به گزارش ایسنا، کمک به درک اهمیت میکروبها میتواند با چیزی به سادگی یک فعالیت، یک اثر هنری یا یک گفتوگو آغاز شود. در ۱۷ سپتامبر که «روز بینالمللی میکروارگانیسم»(International Microorganism Day) نامگذاری شده است، این ایدهها مطرح میشوند.
به نقل از فدراسیون انجمنهای میکروبیولوژی اروپا، روز بینالمللی میکروارگانیسم از افراد و سازمانها دعوت میکند تا با تدارک برنامههایی، سطح آگاهی عمومی را درباره میکروارگانیسمها و نقش آنها در زندگی روی زمین افزایش دهند. این رویدادها میتوانند توسط دانشگاهها، مدارس، گروههای پژوهشی، موزهها، آزمایشگاهها، تشکلهای مردمی، مروجان علم یا هر شخصی که به افزایش دیده شدن و دسترسیپذیری حوزه میکروبیولوژی علاقهمند است، برگزار شوند.
هدایت برنامه روز بینالمللی میکروارگانیسم از سال ۲۰۲۰ بر عهده فدراسیون انجمنهای میکروبیولوژی اروپا بوده است. این رویداد نخستین بار در سال ۲۰۱۷ توسط «انجمن میکروبیولوژی پرتغال» که یکی از انجمنهای عضو فدراسیون انجمنهای میکروبیولوژی اروپاست، پایهگذاری شد و از آن زمان به ابتکاری بینالمللی بدل شد که میکروبیولوژی را به جوامع سراسر جهان پیوند میدهد.
روز بینالمللی میکروارگانیسم از افراد و سازمانها دعوت میکند تا با تدارک برنامههایی، سطح آگاهی عمومی را درباره میکروارگانیسمها و نقش آنها در زندگی روی زمین افزایش دهند.این تاریخچه بازتابدهنده نقشی است که فدراسیون انجمنهای میکروبیولوژی اروپا در سراسر جامعه میکروبیولوژی ایفا میکند. فدراسیون انجمنهای میکروبیولوژی اروپا از طریق انجمنهای عضو، رویدادها، کمکهزینهها، نشریات، شبکهها و فعالیتهای ترویجی خود، از میکروبیولوژیستها در زمینه تبادل دانش، ایجاد فرصتها و تقویت ارتباطات در این حوزه حمایت میکند.
روز بینالمللی میکروارگانیسم با کمک به افراد بیشتری برای درک ارزش میکروبیولوژی، به این روحیه و چشمانداز امکانپذیری عینیت میبخشد. این روز فرصت خوبی برای شناختن برخی از دانشمندانی است که در پژوهشهای حوزه میکروبیولوژی نقش داشتند.
در ادامه با برخی از زنان درخشان این حوزه آشنا میشویم.
روث الا مور

به نقل از وبسایت روز بینالمللی میکروارگانیسم، دکتر «روث الا مور»(Ruth Ella Moore) از پیشگامان راستین علم میکروبیولوژی بود. او که یک باکتریشناس آفریقایی-آمریکایی بود، در سال ۱۹۳۳ به نخستین شخص از این تبار تبدیل شد که مدرک دکتری را در یکی از علوم طبیعی - در رشته باکتریشناسی - دریافت کرد و در سال ۱۹۳۶ نیز به عضویت انجمن میکروبیولوژی آمریکا درآمد.
پژوهشهای پایاننامه مور به دستیابی به روشهای درمانی برای بیماری سل کمک کرد که در آن زمان دومین عامل اصلی مرگومیر در آمریکا به شمار میرفت.پژوهشهای پایاننامه مور به دستیابی به روشهای درمانی برای بیماری سل کمک کرد که در آن زمان دومین عامل اصلی مرگومیر در آمریکا به شمار میرفت.
همچنین، او پژوهشهایی را در زمینههای ایمنیشناسی، پوسیدگی دندان و گروههای خونی در میان سیاهپوستان آمریکا منتشر کرد. وی در دانشگاههای گوناگونی به تدریس باکتریشناسی پرداخت که از آن جمله میتوان به تدریس و ریاست گروه باکتریشناسی در «دانشگاه هاروارد» اشاره کرد.
مور در جامعه علمی حوزه تخصصی خود نقشی فعال ایفا کرد. او در سال ۱۹۵۲ از سوی دانشجویانش به عنوان معلم سال برگزیده شد و در سال ۱۹۸۶ به پاس سالها خدمت در مقام راهنما، رهبر و فعال حوزه میکروبیولوژی، جایزه یک عمر دستاورد را از کمیته اقلیتهای «بنیاد بینالمللی ایاسام»(ASM International) دریافت کرد.
فنی هس

اگر تا به حال از ظرف آگار برای کشت و جداسازی سویههای گوناگون باکتریایی استفاده کردهاید، مدیون «فنی هس»(Fanny Hesse) هستید.
فنی به عنوان دستیار بدون حقوق، تصویرگر و آشپز برای همسرش «والتر هس»(Walther Hesse) که تکنسین آزمایشگاه «روبرت کخ»(Robert Koch) میکروبیولوژیست آلمانی بود، کار میکرد.
اطلاعات «فنی هس» کمک کرد تا «روبرت کخ» سرانجام بتواند با استفاده از آگار، باکتری عامل سل را جداسازی کند.در سال ۱۸۸۱ هنگامی که همسرش مشغول آزمودن دستورالعملهای گوناگون برای کشت باکتری بود، فنی پیشنهاد کرد به جای ژلاتین که همسرش پیشتر از آن استفاده میکرد، از آگار به عنوان مادهای برای ایجاد حالت ژلهای استفاده شود. فنی با تکیه بر تجربیات آشپزی خود دریافته بود که آگار در مقایسه با ژلاتین در برابر حرارت پایدارتر است و باکتریها نیز به سادگی قادر به تجزیه و هضم آن نیستند.
اطلاعات فنی کمک کرد تا کخ سرانجام بتواند با استفاده از آگار، باکتری عامل سل را جداسازی کند. با وجود این، نقش فنی در این دستاورد هرگز مورد قدردانی قرار نگرفت.
جسی پرایس

«جسی ایزابل پرایس»(Jessie Isabelle Price)، میکروبیولوژیست آفریقایی-آمریکایی بود که واکسنهایی را برای مقابله با بیماریهای باکتریایی در پرندگان آبزی و اردکهای پرورشی تولید کرد.
جسی در سال ۱۹۵۹ مدرک دکتری خود را از «دانشگاه کرنل»(Cornell University) دریافت کرد و سپس در «آزمایشگاه پژوهش اردک» این دانشگاه موفق به ساخت واکسنی علیه باکتری «پاستورلا آناتیپستیفر»(Pasteurella anatipestifer) شد که در اردکها و سایر پرندگان آبزی دیده میشود.
پرایس به مدت ۱۸ سال به پژوهشهای خود در آزمایشگاه پژوهش اردک ادامه داد و تا سال ۱۹۷۴ موفق به ساخت دو واکسن شد که به طور تجاری توسط پرورشدهندگان اردک پکین در لانگآیلند، منطقه غرب میانه و کانادا مورد استفاده قرار گرفتند. او در توسعه واکسنهایی برای سایر بیماریهای پرندگان نیز مشارکت داشت.
پرایس در سال ۱۹۷۷ فعالیت خود را بهعنوان میکروبیولوژیست پژوهشی در «مرکز ملی سلامت حیاتوحش» در مدیسون ویسکانسین آغاز کرد و در آنجا به تحقیقات خود پیرامون بیماریها و درمانهای مربوط به پرندگان ادامه داد.
مارجوری استفنسون

«مارجوری استفنسون»(Marjory Stephenson) از پیشگامان حوزه بیوشیمی در اوایل قرن بیستم بود. او که در سال ۱۸۸۵ در نزدیکی کمبریج انگلستان به دنیا آمد، به پژوهش درباره متابولیسم باکتریها - فرآیندهایی که امکان زندگی و تولید مثل را برای باکتریها فراهم میکنند - پرداخت.
استفنسون نخستین دانشمندی بود که در سال ۱۹۲۸ موفق به جداسازی یک آنزیم باکتریایی از درون سلول شد. این آنزیم، «لاکتات دهیدروژناز»(Lactate dehydrogenase) حاصل از باکتری «اشریشیا کلی»(Escherichia coli) بود. استفنسون در سال ۱۹۳۰ کتاب اثرگذار خود با عنوان «متابولیسم باکتریایی» را تألیف کرد که مطالعه آن هم برای زیستشناسان و هم برای زیستشیمیدانان ضروری بود.
استفنسون یکی از بنیانگذاران «انجمن عمومی میکروبیولوژی» بود و فعالانه به ترویج آموزش دانشمندان میکروبیولوژیست در میان نسلهای جوانتر میپرداخت.
امی کلاینبرگر نوبل

«امی کلاینبرگر نوبل»(Emmy Klieneberger-Nobel) باکتریشناس آلمانی بود. او به دلیل دستاوردهای پیشگامانهاش در زمینه بررسی باکتریهای مایکوپلاسما، یکی از بنیانگذاران پژوهشهای مربوط به مایکوپلاسما به شمار میرود.
امی در سال ۱۹۲۲ فعالیت خود را به عنوان باکتریشناس در موسسه بهداشت «دانشگاه فرانکفورت»(University of Frankfurt) آغاز کرد و بعدها به نخستین مدرس زن در این دانشگاه بدل شد. با به قدرت رسیدن حزب نازی، امی ناچار به ترک آلمان شد. وی پس از مهاجرت به انگلستان، در سال ۱۹۳۴ به عنوان پژوهشگر در «موسسه لیستر»(Lister Institute) لندن مشغول به کار شد و تا زمان بازنشستگی در آنجا ماند.
از جمله دستاوردهای امی، ابداع یک ترکیب آگار مغذی و روش کشت منحصربهفرد بود که امکان رشد باکتریهای عامل التهاب برونکوپنومونی در موشها و موشهای خانگی را برای اولین بار در آزمایشگاه فراهم میکرد. او بعداً با استفاده از این روش، چندین گونه بیماریزای مایکوپلاسما شامل «مایکوپلاسما آرتریتیدیس»(Mycoplasma arthritidis) و «مایکوپلاسما پنومونیه»(Mycoplasma pneumoniae) را جداسازی و شناسایی کرد که هنوز هم موضوع پژوهشهای دقیق هستند.
امی در سال ۱۹۷۶ به عضویت افتخاری مادامالعمر «سازمان بینالمللی مایکوپلاسمولوژی»(International Organization for Mycoplasmology) که در آن زمان به تازگی تأسیس شده بود، درآمد و در سال ۱۹۸۰ جایزهای از سوی این سازمان به نام او نامگذاری شد.
آن بیشاپ

«آن بیشاپ»(Ann Bishop)، انگلشناس و تکیاختهشناس بریتانیایی بود. او فعالیت علمی خود را در سال ۱۹۲۲ در «دانشگاه کمبریج»(Cambridge University) آغاز کرد و بخش قابل توجهی از دوران کاری خود را در همانجا سپری نمود.
دستاوردهای علمی «آن بیشاپ» نه تنها روشهای درمان مالاریا را در دوران جنگ جهانی دوم بهبود بخشیدند، بلکه موجب ارتقای درک ما از بیماریهای انگلی شدند.بیشاپ عضو «موسسه مولتنو»(Molteno Institute) یکی از نخستین آزمایشگاههای پژوهشی در زمینه مالاریا و درمان آن بود و سرانجام به ریاست این موسسه رسید. او روی روشهای شیمیدرمانی برای درمان بیماریهای انگلی کار میکرد و مقاومت دارویی انگل مالاریا را مورد بررسی قرار میداد.
بیشاپ در سال ۱۹۵۹ به عضویت «انجمن سلطنتی بریتانیا» درآمد و در سال ۱۹۶۲ «انجمن انگلشناسی بریتانیا» را تأسیس کرد. او در کمیته مالاریای سازمان جهانی بهداشت نیز عضویت داشت.
دستاوردهای علمی بیشاپ نه تنها روشهای درمان مالاریا را در دهه ۱۹۵۰ و دوران جنگ جهانی دوم بهبود بخشیدند، بلکه موجب ارتقای درک ما از بیماریهای انگلی شدند.
الیزابت بوگی

«الیزابت بوگی»(Elizabeth Bugie) میکروبیولوژیست و بیوشیمیدان آمریکایی، دانشمندی کمتر شناختهشده در پس کشف تحولآفرین آنتیبیوتیک «استرپتومایسین»(Streptomycin) بود.
در سال ۱۹۴۴ گروهی از پژوهشگران «دانشگاه راتگرز»(Rutgers University) موفق شدند آنتیبیوتیک استرپتومایسین را در کشت میکروارگانیسمهای خاک شناسایی کنند؛ دارویی که علیه «مایکوباکتریوم توبرکلوزیس»(Mycobacterium tuberculosis) باکتری عامل بیماری سل مؤثر است و برای انسان سمی نیست. الیزابت بوگی نیز یکی از اعضای این گروه از دانشمندان بود.
«الیزابت بوگی» از اعضای گروه کشف آنتیبیوتیک «استرپتومایسین» بود اما دانشمندان مرد، نام او را در حق ثبت اختراع قرار ندادند!با وجود این، دیگر دانشمندان مرد از جمله پروفسور «سلمان آبراهام واکسمن»(Selman Abraham Waksman) که به خاطر این کشف جایزه نوبل پزشکی را دریافت کرد، نام الیزابت را در فهرست مخترعان ذکرشده در حق ثبت اختراع این آنتیبیوتیک قرار ندادند.
دلیل آنها این بود که الیزابت روزی ازدواج میکند و تشکیل خانواده میدهد و به همین دلیل، برخورداری از آن اعتبار و شناختی که شایستهاش بود، برای او اهمیتی نخواهد داشت.
با این که کتابهای تاریخ نقش الیزابت و دیگر زنان پیشگام در پژوهشهای آنتیبیوتیک را نادیده گرفتند، او همچنان به کشف مواد ضدمیکروبی بیشتر ادامه داد و به پایهگذاری نخستین مطالعات در زمینه آنتیبیوتیکها کمک کرد.
استر لدربرگ

«استر لدربرگ»(Esther Lederberg) میکروبیولوژیست آمریکایی با کشف «فاژ لامبدا»(Lambda phage) - ویروسی که باکتری اشریشیا کلی را آلوده میکند - انقلابی در پژوهشهای ژنتیک باکتریایی ایجاد کرد. امروزه فاژ لامبدا به طور گسترده در زیستشناسی مولکولی برای بررسی تنظیم و نوترکیبی ژن مورد استفاده قرار میگیرد.
«استر لدربرگ» مانند بسیاری از میکروبیولوژیستهای زن دیگر، به عنوان یک دانشمند زن در دهههای ۵۰ و ۶۰ میلادی با تبعیض جنسیتی روبهرو بود و حتی همسرش مشارکتهای استر در کار خود را بیاعتبار میدانست.استر پدیده انتقال ژن میان باکتریها را نیز از طریق فرآیندی موسوم به «ترانسداکشن اختصاصی»(specialized transduction) شناسایی کرد. علاوه بر این، استر روش پرکاربرد «کاشت نمونه» را ابداع کرد که برای تکثیر کشتهای باکتریایی جهت مقایسه واکنشهای آنها به تغییرات محیطی استفاده میشود.
فهرست مشارکتهای استر میتواند ادامه داشته باشد اما مانند بسیاری از میکروبیولوژیستهای زن دیگر، او نیز به عنوان یک دانشمند زن در دهههای ۵۰ و ۶۰ میلادی با تبعیض جنسیتی روبهرو بود و اغلب در سایه همسرش «جاشوآ لدربرگ»(Joshua Lederberg) زیستشناس مولکولی برنده جایزه نوبل کار میکرد که او نیز مشارکتهای استر در کار خود را بیاعتبار میدانست.
استر برای پیشرفت زنان در حوزه میکروبیولوژی و دستیابی آنان به جایگاههای علمی در محیط دانشگاهی تلاش میکرد. او در خصوص فقدان حضور زنان در میان اعضای هیئت علمی «دانشکده پزشکی استنفورد»(Stanford School of Medicine)، به رئیس این دانشکده نامه نوشت.
وی بعدها در سال ۱۹۵۹ به عنوان دانشیار در دانشکده پزشکی استنفورد مشغول به کار شد و سمتهایی همچون مدیر «مرکز مرجع پلاسمید»(Plasmid Reference Center) و استاد ممتاز میکروبیولوژی و ایمونولوژی را بر عهده داشت.
جون آلمیدا

میتوان با اطمینان گفت که بیشتر ما تاکنون تصاویر کروناویروس را دیدهایم؛ آن گوی گرد و تهدیدآمیز که روی سطحش زائدههای سوزنیشکل ریزی به چشم میخورد، اما تصور کنید نخستین کسی باشید که کروناویروس را در دنیای واقعی و زیر میکروسکوپ میبیند. آن شخص «جون آلمیدا»(June Almeida) بود.
نخستین کسی که کروناویروس را در دنیای واقعی و زیر میکروسکوپ دید، «جون آلمیدا» بود.اگرچه جون شاهد سویهای که امروزه در سراسر جهان ویرانی به بار آورده است یعنی SARS-CoV-2 نبود، اما نخستین کسی بود که در سال ۱۹۶۴ با استفاده از میکروسکوپ الکترونی، خانوادهای از ویروسها را که بعدها با نام کروناویروس شناخته شدند، مشاهده و شناسایی کرد.
این ویروسشناس اسکاتلندی در ادامه با بهرهگیری از روشهای میکروسکوپی که خود ابداع کرده بود، به تصویربرداری، شناسایی و تشخیص ساختارهای ویروسی بسیاری پرداخت.
آلمیدا روشی را با استفاده از آنتیبادیها و میکروسکوپهای الکترونی توسعه داد که امکان مشاهده ساختارهای ویروسی را با وضوح بالاتر فراهم میکرد. این روش در دهه ۱۹۷۰ به مشاهده و شناسایی ویروسهای سرخجه و هپاتیت A کمک شایانی کرد.
با این که آلمیدا تحصیلات رسمی نداشت، تکنسینی ماهر در «موسسه سرطان انتاریو»(Ontario Cancer Institute) در کانادا بود و مقالاتی را درباره ساختار ویروسهایی منتشر کرد که پیش از آن برای جهانیان قابل مشاهده نبودند.
ابیگیل سالیرز

«ابیگیل سالیرز»(Abigail Salyers) میکروبیولوژیست آمریکایی بود که بسیاری او را مادر پژوهشهای حوزه میکروبیوم میدانند. پژوهشهای سالیرز با تمرکز بر میکروبیوم روده، درک ما را از مقاومت آنتیبیوتیکی و عناصر ژنتیکی متحرک ارتقاء دادند.
بسیاری از افراد، «ابیگیل سالیرز» را مادر پژوهشهای حوزه میکروبیوم میدانند.او در سال ۱۹۸۳ به نخستین زنی تبدیل شد که در «دانشگاه ایلینوی اربانا-شمپین»(UIUC) به مقام استادی رسمی دست یافت و پنج کتاب و بیش از ۲۰۰ مقاله علمی تألیف کرد. مشهورترین اثر ابیگیل با عنوان «انتقام میکروبها» به موضوع گسترش مقاومت آنتیبیوتیکی میپردازد.
ابیگیل مدتی به عنوان یکی از مدیران دوره تنوع میکروبی در «آزمایشگاه زیستشناسی دریایی» فعالیت میکرد. همچنین، او طی دوران شیوع سیاهزخم در آمریکا در سال ۲۰۰۱، ریاست «انجمن میکروبیولوژی آمریکا» را بر عهده داشت. در این مقام، ابیگیل به کارکنان در خصوص عوامل بیوتروریسم و اقدامات ایمنی مشاوره میداد و سیاستهای عمومی را برای حفاظت از جامعه تدوین میکرد.
انتهای پیام