به گزارش ایسنا، زوال عقل اصطلاحی کلی برای مجموعهای از اختلالات مغزی است که حافظه، قدرت تفکر، تصمیمگیری و توانایی انجام فعالیتهای روزمره را کاهش میدهند. احتمال بروز این اختلالات معمولا با افزایش سن بیشتر میشود. با توجه به پیرتر شدن جمعیت بسیاری از کشورها، شناسایی عواملی که میتوانند خطر ابتلا به زوال عقل را کاهش دهند یا زمان آغاز آن را به تأخیر بیندازند، اهمیت زیادی دارد. فشار خون بالا و دیابت از جمله عواملی هستند که با سلامت مغز ارتباط دارند، اما نقش تغذیه در دورههای بسیار ابتدایی زندگی هنوز به بررسیهای بیشتری نیاز دارد.
دوران جنینی و یک تا دو سال نخست پس از تولد، از مراحل حساس رشد بدن و مغز به شمار میآیند. در این دوره، مواد غذایی دریافتی مادر و کودک میتوانند بر فرایندهای رشد اثر بگذارند. قند افزوده، یعنی قندی که هنگام تهیه یا تولید مواد غذایی و نوشیدنیها به آنها اضافه میشود، یکی از اجزای مهم رژیم غذایی است. بررسی آثار بلندمدت دریافت این نوع قند دشوار است، زیرا برای شناخت پیامدهای آن باید وضعیت افراد از آغاز زندگی تا چند دهه بعد مطالعه شود. سهمیهبندی قند در بریتانیا در دوران جنگ جهانی دوم و سالهای پس از آن، فرصتی فراهم کرد تا گروههایی با میزان دسترسی متفاوت به قند با یکدیگر مقایسه شوند.
جیازن ژنگ از دانشگاه علم و فناوری هنگکنگ در گوانگژوی چین و همکارانش، پژوهشی درباره ارتباط محدودیت دسترسی به قند در دوران پیش از تولد و سالهای ابتدایی زندگی با احتمال ابتلا به زوال عقل در دهههای بعد انجام دادند. این محققان بررسی کردند که قرار گرفتن در دوره سهمیهبندی قند، از زمان حضور در رحم مادر تا یک یا دو سال پس از تولد، چه ارتباطی با سلامت مغز و زمان تشخیص زوال عقل در بزرگسالی دارد.
پژوهشگران اطلاعات حدود ۶۵ هزار نفر را که پیش یا پس از پایان سهمیهبندی قند در بریتانیا متولد شده بودند، بررسی کردند. قند در دوران جنگ جهانی دوم و مدتی پس از آن سهمیهبندی شده بود، اما از سال ۱۹۵۳ دوباره بهطور گسترده در دسترس قرار گرفت. شرکتکنندگان بر اساس زمان تولد و مدت قرار گرفتن در دوره سهمیهبندی به چند گروه تقسیم شدند: افرادی که پیش از تولد و در سال نخست زندگی با محدودیت قند مواجه بودند، افرادی که این محدودیت را پیش از تولد تا دو سالگی تجربه کردند و کسانی که پس از پایان سهمیهبندی به دنیا آمدند و چنین محدودیتی نداشتند.
بررسی سوابق پزشکی شرکتکنندگان از زمانی آغاز شد که میانگین سن آنها ۵۵ سال بود. پژوهشگران این سوابق را تا ۱۵ سال بعد دنبال کردند تا مشخص شود چه تعداد از افراد به زوال عقل مبتلا شدهاند. از میان ۱۵ هزار و ۲۵ نفری که از دوران جنینی تا یکسالگی در معرض سهمیهبندی قند قرار داشتند، ۳۸۸ نفر به زوال عقل مبتلا شدند. در گروه ۱۵ هزار و ۲۵۶ نفری که محدودیت را تا دوسالگی تجربه کرده بودند، ۴۵۶ مورد زوال عقل ثبت شد. در میان ۲۳ هزار و ۷۷۴ نفری که پس از پایان سهمیهبندی متولد شده بودند نیز ۵۰۴ نفر به این بیماری مبتلا شدند.
محققان سپس عواملی مانند سن، جنسیت، فشار خون بالا و دیابت را در تحلیل آماری خود در نظر گرفتند تا اثر احتمالی آنها بر نتایج کاهش یابد. یافتهها نشان دادند خطر ابتلا به زوال عقل در افرادی که از دوران جنینی تا یکسالگی با محدودیت قند مواجه بودند، در مقایسه با متولدشدگان پس از پایان سهمیهبندی ۲۱ درصد کمتر بود. این کاهش خطر برای کسانی که محدودیت مصرف قند را از پیش از تولد تا دوسالگی تجربه کرده بودند، به ۲۳ درصد رسید.
نتایج همچنین نشان داد در افرادی که در آغاز زندگی قند کمتری دریافت کرده بودند، تشخیص زوال عقل بهطور میانگین ۲٫۶ سال دیرتر اتفاق افتاد. گروه کوچکتری از شرکتکنندگان تحت تصویربرداری مغزی نیز قرار گرفتند. تصاویر مغزی این افراد نشان داد دریافت کمتر قند در سالهای ابتدایی زندگی با حجم بیشتر ماده خاکستری مغز و میزان پایینتر لکههای روشن ماده سفید ارتباط دارد. ماده خاکستری در بسیاری از فعالیتهای مغزی نقش دارد و لکههای روشن ماده سفید میتوانند نشانهای از آسیب بافت مغز باشند.
این یافتهها نشان میدهند که تغذیه در نخستین مراحل زندگی ممکن است پیامدهایی داشته باشد که تا چند دهه بعد ادامه پیدا کنند. محدود کردن قند افزوده در دوران بارداری و نوزادی میتواند یکی از اقداماتی باشد که خانوادهها و جامعه برای حمایت از سلامت بلندمدت مغز در نظر میگیرند.
یکی از نقاط قابل توجه پژوهش، استفاده از یک رویداد تاریخی برای مقایسه گروههای مختلف بود. سهمیهبندی باعث شده بود دسترسی برخی افراد به قند، بدون آنکه پژوهشگران در رژیم غذایی آنان دخالت کنند، محدودتر باشد. با وجود این، مطالعه از نوع مشاهدهای بود و به رویدادهایی متکی بود که در گذشته رخ دادهاند، بنابراین امکان دارد عوامل دیگری که بهطور کامل اندازهگیری نشدهاند نیز در نتایج نقش داشته باشند. پژوهشگران تأکید کردهاند که مطالعات بیشتری برای شناخت چگونگی اثرگذاری تغذیه دوران جنینی و نوزادی بر خطر زوال عقل و تدوین راهبردهای بهداشت عمومی لازم است.
قابل ذکر است نتایج جالب توجه فوق در نشریه علمی پزشکی «نورولوژی» منتشر شدهاند. این نشریه وابسته به آکادمی نورولوژی آمریکا است و پژوهشهای علمی مرتبط با مغز، دستگاه عصبی و بیماریهای عصبی را منتشر میکند.
انتهای پیام

