پنجشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۵ | ۰۰:۵۸
«بحران بلوغ» یا سرکشی‌های نوجوانان؟؛ نشانه‌های شایع اضطراب در نوجوانان
عکس تزئینی است.

«بحران بلوغ» یا سرکشی‌های نوجوانان؟؛ نشانه‌های شایع اضطراب در نوجوانان

نوجوانی فراتر از یک بحران ساده است؛ تشخیـص به‌موقع مرز میان رفتارهای معمول بلوغ و اختلالاتی چون افسردگی، نیازمند تغییر رویکرد تربیتی از مدیریت دستوری به مشاوره و حمایت است. با تقویت پیوند عاطفی و پرورش تاب‌آوری، می‌توان چالش‌های این دوره حساس را به فرصتی برای رشد و بالندگی نسل نو تبدیل کرد.

هادی همت‌یار در گفت‌وگو با ایسنا، به نشانه‌های اضطراب و افسردگی در نوجوانان پرداخت و گفت: تشخیص اضطراب و افسردگی در نوجوانان گاهی دشوار است، زیرا تغییرات خلقی و رفتاری در این سن اغلب به عنوان بخشی از «بحران بلوغ» یا سرکشی‌های معمول نوجوانی نادیده گرفته می شود. با این حال، تفاوت اصلی در شدت، تداوم و تاثیر این علائم بر عملکرد روزمره همچون درس، روابط اجتماعی و خواب می‌تواند باشد.


وی با بیان اینکه اگر بخواهیم نشانه‌های شایع این دو وضعیت را بشناسیم، گفت: افسردگی در نوجوانان همیشه به شکل غم و اندوه بروز نمی‌کند و گاهی بیشتر با خشم همراه است مثل تغییرات خلقی مانند غمگینی مداوم، ناامیدی یا عصبانیت‌های بی‌دلیل، کاهش علاقه یعنی از دست دادن اشتیاق برای فعالیت‌هایی که نوجوان پیش‌تر از آن‌ها لذت می‌بردند، تغییر بی‌خوابی یا خواب زیاد، تغییرات محسوس در اشتها و وزن، خستگی مزمن و کمبود انرژی و مشکل در تمرکز، افت تحصیلی، ناتوانی در تصمیم‌گیری، کناره‌گیری از دوستان و خانواده و تمایل به تنهایی، احساس بی‌ارزشی یا گناه، بروز دردهای مبهم جسمانی مانند سردرد یا شکم‌درد بدون علت پزشکی مشخص و در نهایت صحبت درباره مرگ یا خودکشی از نشانه‌هایی هستند که باید جدی گرفته شوند و به‌عنوان یک وضعیت اورژانسی مورد توجه قرار گیرند.

نشانه‌های شایع اضطراب در نوجوانان

به گفته این روانشناس و حقوقدان، اضطراب در نوجوانان نیز اغلب با ترس یا نگرانی افراطی نسبت به آینده یا عملکرد خود ظاهر می‌شود؛ نگرانی مداوم درباره مسائل روزمره، عملکرد تحصیلی یا پذیرش اجتماعی، بروز علائم جسمی مانند تپش قلب، تنگی نفس، تعریق، لرزش، سرگیجه یا تهوع پیش از موقعیت‌های استرس‌زا مانند امتحان یا مهمانی، خودداری از رفتن به مدرسه یا شرکت در جمع‌های گروهی، فشار شدید برای انجام بی‌نقص کارها و ترس زیاد از شکست یا اشتباه کردن، بی‌قراری و ناتوانی در آرام نشستن، بی‌قراری ذهنی؛ وابستگی بیش از حد به والدین یا مراقبان و ترس از جدایی، همچنین مشکل در به خواب رفتن به دلیل نشخوار فکری و مرور اتفاقات روز، از نشانه‌های شایع اضطراب در نوجوانان است.

همت‌یار افزود: اگر این رفتارها بیش از دو هفته ادامه پیدا کرده، اگر باعث افت تحصیلی یا کاهش عملکرد نوجوان شده باشد و اگر روابط او با دوستان و خانواده را به‌طور جدی تحت تاثیر قرار داده باشند، لازم است این وضعیت را جدی گرفت.

وی به بیان توصیه‌ای پرداخت و اظهار کرد: گفت‌وگوی همدلانه در این شرایط بسیار اهمیت دارد. به جای قضاوت یا نصیحت، باید با نوجوان صحبت کرد و به او اطمینان داد که صدایش شنیده می‌شود. پرسش‌هایی مانند «این روزها چی بیشتر از همه اذیتت می‌کنه؟» می‌تواند بسیار کمک‌کننده باشد. در کنار آن، اگر این علائم در فرزندتان یا نوجوانی که با او در ارتباط هستید مشاهده شد، بهترین اقدام مشورت با یک روان‌شناس نوجوان یا روان‌پزشک است تا با ارزیابی دقیق مشخص شود که این نشانه‌ها یک چالش گذرا هستند یا نیاز به درمان تخصصی، مانند روان‌درمانی یا دارو دارند.

چگونه تاب‌آوری نوجوانان را در برابر شکست‌ها افزایش دهیم؟

این روان‌شناس با بیان این‌که چگونه می‌توان تاب‌آوری نوجوانان را در برابر شکست‌ها افزایش داد، گفت: تاب‌آوری در نوجوانان به معنای توانایی آن‌ها برای «بازگشت به حالت عادی» پس از تجربه شکست یا سختی است. در سن نوجوانی که مغز در حال تغییرات ساختاری عمیقی است و هویت فرد در حال شکل‌گیری است، شکست‌ها می‌توانند بسیار سنگین‌تر از آنچه است به نظر برسند؛ بنابراین برای کمک به افزایش تاب‌آوری نوجوان، می‌توانیم این رویکردهای روان‌شناختی را به کار بگیریم اول؛ تغییر دیدگاه نسبت به شکست (ذهنیت رشد) است، چرا که بسیاری از نوجوانان شکست را نشانه‌ای از «بی‌عرضگی» یا «بی‌کفایتی دائمی» می‌دانند. آنچه شما می‌توانید انجام دهید این است که به آن‌ها بیاموزید شکست یک «نقطه پایان» نیست، بلکه بخشی از مسیر یادگیری است؛ به جای تمرکز بر نتیجه، مثل نمره یا برد و باخت، بر تلاش و فرآیند تمرکز کنید و از آن‌ها بپرسید «این تجربه چه چیزی به تو یاد داد که دفعه بعد می‌توانی بهتر انجام دهی؟».

وی ادامه داد: دومین گام، اعتبارسنجی احساسات بدون حل کردن سریع مساله است؛ وقتی نوجوانی شکست می‌خورد، واکنش نخست والدین اغلب نصیحت‌کردن یا کوچک‌شمردن مشکل است، مثلاً می‌گویند «چیزی نشده که، غصه نخور». این کار باعث می‌شود نوجوان احساس کند درک نمی‌شود، بنابراین آنچه ما می‌توانیم انجام دهیم این است که اول اجازه دهیم ناراحت باشد و بعد بگوییم «می‌فهمم که چقدر بابت این اتفاق ناامید شدی، طبیعی است که احساس بدی داشته باشی». وقتی هیجاناتش تخلیه شد، فضا برای حل مساله باز می‌شود.

 همت‌یار به سومین رویکرد، آموزش مهارت حل مساله پرداخت و گفت: نوجوانان گاهی در برابر شکست فلج می‌شوند، چون نمی‌دانند قدم بعدی چیست. آنچه ما می‌توانیم انجام دهیم این است که به جای اینکه مستقیما راه‌حل بدهیم، آن‌ها را راهنمایی کنیم تا گزینه‌هایشان را روی کاغذ بنویسند، ببینند و فکر کنند تا با هم در پی راه‌حل مناسب باشیم.

نحوه برقراری رابطه‌ای امن و صمیمی با فرزندان

این روان‌شناس و حقوقدان در پاسخ به این پرسش که والدین چگونه می‌توانند رابطه‌ای امن و صمیمی با نوجوان خود برقرار کنند، گفت: برقراری یک رابطه امن و صمیمی با نوجوان، یکی از بزرگترین چالش‌ها و در عین حال ارزشمندترین دستاوردهای فرزندپروری است؛ در نوجوانی فرزند شما به دنبال «استقلال» است و این موضوع اغلب والدین را نگران می‌کند، اما نکته کلیدی اینجاست که نوجوان برای پرواز به دور شدن از آشیانه نیاز ندارد، بلکه به اطمینان از استحکام آشیانه نیاز دارد.

وی به چند راهکار عملی براساس اصول روانشناسی دلبستگی و ارتباط موثر پرداخت و اظهار کرد: در این مسیر، تغییر از «مدیر» به «مشاور» اولین گام است؛ در کودکی والدین نقش مدیر یعنی تصمیم‌گیرنده و ناظر را دارند، اما در نوجوانی این رابطه باید به سمت مشاور تغییر کند؛ به جای دستور دادن نظر بخواهیم و به جای نصیحت‌کردن سوال بپرسیم، چرا که وقتی نوجوان می‌بیند شما به قضاوت و توانایی حل مساله او احترام می‌گذارید، کمتر گارد می‌گیرد و راحت‌تر دردودل می‌کند. همچنین «گوش دادن فعال» بدون قضاوت و اصلاح، دومین راهکار است؛ بزرگترین مانع صمیمیت، میل والدین به اصلاح کردن یا سخنرانی کردن در لحظه‌ای است که نوجوان می‌خواهد حرف بزند، بنابراین وقتی نوجوان شروع به صحبت می‌کند(حتی اگر موضوع پیش پاافتاده هم باشد) تمام توجه خود را به او بدهید، گوشی موبایل را کنار بگذارید و در نهایت بگویید «پس این‌طور که می‌گویی، آین اتفاق باعث شده احساس [نام احساس] کنی؟» تا ثابت شود شما شنونده‌ای امن هستید نه یک قاضی.

همت‌یار ادامه داد: رعایت حریم خصوصی و استقلال نیز بسیار حیاتی است؛ نوجوان برای اینکه بفهمد کیست، نیاز دارد بخشی از دنیای درونی‌اش را از والدین جدا نگه دارد، بنابراین به جای جاسوسی‌کردن یا اصرار بر دانستن «همه چیز» به حریم او احترام بگذارید؛ وقتی نوجوان ببیند شما به خلوت و انتخاب‌های او اعتماد دارید، خودش تمایل پیدا می‌کند که داوطلبانه اطلاعات بیشتری از دنیایش را به اشتراک بگذارد. در کنار این، ایجاد «زمان‌های باکیفیت» بدون محوریت موضوع خاص اهمیت دارد؛ گاهی ما فقط زمانی با نوجوان صحبت می‌کنیم که مشکلی پیش آمده یا می‌خواهیم درباره درس و نمره حرف بزنیم، این باعث می‌شود نوجوان از گفت‌وگو فرار کند، اما فعالیت‌های مشترکی که هیچ هدفی جز لذت بردن ندارند مثل تماشای فیلم، آشپزی، خرید یا پیاده‌روی ساده، باعث می‌شود گفتگوهای عمیق‌تر به صورت خودبه‌خودی شکل بگیرد.

به گفته وی تنظیم هیجانات خود یا مدیریت اضطراب والدین، اصلی بسیار مهم است؛ چرا که نوجوان وقتی می‌بیند شما با شنیدن خبری نگران می‌شوید، ترجیح می‌دهد دیگر چیزی به شما نگوید تا شما را نگران نکند. بنابراین اگر می‌خواهید پناهگاه امنی برای فرزندتان باشید، باید در برابر حرف‌های او «ثبات» داشته باشید و قبل از هرگونه واکنش، چند ثانیه مکث کنید تا پاسخ شما از روی منطق باشد، نه ترس و اضطراب؛ زیرا این ثبات رفتاری، به نوجوان اطمینان می‌دهد که می‌تواند با خیال راحت مسائلش را با شما در میان بگذارد. همچنین پذیرش تغییرات، گام آخر است؛ به جای اینکه مدام بگویید «یادته قدیما چقدر فلان کار رو دوست داشتی؟»، به علایق فعلی او توجه کنید، چرا که کنجکاوی واقعی شما نسبت به دنیای جدید او پل ارتباطی قدرتمندی است. در روان‌شناسی دلبستگی، رابطه‌ امن با دو مفهوم «پایگاه امن» و «پایگاه اکتشاف» شناخته می‌شود؛ پایگاه امن یعنی وقتی نوجوان شکست خورد یا ترسید به سمت شما برگردد و آرامش بگیرد و پایگاه اکتشاف یعنی وقتی می‌خواهد ریسک کند یا تجربه‌های جدید داشته باشد، بداند که شما از دور او را تشویق می‌کنید و حامی‌اش هستید.

انتهای پیام

# اجتماعی

آخرین اخبار اجتماعی