هر سال در دههی آخر ماه صفر، همزمان با رحلت رسول گرامی اسلام(ص) و شهادت امام حسن مجتبی(ع) و امام رضا(ع)، سیل مشتاقان از گوشهوکنار ایران خود را به روستایی در ۶۰ کیلومتری شمالشرقی اردکان میرسانند تا در آیینهای سنتی عزاداریِ این دیار شرکت کنند. روستایی که اسمش را از درختان توت گرفته، اما اهالیاش میگویند قداستش نه از درخت که از عشق به اباعبدالله(ع) است.
نادر پیری اردکانی محقق و نویسنده کتاب «اسناد رسمی اردکان» در گفتوگو با ایسنا میگوید: قدیمیترین سندِ این روستا، یک دیگ مسی مربوط به سال ۱۱۲۶ قمری است که احتمال شکلگیریِ این آیین را در دورهی صفویه قوت میبخشد.
وی محور اصلیِ عزاداری را روضهخوانی و نذورات میداند که بعدها تعزیه به آن افزوده شده و امروز، تعزیهخوانی در این روستا به قوتِ خاصی رسیده است.
افسانه یا ارادت؛ روایتی که درختان را کنار میزند
پیری اردکانی معتقد است که در بلندمدت، گروهی برای روستا افسانهسرایی کردند؛ وی میگوید: در گذشته مردم با مشقت فراوان خود را به این روستا میرساندند و بر اساس اعتقادات راسخ، کراماتی را هم میدیدند که هیچ ربطی به آن اسطورهسازیها ندارد. برخی آن را به درختِ توت وصل میدانند در حالی که حسینیهی روستا هیچ ربطی به درخت ندارد و ارزش آن فقط بهخاطر امام حسین(ع) و واقعهی کربلاست.
دبیر انجمن حامیان میراث اردکان با اشاره به دورهی اجرای سیاست کشف حجاب و محدودیتهای اعمالشده برای برگزاری آیینهای مذهبی، عنوان میکند: در آن دوره، مردم به دنبال جلوگیری از برگزاری مراسمهای عزاداری، تعزیه و روضهخوانی در بسیاری از مناطق، برای برپایی این آیینها به این روستا پناه میآوردند.
به گفته وی، فاصلهی زیاد روستا با شهر و دسترسی محدود نیروهای امنیتی، زمینه را برای برگزاری مراسم مذهبی فراهم کرده و به این ترتیب، سنت عزاداری در روستا، حفظ و از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است.
ثبت ملی در انتظارِ یک نگاه
ارزشِ این آیین چنان است که تعزیهخوانیِ حسینیهی روستای توت در سال ۱۳۸۸ با شمارهی ثبتی ۵۳ به عنوان سومین اثرِ معنویِ استان یزد در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است؛ برج و کاروانسرای روستا نیز در همین فهرست جای دارند.
با این حال، پیری اردکانی از بیتوجهی به حوزهی گردشگری و ساختوسازهای سلیقهای در بافت روستا به شدت گلایه کرده و میگوید: جای کار، بسیار است. چند اثرِ باقیمانده وضعیت مناسبی ندارند و متأسفانه بوکنهای ارزشمند و اسنادِ تاریخیِ این روستا هر روز در حال تخریب است.
آنچه این روستا را به یک پدیده تبدیل کرده، رازِ جمعیتِ آن است. در حالی که جمعیتِ ثابتِ این روستا در طول سال به سختی به ۲۰ نفر میرسد ولی در این چند روز عزاداری پایانی ماه صفر، بالغ بر ۱۰۰ هزار نفر به طورِ ثابت و متغیر به این روستا میآیند؛ این یعنی یک پدیدهی بینظیر؛ جایی که جمعیتِ آن در یک هفته، پنج هزار برابر میشود.
چرا باید به توت نگاه کرد؟
پیری اردکانی اظهار میکند: ما هنوز با آنچه در حوزهی گردشگریِ دنیا اتفاق میافتد، فاصلهی زیادی داریم و تا زمانی که مردم به این دانش پی نبرند، اتفاقی نخواهد افتاد.
این پژوهشگرِ میراث فرهنگی در پایان با انتقاد از بلااستفاده ماندنِ برجِ توت و کاروانسرا و حفظ نشدنِ حریمِ آنها، تأکید میکند: با برنامهریزی میتوان این روستا را به یکی از قطبهای مهم گردشگریِ استان یزد تبدیل کرد؛ به شرطی که مردم و مسئولان دست به دست هم دهند.
انتهای پیام

