به گزارش ایسنا، چندی پیش نامهای از سوی حوزه وزارتی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی به پژوهشگاه میراث فرهنگی ارسال شد که بند ۲ و ۳ آن به پژوهشکده هنرهای سنتی اختصاص داشت. در بند ۲ این نامه با بازتعریف فوری ماموریت پژوهشکده هنرهای سنتی، آن را مکلف کرده است تا ظرف مدت یک ماه، برنامه عملیاتی خروجیهای قابل سنجش و نسبت خود با نیازهای امروز صنایع دستی، هنرهای سنتی و سیاستگذاری وزارتخانه را ارائه کند. در صورت عدم ارائه برنامه روشن و قابل دفاع ادامه فعالیت این پژوهشکده به شکل فعلی به صلاح نخواهد بود.
در بند ۳ نیز با موضوع بازنگری در جایگاه و شیوه فعالیت پژوهشکده هنرهای سنتی آمده است با توجه به ضعفهای مشهود در عملکرد پژوهشکده هنرهای سنتی در دو سال گذشته لازم است پیشنهاد استقرار این پژوهشکده در یکی از کاخموزهها یا فضاهای قابل بازدید عمومی مجددا بررسی شود تا فعالیتها، محصولات و دستاوردهای آن در معرض مشاهده بهرهبرداری و ارزیابی عمومی قرار بگیرد.
این ۲ بند اما با واکنش برخی پژوهشگران و هنرمندان هنرهای سنتی و همچنین میراث فرهنگی و طرفداران هنرهای ملی ایران روبرو شد.
مدتی پس از این مکاتبات، روزبه کردونی، مشاور عالی وزیر و مدیرکل حوزه وزارتی میراث فرهنگی، در نامهای به محمدابراهیم زارعی، رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، دستور بازدید فوری از مرکز هنرهای سنتی و ساماندهی آثار مجدد را ابلاغ کرد و نوشت: «بازدید و جلسه حضوری در محل هنرهای سنتی ضروری است. با اولویت و فوریت، کلیه اشیای موجود مرکز هنرهای سنتی تحویل ادارهکل موزهها شود».
با ادامهدار شدن موج واکنش کارشناسان و پیشکسوتان هنرهای سنتی، کردونی در مطلبی جداگانه توضیحاتی در این زمینه منتشر کرد که در بخشی از آن آمده است: «این اقدام بههیچوجه به معنای تعطیلی یا جابهجایی گروه هنرهای سنتی نیست، بلکه با هدف ارتقای سطح حفاظت و تامین الزامات امنیتی و حفاظتی آثار و پس از بررسیهای تخصصی و مشورت با مسئولان این گروه، موزه ملی ایران بهعنوان مقصد انتقال امانی این آثار انتخاب شده است».
پژوهشگران هنرهای سنتی تجربه تلخی از جابهجایی پژوهشگاه در دهه ۸۰ دارند و درباره عواقب این تصمیم بارها هشدار داده و نگرانند همان تجربه دوباره تکرار شود.
سابقه کار بیشتر پژوهشگران پژوهشکده سنتی به بیش از ۲۵ سال میرسد و تا بازنشستگی فاصله کمی دارند. برخی از آنان به ایسنا میگویند در ۲۵ سال گذشته نیروی جدیدی جایگزین نیروهای بازنشسته نشده و مواد اولیه برای این پژوهشکده تامین نشده است. با توجه به چنین شرایطی چطور انتظار عملکرد خاصی از پژوهشکده هنرهای سنتی دارند؟
از وزیر توقع چنین تصمیمی را نداریم
روحالله دهقان، پژوهشگر و هنرمند در رشته زریبافی در این باره به ایسنا گفت: اینجا پژوهشکده هنرهای سنتی است و کار ما هم پژوهش. ما برای کار پژوهش به منابع نیاز داریم اما متاسفانه با عملی شدن تصمیم وزارتخانه، منابع کاری لازم از پژوهشگران گرفته میشود. من اینجا هستم که روی پارچههای شاخص زربفت تحقیق کنم اما برای دسترسی به منابع تحقیقاتی و پارچههای شاخص در موزهها و کاخهای مختلف با مشکل مواجه هستم، این درحالی است که پرسنل و کارکنان موزهها و کاخها همکاران ما محسوب میشوند. واضح است که با جابجایی این منابع به مشکلات ما اضافه میشود. آثاری که در خزانه پژوهشکده وجود دارد هنرِ دست استادکارانی است که از دنیا رفتهاند و ما هر بار که برای کار پژوهشی به این آثار نیاز داریم در دسترسمان هستند. هنرمند -پژوهشگری که دستش به منابع خودش نرسد چه کارایی میتواند داشته باشد؟ کار تئوری و کتابخانهای بدون کار میدانی و تحقیقاتی عملی چه ارزشی میتواند داشته باشد؟
او با اعتقاد بر اینکه موزه ملی جای مناسبی برای نگهداری آثار موزهای است اما نه آثار هنرهای سنتی، توضیح داد: من در جلسهای که در همین زمینه داشتیم این پرسش را مطرح کردم که آیا پژوهشگران پژوهشکده بعد از انتقال، دسترسی آسانی به آثار دارند و این آثار تحت اختیار امیناموال خودمان خواهد بود؟ که رئیس پژوهشکده پاسخ داد آثار به طور کلی به امین اموال موزه ملی واگذار میشود. این اتفاق عملا دسترسی ما به آثار را غیر ممکن میکند. گویا دستور انتقال کلیه آثار صادر شده است. اگر مخاطبِ من وارد کارگاه شود و بگوید چه آثاری تولید میکنید؟ باید بگویم چیزی برای عرضه ندارم؟ وقتی من به عنوان هنرمند چیزی برای ارائه نداشته باشم حضورم در آن مجموعه چه معنایی میتواند داشته باشد؟ وقتی که کاری برای عرضه و مخاطب نداشته باشیم قطعا ادامه فعالیت پژوهشکده توجیهی نخواهد داشت و در تصمیم بعدی به کلی منحل میشود.
این هنرمند ـ پژوهشگر اظهار کرد: اگر منِ هنرمند در پژوهشکده مخاطب ندارم به دلیل سیاستهای نادرستی است که مسئولان و مدیران در پیش گرفتهاند. وقتی درِ اصلی پژوهشکده هنرهای سنتی بسته است و به هرکسی اجازه ورود داده نمیشود چه کاری از دست من برمیآید؟ اگر شما به عنوان بازدیدکننده کسی را در پژوهشکده نشناسید و اسم آن فرد را به زبان نیاورید اجازه ورود به شما نمیدهند! این تصمیم پس از تبدیل سازمان میراث فرهنگی به وزارتخانه گرفته شد. این ساختمان اصلا محلی برای استقرار وزارتخانه نیست؛ چراکه کل ساختمان برای پیشرفت و پژوهش و تولید هنرهای سنتی طراحی شده است. فضای پژوهشکده هنرهای سنتی نیز با توجه به ابعاد دستگاههای زریبافی و مخملبافی طراحی شده است. درحال حاضر ۴ نفر در کارگاه زربفت کار میکنند و این بخش با خلاء پرسنلی ۱۴ نفر روبرو است؛ چرا که پس از بازنشسته شدن نیروهای قبلی، نیروی جدیدی استخدام و جایگزین نشده است. بالغ بر ۶۰ تا ۷۰ درصد پارچههای زربفتی که در این پژوهشکده تولید شد، در دوره آقای بقایی نیست شد یا بذل و بخشش شد، اما هیچکس تاکنون در اینباره سخنی به زبان نمیآورد. با توجه به آنچه در دهه ۸۰ رخ داد، کسی از آنان توقعی ندارد، اما ما از وزیر میراث فرهنگی که حامی و احیاکننده و اشاعهکننده فرهنگ و هنر است توقع چنین تصمیمی را نداریم.
دهقان گفت: پژوهشکده هنرهای سنتی حدود ۱۵۰ پرسنل داشت که ۴ تا ۶ نیروی خدماتی مدام آثار را نظافت میکردند. درحال حاضر پژوهشکده با ۷۰ پرسنل و دو نیروی خدماتی درحال فعالیت است.

دیگر توان این همه فشار روانی و بازسازی مسیری را که رفتهایم نداریم
یکی دیگر از پژوهشگران که ترجیح داد به نام او در این گزارش ایسنا اشاره نشود، و حدود ۲۷ سال سابقه حضور در پژوهشکده هنرهای سنتی را دارد نیز درباره این جابجایی توضیح داد: «پژوهشکده هنرهای سنتی تنها جایی بوده که در ۵۰ سال گذشته به صورت تخصصی روی هنرهای سنتی پژوهش کرده است و با انتقال آثار یا جمع شدن این مجموعه به طور کلی، این هنرها به فراموشی سپرده میشوند. ما تجربه خوشایندی از جابجایی آثار نداریم؛ چراکه بخش زیادی از آثار [در دهه ۸۰ و در زمان انتقال معاونتهای میراث فرهنگی و صنایع دستی به شیراز و اصفهان] تخریب و مفقود شدند و مسئولی تاکنون پاسخگو نبوده است. ما سالها در این حوزه کار کردیم و دیگر توان این همه فشار روانی و بازسازی مسیری را که رفتهایم نداریم. من با ۲۷ سال سابقه در این حوزه آیا توانایی شروع مجدد را دارم؟
او با بیان اینکه ما آخرین نیروهای پژوهشکده هستیم و بعد از ما نیرویی استخدام نشده است که حداقل بخشی از کار را به آنان بسپاریم، افزود: اگر ما در حالت طبیعی بازنشسته میشدیم و نیروهای جوانی وجود داشتند که کار را یاد بگیرند، نگرانی نداشتیم، چون میدانستیم نسل پس از ما این هنرها را ادامه میدهند اما وقتی کسی وجود ندارد ما بیشتر رنج میبریم. ما آخرین نسل صنایع مستظرفه هستیم و اگر صنایع مستظرفه هم، که از دوره پهلوی اول همچنان مشغول به فعالیت است، بسته شود یک تاریخچه هنری بسته میشود. به هر حال عمر ما هم روزی تمام میشود.
این هنرمند ـ پژوهشگر بیان کرد: حتی پس از جنگ ایران و عراق مسیر پژوهشکده هنرهای سنتی با شکوفایی همراه بود؛ چراکه نمایشگاههای بسیاری در خارج از کشور برپا شد و برای فرش و هنر ایران اتفاقهای خوبی افتاد، چون مشاوران و مدیران آن دوره چنین تصمیمی گرفتند و بحران جنگ را به نحوی جبران کردند اما اکنون پس از یک یکسال که با دو جنگ همراه بود، تصمیم دیگری برای پژوهشکده هنرهای سنتی گرفتهاند.
با آنکه روزبه کردونی، مشاور عالی وزیر و مدیرکل حوزه وزارتی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی تاکید کرده است «این اقدام بههیچوجه به معنای تعطیلی یا جابهجایی گروه هنرهای سنتی نیست» اما برخی پژوهشگران هنرهای سنتی بر نظر دیگری هستند.
انتظار داریم وزیر شفافسازی کند/ چرا آثارهنرهای ملی باید با این شتابزدگی منتقل شوند؟
سعید سالکی، کارشناس و پژوهشگر سفال و سرامیک درباره تصمیم مسئولان برای پژوهشکده هنرهای سنتی به ایسنا گفت: مگر میتوان موزه ملی، موزه فرش یا موزه هنرهای معاصر را جابجا کرد؟ همه این موزهها با نگاه تخصصی و با کاربری موزهای طراحی و ساخته شدهاند. این ساختمان؛ یعنی ارگ آزادی که محل استقرار کنونی وزارت میراث فرهنگی است، نیز از ابتدای امر برای پژوهشکده هنرهای سنتی ساخته شده است، که رفته رفته در اختیار کادر اداری قرار گرفت و پژوهشگران به گوشهای از این ساختمان فرستاده شدند. حتی اتاق وزیر برای اقدامات پژوهشی طراحی شده بود. حالا میخواهند همان بخشهای باقیمانده و در اختیار پژوهشکده را هم از معدود پژوهشگرانی که در این حوزه کار میکنند، بگیرند. فکر میکنیم میخواهند ما را از خانه خودمان بیرون کنند.
او با بیان اینکه انتظار داریم آقای وزیر در این زمینه شفافسازی کند، اظهار کرد: ای کاش مستقیم بگویند چه برنامهای برای پژوهشکده هنرهای سنتی دارند. اول گفتند اشیا را میخواهند به کاخموزه سعدآباد منتقل کنند، درحالی که رطوبت آنجا بالاست و اصلا جای مناسبی برای نگهداری برخی از آثار هنری از جمله پارچه و چوب نیست. بعد گفتند آثار را به موزه ملی منتقل میکنند که آقای نوکنده مدیر موزه هم در جدیدترین اظهارات خود گفته است بخشی از آثار گروه هنرهای ملی (هنرهای سنتی) پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری به موزه ملی ایران به صورت امانی منتقل میشود. از نظر من این اظهارات به معنی آوارگی است. به صورت امانی منتقل کنند که بعد برای آن چه تصمیمی بگیرند!؟ چرا آثار باید با این شتابزدگی منتقل شوند؟
این پژوهشگر اضافه کرد: پژوهشکده هنرهای سنتی در ارگ آزادی (محل کنونی آن) همواره بهترین فضا برای حضور و پذیرایی از مهمانان خارجی بوده است و هربار که مهمانی خارجی میآید، این محل را برای گفتوگو و نشان دادن فخر هنر ایران انتخاب میکنند اما به محض اینکه مهمانی نمیآید، مطرح میکنند که کارشناسان و پژوهشگران این بخش بازدهی ندارند!
سالکی گفت: بخش خصوصی نمیتواند آن کاری را انجام دهد که پژوهشکده هنرهای سنتی در حوزه سفال انجام میدهد. فعالیت اصلی ما در پژوهشکده ایجاد فضای بینرشتهای بوده است که میتوان گفت در هیچکجا حتی بخش خصوصی هم با چنین کیفیت و جدیتی اتفاق نمیافتد. نمونه این کار هم نشستهای کارگاهی بوده که با حضور باستانشناسان و سفالگران در موزه ملی برگزار کردیم؛ چراکه پس از کشف سفالها توسط باستانشناسان، سفالگران نیز با پژوهش روی آثار بهدست آمده میتوانند خروجی پروژه را تقویت کنند. کارگاهها و دورههایی که پژوهشکده با حضور دانشجویان هنرهای سنتی و باستانشناسی برگزار میکند بر مبنای پژوهشهای انجامشده در این زمینه است.
او درباره تجربه انتقال پژوهشکده در دهه ۸۰ توضیح داد: زمانی هم که تصمیم اشتباه درباره انتقال پژوهشکده هنرهای سنتی به اصفهان گرفته شد، تاوانش را پژوهشگرها و پژوهشکده دادند. هنگام جابجایی پژوهشکده به اصفهان بخش اعظمی از آثار سفالی شکستند و مواد اولیه مربوط به این کار نابود شد. آیا توانستند آن مواد اولیه را دوباره تهیه کنند!؟ آیا آثاری که شکسته شد دوباره به حالت اول برگشت!؟ ما اسناد و عکسهایی از جابجایی آثار در زمان آقای [حمید] بقایی داریم که نشان میدهد چطور مرکز اسناد و کتابخانه پژوهشکده بدون رعایت پروتکلها جابجا شدند تا جایی که تا همین اواخر ساماندهی آنها ادامه داشت.
این پژوهشگر با اشاره به آثار ارزشمندی که در خزانه پژوهشکده هنرهای سنتی نگهداری میشود، گفت: آثاری از هنرمندان ایران از جمله استاد فرشچیان، استاد شیخ مهدی، استاد حسین بهزاد در خزانه وجود دارد که نمیتوان روی آنها قیمت گذاشت. آثار هنری که در این گنجینه نگهداری میشوند همگی دارای شناسنامه و تکرارناپذیر هستند و باید تا ابد در جغرافیای فرهنگی کشور ما ماندگار بمانند.
توقف جذب هنرمندان در پژوهشگده هنرهای سنتی از دهه ۷۰
امیر رضا صیدی یکی از آخرین نسلهایی است که راه پدرش استاد اصغر صیدی را که زمانی استادکار پژوهشکده هنرهای سنتی بود، ادامه میدهد، اما او هم سه سال دیگر بازنشسته میشود. این هنرمند در کنار کار تجربی به صورت آکادمی هم فعالیت میکرده و در سه دانشگاه مشغول به تدریس است و شاگردانی بسیاری در هنرهای سنتی تربیت کرده است.
او امیدوار است تصمیمی که درباره انتقال اموال موزه هنرهای ملی گرفته شده است فقط در حد انتقال امانی آثار باشد و سیاستهای دیگری به همراه نداشته باشد، گرچه به این تصمیم هم خوشبین نیست و معتقد است انتقال اموال آسیبهای بسیاری به هنرهای ملی میزند.
به گفته این استادکار، در گذشته حدود ۲۱ نفر در کارگاه قلمزنی پژوهشکده هنرهای سنتی مشغول به فعالیت بودند که در حال حاضر این تعداد به سه نفر رسیده است که نهایت دو یا سه سال دیگر بازنشسته میشوند. استادکاران قبلی یا بازنشسته شدند یا از دنیا رفتهاند. او به ایسنا گفت: آن زمان کارگاه فلز پژوهشکده هنرهای سنتی شامل دواتگری و جعبهسازی هم میشد که در حال حاضر فعالیت این مجموعه به کارگاه قلمزنی محدود شده است. کارگاه قلمزنی، دارای یک کارگاه پشتیبانی هم هست که عملیات قیرگیری و اقدامات مرتبط به خلق یک اثر قلمزنی در آن انجام میشود. این کارگاه پشتیبانی در ساختمان وزارت میراث فرهنگی و در طبقه منفی قرار دارد و کلیه امکانات لازم برای کار ما از نور کافی گرفته تا تهویه مناسب را دارد.
صیدی ادامه داد: از اواخر دهه ۷۰ جذب نیروی جدید در پژوهشکده هنرهای سنتی متوقف شد و با افزایش سن نیروهای موجود، وضعیت کارگاهها نیز بهتدریج رو به افول گذاشت. امیدوارم تصمیمهای بالادستی صرفاً معطوف به جابهجایی اموال هنرهای ملی باشد که آن هم مورد تأیید هیچ یک از پژوهشگران نیست و امیدوارم به جابهجایی پژوهشکده هنرهای سنتی منجر نشود. آثاری که در پژوهشکده هنرهای سنتی نگهداری میشوند، توسط استادکاران برجسته تهیه و خلق شدهاند و امکان نمایش و نگهداری آنها در همین ساختمان فعلی نیز وجود دارد؛ چراکه این ساختمان اساساً با کاربری «موزه زنده هنرهای ملی» طراحی شده است.
این هنرمند با بیان اینکه بسیاری از آثار قلمزنی موجود در مخزن پژوهشکده هنرهای سنتی از جنس نقره هستند و نمیتوان ارزش مادی مشخصی برای آنها تعیین کرد، اظهار کرد: ما برای الگوبرداری از نقوش و طرحهای آثاری که در مخزن وجود دارند، برای پژوهش و احیاء آن بهره میبریم و در صورت دسترسی نداشتن به این آثار، بخش پژوهشی و مطالعاتی فعالیت ما دچار اختلال خواهد شد. در گذشته این آثار تحت اختیار سرپرستان کارگاه قرار داشتند، اما حدود ۱۰ سالی میشود که به خزانه منتقل شده است و در اختیار امین اموال قرار گرفتهاند.
او ادامه داد: پژوهشکده هنرهای سنتی صرفاً محلی برای خلق اثر نیست، بلکه دانشجویان رشتههای هنرهای سنتی از این فضا به عنوان مرجع و منبع تحقیقات و تدوین پایاننامههای خود استفاده میکنند. من در سه دانشگاه تدریس میکنم و پژوهشکده هنرهای سنتی فضایی برای انجام تحقیقات و پژوهشهای دانشجویان هنرهای سنتی در رشتههای مختلف است. بنابراین، انتقال آثار پژوهشکده میتواند فعالیتهای دانشگاهی را نیز تحت تأثیر قرار دهد؛ چراکه فرآیند خلق اثر، از مرحله تولید تا نمایش، در «موزه زنده هنرهای ملی» شکل میگیرد.
صیدی اضافه کرد: از میان دانشجویانی که برای یادگیری و آشنایی با این هنرها به پژوهشکده مراجعه میکنند، شاید در نهایت تنها دو نفر قلمزنی را به صورت حرفهای ادامه دهند و در این زمینه متخصص شوند. همین فرآیند نشان میدهد که استمرار فعالیت پژوهشکده و کارگاههای آن تا چه اندازه در انتقال دانش و تربیت به نسل جدید اهمیت دارد.
این هنرمند درباره اینکه آیا میتوان نمونه کارهای قلمزنی کارگاههای پژوهشکده هنرهای سنتی را در کارگاههای قلمزنی اصفهان هم پیدا کرد؟ گفت: آثار قلمزنی که در پژوهشکده خلق میشوند، ماهیتی پژوهشی و دورهای دارند؛ پژوهشهایی که طی سالها روی نقوش آثار متعلق به دورههای مختلف تاریخی انجام شده و منجر به خلق آثار منحصربهفردی منجر شده است، آثاری که نمونه مشابه آنها را نمیتوان در کارگاههای قلمزنی میدان نقش جهان پیدا کرد.

وزیر میراث فرهنگی: در مکان فعلی امکان تضمین امنیت اشیاء را ندارم
خبرنگار ایسنا در ادامه این دغدغه هنرمندان و پژوهشگران پژوهشکده هنرهای سنتی را از سیدرضا صالحی امیری، وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی پیگیری کرد و او در این باره به ایسنا گفت: «من تاکید کردم که گروه پژوهشی حتما با قوت به کارش ادامه خواهد داد و برای نیروهای انسانی آن حتما امنیت شغلی تامین خواهد بود و هیچگونه تعدیل و اخراجی نخواهد شد. ما درباره حفظ و تقویت نیروی انسانی از پژوهشگاه خواستیم برنامه اعلام کنند؛ چراکه درخواست جذب ۵۰ درصدی نیرو داشتند که تا کنون دو بار با آموزش عالی در این زمینه مکاتبه کردم اما جذب نیرو تابع سیاستهای دولت است و مسئولیت پیگیری آن با رئیس پژوهشگاه است.»
او ادامه داد: «تا زمانی که سازمان امور استخدامی مجوزی برای جذب هیات علمی صادر نکند قانونا دستگاه و پژوهشگاه حق جذب ندارند و این قانون هم مربوط به دیروز و امروز نیست. من هم شخصا با رییس سازمان استخدامی صحبت کردم و از او تقاضا کردم که موضوع را پیگیری کند اما موانع قانونی را مطرح کردند تحت عنوان اینکه برنامه هفتم هرگونه افزایش ساختار را منع کرده است و ما اگر بخواهیم جذب جدید داشته باشیم منجر به افزایش ساختار خواهد شد. ما باید برای حل این مسئله در برنامهای که در بودجه سال داریم آن را به عنوان تبصره اختصاصی قید کنیم و دستگاه را مستثنی کنیم. قانون برنامه هفتم، دستگاه را به کوچکسازی ملزم کرده و برای هرگونه جذب جدید منعی قائل شده است. من در وزارتخانه حداقل دو بار را به یاد میآورم که به عنوان دستگاه، برای تقاضای جذب ۵۰ درصد مکاتبه کردهام. اما این مسیر باید از طریق مجلس حل شود. مجلس در لایحه بودجه تبصرهای نیاز دارد که مجوز جذب هیات علمی را به پژوهشگاه میراث بدهد.»
صالحی امیری درباره مقصد نهایی آثار هنرهای ملی ایران توضیح داد: «همه آثار ما در کل کشور در مخازن موزهها نگهداری میشود و امنترین آنها موزه ملی است. نهادهای امنیتی و نظامی در دوران جنگ ۱۲ روزه، ۱۸ و ۱۹ دی و در جنگ اخیر سه بار با ما مکاتبه داشتند که وزارتخانه در معرض تهدید است و اشیاء گرانسنگ را از اینجا به مکان امنتری منتقل کنید. در اطراف وزارتخانه نیروهای نظامی هستند که در جنگ مور اصابت قرار گرفتند و ساختمان وزارتخانه هم آسیب جدی دیده است به طور طبیعی من امکان تضمین امنیت اشیاء را ندارم. بنابراین بهترین جا برای نگهداری اشیا کاخ سعدآباد، کاخ نیاوران یا یکی از موزههای تهران است. همکاران ما با رعایت پروتکلهای قانونی موزه ملی ایران را انتخاب کردهاند. این موضوع بسیار ساده است؛ چراکه در شرایط جنگی همه اشیای موزهای را به اماکن امن منتقل کردهاند. ۲۲۰ هزار شیء در سعدآباد در مخازن رفت، چه مشکلی پیش آمد؟ همه دستگاهها موظف هستند این کار را در شرایط جنگی انجام دهند و به نظر میرسد این موضوع دغدغه نیست و باید مسائل دیگر را دنبال کنید.»
انتهای پیام

