محمد محمودی در گفتوگو با ایسنا، با اشاره به چالشهای موجود در مسیر تبیین معارف دینی، اظهار کرد: یکی از مهمترین چالشها، شکاف میان زبان سنتی و کلیشهای حوزههای دینی با زبان، ادبیات و نیازهای جهان امروز است. فضای حاکم بر جامعه تحت تأثیر رسانههای نوین، تنوع فکری، نزدیکی فرهنگها و سرعت بالای تغییرات اجتماعی قرار دارد و این شرایط ایجاب میکند در انتقال مفاهیم دینی از زبانی پویا، مسئلهمحور و متناسب با اقتضائات روز استفاده شود.
وی افزود: در حالی که جامعه با تحولات گستردهای مواجه است، بخشی از ادبیات مورد استفاده در آموزش معارف دینی همچنان خشک، غیرمسئلهمحور و فاقد ارتباط کافی با زندگی روزمره است و همین ناهماهنگی میتواند موجب شود پیام عمیق و غنی دین برای بخشی از جوانان نامرتبط، دور از دسترس و حتی بیمعنا جلوه کند.
این عضو هیأت علمی دانشگاه فرهنگیان لرستان ادامه داد: تداوم این وضعیت میتواند به ایجاد گسستی تدریجی میان نسل جدید و میراث معنوی و دینی منجر شود و در صورت بیتوجهی، زمینهساز بحران هویت و کاهش اعتماد نسبت به گفتمان دینی باشد. بنابراین، بازنگری در شیوههای انتقال مفاهیم دینی و متناسبسازی آن با روحیه و اقتضائات نسل جدید یک ضرورت است.
محمودی با تأکید بر ضرورت عبور از آموزش صرفاً نظری و ذهنمحور، گفت: معارف دینی نباید صرفاً بهعنوان مجموعهای از گزارههای نظری و محفوظات ارائه شود، بلکه باید به مفاهیمی تجربهپذیر و زیستپذیر تبدیل شود. مخاطب باید بتواند آثار و کاربرد مفاهیم دینی را در زندگی واقعی، داستانها، هنر، رسانه و موقعیتهای اجتماعی مشاهده و تجربه کند.
وی تصریح کرد: باید شرایطی فراهم شود که دین از یک موضوع صرفاً آموزشی به یک جریان زنده و کاربردی در زندگی تبدیل شود. زمانی که مخاطب بتواند ارتباط میان آموزههای دینی و مسائل واقعی زندگی خود را درک کند، زمینه برای پذیرش و درونیشدن این مفاهیم نیز بیشتر فراهم خواهد شد.
این دکترای معارف اسلامی دانشگاه فرهنگیان لرستان یکی دیگر از آسیبهای موجود را نگاه تزئینی به دین عنوان کرد و گفت: گاهی دین همچون یک شیء ارزشمند اما بیکاربرد، در حاشیه زندگی قرار میگیرد و بیشتر بهعنوان یک ارزش تشریفاتی و تزئینی مورد توجه است؛ در حالی که دین باید در متن زندگی حضور داشته باشد و به انسان در معنا بخشیدن به زندگی روزمره کمک کند.
محمودی با اشاره به فاصله میان باورهای دینی و رفتار اجتماعی، اظهار کرد: یکی دیگر از چالشهای مهم، گسست میان «دانستن» و «زیستن» است. ممکن است فردی برخی ارزشهای دینی را در سطح ذهن بپذیرد، اما این باورها به دلیل درونی نشدن، به رفتار پایدار و مستمر تبدیل نشوند.
وی ادامه داد: تعارض منافع شخصی با الزامات اخلاقی، فشارهای اقتصادی، تمایلات فردی و ضعف در ارائه الگوهای عملی و قابلباور از جمله عواملی هستند که میتوانند این فاصله را افزایش دهند. در چنین شرایطی، فرد ممکن است در مواجهه با موقعیتهای دشوار، میان منافع شخصی و اصول اخلاقی، انتخابی متفاوت با باورهای اعلامشده خود داشته باشد.
عضو هیأت علمی دانشگاه فرهنگیان لرستان افزود: یکی از مصادیق این مسئله زمانی است که منافع کوتاهمدت فردی با الزامات اخلاقی پایدار در تعارض قرار میگیرد. اگر باورهای دینی در فرد درونی نشده باشد و خودکنترلی و تقوای فردی تقویت نشده باشد، احتمال فاصله گرفتن از اصول اخلاقی افزایش مییابد.
محمودی، تقویت خودسازی، مراقبت درونی و ایمان آگاهانه را از راهکارهای مهم برای کاهش فاصله میان باور و عمل دانست و گفت: صرف آموزش مفاهیم دینی نمیتواند به تغییر رفتار منجر شود و باید زمینهای فراهم شود که ارزشهای اخلاقی و دینی در شخصیت فرد نهادینه و به بخشی از رفتار روزمره او تبدیل شود.
وی تأکید کرد: برای مقابله با پیامدهای اجتماعی این گسست، از جمله کاهش مسئولیتپذیری، فردگرایی افراطی و خشونتگرایی، باید بر درونیسازی مفاهیم اخلاقی و دینی تمرکز کرد. درونیسازی مبتنی بر تقوا، تزکیه نفس و تقویت وجدان اخلاقی میتواند فرد را از پیروی صرفاً بیرونی و اجباری از قوانین به سمت رفتار خودجوش و مسئولانه سوق دهد.
این دکترای معارف اسلامی در پایان گفت: چنین رویکردی میتواند به کاهش ریشهای برخی آسیبهای اجتماعی کمک کند و فرد را از فردگرایی صرف به سمت همبستگی، ایثار و مسئولیتپذیری اجتماعی سوق دهد؛ مسیری که در نهایت میتواند زمینهساز فرهنگسازی پایدار و تقویت سرمایه اجتماعی در جامعه باشد.
انتهای یپام

