فرشته کولانی در گفتوگو با ایسنا، اظهار کرد: براساس مطالعات حوزه تعلیم و تربیت، آموزش امنیت بهتر است از حدود سه سالگی آغاز شود؛ سنی که کودک میتواند بهتدریج مفاهیمی مثل اندامهای بدن، حریم خصوصی، لمس ناخوشایند و تفاوت میان احساس خوب و بد را یاد بگیرد. این آموزشها باید متناسب با سن کودک و شرایط فرهنگی و اجتماعی هر جامعه باشد به همین دلیل ممکن است در برخی جوامع کمی دیرتر و در برخی دیگر از حدود سه سالگی شروع شود. در سنین پایین که کودک در مرحله رشد حسی و حرکتی قرار دارد، استفاده از داستان، تصویر، بازی، عروسک، نمایش کوتاه و نقشآفرینی روش مناسبی برای آموزش است.
این روانشناس تاکید کرد: در این سنین نیازی به توضیحات پیچیده یا ترسناک نیست، چون کودک هنوز توانایی درک مفاهیم انتزاعی را ندارد؛ کافی است چند قانون ساده و قابلفهم آموزش داده شود، مانند اینکه «بدن من مال من است»، «اگر کسی خواست به بدنم دست بزند، میتوانم بگویم «نه» و «برای مراقبت از خودم، لازم نیست به همه اعتماد کنم یا از همه بترسم». همچنین کودک باید بداند که در هر شرایطی، بزرگسالان امنی کنار او هستند که میتوانند کمکش کنند و او میتواند مسائلش را با آنها در میان بگذارد.
کولانی با بیان اینکه آموزش مفاهیم ایمنی به کودکان باید بدون استرس و از طریق بازی باشد، اظهار کرد: بهترین روش، تمرین مداوم این مفاهیم با استفاده از عروسکهای نمایشی و خلق سناریوهای مختلف است. در این بازیها باید موقعیتهایی مانند مواجهه با فردی که هدیه یا خوراکی میدهد، تلاش برای دور کردن کودک از جمع یا درخواست برای پنهانکاری را شبیهسازی کرد تا کودک یاد بگیرد در برابر رفتارهای مشکوک با قاطعیت «نه» بگوید، از موقعیت فاصله بگیرد و به بزرگسال امن مراجعه کند.
وی ادامه داد: این تمرینها باید کوتاه و متناسب با سن کودک طراحی شوند تا او بهتدریج مهارت محافظت از خود را بیاموزد. مهم است که در پایان هر بازی، با زبانی ساده به کودک یادآوری کنیم که اگر نسبت به کسی یا شرایطی احساس ناامنی کرد، میتواند بهسرعت از آنجا دور شود و ما همیشه بهعنوان افراد امن، آماده حمایت و مراقبت از او هستیم.
توصیه ای به والدین؛ در برابر آسیب جنسی کودک چه کنیم؟
کولانی به والدینی که نگران امنیت فرزندشان هستند، توصیه کرد: اگر روزی برای کودک تعرضی رخ داد یا با مشکلات مربوط به آزار جنسی مواجه شد، بهترین کار این است که بدون سرزنش کودک و بدون بازجویی از او، موضوع را با متخصصان سلامت روان کودک و مراجع ذیصلاح قانونی در میان بگذارند. ماجرا هرگز نباید برای افراد غیرمتخصص و حتی نزدیکان تعریف و تکرار شود؛ بدتر از آن این است که از کودک بخواهند مرتب آن را بازگو کند.
به گفته این روانشناس، برای امنیت روانی کودک لازم است از متخصص کمک گرفته شود و حفظ امنیت او در اولویت قرار گیرد. اگر والدین با روشهای اشتباه با مشکل برخورد کنند، این موضوع آسیبزا خواهد بود و سالها رنج روانی برای کودک و خانواده به همراه دارد.
پیشگیری، بهترین برنامه یک والد حمایتگر
کولانی گفت: بهترین برنامهای که والدین میتوانند داشته باشند، برنامه پیشگیری است. برای این کار لازم است با شرکت در کارگاههای مهارتهای فرزندپروری و دورههای آموزشی، توانمندی خود را در این زمینه افزایش دهند. بچهها باید در کنار والدین امنشان احساس کنند جدی گرفته میشوند، آزادانه درباره احساساتشان صحبت کنند و حتی اجازه مخالفت داشته باشند. آنها باید بتوانند احساساتشان را نسبت به افراد مختلف بیان کنند؛ مثلا بگویند از فلانی خوششان نمی آید، نمیخواهند او به آنها دست بزند، بغلشان کند، ببوسدشان یا اینکه بازی با یک فرد، آنها را ناراحت می کند. وظیفه والدین این است که با دقت به حرفهای کودک گوش دهند و احساساتش را نادیده نگیرند. با این کار به فرزندانشان این پیام را میدهند که «احساس تو ارزشمند است» و میتوانند هر وقت لازم شد، درباره آن با والدین حرف بزنند. یادمان باشد آنچه که مانند سپری قدرتمند میتواند از فرزند دلبندمان در برابر آسیب محافظت کند، فقط آگاهی و دانش است.
انتهای پیام