غلامرضا ظریفیان با بیان این مطلب در گفتوگو با ایسنا با بیان اینکه ایران پیش از آنکه یک جغرافیا باشد، یک «جهان فرهنگی» است، اضافه کرد: متفکر معاصر سیدحسین نصر تأکید میکند: «ایران یکی از معدود تمدنهایی است که توانسته است میان میراث باستانی و معنویت اسلامی پیوندی پایدار برقرار کند.» از همین رو صفویه را نباید صرفاً یک سلسله سیاسی دانست بلکه باید آن را مرحله ای از تداوم تمدن ایران تلقی کرد.
وی ادامه داد: فرناند برودل در نظریه زمان بلند تمدنها معتقد است تمدنها از دولتها پایدارترند زیرا بر حافظه، فرهنگ و شیوه زندگی استوارند». صفویه نیز هنگامی موفق شد که بر همین حافظه تمدنی ایران تکیه کرد.
این استاد دانشگاه تاکید کرد: امروز نیز ایران بیش از هر زمان دیگر نیازمند بازگشت به این تجربه تاریخی است نه بازگشت به گذشته بلکه بازگشت به منطق تمدنی گذشته. منطقی که در آن دین در کنار عقل عرفان در کنار اخلاق، حکمت در کنار سیاست، فرهنگ در کنار قدرت و ایران در کنار اسلام قرار میگیرد.
شیخ صفی؛ پیوند عرفان و اجتماع
استاد تاریخ دانشگاه تهران گفت: در بررسی دقیق روشن است که خانقاه شیخ صفی صرفاً محل ریاضت نبوده بلکه مدرسه تربیت و آموزههای اخلاقی، دانشگاه تربیت انسان، مرکز همبستگی اجتماعی و شبکه فرهنگی با امتداد از اردبیل تا قفقاز، آناتولی، خراسان و عراق بوده است.
ظریفیان تصریح کرد: بر همین اساس امروز جامعهشناسان از آن به عنوان سرمایه اجتماعی یاد میکنند. جامعهشناس سرشناس رابرت پاتنام، سرمایه اجتماعی را مهمترین عامل شکلگیری دولتهای پایدار میداند در حالیکه شیخصفی قرنها پیش این سرمایه را تولید کرد.

صفویه؛ احیای ایران سیاسی
وی با اشاره به اینکه پس از فروپاشی ساسانیان، ایران نزدیک به ۹۰۰ سال دولت ملی فراگیر نداشت، خاطرنشان کرد: دولت صفوی نخستین حکومتی بود که دوباره مرزهای ایران را تثبیت کرد. راجر سیوری در کتاب Iran under the Safavids مینویسد: «مهمترین دستاورد صفویان ایجاد دوباره وحدت سیاسی ایران بود». این وحدت صرفا همبستگی نظامی نبود بلکه نوعی همبستگی فرهنگی، اقتصادی، زبانی و هویتی نیز بود.
این استاد دانشگاه افزود: یکی از بزرگترین خدمات صفویه به ایران و هویت ایرانی آن بود که میان سه عنصراساسی جامعه ایرانی تعارض ایجاد نکرد بلکه بر هرچه نهادینه کردن آن افزود و میان آنها ترکیب تمدنی، ایران به عنوان حافظه تاریخی، اسلام به عنوان افق معنوی و اخلاقی و تشیع به عنوان نظام معرفتی و عدالتخواه پدید آورد.
صفویه و احیای حکمت
ظریفیان با تاکید بر اینکه شاید بزرگترین دستاورد تمدنی صفویه، احیای حکمت اسلامی باشد، ادامه داد: در همین دوره است که میرداماد، شیخ بهایی، صدرالدین شیرازی در مکتب اصفهان ظهور میکنند و ملاصدرا با نظریه حرکت جوهری عقل، عرفان و وحی را در منظومهای واحد جمع میکند. به تعبیر هانری کربن: «ایران سرزمین استمرار حکمت نبوی است و حکمت متعالیه یکی از عالیترین جلوههای این استمرار است.» بنابراین صفویه فقط دولت نساخت بلکه حکمت، دانش و معرفت ساخت.
وی اضافه کرد: قدرت صفویه صرفاً در سپاه قزلباش نبود بلکه قدرت اصلی صفویه به اعتبار آثار به جا مانده در فرهنگ بود. در همین دوره معماری اصفهان مسجد شیخ لطفالله، میدان نقش جهان، خوشنویسی، نگارگری، فرش ایرانی، موسیقی آیینی و هنرهای سنتی به اوج جهانی خود رسیدند.
استاد تاریخ دانشگاه تهران گفت: ویل دورانت تمدنشناس بزرگ مینویسد: «تمدن هنگامی شکوفا میشود که هنر اخلاق و دانش همزمان رشد کنند». این توصیف دقیقاً با عصر صفوی سازگار است.
تشیع، نظام معرفتی تمدنساز
ظریفیان در پایان با بیان اینکه گاهی تشیع صرفاً از منظر کلامی مطالعه میشود در حالی که در ایران تشیع یک نظام تمدنی نیز بوده است، بیان کرد: عدالت، عقلانیت، اجتهاد کرامت انسان، علم، وقف، آموزش و ... همگی در ساخت تمدن صفوی نقش ایفا کردند. شهید مرتضی مطهری معتقد است: «روح تشیع اجتهاد و پویایی است» و همین پویایی بود که امکان تولید علم و فلسفه را فراهم ساخت.
انتهای پیام

