به گزارش ایسنا، سیاوش آریا، پژوهشگر و کنشگر میراث فرهنگی درباره وضعیت این شهر باستانی در متنی نوشت: «شهر باستانی و تاریخی بسیار ارزشمند «دارابگرد» با چالشهای فراوانی دست به گریبان است. از فرونشستهای گسترده زمین در عرصه و حریم آن که در حال بلعیدن شهر و نابودیاش است تا کَند و کاوهای غیرمجاز سوداگران اموال تاریخی و فرهنگی و قاچاقچیان. از بریدن شاخههای درختان از سوی افراد ناشناس درون عرصه محوطه باستانی آن گرفته تا چرای گوسفندان درون شهر تاریخی و ملی، تنها بخشی از آسیبهای وارده به این یادمان تاریخی و فرهنگی است و شبیخونی است بر پیکره بیدفاع آن.
شهر «دارابگِرد» که از آن با نام یکی از سه شهر بزرگ تاریخی پارس باستان نام میبرند، در شرایط نامناسب نگهداری و حفاظتی به سر میبرد. این شهر ارزشمند تاریخی که هویت و شناسنامۀ بالَنده و غرورآمیز مردم شهرستان داراب است، امروزه به جایگاهی برای تاخت و تاز چپاولگران میراث فرهنگی و قاچاقچیان تبدیل شده و با دستبردهای بیشمار خود به یکی از ارزشمندترین یادگارهای ملی کشور آسیبهای برگشتناپذیری را وارد آورده و آن را زیر و رو کردهاند که دیدن چنین صحنههایی دل هر دوستدار تاریخ و فرهنگ ایرانی را به درد آورده و اشک از چشمان آدمی سرازیر خواهد شد. ریختن انبوه زباله و پسماندهای ساختمانی و خانگی در کنار محوطه و حریم چسبیده به عرصه آن، صحنههای زشت و زنندهای را به نمایش گذاشته و بوی بد، اندک بازدیدکنندگان و گردشگران را فراری میدهد. بدتر آن که زباله و پسماندها را آتش زده و هنگام بازدید میدانی من، هنوز دود آتش نمایان بود؛ آتش در کنار ویرانههای پل ساسانی شهر دارابگرد!
بریدن شاخههای درختان به انگیزههای ناروشن و مشکوک از سوی افراد ناشناس در درون شهر باستانی دارابگرد که از یکی دو سال گذشته آغاز شده و جای شگفتی و پرسش دارد از دیگر آسیبهای وارده به مهمترین و ارزشمندترین شهر باستانی ایران است. همچنین چرای گوسفندان عشایر بومی در جای جای درون محوطه و یادمان ملی به فراوانی به چشم میخورد و از چالشهای بزرگ و مهم این شهر تاریخی و باستانی است.
اما بیگمان یکی از بدترین آسیبهای وارده به شهر تاریخی دارابگرد که امروزه به یک چالش بزرگ تبدیل شده، فرونشست زمین درون عرصه و حریم درجه یک این یادمان ملی است که روزبهروز گستردهتر شده و تهدیدی جدی برای یکی از مهمترین و ارزندهترین شهرهای تاریخی و باستانی کشور است و باید مسئولان امر هرچه زودتر در اندیشه چارهای ریشهای برای مهار آن باشند.
در غیر این صورت، آینده تاریکی پیش روی یکی از بیهمتاترین شهرهای باستانی ایران خواهد بود. همچنین خاکسپاری مردگان درون شهر باستانی دارابگرد در بخش گورستان آن، که بر پایه قانون و ضابطههای میراث فرهنگی ممنوع بوده و باید هرچه زودتر مکان دیگری برای گورستان در نظر گرفته و خاکسپاری تازهای انجام نگیرد، از دیگر چالشهای پیش روی این یادمان ملی و تاریخی است. ورود موتورسواران و خودروها به درون محوطه و شهر باستانی دارابگرد یکی دیگر از چالشهای موجود است که باید از ورود آنها پیشگیری کرد.
سخن درخور نگرش و نکته شگفتانگیز داستان این است که چگونه حفاریها و دستدرازیهای پیاپی در عرصه و حریم شهر باستانی و ملی دارابگرد رخ میدهد و همواره نیز تکرار شده و بارها به گوش مسئولان اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان فارس رسیده، ولی تا کنون هیچ چارهای برای آن اندیشیده نشده است و یکی از مهمترین محوطههای تاریخی کشور به حال خود رها شده است.
یکی از مسایل مهم در زمینه حفاظت و نگهداری از یادمانهای تاریخی و فرهنگی، کمبود شدید نیروهای یگان حفاظت میراث فرهنگی و لوازم و امکانات آن است که بارها کنشگران میراث فرهنگی در رسانهها به آن اشاره کردهاند. در شهرستان تاریخی و بزرگی همانند داراب که دارای یادمانهای ملی و تاریخی بیشماری است چگونه میتوان با یک نیروی یگان حفاظت میراث فرهنگی، آن هم بدون هیچگونه امکاناتی از یادمانهای تاریخی پاسداری و حفاظت کرد؟ این موضوع بیشتر به یک شوخی تلخ میماند؛ موضوعی که اگر جدی گرفته نشود در آیندهای نزدیک بیشتر یادمانهای تاریخی و فرهنگی شهرستان با تهدیدهای جدی و بزرگی روبه رو خواهند شد و آسیبهای بزرگی بر پیکره بیدفاع یادگارهای تاریخی وارد خواهد آمد و آن ها را رو به نابودی خواهد برد. چالشی که بارها نماینده میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی شهرستان داراب در گفتوگو با نگارنده به آن اشاره کرده است.
با این همه، یکی از امیدها و خبرهای خوش شهر باستانی دارابگرد تبدیل آن به پایگاه ملی میراث فرهنگی در اسفندماه سال گذشته بود که با درخواستهای بیش از یک دهه نگارنده و نگاشتن گزارشهای بی شمار در روزنامه و خبرگزاریهای کشور، سرانجام به نتیجه رسید و باید آن را به فال نیک گرفت.
همچنین همه چالشها و دستدرازیها در شهر تاریخی دارابگرد را بر پایه مسئولیت اجتماعی خویش با مدیر تازه پایگاه ملی میراث فرهنگی دارابگرد در میان گذاشته و خواستار پیگیری و رفع آنها شدم. هرچند، در زمان بازدید میدانی نگارنده از شهر دارابگرد هنوز مدیر کنونی گزینش نشده بود.
یکی از مهمترین کارهایی که باید در شهر باستانی دارابگرد فوری و در اولویت باشد تعیین حریم آن است که سبب پیشگیری از ریختن زباله و پسماندهای ساختمانی و غیره خواهد شد. همچنین باید شهر دارابگرد جداگانه برای ثبت جهانی آماده شود و با دیگر یادمانهای تاریخی در پیرامون محوطه به عنوان (منظر تاریخی و فرهنگی شهر دارابگرد) که در برگیرنده، چهارتاقیهای ساسانی و سنگنگاره شاهپور یکم و تپههای باستانی همانند هیربدان، یونجهای و غیره باشد صورت گیرد؛ موضوعی که در گفت و گو با مدیر کنونی پایگاه ملی میراث فرهنگی دارابگرد بر آن پافشاری داشتم.
بازشناسی شهر تاریخی دارابگرد
در بیشتر دفترهای تاریخی از دارابگِرد با نام سومین شهر بزرگ پارس باستان یاد شده است که یکی از بزرگترین زرآبخانههای (ضرابخانه = جایگاه ضرب سکه) پارس در آن پدیدار شده است و همین بر ارزش و ویژگی این کهن شهر میافزاید.
کارشناسان ساخت شهر دایرهای شکل دارابگِرد را پس از شهر بغداد میدانند. تپههای باستانی دارابگرد از دید باستانشناسی و مِهرازی (معماری) ارزش بسیار فراوانی دارد و پاسداری و نگهداری از آن اَمری ضروری به شمار میآید.
باستانشناسان، دیرینگی شهر دارابگِرد را وابسته به اواخر دورۀ اشکانی و آغاز دورۀ ساسانی بر پایۀ سفالهای موجود میدانند. همچنین اردشیر بابکان بنیادگذار دودمان ساسانی پیش از آن که به پادشاهی برسد، دارابگرد را به قلمرو خود در آورده و جایگاه فرماندهی خود را از همین شهر گسترش میدهد. در این شهر بقایای کَندگ (خندق) از زمان ساسانیان برجای مانده و دارابگرد در روزگار ساسانیان رونق بسیار فراوانی داشته است.
شهر باستانی دارابگرد در ۷ کیلومتری شهرستان داراب و ۲۴۰ کیلومتری جنوب شرقی شهر شیراز قرار دارد و با شمارۀ ۱۴ در تاریخ ۲۴ شهریورماه ۱۳۱۰ به ثبت ملی رسیده است.
عکسهای زیر در هشتم اسفندماه ۱۴۰۴ گرفته شده است.
انتهای پیام

