جمعه ۲۷ شهریور ۱۴۰۵ | ۰۹:۴۵
راز ماندگاری شعر فارسی در حافظه جمعی ایرانیان

/به بهانه روز شعر و ادبیات فارسی/

راز ماندگاری شعر فارسی در حافظه جمعی ایرانیان

خراسان رضوی (ایسنا) - یک استاد زبان و ادبیات فارسی با اشاره به نقش شعر فارسی در فرهنگ و تمدن ایرانی گفت: زیبایی، بلاغت و نفوذ هنری، از مهم‌ترین عوامل ماندگاری اشعار فارسی در حافظه جمعی ایرانیان بوده است؛ به‌گونه‌ای که بخش‌هایی از اشعار شاعران بزرگ در گذر زمان به زبانزدها و ضرب‌المثل‌های رایج میان مردم تبدیل شده‌اند.

فرزاد قائمی در گفت‌وگو با ایسنا با اشاره به جایگاه شعر فارسی در تاریخ فرهنگ و تمدن ایران اظهار کرد: شعر فارسی در طول ۱۲۰۰ سالی که از آن به‌صورت مکتوب در اختیار داریم، یکی از مهم‌ترین وجوه و بخش‌های فرهنگ و تمدن ایرانی بوده است. وقتی به گذشته تاریخ تمدن در ایران رجوع می‌کنیم، زبان فارسی دری به‌عنوان تنها زبان مشترک اقوام و بستر فرهنگ و تمدن ایرانی، نقش مهمی در شکل‌گیری انسجام ملی در تاریخ ایران ایفا کرده و این نقش زبان فارسی دری، بیش از هر چیز مدیون اهمیت شعر فارسی بوده است.

وی افزود: شعر فارسی با توجه به تحولاتی که در طول این ۱۲ سده پشت سر گذاشته، هم آینه تمام‌نمایی از گذشته تاریخ این سرزمین را در خود ثبت کرده و هم به نسبت اتفاقاتی که در طول این سده‌ها رخ داده، به بهترین وجه توانسته علائق و دغدغه‌های مشترک این فرهنگ درخشان را در خود بازتاب دهد. نسل‌های متفاوتی از فرهنگ ایرانی که در طول این اعصار شکل گرفته‌اند، علائق، دغدغه‌ها و آرزوهای متفاوتی که در این تاریخ پرفرازونشیب تجربه کرده‌اند و تمایل شگفت‌انگیزی که به خلق شکوه و زیبایی داشته‌اند، همه در شعر فارسی جلوه‌گر شده است.

این استاد زبان و ادبیات فارسی تصریح کرد: به نوعی شعر فارسی محصول هنر و زیبایی در تمدنی بوده که بیش از هر چیز به کمال انسانی با دید تحسین‌نگر نگریسته است. از این حیث، شعر فارسی میراث فرهنگی است که این فرهنگ، در عین تنوع و جنبه‌های ناهمسان، در مرزی از انسجام و همسانی به شکل‌گیری یکی از بزرگ‌ترین ملت‌های تاریخ بشر انجامیده است.

قائمی با اشاره به ارتباط شعر فارسی با فرهنگ عامه گفت: ضرب‌المثل‌ها و زبانزدها بخش‌هایی از فرهنگ عامه هستند که در شکل گزاره‌های غالب، بخش‌هایی از زبان را به‌صورت تکرارشونده به عناصر مهمی از فرهنگ روزمره تبدیل کرده‌اند. معمولاً ضرب‌المثل‌ها از زبان عامه شروع می‌شوند و به شعر و آثار ادبی انتقال می‌یابند، اما در زبان فارسی ما این فرایند را دوسویه مشاهده می‌کنیم؛ یعنی ابیات و مصراع‌هایی از شاعران فارسی‌زبان در طول سده‌های گذشته، به علت اهمیت و تأثیرگذاری خود، تبدیل به زبانزدها و ضرب‌المثل‌های تکرارشونده مردم کوچه و خیابان شده‌اند.

وی ادامه داد: این خود از اهمیت و تأثیرگذاری شعر فارسی گواهی می‌کند. یعنی حتی با وجود اینکه بخش‌های مهمی از مردم در طول اعصار گذشته و در دوره مکتوب، به علت همگانی نبودن سواد، از دسترسی مستقیم به متون مکتوب محروم بودند، همچنان تحت تأثیر شعر مکتوب قرار گرفتند و ابیات و سطرهایی از این شعر به زبان همگان راه پیدا کرده است.

این پژوهشگر ادبی با اشاره به جایگاه برخی شاعران در این زمینه بیان کرد: در این خصوص شاعرانی مثل فردوسی، مولانا، خیام، حافظ و به‌ویژه سعدی از اهمیت بیشتری برخوردارند. شاید هیچ شاعر و نویسنده‌ای در حد سعدی در زبان فارسی بازتاب به شکل ضرب‌المثل نداشته باشد و این نه‌تنها منحصر به شعر نیست، بلکه حتی جملاتی از متون منثور، به‌ویژه گلستان سعدی، نیز به‌عنوان ضرب‌المثل در زبان خود مردم بازتاب پیدا کرده است.

از یک بیت ادبی تا بخشی از حافظه جمعی

قائمی با اشاره به فرایند تبدیل بخش‌هایی از آثار ادبی به زبانزدهای عمومی تصریح کرد: جدا شدن بخش‌هایی از یک متن ادبی و تبدیل شدن آن به یک گزاره تکرارشونده، خود گواه دو واقعیت است؛ نخست ظرفیت نفوذ و تأثیرگذاری شعر در فرهنگ مردمی که این‌گونه بخش‌هایی از یک شعر را تبدیل به ابزار بیان و تأثیرگذاری روزمره خود کردند و دوم ظرفیت زبان و فرهنگی که این‌گونه از شعر تأثیر پذیرفته است.

وی افزود: بدین ترتیب، بخشی از یک اثر ادبی در عین جدا شدن از بدنه اصلی متن، تبدیل به قسمتی از فرهنگ و زبان و حافظه جمعی مردم شده و حتی گاهی اوقات از معنای اولیه خود در متن اصلی فاصله گرفته و به معنای جدیدی تغییر کرده است. این کیفیت در شکل‌گیری حافظه مشترک مردم و رسیدن به یک سطح از انسجام و همگرایی نقش مهمی دارد.

این استاد دانشگاه با اشاره به تغییرات جامعه امروز نسبت به گذشته اظهار کرد: دنیایی که امروز در آن زندگی می‌کنیم، نسبت به گذشته تحولات مهم و چشمگیری داشته است. شاید نخستین تحول عمده در جهان امروز نسبت به گذشته، عمومیت سواد و نوشتن باشد. تا کمتر از نیم قرن پیش، عموم مردم از خواندن و نوشتن بی‌بهره بودند و ادبیات توده صرفاً از طریق شفاهی و به شکل سینه‌به‌سینه و نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شد، اما امروز نوشتن به یک مهارت عمومی تبدیل شده و کمتر کسی از این ظرفیت بی‌بهره است.

قائمی افزود: دومین تفاوت مهم جامعه امروز نسبت به گذشته، اهمیت رسانه‌های اجتماعی و فضای مجازی است. امروز دیگر رسانه و خلق ظرفیت‌های مشترک زبان منحصر به نخبگان و طبقه مسلط نیست و در بدنه جامعه، هر کس ظرفیت تبدیل زبان و ذهن خود را به یک رسانه در اختیار دارد.

وی ادامه داد: طبیعتاً در چنین جهانی، به‌ویژه با توجه به دو تغییر فوق‌الذکر، شعر و زبان و ادبیات معنای جدیدی به خود می‌گیرد. نگاه به این تغییر نباید از سر قضاوت باشد؛ اینکه ما این تفاوت را نوعی تغییر برای شعر یا زبان بدانیم، نگاه درستی نیست. به هر حال تغییر و تفاوت بخشی از زندگی اجتماعی انسان و تمدنی است که در طول اعصار مختلف شکل گرفته است.

فضای مجازی؛ تهدید یا فرصت برای شعر فارسی؟

این پژوهشگر ادبی با تأکید بر ضرورت استفاده از تحولات جدید به‌عنوان یک ظرفیت بیان کرد: چه ما این تفاوت را تهدید بدانیم و چه مزیت، مسیر تحولات تغییر نخواهد کرد؛ پس نگاه درست این است که از این تغییر و تحول به‌عنوان یک ظرفیت استفاده کنیم. یعنی ببینیم در جهان جدیدی که در حال شکل‌گیری است، شعر و زبان فارسی از چه ظرفیتی برخوردار است و چگونه می‌تواند این ظرفیت را به یک فرصت تبدیل کند.

قائمی افزود: اگر این منظر را بپذیریم، تبدیل شعر و ادبیات، چه شعر و ادبیات گذشته و چه شعر و ادبیات امروز، به محتوای دیجیتال اتفاق مهمی است. امروز در ادبیات جهان، نوعی به نام ادبیات دیجیتال وجود دارد که در انواع و گونه‌های متفاوت خود، به‌تدریج تبدیل به یکی از مهم‌ترین زمینه‌های حیات ادبیات در جامعه پسامدرن شده است.

وی ادامه داد: طبیعتاً در زبان فارسی نیز این ظرفیت وجود دارد و ما باید از آن استفاده کنیم. از این منظر، تبدیل کردن آثار ادبی گذشته زبان فارسی به محتوای دیجیتال و انتشار آن‌ها در شبکه‌های اجتماعی، اتفاقاً ظرفیت و فرصت مناسبی برای تأثیرگذاری بیشتر ادبیات و استفاده از ظرفیت آن در یکپارچگی و انسجام ملی و تربیت نسل‌های جدید است.

این پژوهشگر با اشاره به ضرورت بهره‌گیری درست از ظرفیت فضای مجازی گفت: این ظرفیت نباید صرفاً در اختیار بخش‌هایی از جامعه باشد که شاید شناخت کمتری از ادبیات داشته باشند. همچنین کنشگران هنری و ادبی باید نسبت به استفاده از این ظرفیت جهان مجازی فعالانه‌تر فکر و عمل کنند و رسانه‌ها و فضاهای فرهنگی و دانشگاهی نیز باید در این زمینه نقش جدی داشته باشند.

چه چیزی شعر فارسی را ماندگار کرده است؟

قائمی درباره ویژگی مشترک شعرهای ماندگار اظهار کرد: وقتی به اشعار تأثیرگذار و مهم شعر فارسی رجوع می‌کنیم، می‌بینیم گونه‌ها و زمینه‌های بسیار متفاوتی را شکل داده‌اند. گاهی شعری مثل شاهنامه، شعر حماسی است و بر جنبه‌های ملی و هویتی تأکید کرده و به مردمان درون یک فرهنگ ملی، در مقابل دشمنانشان، وجود وحدت‌بخشی را اضافه کرده است.

وی افزود: گاهی شعر عرفانی، از سنایی تا عطار و مولانا و حافظ، بر رابطه انسان و خدا متمرکز شده و جوی وجودی انسان را تبدیل به ظرفیتی برای دریافت معناهای ماندگار کرده است. گاهی نیز شعر غنایی و عاشقانه دوره‌های متفاوت شاعران شعر فارسی، از سعدی و حافظ تا فریدون مشیری، مبتنی بر زیبایی و عشق و رابطه میان دو انسان بوده و زیباترین و تأثیرگذارترین دقایق خلق هنر را به وجود آورده است.

این استاد زبان و ادبیات فارسی ادامه داد: با وجود این زمینه‌های بسیار متفاوت، این سؤال مطرح است که چه چیزی همه این اشعار و ابیات را ماندگار کرده و در ذهن مخاطبان تأثیر ماندگار گذاشته است؛ تا جایی که یک اثر، فراتر از رابطه‌ای که در زمان خلقش با مخاطب نزدیک خود برقرار کرده، برای اعصار تبدیل به تداوم ارتباط و تأثیرگذاری شده است.

قائمی با اشاره به نقش زیبایی در ماندگاری آثار ادبی گفت: طبیعتاً آنچه به بخشی از یک شعر یا اثر ادبی چنین ظرفیتی بخشیده، چیزی جز زیبایی، بلاغت و نفوذ هنری نبوده است. اشعار مهم و تأثیرگذار، از شعر حماسی تا شعر عرفانی و غنایی و عاشقانه و شعر متعهد و سیاسی و اجتماعی، همه یک ویژگی مشترک دارند و آن زیبایی است که ماندگار می‌شود.

وی افزود: زیبایی در شعر، برآیند وحدت شکل و محتواست؛ یعنی محتوایی که برای مخاطب اهمیت داشته، در زبانی متبلور شده که این زبان‌آرایی و نفوذ بالایی داشته است. این کارکرد نفوذ، هم در محمل خلق زمانی اثر در کوتاه‌مدت و هم در تداوم ارتباط اثر با مخاطب در نسل‌های متمادی وجود داشته است.

این پژوهشگر ادبی با اشاره به ماندگاری برخی آثار ادبی فراتر از اراده شاعر اظهار کرد: طبیعتاً این رابطه دوسویه، در دو سطح عرضی و طولی و در دو محمل زمانی کوتاه‌مدت و درازمدت، آگاهانه و با مدیریت ذهن مؤلف شکل گرفته است و به قول نظامی عروضی در چهار مقاله، گاه اثر از مؤثر آن و تألیف از مؤلف آن و شعر از شاعر آن جدا می‌شود و به سطحی از ماندگاری می‌رسد که این فراتر از اختیار نویسنده و مؤلف بوده است.

قائمی افزود: خیلی از شاعران از شعر خود جدا می‌شوند و شعر حتی از شاعر مهم‌تر می‌شود. این اتفاق در زبان فارسی در طول ۱۲ سده گذشته بارها رخ داده و به زبان فارسی، به‌عنوان یکی از مهم‌ترین زبان‌های شعر و ادبیات در تاریخ حیات بشر، ظرفیتی اعجازبرانگیز بخشیده است.

شعر فارسی؛ ظرفیتی برای حفظ پیوندهای فرهنگی

وی با تأکید بر ظرفیت وحدت‌بخش شعر فارسی گفت: این ظرفیت امروز در اختیار ماست و می‌توانیم از آن به‌عنوان یک عامل وحدت‌بخش استفاده کنیم. رسانه‌ها نقش مهمی در این زمینه ایفا می‌کنند و باید بتوانند کارکرد شعر را در مسائل روزمره و اجتماعی حفظ کنند؛ به نوعی که در کنار مسائل متفاوتی که در فضای رسانه بازتاب می‌یابد، همیشه شعر نیز حضور داشته باشد.

این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: این حضور نباید صرفاً به شعر کلاسیک ویا شعر نو محدود شود، بلکه باید هر دو ظرفیت گذشته و امروز شعر فارسی مدنظر قرار گیرد. تکیه بر یکی از این دو جنبه و غفلت از جنبه دیگر، قطعاً به تأثیرگذاری کمتر زبان فارسی در فرهنگ منجر خواهد شد.

انتهای پیام 

آخرین اخبار استان‌ها