فرشته کولانی در گفتوگو با ایسنا، با تاکید بر اینکه آموزش امنیت به کودکان نباید با ایجاد ترس از آدمها همراه باشد، بیان کرد: استفاده از واژه «غریبه» چندان مناسب نیست و ممکن است این تصور غلط را ایجاد کند که هر فرد ناآشنا خطرناک و هر فرد آشنا امن است. تحقیقات نشان میدهد بیشترین آسیبها از سوی افراد آشنا و نزدیک رخ میدهد، بنابراین نباید امنیت کودک را محدود به «غریبه» یا «آشنا» بودن افراد کرد؛ بلکه اولویت خانوادهها باید تقویت مهارت تشخیص موقعیتهای ناامن و آموزشِ «نه» گفتن در شرایطی باشد که کودک احساس خطر میکند.
این روانشناس ادامه داد: به جای تاکید بر دوری از غریبهها، بهتر است درباره «رفتارهای امن و ناامن» صحبت کنیم تا کودک بداند اگر کسی چه غریبه، چه آشنا کاری کرد که باعث ترس، گیجی یا احساس ناراحتی کودک شد، چگونه از خود مراقبت کند و والدین باید «بزرگسالان امن» را به فرزندشان معرفی کنند و به او آموزش دهند که در هر لحظه احساس ناامنی کرد، میتواند از آن شخص فاصله بگیرد و موضوع را به پدر، مادر یا بزرگسالان مطمئن اطلاع دهد، چرا که هدف اصلی این آموزشها توانمندسازی کودک برای محافظت از خود در موقعیتهای خطرناک است، نه ایجاد بیاعتمادی مطلق به همه.
وی درباره اینکه چرا کودکان آموزشدیده باز هم ممکن است فریب بخورند، اظهار کرد: بسیاری از آسیبهای روانی در بزرگسالی، ناشی از شرم و احساس گناهی است که زیر لایهای از ترس و اضطراب قرار دارد. کودکانی که با ترس آموزش میبینند، ممکن است در موقعیتهای تهدیدآمیز نتوانند واکنش ایدهآل مورد انتظار بزرگسالان را نشان دهند و قدرت «نه» گفتن را از دست بدهند. هدف از آموزش باید تقویت مهارت نه گفتن و مراقبت از خود باشد، نه اینکه با ترساندن کودک، فشار روانی او را افزایش دهیم. اگر کودک فریب خورد یا نتوانست مقاومت کند، والدین باید به او بگویند: تو مسئول نیستی، تو یک بچه هستی و ترس و اضطرابت طبیعی است.
مواجهه با آسیب؛ وقتی آرامش والدین پناهنگاه کودک می شود
به گفته کولانی، بدترین واکنش والدین پس از تجربهای ناخوشایند، پنهانکاری، ترساندن، سرزنش یا بازجویی از کودک است. والدین حتی اگر خشمگین هستند، باید آرامش خود را حفظ کنند و به کودک اطمینان دهند که مقصر نیست. آنها میتوانند از جملاتی مانند «ممنون که به من گفتی»، «من حرفت را باور میکنم»، «من کنارت هستم»، «تو تقصیری نداری» و «لازم نیست همهچیز را همین حالا توضیح بدهی» و غیره استفاده کنند. گوشدادن به کودک و حفظ آرامش، این تجربه تلخ را برای او و والدین قابلتحملتر میکند.
وی در خصوص اینکه اگر غریبهای از کودک «درخواست کمک» کرد، کودک چه واکنشی باید نشان دهد؟ گفت: به بچهها باید آموزش داد که در چنین موقعیتهایی بداند که باید از بزرگسالان کمک بگیرند و بگویند «نه، من باید پیش مامانم بمانم» و بدون توضیح اضافه از آن فرد فاصله بگیرند و به سمت آدمهای امن مثل والدین یا مربی قابل اعتماد بروند. کودک لازم نیست برای بزرگسال دلیل بیاورد یا او را قانع کند، چون در این سن توان استدلال منطقی را ندارد و همینقدر کافی است که بداند میتواند همراه فرد نرود و خودش را به یک بزرگسال مطمئن برساند.

این روانشناس افزود: این تصور که بچهها باید همیشه از بزرگترها اطاعت کنند، تصور درستی نیست و باید به کودک آموزش داد که احترام به بزرگترها با اطاعت از آنها فرق دارد. در جامعه ما روی احترام به بزرگترها تاکید زیادی میشود، اما همین موضوع اگر درست آموزش داده نشود، ممکن است زمینه سوءاستفاده را فراهم کند؛ بنابراین کودک باید بداند میتواند مودب باشد، اما در برابر درخواستهایی که احساس خطر و ناامنی ایجاد میکنند، مخالفت کند و از آنها پیروی نکند.
کولانی درباره قانون «رمز خانوادگی» و نقش آن در پیشگیری از سوءاستفاده، تصریح کرد: یکی از روشهای آموزش تفاوت «راز امن» و «راز ناامن» به کودک، استفاده از بازی با یک رمز خانوادگی است؛ رمزی که فقط اعضای اصلی خانواده آن را بدانند تا اگر فردی ادعا کرد از طرف پدر یا مادر آمده، کودک با پرسیدن آن رمز مطمئن شود که آن شخص امن است یا نه. باید به کودک آموزش داد این رمز نباید فاش شود و هرکس آن را بداند، فرد امنی است که میتوان به او اعتماد کرد. گاهی بزرگسالان با تهدید یا ارعاب از کودک میخواهند که وقایع را پنهان نگه دارند.
کولانی در اینباره میگوید وظیفه والدین آموزش تفاوت «راز مثبت » از «راز منفی» است. میتوان این مفهوم را با مثالهای ساده برای کودک باز کرد؛ مثلاً هماهنگی برای غافلگیر کردن مادر در روز تولد، یک راز مثبت است که با هدف خوشحالی انجام میشود. اما اگر بزرگسالی، فارغ از اینکه چه نسبتی با کودک دارد، کاری انجام داد که باعث ترس، خجالت یا گیجی کودک شد و از او خواست این موضوع را پنهان کند، این یک راز منفی است که نباید رعایت شود.
این روانشناس اظهار کرد: این قانون برای همه افراد، از نزدیکان و فامیل گرفته تا دوستان و مربیان، یکسان است. کودک باید بداند که هیچ کس حق ندارد او را مجبور به پنهانکاری درباره رفتارهای آسیبزا کند و در صورت مواجهه با این موقعیتها، باید بدون ترس، موضوع را با والدین یا یک بزرگسال امن در میان بگذارد.
انتهای پیام
