یکشنبه ۸ شهریور ۱۴۰۵ | ۰۹:۵۹
همگرایی اسلامی؛ برنامه‌ای هدفمند برای حفظ امت از فروپاشی

/یادداشت/

همگرایی اسلامی؛ برنامه‌ای هدفمند برای حفظ امت از فروپاشی

قم (ایسنا) - استاد سطوح عالی حوزه گفت: بررسی سیره و سخن پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع) نشان می‌دهد که همگرایی اسلامی، محصول یک برنامه هدفمند معرفتی، اخلاقی، حقوقی و اجتماعی بوده که توانسته است در دشوارترین بحران‌ها، امت را از خطر فروپاشی در امان نگه دارد.

حجت‌الاسلام امیرعلی حسنلو، مدیر گروه تاریخ و سیره مرکز پاسخگویی به شبهات حوزه‌های علمیه یادداشتی را به مناسبت هفته وحدت که با ولادت پیامبر اعظم(ص) و امام جعفر صادق(ع) همزمانی دارد با موضوع «بازخوانی منشور همگرایی، مدارا و همزیستی ایمانی در تاریخ تمدن اسلامی» در اختیار ایسنا قرار داده است.

در این یادداشت آمده است: مسئله همبستگی و انسجام در جامعه انسانی، همواره یکی از ارکان قوام تمدن‌ها و جوامع به شمار می‌رفته است و در منظومه اندیشه اسلامی، این معنا فراتر از یک تاکتیک مقطعی یا مصلحت‌اندیشی زودگذر سیاسی تعریف شده و به عنوان یکی از بنیادین‌ترین اصول هستی‌شناختی و توحیدی تبیین گردیده است. توحید در ساحت فردی، پیوند جان آدمی با یگانگی خداوند است و در ساحت اجتماعی، در قالب پیکره واحد و هم‌افزایی مؤمنان تجلی می‌یابد.

قرآن کریم با صراحت تمام، امت اسلام را پیکره‌ای یگانه دانسته و پراکندگی، نزاع و چنددستگی را مایه سستی، فروپاشی اقتدار اجتماعی و بی‌اثر شدن ظرفیت‌های تمدنی قلمداد کرده است. بر پایه چنین نگرشی، وحدت اسلامی به معنای نفی تفاوت‌های فردی، زبانی، فرهنگی یا اجتهادهای علمی نیست، بلکه به مفهوم ساماندهی این تکثر در چارچوب یک کل هماهنگ، جهت‌دار و هم‌افزا حول مشترکات خلل‌ناپذیر ایمانی است.

در تاریخ اندیشه و عمل اسلامی، دو مقطع تاریخی جایگاهی ویژه در تأسیس و سپس صیانت از این اندیشه داشته‌اند که مقطع اول، عصر رسالت حضرت ختمی‌ مرتبت محمد مصطفی(ص) است که وظیفه بنیان‌گذاری هویت نوین امت را در بستری آکنده از تعصبات جاهلی، رقابت‌های خونی و تفاخرهای نژادی بر دوش داشت. مقطع دوم، عصر پیشوایی حضرت امام جعفر صادق(ع) است؛ دورانی که امپراتوری اسلامی گسترش یافته، مذاهب کلامی، فقهی و سیاسی گوناگون پدیدار شده و خطر تکفیر متقابل، چندپارگی هویتی و انشقاق درونی، شالوده جامعه را تهدید می‌کرد و بررسی سیره و سخن این دو پیشوای بزرگ نشان می‌دهد که همگرایی اسلامی، محصول یک برنامه هدفمند معرفتی، اخلاقی، حقوقی و اجتماعی بوده که توانسته است در دشوارترین بحران‌ها، امت را از خطر فروپاشی در امان نگه دارد. 

راهبردهای نظری و عملی پیامبر اعظم (ص) در استقرار وحدت

رسول گرامی اسلام(ص) در شرایطی دعوت خود را در شبه‌جزیره عربستان آغاز کرد که نظام قبیله‌ای، ملاک بنیادین هرگونه پیوند اجتماعی به شمار می‌رفت و در این نظام، پیوند خونی تنها معیار حقانیت، امنیت و تعاون بود و شعار جاهلیِ «برادرت را یاری کن، چه ظالم باشد چه مظلوم» بر سراسر حیات اجتماعی سیطره داشت که در چنین بستر پرتصلبی، پیامبر اسلام راهبردهایی چندگانه را برای ایجاد دگرگونی بنیادین در مفهوم همبستگی به کار بست.

نخستین اقدام بنیادین پیامبر، بازتعریف هویت انسانی بر اساس تقوا، کرامت ذاتی و ایمان بود. پیامبر با تلاوت و تبیین آموزه‌های الهی، تمام افتخارات موهوم بر پایه نژاد، زبان، رنگ پوست و تبار قبیله‌ای را زیر پا نهاد. خطبه تاریخی پیامبر در حجةالوداع، اعلامیه رسمی الغای نظام طبقاتی و نژادی پیشین بود؛ آنجا که با بیانی رسا اعلام فرمود: هیچ عربی بر عجم و هیچ عجمی بر عرب، و هیچ سیاهی بر سفید و هیچ سفیدی بر سیاه برتری ندارد، مگر به پرهیزکاری و تقوا. با این انقلاب مفهومی، بردگانی چون بلال حبشی و سلمان فارسی دوشادوش بزرگان قریش بر سر یک سفره و در یک صف ایستادند و پیوند جدیدی به نام «برادری ایمانی» زاده شد.

دومین ابتکار راهبردی پیامبر پس از ورود به مدینه، تدوین منشور یا پیمان‌نامه مدینه بود. این سند تاریخی که نخستین قانون اساسی مکتوب در تاریخ اسلام به شمار می‌رود، تکثر جمعیتی مدینه شامل قبایل اوس و خزرج، مهاجران مکه و طوایف گوناگون یهود را ذیل یک توافق‌نامه حقوقی منسجم گرد آورد. در این عهدنامه، همه این گروه‌ها به عنوان یک جامعه سیاسی و دفاعی واحد شناخته شدند که در حقوق مدنی و تکالیف دفاعی در برابر دشمنان مشترک، هم‌سرنوشت بودند. این اقدام نشان داد که پیامبر علاوه بر وحدت اعتقادی درون‌دینی، به وحدت اجتماعی و همزیستی مسالمت‌آمیز میان‌پیروان ادیان مختلف نیز با دیده‌ای راهبردی و حقوق‌مدار می‌نگریست.

اقدام عملی دیگر پیامبر برای ریشه‌کنی عداوت‌های کهن، ایجاد عقد اخوت یا پیمان برادری میان مهاجران و انصار بود. جنگ‌های طولانی و خونین میان دو قبیله اوس و خزرج سال‌ها روح و روان مردم یثرب را فرسوده بود و از سوی دیگر، ورود مهاجران بی‌پناه مکه می‌توانست زمینه‌ساز شکاف‌های طبقاتی و فرهنگی جدیدی شود. پیامبر با ایجاد پیوند برادری تن‌به‌تن میان افراد، نه تنها بحران اقتصادی مهاجران را با تقسیم داوطلبانه امکانات از میان برد، بلکه کینه‌های دیرینه قبیله‌ای را به ایثار، مهرورزی و برادری مبدل ساخت.

در کنار این اقدامات ساختاری، پیامبر اکرم هرگونه ندای تفرقه‌افکنانه را به سرعت مهار می‌کرد. در روایات تاریخی آمده است هنگامی که فردی در یکی از سفرها ندای قبیله‌ای سر داد و میان مهاجران و انصار مشاجره لفظی درگرفت، پیامبر بی‌درنگ وارد میدان شد و با لحنی هشداردهنده فرمود: آیا هنوز نشانه‌ها و تعصبات جاهلیت را سر می‌دهید در حالی که من در میان شما هستم؟ این شعارهای تفرقه‌انگیز را رها کنید که مایه تعفن و تباهی است. همچنین در ماجرای تأسیس «مسجد ضرار» که جریانی نفاق‌افکن در پی ایجاد مرکزی موازی برای انشقاق میان مؤمنان بود، پیامبر به امر الهی دستور تخریب آن را صادر کرد تا نشان دهد هر کانونی که تحت پوشش نام‌های مقدس در پی چنددستگی و تضعیف ارکان جامعه ایمانی

سیره اخلاقی و بیانات پیامبر (ص) در پاسداری از پیوندهای اجتماعی

پیامبر اکرم(ص) وحدت را نه فقط در قواعد کلی، بلکه در جزئی‌ترین روابط اخلاقی و رفتاری افراد جامعه جاری می‌ساخت. از نگاه ایشان، سلامت قلب‌ها و زدودن بدگمانی، شایعه‌پراکنی و تحقیر، زیربنای آرامش و همبستگی جمعی است. در احادیث نبوی، تمثیل جامعه اسلامی به یک پیکر زنده، از عمیق‌ترین مفاهیم تمدنی به شمار می‌رود. پیامبر فرمود: مَثَل مؤمنان در دوستی، مهرورزی و عاطفه نسبت به یکدیگر، مَثَل پیکری واحد است؛ هرگاه عضوی از آن به درد آید، دیگر اعضا با بی‌خوابی و تب با او هم‌نوازی و همراهی می‌کنند.

پیامبر مسلمانان را از اقداماتی که رشته‌های الفت را می‌گسلد به شدت پرهیز می‌داد. سخن‌چینی، غیبت، تجسس در عیوب پنهان دیگران، دشنام‌گویی و بدزبانی به عنوان گناهانی ویرانگر معرفی شدند که پیوند اخوت را متلاشی می‌کنند. در سخنی گران‌سنگ، پیامبر فرمود: اصلاح میان مردم و از میان بردن دشمنی‌ها و کدورت‌ها، پاداشی برتر از نماز و روزه مستحبی دارد، زیرا تباهی در پیوند میان انسان‌ها، ریشه‌کن‌کننده دین است.

همچنین، پیامبر در سیره تعاملی خویش با مخالفان فکری و کسانی که با تندی با ایشان برخورد می‌کردند، همواره جانب مدارا، سعه صدر و کرامت انسانی را حفظ می‌کرد. عفو عمومی در فتح مکه، اوج این رویکرد وحدت‌بخش بود؛ در روزی که برخی ندای انتقام سر می‌دادند و آن را روز خونریزی می‌خواندند، پیامبر پرچم عفو را برافراشت و فرمود امروز روز رحمت، گذشت و بخشش است، و بدین ترتیب حتی سرسخت‌ترین دشمنان دیروز را به آغوش امت اسلام وارد ساخت و زمینه را برای ورود دسته‌جمعی مردم به دین خدا فراهم آورد.

زیست‌جهان عصر امام صادق (ع) و چالش‌های هویتی امت

برای درک اهمیت عملکرد امام جعفر صادق در حوزه وحدت، باید مختصات تاریخی و اجتماعی سده دوم هجری را به دقت واکاوی کرد. در این دوران، قلمرو اسلام وسعت بی‌سابقه‌ای یافته بود و اقوام، نژادها، زبان‌ها و پیشینه‌های تمدنی گوناگون از خراسان و هند تا شمال آفریقا و اندلس در این جغرافیای پهناور حضور داشتند. هم‌زمان با فروپاشی امویان و روی کار آمدن عباسیان، نوعی گسست سیاسی و ناامنی اجتماعی پدیدار شد و از سوی دیگر، موج گسترده ترجمه آثار فلسفی و ورود اندیشه‌های مانوی، زرتشتی، هندی و یونانی، جامعه را با تلاطم‌های نظری روبه‌رو ساخت.

در چنین فضایی، فرقه‌ها و مکاتب متعددی در کلام و فقه شکل گرفتند. از مرجئه و معتزله و خوارج گرفته تا غلات و اهل حدیث، هر یک دارای گرایش‌ها، پیش‌فرض‌ها و تفاسیر خاص خود بودند. آفت بزرگی که در این عصر امت اسلامی را تهدید می‌کرد، افتادن در گرداب «تکفیر»، برچسب‌زنی مذهبی، طرد دگراندیشان و جنگ‌های داخلی به نام دین بود. در صورتی که جامعه اسلامی به سوی این واگرایی و چنددستگی خونین پیش می‌رفت، هویت تمدنی و اصالت احکام دین از میان می‌رفت.

در این مقطع تاریخی حساس، امام صادق به عنوان یکی از برجسته‌ترین چهره‌های علمی و معنوی جهان اسلام، رسالت خطیر صیانت از کلیت امت و جلوگیری از فروپاشی درونی آن را بر دوش گرفت. ایشان با درک دقیق مقتضیات زمانه، استراتژی خود را بر پایه گفتگوی علمی، مرجعیت‌بخشی به عقلانیت و تأکید بر حضور فعال و سازنده در بدنه عمومی جامعه اسلامی بنا نهاد.

گفتمان علمی و الگوی رواداری امام صادق(ع) با مذاهب و دیدگاه‌ها

نخستین ویژگی بارز مکتب امام صادق، فراگیری و عدم انحصارطلبی در آموزش علوم بود. دانشگاه گسترده‌ای که ایشان در مدینه اداره می‌کرد، محدود به پیروان مکتب اهل‌بیت نبود، بلکه مجمعی از دانشمندان، فقها، محدثان و طالبان علم با گرایش‌های گوناگون مذهبی بود. نام‌آوران فقه اهل سنت، از جمله ابوحنیفه، مالک بن انس، سفیان ثوری و ابن عیینه، از محضر علمی امام بهره‌ها بردند و به بزرگی و کمالات علمی و اخلاقی ایشان معترف بودند.

شیوه برخورد امام با این دانشمندان، مبتنی بر احترام متقابل، استدلال منطقی و پرهیز از تخریب شخصیت بود. امام هیچ‌گاه اختلاف نظر علمی و فقهی را بهانه‌ای برای دشمنی، تکفیر یا طرد قرار نمی‌داد. ایشان کرسی‌های مناظره را به فضایی آرام برای تبادل آرا، نقد علمی و ارتقای فهم دینی تبدیل کرده بود. این رویکرد علمی، مرجعیت اهل‌بیت را نه از طریق ابزارهای قدرت و قهر، بلکه به وسیله غنای برهان، اخلاق والا و جاذبه دانشی در قلوب تمام مسلمانان تثبیت کرد.

افزون بر تعامل با عالمان مسلمان، اوج مدارا و سعه صدر امام صادق در گفتگو با ملحدان، مادی‌گرایان و زنادقه تجلی می‌یافت. در کنار خانه خدا، افرادی چون ابن ابی‌العوجاء با امام به بحث درباره بنیادهای دین، خلقت و مبدأ هستی می‌نشستند و شبهات تند خود را مطرح می‌کردند. امام با طمأنینه، آرامش و مهربانی به سخنان آنان گوش فرا می‌داد و سپس با برهان‌های عقلی متقن، بی‌آنکه ذره‌ای خشم یا تعصب از خود نشان دهد، به نقد دیدگاه‌هایشان می‌پرداخت. این رفتار نشان می‌داد که از دیدگاه پیشوایان دین، پاسداری از حقیقت تنها از مسیر عقلانیت، حلم و احترام به آزادی اندیشه می‌گذرد و خشونت کلامی یا فیزیکی هرگز راه به جایی نمی‌برد.

دستورالعمل‌های عملی و اخلاقی امام صادق به شیعیان برای همزیستی مسالمت‌آمیز

امام صادق برای حفظ انسجام اجتماعی و جلوگیری از انزوای جامعه تشیع و پرهیز از شکل‌گیری احساس بیگانگی میان آنان و دیگر مسلمانان، توصیه‌ها و برنامه‌های عملی بسیار روشنی به شاگردان و پیروان خود ارائه فرمودند. ایشان به شیعیان تأکید می‌کردند که نباید خود را از پیکره عمومی جامعه اسلامی جدا بدانند یا دست به اقداماتی بزنند که مایه تفرقه، بدبینی و انشقاق شود.

در یکی از مهم‌ترین و مشهورترین بیانات، امام صادق به اصحاب خود دستور دادند: در نمازهای جماعت دیگر مسلمانان حاضر شوید، در تشییع جنازه مردگان آنان شرکت کنید، از بیمارانشان عیادت نمایید و حقوق آنان را ادا کنید. در سخنی دیگر فرمودند: هر کس در صف اول نماز جماعت با آنان نماز بگزارد، گویی پشت سر رسول خدا نماز گزارده است. این تأکیدات مکرر، با هدف تنش‌زدایی و خنثی کردن تبلیغات دشمنان که قصد داشتند شیعه را جریانی جداافتاده، بدعت‌گذار و دشمن بدنه امت نشان دهند، صادر شد.

امام صادق شیعیان را به عنوان سفیران اخلاقی و نمادهای فضیلت در جامعه معرفی می‌کرد و مکرراً می‌فرمود: زینت ما باشید و مایه ننگ و سرافکندگی ما نباشید؛ با مردم به نیکی سخن بگویید، زبان خود را از دشنام و زشتی حفظ کنید و امانت‌داری و راستگویی را نسبت به همه، اعم از نیکوکار و بدکار، مراعات نمایید. این سیره رفتاری باعث می‌شد که اعتماد متقابل در لایه‌های مختلف جامعه تقویت شود و توطئه‌های حاکمان ستمگر عباسی که بقای خود را در ایجاد تفرقه و نزاع مذهبی میان امت جستجو می‌کردند، بی‌اثر گردد.

همچنین امام صادق به شدت با جریان‌های افراطی و غلوکننده که با سخنان غلوآمیز و تحریک‌کننده، احساسات سایر مسلمانان را جریحه‌دار کرده و آتش تکفیر و نزاع را شعله‌ور می‌ساختند، مبارزه می‌کرد. امام با طرد صریح غلات و لعن آنان، مرز میان مکتب عقلانی اهل‌بیت و تفکرات انحرافی و تفرقه‌افکن را برای همگان روشن ساخت.

درس‌های راهبردی وحدت برای جامعه معاصر

بررسی سیر تاریخی و منظومه فکری پیامبر اعظم و امام جعفر صادق نشان می‌دهد که وحدت امت اسلامی، نه یک امر تزئینی یا تعارف دیپلماتیک، بلکه شرط بقا و حیات عزتمندانه جامعه در برابر چالش‌های پیچیده است. از این دو سرمشق نورانی می‌توان درس‌هایی راهبردی و کاربردی برای جهان امروز استخراج کرد:

نخست آنکه، تقریب مذاهب و انسجام امت نباید به معنای دست کشیدن از باورهای اصیل یا یکی کردن تمام دیدگاه‌های فقهی و کلامی تلقی شود؛ بلکه به معنای تمرکز بر مشترکات فراوان نظیر توحید، نبوت، قرآن کریم، قبله و احکام بنیادین، و همکاری در حل چالش‌های واقعی جهان اسلام است. دوم آنکه، فرهنگ گفتگو، رواداری و شنیدن سخن دیگران باید جایگزین تکفیر، برچسب‌زنی و طرد شود. همان‌گونه که امام صادق در برابر تندترین آرا با اخلاق و استدلال ظاهر می‌شد، نخبگان و پیروان مذاهب نیز باید از ابزارهای رسانه‌ای و تریبون‌های خود برای تقریب دل‌ها و همگرایی استفاده کنند، نه تحریک احساسات و بازتولید کینه‌های گذشته.

سوم آنکه، برادری اسلامی باید در عرصه‌های عینی، اقتصادی، علمی و اجتماعی تجلی یابد. همان‌طور که پیامبر با عقد اخوت و پیمان مدینه زیرساخت‌های همبستگی واقعی را فراهم کرد، جوامع اسلامی امروز نیز باید از طریق پیوندهای علمی، دادوستدهای اقتصادی، حمایت‌های متقابل در حوادث و بلایا، و دفاع از کرامت مسلمانان در هر گوشه جهان، پیکره واحد امت را محقق سازند. در پایان، سیره نبوی و سنت صادقی گواهی می‌دهد که عزت، پیشرفت و استقلال تمدن اسلامی همواره در گرو همبستگی، همدلی و مدارای درونی بوده است. تمسک به این دو سرچشمه زلال، راهنمای روشن امت برای رهایی از بحران‌های فرساینده و دستیابی به آینده‌ای سرشار از عدالت، دانایی، اخلاق و شکوه تمدنی خواهد بود.

الزامات نهادی و فرهنگی وحدت در جهان اسلام امروز

تاریخ تجربه تمدنی جهان اسلام نشان می‌دهد که وحدت، هرگاه تنها به نیّه قلبی و شعار منبرها سپرده شود، در برابر امواج اختلاف‌افکنی تاب نمی‌آورد؛ اما هرگاه در قالب نهاد، سند حقوقی و برنامه فرهنگی سازمان‌یافته است، حتی در سخت‌ترین دوره‌های تاریخ مسلمانان توانسته است جان بگیرد و پایدار بماند. پیمان‌نامه مدینه در عصر نبوی و دانشگاه فراگیر مکتب امام صادق (ع) در سده دوم هجری، دو نمونه درخشان از همین نهادسازی وحدت‌بخش‌اند. شناخت این تجربه تاریخی، درک تلاش‌های نهادی دوران معاصر را نیز ضروری می‌سازد؛ زیرا نخستین حلقه‌های تقریب مذاهب در سده اخیر، دقیقاً بر همان منطق سیره استوار بوده‌اند: استدلال به جای تحمیل، گفتگو به جای تکفیر و نهاد مشترک به جای دیوارکشی فرقه‌ای.

نخستین حلقه نهادیِ مهم در دوران معاصر، تشکیل «دارالتقریب بین المذاهب الاسلامیة» در قاهره بود؛ نهادی که در سال ۱۳۶۰ق (حدود ۱۳۲۰ش) به همت آیت‌الله محمدتقی طباطبایی قمی و با همراهی عالمان دانشگاه الازهر چون عبدالمجید سلیم و شیخ محمود شلتوت بنیان نهاده شد. هدف این نهاد، فراهم آوردن خلع سلاح اختلاف‌های فقهی و کلامی از راه نزدیک‌کردن برداشت‌های مذاهب، تربیت عالمان آشنا به فقه مقارن و انتشار آرا به زبان‌های اسلامی بود. ثمره بلندآوازه این همکاری، فتوای تاریخی شیخ محمود شلتوت، شیخ الازهر، در هفدهم ربیع‌الاول ۱۳۷۸ق ــ مصادف با سالروز ولادت امام صادق (ع) ــ بود که در آن تصریح شد: دین اسلام بر احدی از پیروانش متابعت از مذهب خاصی را لازم نمی‌شمرد و مذهب جعفری، معروف به مذهب امامی اثناعشری، مذهبی است که شرعاً پیروی از آن مانند پیروی از مذاهب اهل سنت جایز است. این فتوا نخستین بار در تاریخ هزارساله الازهر بود که تشیع امامی را در کنار مذاهب اربعه به رسمیت می‌شناخت و از پیامدهای آن، برقراری کرسی تدریس فقه مقارن و فقه شیعه در الازهر بود. پیام روشنی در دل این رویداد نهفته است: وقتی دو قطب بزرگ علمی جهان اسلام، یعنی حوزه نجف و قم از یک سو و الازهر از سوی دیگر، به زبان فتوا و نه شعار، وحدت مذاهب را اعلام کنند، مرزبندی ساختگی میان مسلمانان از اعتبار علمی می‌افتد.

حلقه دوم، تأسیس «مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی» در سال ۱۳۶۹ش پس از چهارمین کنفرانس وحدت اسلامی در تهران بود؛ نهادی که رسالت آن تقویت احترام متقابل و تحکیم رشته‌های اخوت اسلامی میان پیروان مذاهب، بدون هیچ تمایز فرقه‌ای، قومی و ملی، برای رسیدن به امت واحده تعریف شده است. ساختار این مجمع ــ شامل مجمع عمومی متشکل از عالمان مذاهب گوناگون جهان اسلام، شورای عالی و دبیرکل ــ و نهادهای وابسته به آن همچون دانشگاه مذاهب اسلامی، پژوهشگاه مطالعات تقریبی و خبرگزاری تقریب، نشان می‌دهد که اندیشه تقریب در عصر حاضر به صورت یک برنامه مستمر آموزشی، پژوهشی و رسانه‌ای سازمان یافته است، نه حرکتی مقطعی و شخصی. برگزاری سالانه همایش‌های وحدت با حضور اندیشمندان مذاهب مختلف، همین منطق را دنبال می‌کند.

با این حال، تجربه این نهادها درس‌هایی آسیب‌شناسانه نیز دارد. ماندگاری تقریب به پیوند با بدنه جامعه وابسته است؛ دارالتقریب پس از درگذشت پشتیبانان خود دچار افول شد و انتقادهایی بر مجمع جهانی تقریب وارد است که تمرکز جغرافیایی و محدود ماندن تعاملات به همایش‌های رسمی، از عمق‌بخشی به روابط علمای شیعه و سنی کاسته است. از این تجربه‌ها سه الزام نهادی برمی‌آید: نخست، استقلال حیثیتی تقریب از ملاحظات سیاسی مقطعی، تا اعتماد عالمان همه مذاهب را حفظ کند؛ دوم، جای‌گیری نهادهای تقریب در دل پایتخت‌های علمی جهان اسلام ــ قم، نجف، قاهره، استانبول ــ به جای حاشیه‌نشینی؛ و سوم، پیوند تقریب با تولید علمی، یعنی فقه مقارن، تفسیر مقارن و تاریخ تطبیقی، تا وحدت نه بر پایه تسامح در برابر خطا، بلکه بر پایه شناخت دقیق و مستند مذاهب از یکدیگر استوار شود. تنها در این صورت، اصلاح معرفتی که امام صادق (ع) با کرسی‌های گفتگوی خود آغاز کرد، در مقیاس امروز تکرار خواهد شد.

از شعار تا زیست جمعی وحدت‌محور

دو صفحه پیشِ رو، در امتداد تحلیل‌های پیشین، خط اصلی را روشن کرد: وحدت امت اسلام نه آرزویی دست‌نیافتنی، بلکه برنامه‌ای ممکن با پیشینه تجربی موفق است؛ از پیمان مدینه و عقد اخوت در عصر نبوی، تا دانشگاه فراگیر و اخلاق گفتگوی مکتب صادقی، و از دارالتقریب قاهره و فتوای شلتوت تا مجمع جهانی تقریب در عصر حاضر. جوهر هر یک از این تجربه‌ها یکی است: آنجا که مسلمانان بر مشترکات خلل‌ناپذیر ــ توحید، نبوت، قرآن و قبله ــ تأکید کرده و اختلاف‌های فقهی را به بحث علمی و رقابت برادری فروکاسته‌اند، امت توانسته است اقتدار خود را حفظ کند؛ و آنجا که تکفیر، غلو و برچسب‌زنی جای استدلال را گرفته است، فرصت‌های تمدنی بر باد رفته است.

از مجموع سیره و سخن پیامبر اعظم (ص) و امام جعفر صادق (ع)، چند توصیه راهبردی برای امروز قابل صورت‌بندی است. نخست، تقریب مذاهب باید از سطح مراسم به سطح متن برسد؛ یعنی تولید دانشنامه‌ها، ترجمه متون مذاهب و آموزش فقه مقارن در حوزه‌ها و دانشگاه‌ها، همان کاری که مکتب امام صادق (ع) با پذیرش شاگردان همه مذاهب انجام می‌داد. دوم، رفتار جمعی مؤمنان باید آیینه وحدت باشد؛ همان توصیه صادقیِ شرکت در نماز جماعت و تشییع جنازه و عیادت از بیماران دیگر مسلمانان، امروز می‌تواند در قالب همکاری‌های اقتصادی، علمی و امدادی میان جوامع اسلامی تجلی یابد. سوم، نخبگان و رسانه‌ها خط قرمز اخلاقی دارند: پیامبر و امام صادق (ع) هرگز با دگراندیش، حتی ملحد، با تحقیر برخورد نکردند؛ پس برچسب‌زنی و تحریک احساسات در تریبون‌های رسمی و مجازی، نقض صریح سیره است. چهارم، وحدت نباید به معنای ذوب مذاهب فهمیده شود؛ فتوای شلتوت گواه است که به رسمیت شناختن حق اجتهاد و تقلید، خود یکی از قوی‌ترین ابزارهای همگرایی است، زیرا عصبیت مذهبی را مشروعیت می‌زداید. سرانجام، پنجم، ثبات نهادی شرط بقای تقریب است؛ تجربه افول دارالتقریب می‌آموزد که وحدت باید نهادی مستقل، فراگیر و متصل به بدنه جامعه داشته باشد تا با گذر اشخاص و مقاطع سیاسی از میان نرود.

عزت، پیشرفت و استقلال تمدن اسلامی در دو عصر نمونه تاریخ خود، همواره در گرو همبستگی، همدلی و مدارای درونی بوده است. تمسک به این دو سرچشمه زلال، به معنای بازخوانی دقیق و انتقادی آن سیره‌هاست؛ نه تکرار شعارها. اگر امت امروز همان سه گام بنیادین را بردارد که پیشوایانش در دشوارترین شرایط برداشتند ــ اصلاح معرفتی به جای تحرکات هیجانی، قرارداد اجتماعی عادلانه به جای سلطه فرقه‌ای، و گفتگوی عالمانه به جای نزاع ــ وحدت از یک ضرورت دفاعی به یک فرصت تمدنی تبدیل خواهد شد؛ همان وعده‌ای که قرآن کریم با آیه اعتصام به حبل الله داده است: «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا»

انتهای پیام

آخرین اخبار استان‌ها