فرهنگ اظهار نظر غیرتخصصی و تأثیرات عمیق آن بر جامعه، رسانهها و اعتماد عمومی پدیدهای که به سرعت در حال گسترش است، اظهار نظر غیرتخصصی یعنی افراد درباره موضوعاتی سخن میگویند، قضاوت میکنند یا تحلیل ارائه میدهند بدون آنکه دانش کافی، تجربهی حرفهای یا درک علمی لازم از موضوع داشته باشند. این پدیده ممکن است از گفتوگوهای روزمره تا مناظرات رسانهای و پستهای مجازی دیده شود.
اظهارنظر غیرتخصصی در مدیریت افکار عمومی، آتشبیار معرکه بحرانها است
توحید مهدوی فعال رسانهای و عضو حقیقی شورای اطلاعرسانی استان اردبیل در گفتوگو با ایسنا گفت: اظهارنظرهای غیرتخصصی در مدیریت افکار عمومی با ایجاد نویز رسانهای و کاهش اعتماد به منابع رسمی، جامعه را ملتهب ساخته و حتی میتواند به بحرانزایی منجر شود امری که تنها با اطلاعرسانی پیشدستانه و آموزش مستمر سواد رسانهای قابل کنترل است.
وی با اشاره به چالشهای ناشی از اظهارنظرهای غیرتخصصی در مدیریت افکار عمومی اظهار کرد: این قبیل اظهارنظرها چالشهای متعددی ایجاد میکند از جمله اختلال در جریان اطلاعات معتبر، نویز رسانهای، افزایش ریسک شایعهپراکنی و شبهاطلاعات، کاهش اعتماد عمومی به منابع رسمی، تشدید قطبیسازی شناختی کاهش کارآمدی راهبردهای ارتباطی سازمانها و فرسایش حافظه جمعی و بیثباتی ادراکی. این روند حتی میتواند منجر به بحرانزایی شده و جامعه را ملتهب سازد.
مهدوی درباره نحوه برخورد روابط عمومیها با شایعات و تحلیلهای غیرحرفهای تصریح کرد: روابط عمومیها باید بهصورت نظاممند با این مسائل برخورد کنند و بهجای واکنشهای هیجانی، متعصبانه و تدافعی با استفاده از استراتژی ارتباطات پیشدستانه خلأهای خبری-اطلاعاتی را پر کنند و اجازه شایعهسازی ندهند. متأسفانه عدهای از روابط عمومیها انتشار تکذیبیه یا تکذیب خبر و انتشار محدود آن را تنها راهکار میدانند و معمولاً با تبیین، تشریح یا تکمیل خبر بیگانه هستند.
وی با بیان اینکه شفافیت و اطلاعرسانی پیشدستانه نقشی محوری در کاهش تحلیلهای نادرست ایفا میکندگفت: زمانی که سازمانها اطلاعات معتبر را بهموقع و بهصورت کامل منتشر میکنند فضای کمتری برای شکلگیری شایعات و تفسیرهای غیرکارشناسی باقی میماند. این اقدام باعث میشود افکار عمومی با دادههای واقعی تغذیه شده و در برابر برداشتهای نادرست واکسینه شوند. از طرف دیگر شفافیت با مهندسی آجنداسازی اجازه نمیدهد تحلیلهای مغرضانه افکار عمومی را منحرف کنند.
مهدوی با اشاره به تجربه خود درباره اعتماد عمومی خاطرنشان کرد: عدم اقناعسازی افکار عمومی و پنهانکردن اخبار در روزگار اتاق شیشهای در طول سالیان ماضی موجب اعتمادزدایی شده است که سالها زمان نیاز است تا این چالش ترمیم شود. با این حال توضیحات مستند بدون ابهام، پاسخگو به سؤالات اذهان عمومی و همچنین دارای قدرت اقناعسازی و ضریب نفوذ و میزان اعتماد مردم به رسانه منتشرکننده میتواند موجب جلب اعتماد مردم شود.
وی درباره راهکارهای قابلفهمکردن زبان تخصصی برای مردم نیز اظهار کرد: این کار باید با سادهسازی محتوا انجام شود؛ یعنی با استفاده از مثالهای ملموس جایگزینکردن کلمات همهفهم بهجای اصطلاحات تخصصی و بهکارگیری نمودارها و مدلهای توضیحی. البته قبل از هر اقدامی باید جامعه هدف دستگاه اجرایی مشخص شود؛ آنوقت زبان قابلفهم آن جامعه هدف مشخص شده و کار راحتتر میشود.
عضو حقیقی شورای اطلاعرسانی استان اردبیل در پایان، آموزش مستمر را کلید ارتقای سواد رسانهای دانست و تأکید کرد: آموزش مستمر، آموزش مستمر، آموزش مستمر. در کنار آن، تقویت قدرت تحلیل و ترویج راستیآزمایی هر اطلاعات و اخباری میتواند موجب ارتقای سواد رسانهای شود.
اظهارنظرهای غیرتخصصی ریشه در نظام آموزشی و فرهنگی دارد
محمد رحیمی جامعهشناس و مدرس دانشگاه هم در گفتوگو با ایسنا با اشاره به گسترش اظهارنظرهای غیرکارشناسی در فضای عمومی و مجازی، ریشهٔ این پدیده را در نظام آموزشی و فرهنگی کشور دانست و گفت: ما درست اجتماعی نشدهایم و مرز میان ساحت علم و تجربهٔ زیسته را بهدرستی تفکیک نکردهایم.
وی با تأکید بر اینکه جامعه در مرحلهٔ گذار فرهنگی قرار دارد، هشدار داد که این وضعیت به تدریج اعتماد عمومی به نهادهای علمی را تضعیف کرده و سرمایهٔ اجتماعی را فرسوده میکند.
رحیمی همچنین راهکارهایی مانند بازتعریف مرزهای دانش، آموزش سواد رسانهای و نهادینهسازی فرهنگ ارجاع به متخصص را برای خروج از این بحران ضروری دانست.
جامعهشناس و عضو هیئت علمی دانشگاه در گفتاری دربارهٔ پدیدهٔ گسترش اظهارنظرهای غیرتخصصی در جامعه، اظهار کرد: ریشهٔ اصلی این معضل به نظام آموزشی و فرهنگی کشور بازمیگردد.
وی با بیان اینکه هر دانشی روش مبانی و منطق خاص خود را دارد، تأکید کرد: سخن گفتن بدون آشنایی عمیق با دانشی خاص، نهتنها نادرست، بلکه گمراهکننده است. وقتی در حوزهای تخصص نداریم، بیشترین کاری که میتوانیم بکنیم، نقل قول از اهل آن دانش است، نه اظهارنظر مستقل.
وی با اشاره به اینکه جامعهٔ ما فرهنگ ندانمگویی را بهدرستی آموزش ندیده است، گفت: ما درست اجتماعی نشدهایم و این مسأله به نظام فرهنگی و آموزشی ما برمیگردد.
رحیمی یکی از دلایل اصلی این پدیده را عدم تعیین مرزبندی دقیق میان ساحت دیدگاههای علمی و عامیانه دانست و افزود: وقتی برای تحلیل مسائل مختلف به سراغ مردم عادی میرویم و ساحت علم و تخصص را نادیده میگیریم، مردم احساس میکنند باید به همه مسائل ورود کنند و خود را صاحبنظر بدانند.
این جامعه شناس با تأکید بر تفاوت میان «تجربهٔ زیسته» و «داوری تخصصی» تصریح کرد: در مسائل اجتماعی و عمومی، هر انسانی میتواند دربارهٔ تجربههای زندگی خود سخن بگوید اما در سطح تحلیل علمی و ارائهٔ راهحل تنها صاحبان اندیشه و اجتهاد علمی میتوانند تصمیمساز باشند.
وی افزود: همانگونه که در فقه، اجتهاد شرط فتواست، در علوم دیگر نیز اظهارنظر تخصصی فقط از کسی پذیرفتنی است که به این مرتبه رسیده باشد.
عضو هئیت علمی دانشگاه، ساختارهای تربیتی و آموزشی کشور را نیز در شکلگیری این عادت مؤثر دانست و گفت: «نظام آموزشی ما بیش از آنکه بر پرورش تفکر انتقادی و روششناسی علمی تأکید کند بر پاسخهای از پیشتعیینشده تمرکز دارد. رسانهها نیز با تقلیل پیچیدگی مسائل و عدم تفکیک دیدگاههای تخصصی و عامیانه این باور را در جامعه تقویت کردهاند که اظهارنظر در همه حوزهها حق همگانی است.
وی دربارهٔ تأثیر این رفتار بر سرمایهٔ اجتماعی هشدار داد و گفت: گسترش اظهارنظرهای غیرتخصصی بهتدریج اعتماد عمومی به نهادهای علمی را تضعیف میکند و جامعه را به بدگمانی عمومی و بیاعتمادی به همهچیز میکشاند. این وضعیت کیفیت گفتگوهای عمومی را پایین میآورد، سیاستگذاریهای اجتماعی را از مسیر دانش خارج میکند و هزینههای سنگینی به جامعه تحمیل مینماید.
رحیمی در پاسخ به این پرسش که آیا جامعه در مرحلهٔ «گذار فرهنگی» قرار دارد تأکید کرد: جامعهٔ ما در حال گذار پیچیدهای از ساختارهای سنتی به مدرن است که در آن مرجعیت دانش و تخصص تا حدی تضعیف شده و بهجای داوریهای روشمند، اظهارات احساسی و فاقد پشتوانهٔ علمی بیشتر دیده میشود.
وی افزود: جهانیشدن و دسترسی بیواسطه به اطلاعات بدون فیلتر تخصصی، این تصور عامیانه را تقویت کرده که دانستن برابر با داشتن تخصص است در حالی که درک عمیق مفاهیم علمی با صرفِ دسترسی به اطلاعات بسیار متفاوت است.
این جامعهشناس در پایان، راهکارهای اجتماعی برای تقویت احترام به تخصص را برشمرد و گفت: جامعه باید دوباره برای ساحت علم مرز و منزلت قائل شود. رسانهها باید از برابر نشان دادن نظر متخصص با غیرمتخصص در موضوعات فنی پرهیز کنند و نظام آموزشی از مدرسه تا دانشگاه، مهارت تفکر انتقادی، سواد رسانهای و شناخت روش علمی را تقویت کند.
رحیمی همچنین بر نهادینهسازی فرهنگ ارجاع به متخصص در خانواده، مدرسه، مسجد و شبکههای اجتماعی تأکید کرد و افزود: وقتی نهادها بهطور مستمر تخصص را ارزشگذاری کنند، بهتدریج هنجار اجتماعی جدیدی شکل میگیرد که در آن افراد کمتر خود را در همهچیز صاحبنظر میدانند و بیشتر یاد میگیرند هر سخنی را فقط در چارچوب دانشیِ خودشان بیان کنند.
هزینه دیده شدن از جیب حقیقت
یاشار پور مجید فعال رسانهای و عضو حقیقی شورای اطلاعرسانی استان اردبیل در گفتوگو با ایسنا گفت: موج تحلیلهای غیرتخصصی در فضای مجازی، مهارنشدنیترین فضای انتشار محتوا را رقم زده و رسانههای رسمی با تأخیر در رصد و شفافسازی سوژه قافیه را به محتواهای زرد میبازند؛ راهحل اما روایت درست در کنار سرعت و شفافیت است.
وی با اشاره به میزان مواجهه با تحلیلهای غیرتخصصی در شبکههای اجتماعی گفت: از آنجا که ذات تولید و انتشار محتوا در شبکههای اجتماعی همگانی است و فاقد نظارت تخصصی قبل از انتشار است بیشترین محتواهای غیرتخصصی در این بستر منتشر میشوند حتی گاهی بسیار بازنشر و دیده میشوند.
عضو حقیقی شورای اطلاعرسانی استان اردبیل درباره دلیل دیدهشدن بیشتر اخبار نادرست نسبت به گزارشهای معتبر تصریح کرد: تولیدکنندگان اخبار یا تحلیلهای علمی و منطقی مجبورند نکات حرفهای و اخلاقی لازم را رعایت کنند لذا تا اطلاعات لازم و تاییدشده کسب نکنند محتوا یا خبری منتشر نمیکنند زیرا هدف اصلی آنها صحت خبر است و بعد سرعت انتشار اما تولیدکنندگان اخبار و تحلیلهای زرد صرفاً به دنبال دیده شدن هستند و شخصیت علمی یا حرفهای خاصی ندارند که نگران آن باشند صرف دیده شدن برای آنها موفقیت محسوب میشود بنابراین بهراحتی از ادعاهای جنجالی بهعنوان قلابی برای جذب مخاطب استفاده میکنند.
پورمجید در پاسخ به اینکه رسانهها در مقابله با این موج چه کارهایی را درست انجام ندادهاند خاطرنشان کرد: بهترین تکنیک برای رسانهها، تولید روایتها و محتواهای صحیح به موازات محتواهای زرد مشابه است بدون آنکه نیاز به پاسخ مستقیم باشد، لازم است در مقابل خبر غلط خبر صحیح را با نقلقول از افراد معتبر منتشر کنند. مخاطب معمولاً وقتی بین دو روایت متضاد قرار میگیرد گرایش به پذیرش روایت منبع متخصص و معتبر دارد. متأسفانه رسانههای رسمی در رصد و شفافسازی سوژه دیر میکنند و این معمولاً مهمترین تقصیر آنهاست.
وی با تأکید بر نقش شفافیت در کاهش شایعات اظهار کرد: قطعاً شفافیت در کنار سرعت انتشار خبر و استفاده از نقلقولکنندگان معتبر دامنه شیوع شایعات و زمان ماندگاری آن را محدود میکند. بهعنوان مثال، وقتی شایعه ترور یکی از مقامات منتشر میشود، پخش مصاحبهای از نامبرده درباره یک موضوع روز منبع فیکنیوز را بیاعتبار میکند.
عضو حقیقی شورای اطلاعرسانی استان اردبیل درباره شاخصهای انتخاب منبع خبری معتبر توسط مردم گفت: بالا بردن سواد رسانهای میتواند کمککننده باشد. در عین حال، شناخت اهداف و انگیزهها وابستگی و منافع منبع منتشرکننده مهم هستند اما افراد عادی معمولاً فاقد این مهارتها هستند. لذا بهتر است خبرها را از چند رسانه رسمی و سابقهدار با گرایشهای متفاوت دنبال کنند تا شانس قضاوت صحیح را بالا ببرند.
پورمجید در پایان درباره نقش خبرنگاران در تقویت اعتماد عمومی تأکید کرد: کارشان را درست انجام بدهند، همین! صحت، سرعت و جذابیت در تولید و انتشار خبر.
مرجعیت خبری از رسانههای رسمی به شبکههای اجتماعی واگذار شد/دوران «روایتگری» رسانهای تمام شد
یعقوب شادل خبرنگار ایرنا و عضو حقیقی شورای اطلاعرسانی استان اردبیل نیز در گفتوگو با ایسنا با اشاره به تغییرات بنیادین در عرصه رسانه گفت: شبکههای اجتماعی کارکرد اصلی رسانههای رسمی را تا حد زیادی از آنها گرفتهاند و مرجعیت خبری به فضای مجازی منتقل شده است.
وی تأکید کرد که دوران رسانهٔ روایتگر سپری شده و امروز رسانههای کنشگر توسعهمدار و مردممحور توانستهاند اعتماد عمومی را جلب کنند.
شادل همچنین از گسترش اخبار جعلی و اظهارنظرهای غیرکارشناسی در فضای مجازی انتقاد کرد و آموزش سواد رسانهای را تنها راهکار مقابله با این آسیب دانست.
خبرنگار باسابقهٔ خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) در گفتاری دربارهٔ تحولات رسانهای اظهار داشت که رسانههای رسمی با ظهور شبکههای اجتماعی تا حدود زیادی کارکرد اصلی خود را از دست دادهاند و این کارکرد عملاً به فضای مجازی واگذار شده است.
وی با بیان اینکه شبکههای اجتماعی نمیتوانند جایگزین تولید محتوای حرفهای شوند، خاطرنشان کرد: تولید محتوا امروز در دنیا مطابق با میل و خواست مخاطب انجام میشود و دلیل اصلی تغییر مرجعیت، تعاملی بودن و مخاطبپسندی رسانههای دیجیتال است.
شادل با اشاره به نظریهٔ برجستهسازی رسانهها تصریح کرد: «رسانههایی که اولویتهای مردم را برجسته میکنند بیشتر مورد اقبال قرار میگیرند و آنهایی که این اولویتها را نادیده میگیرند، در حاشیه میمانند.
عضو حقیقی شورای اطلاعرسانی استان اردبیل افزود: دوران رسانهٔ روایتگر تمام شده و اکنون عصر کنشگری رسانهای است. هر رسانهای که اعتماد عمومی جلب کند، مرجع محسوب میشود؛ فرقی نمیکند مکتوب باشد یا مجازی.
مدیرمسئول نشریه تریبون آزاد با تأکید بر لزوم ایجاد چندین رسانهٔ مرجع در داخل کشور گفت: «چرا باید مرجع رسانهای ما بیبیسی و اینترنشنال باشد؟ ما خودمان میتوانیم رسانههای مرجعی داشته باشیم، به شرطی که تولیداتمان دقیق، شفاف و بر اساس دغدغههای واقعی مردم باشد.
وی همچنین به نقش هوش مصنوعی در آیندهٔ رسانه اشاره کرد و گفت: انقلاب چهارم صنعتی تا سال ۲۰۳۰ با هوش مصنوعی به اوج میرسد و کشورهایی موفقاند که از این ابزار بهترین استفاده را ببرند.
شادل در بخش دیگری از سخنان خود به آسیبهای شبکههای اجتماعی اشاره کرد و گفت: در این فضا، هر کاربری برای دیدهشدن به تولید محتوا میپردازد و بلاگرها، اینفلوئنسرها و میکروسلبریتیها با اظهارنظرهای غیرکارشناسی، اعتماد عمومی را تخریب میکنند.
وی با یادآوری تجربهٔ جنگ اخیر افزود: در پیامرسانهای داخلی، بهجای کارشناسان واقعی افراد فرصتطلب به تحلیلهای نادرست پرداختند و این امر نه فقط در حوزهٔ سیاست بلکه در اقتصاد، فرهنگ و سلامت نیز دیده شد.
وی با انتقاد از عملکرد رسانههای رسمی در رقابت با فضای مجازی تصریح کرد: رسانههای رسمی ما با وجود اعتبار، به دلیل سرعت پایین، نبود تعامل و عدم انعطافپذیری نتوانستهاند مخاطب نسل دیجیتال را حفظ کنند. نسل کولهپشتی دیگر رسانهٔ مکتوب را نمیپسندد و به سمت تولید محتوای آنلاین رفته است.
شادل راهکار را حرکت جدی رسانههای رسمی به سمت دیجیتال دانست و به تجربهٔ روزنامهٔ بیلد آلمان اشاره کرد که کار دبیری و خبرنگاری را به هوش مصنوعی سپرده است.
این خبرنگار باسابقه با تأکید بر ضرورت آموزش سواد رسانهای خاطر نشان کرد: مخاطب باید با پنج پرسش کلیدی، هر خبری را بررسی کند: چه کسی تولید کرده؟ برای چه؟ با چه هدفی؟ به چه کسی؟ با چه ابزاری و در چه مجرایی؟
وی گفت: اگر مردم سواد رسانهای داشته باشند، در برابر بمباران تبلیغاتی منفعل نمیشوند و میتوانند حقیقت را از دروغ تشخیص دهند.
مشکل اظهارنظرهای غیرتخصصی، نبود متخصصان در میدان است/ شبکههای اجتماعی با الگوریتمها موج تحلیلهای غیرعلمی ایجاد میکنند
رادبه پرنده جامعهشناس و مدرس دانشگاه هم در گفتوگو با ایسنا با تأکید بر اینکه نمیتوان مردم را از اظهارنظر دربارهٔ مسائل اجتماعی منع کرد گفت: مشکل اصلی، عدم حضور متخصصان و اساتید در حوزههای عمومی مانند قهوهخانهها و بازارهاست.
وی با اشاره به نقش الگوریتمهای شبکههای اجتماعی در ایجاد موجهای ناگهانی تحلیلهای غیرعلمی، خاطرنشان کرد: بیاعتمادی به نهادهای تخصصی، مردم را به سمت منابع جایگزین و نظرات پرسروصدا سوق میدهد و بر لزوم تقویت سواد رسانهای و تفکر انتقادی در سیاستگذاریهای آموزشی تأکید کرد.
این جامعهشناس در گفتاری دربارهٔ پدیدهٔ اظهارنظرهای غیرتخصصی در جامعه، با نگاهی واقعبینانه به این مسئله پرداخت و تأکید کرد که این پدیده محدود به ایران نیست و در همهٔ جوامع با نسبتهای مختلف وجود دارد.
وی گفت: اگر واقعبینانه نگاه کنیم، صرفاً به این دلیل که مردم تخصص یک حوزه را ندارند، نمیتوانیم حوزههای عمومی را از حرف زدن منع کنیم. حوزههایی مانند نانواییها، گرمابهها و قهوهخانهها اگر دربارهٔ مسائل اجتماعی صحبت نکنند پس قرار است از چه سخن بگویند؟
رادبه پرنده مشکل اصلی را در عدم حضور متخصصان و اساتید در این حوزههای عمومی دانست و افزود: وقتی یک استاد دانشگاه خود را در چارچوب دانشگاهی و تئوریک محاصره میکند و توان حضور در حوزههای عمومی و بهتبع آن هماندیشی و ارائهٔ نظرات تخصصی را از دست میدهد، نمیتوان آن حوزه را از بیان نظر برحذر داشت.
وی با بیان خاطرهای از دوران سربازی خود در اصفهان، به حضور یک استاد جامعهشناسی و استاد ادبیات در یک قهوهخانهٔ سنتی اشاره کرد و گفت: از آن استاد پرسیدم چرا اینجا هستید؟ پاسخ داد که استاد و فعال حوزهٔ علوم انسانی چارهای جز حضور در میدان ندارد و اگر در میدان حضور نداشته باشیم مثل جراحی خواهیم بود که درسش را خوانده ولی تا آخر عمر هیچ جراحی نکرده باشد.
این جامعهشناس در ادامه به مکانیسم ایجاد موجهای ناگهانی تحلیلهای غیرعلمی در شبکههای اجتماعی پرداخت و گفت: این پدیده بیشتر به خاطر تأثیرات شبکهای و تکرارپذیری اتفاق میافتد. وقتی یک نظر غیرتخصصی توسط عدهای بازنشر میشود، الگوریتمهای شبکههای اجتماعی آن را بیشتر به بقیه نشان میدهند. این چرخهٔ تکرار بهتدریج آن نظر را بهظاهر مهم و رایج جلوه میدهد و تبدیل به یک رفتار جمعی میکند.
پرنده با اشاره به دلایل اقبال عمومی به تحلیلهای فوری، کوتاه و احساسی، تصریح کرد: مغز ما بهطور طبیعی تمایل دارد اطلاعات را به شکل ساده پردازش کند. تحلیلهای کارشناسی اغلب پیچیده، نیازمند دانش پیشزمینه و زمانبر هستند، در حالی که یک جملهٔ احساسی یا تحلیل کوتاه و پرشور، سریعتر توجه را جلب میکند و با احساسات لحظهای افراد ارتباط برقرار میکند. شبکههای اجتماعی هم این نوع محتوا را بیشتر ترجیح میدهند چون باعث تعامل و بازدید بیشتری میشوند.
وی دربارهٔ تأثیر کمبود اعتماد به نهادهای تخصصی بر این روند گفت: وقتی مردم به نهادها یا کارشناسان رسمی اعتماد نکنند، طبیعتاً به دنبال منابع جایگزین برای اطلاعات خود میگردند. این خلأ را گاهی نظرات غیرتخصصی اما پرسروصدا پر میکند. احساس بیاعتمادی باعث میشود افراد راحتتر به هر صدایی که مخالف صدای رسمی است گوش دهند حتی اگر آن صدا فاقد پشتوانهٔ علمی باشد.
پرنده با بیان راهکارهای کاهش این رفتار بر تقویت سواد رسانهای و تفکر انتقادی در سیاستگذاریهای فرهنگی و آموزشی تأکید کرد و افزود: باید به مردم یاد دهیم چگونه اطلاعات را ارزیابی کنند، منابع معتبر را تشخیص دهند و بین نظر شخصی و دانش تخصصی تفاوت قائل شوند. همچنین تشویق بحثهای سازنده و مبتنی بر شواهد به جای بحثهای احساسی میتواند مفید باشد.
این جامعهشناس در پایان دربارهٔ پیامدهای بلندمدت بیتوجهی به دانش تخصصی هشدار داد و گفت: این بیتوجهی میتواند منجر به تصمیمگیریهای غلط در سطوح فردی و اجتماعی گسترش اطلاعات نادرست تضعیف جایگاه علم و تخصص و در نهایت کاهش توانایی جامعه برای حل مشکلات پیچیده شود. در بلندمدت، این بیتوجهی میتواند پایههای توسعهٔ پایدار و پیشرفت جامعه را سست کند.
انتهای پیام