صباح زنگنه در گفتوگو با ایسنا با اشاره به اینکه چین برای نخستین بار خود را آماده ورود به نظمها و نظامهای امنیتی منطقه خلیجفارس و غرب آسیا کرده است، اظهار کرد: این اقدامی جسورانه و جدی از سوی پکن است. اما آیا چین توانسته همه ابعاد مسائل منجر به تنشها، اختلافات و درگیریها را کشف کند و برای آنها راهحل ارائه دهد؟ به نظر میرسد چین پس از رویدادهایی که در تنگه هرمز رخ داد، حملاتی که آمریکا و رژیم اسرائیل به ایران داشتند و اختلال جدی بهوجودآمده در زنجیره تأمین انرژی منطقه و جهان که تأمین انرژی خود چین را نیز بهشدت دچار مشکل کرد، به این نتیجه رسیده است که باید راهکاری بیابد.
وی با بیان اینکه متقابلاً برای کشورهای منطقه هم روشن شده که آمریکا نمیتواند امنیت آنها را تأمین کند، افزود: روشی که آمریکا انتخاب کرد، روشی نظامی و حمله به یک کشور بزرگ و مهم منطقه یعنی ایران بود و آن حمله ایران را به پاسخهای واقعی و جدی ناگزیر کرد. درواقع آمریکا به جای آنکه از روش مسالمتآمیز، دیپلماتیک یا گفتوگو وارد حل مسائل شود با ورود نظامی و ارتکاب جنایتهای جنگی متعدد در منطقه، مسائل خلیج فارس را پیچیدهتر کرد.
این تحلیلگر مسائل خاورمیانه با بیان اینکه مجموعه این دلایل موجب شد چین محافظهکاری را تا حدودی کنار بگذارد، اظهار کرد: پکن دیدگاههای خود را درباره علل و ریشههای تنش و درگیری بیان کرده است؛ طرح چندمادهای خود را ارائه داد و آمادگی برای همکاری با همه کشورهای منطقه را اعلام کرد تا ریشههای اختلافات را شناسایی و مطرح کند. چین همچنین مسئله فلسطین را به میان کشید و بر این نکته اصرار داشت که راهحل مسئله فلسطین تنها با ایجاد دو دولت فلسطین و اسرائیل و دستیابی فلسطینیان به حقوق و زندگی شایسته امکانپذیر است. این کشور به درستی ضرورت اعمال عدالت و همکاری به جای تقابل و درگیری را در منطقه خلیج فارس نیز مطرح کرد.
زنگنه در خصوص اینکه چین بر چه مبنا و با چی طرحی در حمایت از ایران وارد صحنه میشود، بیان کرد: ایران در نخستین حلقه امنیتی چین تعریف نمیشود. به طور کلی ما هم نباید انتظار داشته باشیم یکی از قدرتهای بزرگ از ما حمایت کند. برعکس، ایران به لحاظ توان علمی، سابقه تاریخی، داشتن نسل جوان پراستعداد و آماده ایستادگی تا آخرین لحظه، امکانات اقتصادی و موقعیت ژئوپلیتیک فوقالعاده، عملاً مورد نیاز قدرتهای بزرگ است تا بهعنوان جزئی از مفهوم طرح نظامهای امنیتی قرار گیرد. لذا چین نیازمند آن است که برای آینده خود طراحی جدیتری انجام دهد و آینده را بهتر ببیند.
وی ادامه داد: اینگونه نیست که چین جایگاه ایران را تشخیص ندهد؛ اما عجالتا چین در دوره حاضر نمیخواهد ورود نظامی به منطقه داشته باشد. بنابراین به چیدمان کشورها بهعنوان قطعهای از پازل امنیتی و نظامی خود نگاه نمیکند، بلکه میکوشد پایههای دیگری از جمله اقتصادی و احیاناً فرهنگی، را بچیند و آماده کند. لذا این کشور باید به ایران با نگاهی جامعتر بنگرد و توقعات دو طرف واقعگرایانهتر ترسیم شود.
این تحلیلگر مسائل خاورمیانه در پاسخ به این پرسش که چین جدا از توصیههایی مبنی بر بازگشت ایران و آمریکا به تفاهم اسلامآباد و باز شدن تنگه هرمز، ممکن است چه اقدامات عملیاتی در این راستا انجام دهد؟ گفت: اقدام عملیاتی چین میتواند در حد تداوم روابط معقول میان خود و کشورهای منطقه و در رأس آنها ایران باشد. این کشور باید باز بودن محیط تجارت، آزادی کشورها در انتخاب شرکای دیگر و عدم ممانعت آمریکا و رژیم صهیونسیتی از جریان تجارت آزاد را مورد توجه قرار دهد، همان طور که ایران تأمین امنیت و احترام به ملتها و کشورها را پایه اساسی هر نوع نظم امنیتی یا نظم تجاری تلقی میکند.
زنگنه با اشاره به زمزمههایی مبنی بر احتمال میانجیگری چین میان ایران و آمریکا، بیان کرد: در پاسخ به این گمانهزنیها باید گفت پکن در میانجیگری تجربه خوبی داشته است، منتها در سطح روابط ایران و عربستان. این تجربه تا حدود زیادی نتیجه داد و درگیریهای مستقیم تهران - ریاض را مهار کرد. به نظرم چین با سابقه درخشان مدیریت منازعات میتواند از میانجیگری میان ایران و آمریکا هم پیروزمندانه خارج شود.
وی با بیان اینکه چین با توجه به ثقل و وزنش طبعاً از سایر میانجیگران متفاوت خواهد بود، اضافه کرد: اگرچه هنوز توهمات رئیسجمهور آمریکا فضای تصمیمگیری این کشور را مخدوش کرده و دولتش به دلیل تصمیمگیریهای پراکنده و ناشناخته رئیسجمهورش نمیتواند واقعیتها را ببیند، اما آمریکا نیز موقعیت چین را درستتر محاسبه میکند و پذیرش بیشتری خواهد داشت. لذا در این شرایط چین با احتیاط بیشتری وارد شده است؛ اما شرایط خاصش باعث میشود موفقتر از دیگر میانجیگران ظاهر شود.
این تحلیلگر مسائل بینالملل به تشریح ارتباط سفر عراقچی به پکن درست چند روز پیش از سفر شی به واشنگتن پرداخت و گفت: همیشه رفتوآمد مقامات ایران و چین برای عبور از این دوران گذار اهمیت زیادی داشته است. دو کشور ایران و چین باید رایزنیهای خود را ادامه دهند و تلاش کنند از موقعیتها استفاده بهتر و معقولتری داشته باشند. مسلماً ابعادی از دیدگاه چین برای ملاقات با مقام آمریکایی مورد تبادل نظر مقامات پکن و وزیر خارجه کشورمان قرار گرفته و ایران نیز دیدگاهها و انتظارات خود را بیان کرده است. بنابراین باید منتظر ماند تا تأثیر این ملاقات و گفتوگو را در ملاقات شی با ترامپ دید.
انتهای پیام