دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۴۰۵ | ۰۷:۲۲
منبع: نمایندگی چهارمحال و بختیاری
بازگشت مردان بی‌ادعا؛ قصه‌ای از اسارت، صبر و آزادی

بازگشت مردان بی‌ادعا؛ قصه‌ای از اسارت، صبر و آزادی

چهارمحال و بختیاری (ایسنا) - سال‌ها انتظار، چشم‌ به‌ راهی و دلتنگی، سرانجام به لحظه‌ای شیرین رسید، روزی که درهای اسارت گشوده شد و جمعی از آزادگان سرافراز، پس از سال‌ها دوری و تحمل رنج، قدم بر خاک میهن گذاشتند، بازگشت اسرا به ایران، تنها پایان روزهای اسارت نبود، بلکه آغاز فصلی تازه از روایت ایستادگی مردانی بود که با خاطراتی سنگین از اردوگاه‌های دشمن، اما با قلبی سرشار از عشق به وطن، به آغوش خانواده‌ها و مردم بازگشتند.

بازگشت آزادگان به میهن، یکی از ماندگارترین و احساسی‌ترین فصل‌های تاریخ معاصر ایران است، روزی که پس از سال‌ها انتظار، چشم‌انتظاری و دلتنگی، سرانجام درهای اسارت گشوده شد و فرزندان ایران قدم به خاک وطن گذاشتند، مردانی که سال‌های جوانی خود را در اردوگاه‌های اسارت گذرانده بودند، در حالی به میهن بازگشتند که خاطرات تلخ روزهای جنگ، دوری از خانواده و سختی‌های اسارت را با خود به همراه داشتند، اما آنچه بیش از همه در چهره آنان دیده می‌شد، استقامت، امید و شوق بازگشت به خانه بود.

برای خانواده‌های آزادگان، این روز تنها یک مناسبت تاریخی نبود، بلکه پایان سال‌ها بلاتکلیفی و آغاز دوباره زندگی بود، مادرانی که سال‌ها چشم به راه خبری از فرزندانشان بودند، همسرانی که سال‌های جوانی را با امید بازگشت عزیزانشان سپری کردند و کودکانی که بزرگ‌شدنشان را در غیاب پدر تجربه کرده بودند، سرانجام فرصت یافتند عزیزان خود را در آغوش بگیرند، تصاویر آن روزها، هنوز هم از ماندگارترین قاب‌های حافظه جمعی ایرانیان است، قاب‌هایی سرشار از اشک، لبخند، گل، پرچم و آغوش‌هایی که سال‌ها برای رسیدنشان انتظار کشیده شده بود.

آزادگان، تنها از یک اسارت طولانی بازنگشتند، آنان بخشی از تاریخ مقاومت ملت ایران را با خود به خانه آوردند. هر یک از آنان، روایتی از روزهای سخت جنگ، لحظات دشوار اردوگاه‌های بعثی، دلتنگی برای وطن و خانواده و تلاش برای حفظ امید در شرایطی طاقت‌فرسا داشت. آنان نشان دادند که اسارت، اگرچه می‌تواند جسم انسان را در بند کند، اما اراده و روح او را نمی‌تواند به زانو درآورد.

اکنون، سال‌ها پس از آن روزهای تاریخی، بازگشت آزادگان همچنان فرصتی برای یادآوری ارزش‌هایی چون ایستادگی، فداکاری، صبر و وفاداری به وطن است، روایت بازگشت آنان، روایت نسلی است که بخشی از زندگی خود را در میدان جنگ و سال‌های اسارت سپری کرد و با بازگشت به ایران، خاطراتی را برای نسل‌های بعد به یادگار گذاشت، روز بازگشت اسرا به میهن، در حقیقت روز بازگشت امید به خانه‌هایی بود که سال‌ها چشم‌انتظار عزیزانشان مانده بودند، روزی که ایران، پس از سال‌ها دوری، فرزندان خود را دوباره در آغوش گرفت.

روایت آزاده ۱۴ ساله‌ای که ۳٠ ماه در اسارت بعثی‌ها بود

علی ترکی، یکی از اسرای جنگ ایران و عراق، در گفت‌وگو با ایسنا با اشاره به خاطرات دوران اسارت خود، اظهار کرد: بنده ۱۴ ساله بودم که در عملیات فاو و در سال ۱۳۶۷ به اسارت نیروهای بعثی درآمدم.

وی افزود: انسان در هر شرایط سختی که قرار می‌گیرد، امید خود را به خداوند حفظ می‌کند، امید بنده نیز هم در دوران اسارت به خدا بود، ما در دوران اسارت در شرایطی قرار داشتیم که هیچ امیدی به بازگشت به میهن نداشتیم، زیرا  در آن دوران شاهد شکنجه اسرا، بیماری و حتی شهادت برخی از آنان نیز بودیم.

ترکی ادامه داد: از آنجا که ما جزو  مفقودین جنگ تحمیلی هشت ساله محسوب می‌شدیم، شرایط به‌ گونه‌ای بود که اطلاعات زیادی از وضعیت اسرای جنگ وجود نداشت، همچنین امکان رسیدگی مناسب یا دسترسی صلیب سرخ نیز به اسرا فراهم نبود، به همین دلیل، امید چندانی به بازگشت به میهن نداشتیم، حتی در روزهای پایانی اسارت، زمانیکه به ما اطلاع دادند قرار است آزاد شویم و اسرا را به اردوگاه دیگری منتقل کردند، باز هم باور نمی‌کردیم که قرار است به کشور بازگردیم.

این آزاده دوران دفاع مقدس با اشاره به ارتباط میان اسرا،  گفت: ارتباط اسرا با یکدیگر بسیار خوب بود، همه در شرایطی قرار داشتیم که به دلیل دفاع از وطن و کشورمان به دست دشمن اسیر شده بودیم و همین مسئله باعث شده بود ارتباط بسیار خوبی میان اسرا شکل بگیرد و در دوران اسارت به همدیگر روحیه می‌دادیم.

وی با بیان اینکه حدود ۳۰ ماه در اسارت دشمن بودم، گفت: از طریق روزنامه‌هایی که در اختیار اسرا قرار می‌گرفت و همچنین اعلام نیروهای عراقی درباره پایان جنگ، متوجه شدیم که جنگ به پایان رسیده است و نیروهای ایرانی نیز از شنیدن این خبر بسیار خوشحال شدند.

۲۷۰۰ روز اسارت؛ روایت سال‌های دوری از میهن

علی خلیلی، آزاده هشت سال دفاع مقدس، در گفت‌وگو با ایسنا اظهار کرد: بنده از طرف بسیج به جبهه اعزام شدم و در سن ۱۹ سالگی و در عملیات والفجر مقدماتی در تاریخ ۲۲ بهمن ۱۳۶۱ به اسارت درآمدم و پس از تحمل ۲۷۰۰ روز اسارت، در تاریخ سوم شهریور ۱۳۶۹ به مدد پروردگار مهربان به آغوش میهن اسلامی بازگشتم.

وی افزود: انسان‌ها همواره میل به راحتی دارند، اما تجربه‌های گرانبها از طریق تحمل ناملایمات و سختی‌ها حاصل می‌شود. همه طوفان‌ها برای مختل کردن زندگی ما نمی‌آیند؛ برخی از طوفان‌ها می‌آیند تا مسیر زندگی ما را روشن کنند.

خلیلی در خصوص نحوه برخورد نیروهای عراقی با اسرا گفت: شکنجه‌های ضداخلاقی و ضدبشری، بدرفتاری به بهانه‌های مختلف، ضرب‌وشتم، وحشی‌گری، رنج گرسنگی و تشنگی، توهین و تحقیر، محدودیت‌های بهداشتی، تغذیه نامناسب، کمبود داروهای مورد نیاز، حاکمیت قوانین خشک، رفتارهای خشونت‌آمیز و انسان‌زدایی ساختاریافته، بخشی از شرایطی بود که اسرا با آن مواجه بودند، البته در مواردی استثنایی، سربازان شیعه‌ای نیز در میان زندانبان‌ها حضور داشتند که رفتار مناسبی با اسرا داشتند.

این آزاده هشت سال دفاع مقدس درخصوص امیدواری در دوران اسارت، بیان کرد: امیدواری یعنی باور به اینکه پس از تحمل سختی‌ها، اتفاق خوشایندی در آینده رخ خواهد داد، به‌ویژه با این امید که در دل فرایند رنج، لذت‌ها و اتفاقات شیرینی نهفته است.

وی درباره ارتباط میان اسرا گفت: رفتارهای مبتنی بر همکاری، همدلی و تمدن‌ساز، در میان اسرا وجود داشت که می‌تواند الگویی قابل دفاع برای همه نسل‌ها در زمینه تحمل سختی‌های زندگی روزمره باشد، به شرط آنکه این تجربیات توسط هنر و رسانه به‌درستی بازنمایی شود.

خلیلی در خصوص خاطرات دوران اسارت، اظهار کرد: داستان این اسطوره‌ها که از دل جهان مدرن برآمده‌اند، تا این حد عجیب است که دشوار می‌توان آن‌ها را حقیقت پنداشت، حتی با وجود اینکه این وقایع مستند هستند، امیدوارم این خاطرات و تجربیات از طریق هنر و رسانه بازنمایی شده و با مسائل و واقعیت‌های جامعه امروز پیوند داده شوند.

وی در خصوص احساس خود پس از دریافت خبر بازگشت به میهن،خاطرنشان کرد: حس رهایی، به‌ویژه پس از سال‌ها اسارت، بسیار لذت‌بخش است، مخصوصاً زمانیکه احساس می‌کردیم به لطف خداوند توانسته‌ایم به وظیفه خود عمل کنیم.

انتهای پیام

آخرین اخبار استان‌ها