شهید نعمتالله نادریزرنه در سال ۱۳۳۷در خانوادهای متدین و خوشنام در روستای طَرن از توابع بخش زرنه شهرستان ایوان دیده به جهان گشود. او از همان سالهای کودکی، در دامان خانوادهای مذهبی و در فضایی آکنده از پاکی، ایمان و نجابت پرورش یافت؛ فضایی که از او انسانی مسئول، مردمدار و دلبسته ارزشهای الهی ساخت.
تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را در زادگاه خود، روستای طرن و بخش زرنه گذراند و سپس برای ادامه تحصیل راهی اسلامآباد غرب شد. شهید نادری زرنه پس از تلاش و پشتکار فراوان، موفق به اخذ دیپلم ادبی نظام قدیم در سال ۱۳۵۵ شد؛ اما آنچه بیش از مدرک و عنوان برای او اهمیت داشت، خدمت به مردم و ایفای رسالت انسانی بود. از همین رو، پس از پایان تحصیلات، شغل شریف معلمی را برگزید؛ حرفهای که نشان از روح بلند، تربیتگر و مسئولیتپذیر او داشت.
او معلمی بود که تنها به آموزش واژهها نمیاندیشید، بلکه به تربیت انسان باور داشت. در نگاه او، کلاس درس فقط محل انتقال دانش نبود، بلکه سنگری برای ساختن نسل مؤمن، آگاه و متعهد به شمار میرفت. همین روحیه مسئولیتپذیری، بعدها در میدان جهاد و مقاومت نیز جلوهای دیگر یافت.
شهید نعمتالله نادری زرنه با آغاز سالهای دفاع مقدس، آرام و قرار از دلش ربوده شد. هنگامی که میهن اسلامی در معرض تجاوز دشمن بعثی قرار گرفت، او بیدرنگ و داوطلبانه در سال ۱۳۶۰ راهی جبهههای حق علیه باطل شد تا دین خود را به اسلام، انقلاب و سرزمینش ادا کند.
این رزمنده مخلص در فروردینماه سال ۱۳۶۱ در عملیات بزرگ فتحالمبین حضور یافت؛ عملیاتی سرنوشتساز که یکی از برگهای زرین مقاومت ملت ایران در برابر دشمن بعثی به شمار میرود. او سپس در مهرماه همان سال در عملیات غرورآفرین رمضان در محور حمیدیه - کرخهنور شرکت کرد و در جریان نبرد، مجروح شد. شدت جراحات موجب شد مدتی در بیمارستان مرکزی اهواز بستری شود، اما زخم تن، هرگز از عزم و اراده او نکاست و شوق حضور در جبهه را در دلش خاموش نکرد.
سالها بعد، در سالهای ۱۳۶۶ و ۱۳۶۷، بار دیگر از سوی لشکر حضرت امیر (ع) ایلام عازم جبهه شد و در مناطق عملیاتی قلاویزان، مهران و چنگوله در بهداری خط مقدم به خدمت پرداخت. او در این جایگاه، نهتنها یک رزمنده، بلکه مرهمی بر زخم مجاهدان اسلام بود؛ انسانی که در سختترین شرایط، پاسداری از جان رزمندگان را جلوهای از پاسداری از اسلام میدانست.
شهید نادری زرنه تنها در میدان جنگ اهل خدمت نبود؛ او در متن زندگی مردم نیز حضوری مؤثر و ماندگار داشت. با همت خود و با یاری دوستان و جمعآوری زکات مردم روستا، موفق شد نخستین مسجد روستای طرن را بنا کند. این اقدام ارزشمند، نشانهای روشن از پیوند عمیق او با مردم، دین و آبادانی معنوی جامعه بود. او بهراستی از جمله مردانی بود که هم در سنگر جهاد و هم در عرصه خدمت اجتماعی، منشأ خیر و برکت شدند.
اما سرانجام، تقدیر الهی آنگونه رقم خورد که این معلم رزمنده، در واپسین روزهای دفاع مقدس، مزد سالها اخلاص و مجاهدت خود را دریافت کند. پس از آغاز عملیات مرصاد و هجوم منافقین کوردل به اسلامآباد غرب و اشغال این شهر، شهید نعمتالله نادری زرنه تاب ماندن نداشت. او به همراه یکی از دوستانش، خودجوش و برای کمک و امدادرسانی راهی منطقه شد؛ حضوری که نه از سر تکلیف اداری، بلکه از عمق غیرت دینی و حس مسئولیت انسانی برخاسته بود.
در آن روزهای آتش و خون، هنگامی که دشمن زخمخورده انقلاب اسلامی آخرین تلاش خود را برای ضربه زدن به مردم و نظام اسلامی به کار گرفته بود، شهید نادری زرنه نیز همچون بسیاری از فرزندان غیور این مرز و بوم، شتابان به میدان رفت تا در کنار مردم بایستد. سرانجام، این مجاهد مخلص در دومین روز مردادماه سال ۱۳۶۷، بر اثر اصابت موشک دشمن، به آرزوی دیرینهاش رسید و بال در بال ملائک گشود.
شهادت او، پایان زندگی نبود؛ آغاز جاودانگی مردی بود که از کلاس درس تا خط مقدم، از آبادی روستا تا امدادرسانی در آوردگاه مرصاد، یک لحظه از خدمت و ایثار دست نکشید. از این شهید والامقام یک فرزندبه یادگار مانده است و مزار مطهرش در گلزار شهدای ایوان، زیارتگاه دلهایی است که هنوز با نام شهید، راه روشن وفاداری و فداکاری را جستوجو میکنند.
بیتردید، یاد شهید نعمتالله نادری زرنه در سالروز عملیات مرصاد، یادآور حقیقتی بزرگ است: مردان خدا هرگز در حصار زمان نمیمانند. آنان با اخلاص میزیستند، با ایثار میدرخشند و با شهادت، به تاریخ هویت معنا میبخشند. شهید نادری زرنه، معلمی بود که درس نهاییاش را نه با قلم، که با خون خویش نوشت؛ درسی از ایمان، مردانگی، مسئولیت و عشق به میهن.
انتهای پیام

