارداری افزایش یافته و نقش مهمی در تقویت سیستم ایمنی نوزاد ایفا میکند.
انجذاب با استناد به شواهد علمی و آمارهای بالینی خاطرنشان کرد: احتمال بستری شدن نوزادانی که صرفاً به دلیل انتخاب تاریخ و بدون ضرورت پزشکی زودتر از موعد متولد میشوند، در بخش مراقبتهای ویژه نوزادان (NICU) بهطور قابل توجهی بیشتر از نوزادانی است که در زمان طبیعی متولد میشوند.
وی افزود: ناتوانی در تنظیم دمای بدن، مشکلات تنفسی، نیاز به مدیریت تغذیه و کنترل قند خون و همچنین افزایش خطر ابتلا به عفونت و نیاز به درمان با آنتیبیوتیک، از مهمترین دلایل بستری شدن این نوزادان در بخش مراقبتهای ویژه است.
انجذاب تأکید کرد: خانوادهای که با هدف ثبت یک تاریخ خاص، انجام سزارین زودهنگام را انتخاب میکند، باید این واقعیت را نیز بپذیرد که ممکن است نوزاد به جای گذراندن نخستین روزهای زندگی در کنار خانواده، روزهای ابتدایی حیات خود را در محیط تخصصی بخش مراقبتهای ویژه نوزادان و در میان تجهیزات درمانی سپری کند.
سایه سنگین سزارین بر بارداریهای آینده
انجذاب با بیان اینکه سزارین انتخابی بدون ضرورت پزشکی تنها سلامت نوزاد را تحت تأثیر قرار نمیدهد، گفت: این تصمیم میتواند برای مادر نیز عوارض جدی و گاه غیرقابل بازگشتی به همراه داشته باشد. زمانی که زایمان، بهویژه از طریق سزارین، پیش از تکمیل روند طبیعی بارداری و بدون اندیکاسیون پزشکی انجام میشود، مادر علاوه بر محروم شدن از مزایای فیزیولوژیک زایمان طبیعی، در معرض عوارض متعدد ناشی از جراحی نیز قرار میگیرد.
وی افزایش خطر خونریزی پس از زایمان را یکی از مهمترین این عوارض برشمرد و افزود: به دلیل انجام مداخلات جراحی و دشوارتر بودن مدیریت انقباضات رحم، احتمال خونریزی پس از سزارین افزایش مییابد. همچنین خطر بروز عفونت و تشکیل لخته خون در دوران پس از زایمان، بهویژه پس از جراحی، بیشتر از زایمان طبیعی است.
این دکترای تخصصی بهداشت باروری با اشاره به تأثیر سزارین انتخابی بر روند شکلگیری ارتباط عاطفی میان مادر و نوزاد، اظهار کرد: تأخیر در آغاز شیردهی، که معمولاً به دلیل درد جراحی و تغییرات هورمونی پس از سزارین رخ میدهد، میتواند اعتماد به نفس مادر را در ایفای نقش مادری کاهش داده و حتی زمینهساز افسردگی پس از زایمان شود.
وی ادامه داد: در زایمان طبیعی، ترشح هورمون اکسیتوسین که نقش مهمی در ایجاد پیوند عاطفی میان مادر و نوزاد دارد، بهطور قابل توجهی افزایش مییابد، اما سزارین انتخابی میتواند این روند طبیعی را مختل کرده و فرآیند شکلگیری ارتباط اولیه مادر و نوزاد را دشوارتر کند.
انجذاب با اشاره به پیامدهای این جراحی در بارداریهای آینده نیز تصریح کرد: هر بار انجام سزارین موجب ایجاد اسکار یا جای زخم روی رحم میشود و همین موضوع احتمال نیاز به سزارین در بارداریهای بعدی را افزایش میدهد. علاوه بر این، خطر قرارگیری غیرطبیعی جفت، چسبندگی جفت به دیواره رحم و پارگی رحم در بارداریهای آینده نیز بیشتر خواهد شد.
وی با تأکید بر اینکه سزارین یک جراحی بزرگ شکمی است، خاطرنشان کرد: بسیاری از افراد تصور میکنند سزارین تنها یک روش برای خارج کردن نوزاد است، در حالی که این عمل یک مداخله جراحی بزرگ محسوب میشود و علاوه بر خطرات کوتاهمدت، میتواند پیامدهای بلندمدتی نیز برای سلامت مادر به همراه داشته باشد.
این دکترای تخصصی بهداشت باروری افزود: از جمله عوارض کوتاهمدت سزارین میتوان به افزایش احتمال خونریزی و شوک، عفونت محل برش یا بافت رحم، عفونتهای ادراری، تشکیل لخته خون در وریدهای عمقی و احتمال آمبولی ریه اشاره کرد. همچنین در جریان جراحی، هرچند بهندرت، احتمال آسیب به اندامهای مجاور مانند مثانه، روده و سایر بافتهای شکمی نیز وجود دارد.
وی ادامه داد: بخش مهمی از نگرانیها مربوط به پیامدهای بلندمدت این جراحی در بارداریهای آینده است، چراکه هر بار سزارین، اسکاری روی عضله رحم بر جای میگذارد که میتواند زمینهساز بروز عوارض جدی در حاملگیهای بعدی شود.
وی با اشاره به عوارض سزارین در بارداریهای آینده اظهار کرد: وجود اسکار ناشی از سزارین میتواند احتمال بروز مشکلات مربوط به جفت را افزایش دهد. در بارداریهای بعدی، ممکن است جفت به جای اتصال طبیعی، در قسمت پایین رحم قرار گیرد و موجب بروز جفت سرراهی شود؛ وضعیتی که مسیر خروج جنین را مسدود کرده و انجام سزارین را اجتنابناپذیر میکند.
انجذاب ادامه داد: یکی از خطرناکترین عوارض، جفت چسبیده به دیواره رحم است. در این شرایط، جفت به جای اتصال به سطح داخلی رحم، به لایههای عمقی عضله رحم که در اثر سزارین قبلی دچار آسیب شدهاند، نفوذ میکند. این وضعیت میتواند خونریزیهای بسیار شدید، نیاز به خارج کردن رحم و حتی مرگ مادر را به دنبال داشته باشد.
وی پارگی رحم را از دیگر عوارض مهم سزارینهای قبلی عنوان کرد و افزود: در بارداریهای بعدی، با شروع انقباضات رحم، احتمال پارگی محل اسکار سزارین وجود دارد که یک وضعیت اورژانسی و تهدیدکننده حیات برای مادر و جنین محسوب میشود و نیازمند مداخله فوری جراحی است.
این دکترای تخصصی بهداشت باروری همچنین به ایجاد چسبندگیهای داخل شکمی پس از سزارین اشاره کرد و گفت: جراحی شکمی میتواند موجب چسبندگی میان اندامهای داخلی مانند روده و مثانه شود. این چسبندگیها علاوه بر ایجاد دردهای مزمن لگنی، ممکن است انجام جراحیهای بعدی را نیز با پیچیدگی بیشتری همراه کنند.
وی ادامه داد: برخی مادران نیز ماهها یا حتی سالها پس از سزارین، از دردهای مزمن در محل برش جراحی یا دردهای ناشی از آسیب عصبی شکایت دارند که میتواند کیفیت زندگی آنان را تحت تأثیر قرار دهد.
بهترین تاریخ تولد؛ زمانی که بدن جنین تعیین میکند
انجذاب با تأکید بر مسئولیت اخلاقی و حرفهای پزشکان در مواجهه با درخواست انجام سزارین برای انتخاب یک تاریخ خاص، اظهار کرد: این موضوع یکی از چالشهای مهم اخلاق پزشکی در دوران حاضر به شمار میرود، زیرا پزشک باید میان احترام به خواسته خانواده و پایبندی به اصول علمی و اخلاق حرفهای تعادل برقرار کند.
وی افزود: مهمترین اصل در این زمینه، رعایت اصل «بیضرری» است؛ به این معنا که پزشک نباید با انجام یک اقدام غیرضروری، سلامت مادر و نوزاد را در معرض خطر قرار دهد. هنگامی که مشخص است انجام سزارین بدون اندیکاسیون پزشکی احتمال بروز عوارضی مانند مشکلات تنفسی نوزاد یا خونریزی مادر را افزایش میدهد، انجام آن صرفاً به دلیل انتخاب یک تاریخ خاص، با اصول اخلاق پزشکی مغایرت دارد.
این دکترای تخصصی بهداشت باروری خاطرنشان کرد: پزشک نباید اجازه دهد خواسته یا ترجیح خانواده بر سلامت بیولوژیک مادر و نوزاد اولویت پیدا کند، زیرا انجام جراحی بدون ضرورت پزشکی، در واقع تحمیل خطری غیرضروری به بدن انسان است.
وی با اشاره به اصل «خودمختاری بیمار» نیز گفت: احترام به حق انتخاب بیمار زمانی معنا پیدا میکند که تصمیمگیری بر پایه آگاهی کامل انجام شود. پزشک موظف است تمامی خطرات کوتاهمدت و بلندمدت سزارین، از جمله احتمال پارگی رحم در بارداریهای آینده، مشکلات مربوط به جفت و عوارض احتمالی برای نوزاد را بهطور کامل برای خانواده تشریح کند تا تصمیم آنان بر اساس اطلاعات دقیق و آگاهانه اتخاذ شود.
انجذاب با اشاره به اصل «خیرخواهی» در اخلاق پزشکی اظهار کرد: پزشک همواره موظف است در جهت تأمین بیشترین منفعت برای مادر و نوزاد اقدام کند و خیر واقعی بیمار را بر خواستههای اجتماعی یا سلیقهای ترجیح دهد. در موضوع انتخاب زمان زایمان نیز منفعت مادر و نوزاد در انجام زایمان در زمان مناسب بیولوژیک است، نه در زمانی که صرفاً بر اساس تقویم یا علاقه خانواده تعیین شده باشد.
وی افزود: پزشک باید بهعنوان مدافع سلامت، حتی در صورت نارضایتی خانواده، آنان را به سمت تصمیمی هدایت کند که بیشترین منفعت را برای سلامت مادر و نوزاد به همراه داشته باشد و میان خواستههای اجتماعی، مانند تولد در یک تاریخ خاص، و نیازهای واقعی و بیولوژیک مادر و جنین تعادل برقرار کند.
این دکترای تخصصی بهداشت باروری با اشاره به اصل «عدالت توزیعی» نیز تصریح کرد: استفاده از منابع بیمارستانی از جمله اتاق عمل، تیم جراحی، کادر پرستاری و تجهیزات بخش مراقبتهای ویژه نوزادان برای انجام یک عمل غیرضروری، نوعی مصرف نامناسب منابع درمانی است و میتواند دسترسی سایر بیماران به خدمات ضروری را تحت تأثیر قرار دهد.
وی درباره نحوه مواجهه با خانوادههایی که خواستار تولد نوزاد در یک تاریخ خاص هستند، گفت: در چنین شرایطی باید رویکردی مبتنی بر همدلی و احترام در پیش گرفت. این خواسته معمولاً از علاقه و محبت والدین نسبت به فرزندشان ناشی میشود و نباید صرفاً با استدلالهای خشک علمی با آن برخورد کرد.
انجذاب ادامه داد: لازم است ابتدا احساس و انگیزه خانواده مورد احترام قرار گیرد و سپس با بازتعریف موضوع، توجه آنان از اهمیت یک تاریخ تقویمی به اهمیت سلامت نوزاد معطوف شود. در واقع باید این پیام منتقل شود که تاریخ تولد تنها یک مناسبت است، اما سلامت نوزاد، پایه و اساس زندگی آینده او را شکل میدهد.
وی خاطرنشان کرد: ارزشمندترین هدیهای که والدین میتوانند به فرزند خود بدهند، این است که او با ریههایی کاملتر، مغزی بالغتر و آمادگی بیشتر برای زندگی خارج از رحم متولد شود؛ موضوعی که به مراتب مهمتر از ثبت یک تاریخ خاص در شناسنامه است.
این دکترای تخصصی بهداشت باروری افزود: برای تبیین بهتر این موضوع میتوان از مثالهای ملموس استفاده کرد. برای نمونه، همانگونه که هیچکس حاضر نیست پیش از آماده شدن کامل یک خانه، مهمانان خود را دعوت کند، بدن نوزاد نیز برای ورود به دنیای خارج از رحم به زمان کافی نیاز دارد و چند روز یا چند هفته پایانی بارداری، فرصت ارزشمندی برای تکمیل رشد اندامهای حیاتی او محسوب میشود.
وی ادامه داد: همچنین میتوان سزارین غیرضروری را به برداشت زودهنگام از یک سرمایه ارزشمند تشبیه کرد؛ سرمایهای که ممکن است در بارداریهای آینده مورد نیاز باشد و نباید بدون ضرورت پزشکی آن را به خطر انداخت.
انجذاب تأکید کرد: بهتر است خانوادهها به جای تمرکز بر ثبت یک تاریخ خاص، بر کیفیت نخستین لحظات زندگی فرزندشان تمرکز کنند؛ اینکه نوزاد بتواند بدون نیاز به دستگاههای کمکتنفسی، نخستین نفسهای خود را در آغوش مادر بکشد، تغذیه با شیر مادر را بهموقع آغاز کند و روزهای ابتدایی زندگی را در کنار خانواده سپری کند، ارزشی بهمراتب بیشتر از انتخاب یک تاریخ رند دارد.
وی با تأکید بر ضرورت ایجاد تعادل میان خواستههای عاطفی خانوادهها و واقعیتهای علمی، اظهار کرد: در تصمیمگیری درباره زمان تولد نوزاد باید میان آرزوهای نمادین والدین و نیازهای واقعی و زیستی مادر و جنین تعادل برقرار شود و سلامت نوزاد همواره در اولویت قرار گیرد.
انجذاب در پایان با بیان اینکه هر روز حضور جنین در رحم فرصت ارزشمندی برای تکامل اندامهای حیاتی اوست، گفت: هر روزی که جنین در رحم سپری میکند، یک روز حیاتی برای تکامل ریهها، رشد مغز، تقویت سیستم ایمنی و کسب توانایی مؤثر در شیر خوردن است.
وی در پایان تصریح کرد: بهتر است اجازه دهیم زمان تولد را آمادگی بیولوژیک جنین تعیین کند، زیرا بدن او بهتر از هر تقویم و تاریخ خاصی میداند چه زمانی برای ورود به دنیای خارج از رحم کاملاً آماده است.
انتهای پیام

