شاید سالها بود که هر صبح نور خورشید از پنجرههای یک خانه قدیمی عبور میکرد و تنها صدای گنجشکها و خشخش برگهای درخت گلابی حیاط، سکوت آن را میشکست. خانهای که سالها از رفتوآمد و زندگی خالی مانده بود.
در برخی شهرهای بزرگ خانههای قدیمی با مرمت و تغییر کاربری به کافه، کافهکتاب و فضاهای فرهنگی تبدیل شدهاند؛ به این ترتیب معماری بنا نیز بخشی از تجربه فرهنگی مخاطب میشود. اما این مدل در اردبیل هنوز چندان پا نگرفته و تجربههای آن محدود است.
یک خانه قدیمی، یک ایده فرهنگی
یکی از این تجربهها کافه کتابی بنام نوستالژی در اردبیل بود؛ کافهای که در یک خانه قدیمی متعلق به دوره پهلوی راهاندازی شد و تلاش داشت در کنار فعالیت اقتصادی، کتاب و برنامههای فرهنگی را نیز وارد فضای کافه کند.
یوسف یکی صاحبان این کافه در گفتوگو با ایسنا میگوید: این خانه مستقل، دارای دو ورودی، دو طبقه، زیرزمین، حیاط و درختان قدیمی بود و قرار بود به پاتوقی برای هنرمندان، نویسندگان، شاعران و علاقهمندان کتاب تبدیل شود.
وی ادامه داد: کتابخانه، اتاقهای مطالعه و نگارخانه نیز در نظر گرفته بودیم و پیشنهاد داده بودیم به نهادهای فرهنگی تا بتوانند برای نشستهای کتابخوانی، شعرخوانی و برنامههای مشابه از این فضا استفاده کنند.
هزینهای که روی دست ماند
این کافهدار در ادامه میگوید: خانه برای شروع فعالیت نیازمند بازسازی بود. دیوارها، کف، درها و پنجرهها مرمت و رنگآمیزی کردیم و تأسیسات آب، برق و گاز نیز اصلاح شد. آشپزخانه و دیگر تجهیزات مورد نیاز را نیز آماده کردیم و ماهانه ۲۵ میلیون تومان اجاره در سال گذشته پرداخت میشد که امسال رقم اجاره بالا رفته بود اما با تعطیلی فعالیت، بخشی از هزینههای انجامشده برای بازسازی و تجهیز خانه نیز در همان ملک باقی ماند.
وی معتقد است جذابیت یک ایده فرهنگی بهتنهایی برای ادامه حیات کافه کتابها در اردبیل کافی نیست.
تغییر کاربری؛ حلقه مفقوده
در کنار تمام مسایل و مشکلاتی که در شرایط سخت اقتصادی مردم با آن روبرو هستند. عده ای از کافه دارها تغییر کاربری ساختمانهای مسکونی و تاریخی را یکی از موانع اصلی ادامه فعالیت میدانند. صاحبان برخی از مجموعه ها میگویند ماهها برای حل مشکل تغییر کاربری پیگیری کردند اما نتیجه ای حاصل نشد.
به گفته آنها مسئولان اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی اعلام کرده بودند که کافهکتاب در حیطه مسئولیت مستقیم این اداره قرار نمیگیرد و فعالیتهایی مانند کتابخانهها و کتابفروشیها در حوزه مسئولیت آن قرار دارد. همچنین تأکید شده بود تا زمانی که تغییر کاربری انجام نشود امکان ادامه فعالیت وجود ندارد. از سوی دیگر هزینه مورد مطالبه برای تجاری شدن ملک از سوی شهرداری نیز به گفته صاحبان مجموعه در توان آنها نبود. در نهایت جوانانی که با کمترین سرمایه سعی در پیدا کردن منبع درآمدی هستند مجبور می شوند کار را تعطیل کرده و به گوشه خانه پناه ببرند.
کافهای که قلیان نداشت
اما گاهی در کافه کتابها مسئله فقط مجوز و هزینه نیست. تعریف مخاطب از کافه نیز با آنچه صاحبان مجموعه دنبال میکنند فاصله دارد. معمولا در کافه کتابها قلیان ارائه نمیشود و کتاب، مطالعه، گفتوگو و هنر بخشی از هویت فضای کافه ها است. با این حال به گفته صاحبان برخی از کافه کتابها در اردبیل برخی مشتریان پس از پرسیدن درباره قلیان و شنیدن پاسخ منفی دیگر مراجعه نمیکنند.
این تجربه نشان میدهد برای بخشی از جامعه، کافه همچنان بیشتر با خوردن، نوشیدن و دورهمی شناخته میشود تا مطالعه و فعالیت فرهنگی.
چرا کتاب کمتر مشتری دارد؟
گفتوگو با چند کافهدار در مناطق مختلف اردبیل نیز تصویر مشابهی ارائه میدهد. یکی از کافهداران در منطقهای برخوردارتر اردبیل معتقد است حتی در مناطقی که قدرت خرید مردم بالاتر است بیشتر مشتریان برای خوردن، نوشیدن و دورهمی به کافه میروند و نمیتوان روی استقبال گسترده از کافهکتاب حساب کرد.
کافهداری در منطقهای با سطح اقتصادی متوسط نیز راهاندازی چنین فضایی را پرریسک میداند و معتقد است مشخص نیست چه تعداد مخاطب حاضرند برای مطالعه و گذراندن زمان در یک کافه هزینه کنند.
از سوی دیگر یک کتابفروش نیز معتقد است کاهش قدرت خرید، حتی مخاطبان قدیمی کتاب را تحت تأثیر قرار داده است. وقتی قیمت کتاب افزایش پیدا میکند خرید کتاب برای بسیاری از خانوادهها به هزینهای تبدیل میشود که باید در کنار سایر هزینههای زندگی درباره آن تصمیم گرفت.
بنابراین کاهش استقبال از فضاهای کتابمحور را نمیتوان تنها به بیعلاقگی مردم به مطالعه نسبت داد.
فرهنگ زیر سایه اقتصاد
بهمن افشاری کارشناس امور فرهنگی نیز معتقد است مسئله کافهکتابها را نمیتوان فقط به بیعلاقگی مردم به مطالعه محدود کرد و اقتصاد نقش مهمی در سرنوشت این فضاها دارد.
به گفته او افزایش هزینه اجاره، نیروی انسانی و مواد اولیه میتواند صاحبان کافهکتابها را به سمت تقویت بخش خوراکی و نوشیدنی سوق دهد؛ چراکه درآمد این بخش معمولاً سریعتر و قابل پیشبینیتر است و در چنین شرایطی کتاب ممکن است به تدریج از عنصر اصلی به بخش فرعی کافه تبدیل شود.
افشاری تأکید میکند کافهکتاب زمانی میتواند هویت فرهنگی خود را حفظ کند که میان فعالیت اقتصادی و کارکرد فرهنگی آن تعادل برقرار باشد.
آیا خانههای قدیمی میتوانند دوباره زنده شوند؟
تبدیل خانههای قدیمی به فضاهای فرهنگی در شهرهایی مانند تهران، اصفهان و شیراز تجربهای شناختهشدهتر است؛ جایی که معماری بنا در کنار کاربری جدید به بخشی از جذابیت آن تبدیل میشود.
اما چنین فضاهایی تنها با تغییر کاربری زنده نمیمانند. حفظ بنا، هزینه مرمت و نگهداری، جذب مخاطب و داشتن مدل اقتصادی پایدار، همگی برای ادامه فعالیت ضروریاند.
تجربه کافه کتاب نوستالژی نیز نشان داد که در اردبیل راهاندازی یک کافهخانه فرهنگی با همه جذابیتهایش، بدون پشتوانه اقتصادی و مسیر روشن قانونی میتواند بسیار شکننده باشد.
وقتی کافهکتاب یک رؤیا میماند
ماجرا فقط تعطیلی یک کافه نیست. مسئله این است که آیا در شهری مانند اردبیل میتوان فضایی ایجاد کرد که در آن معماری قدیمی، کتاب، هنر و گفتوگو در کنار یک فعالیت اقتصادی قرار بگیرند و هر دو بتوانند دوام بیاورند؟ اگر پاسخ مثبت است چنین تجربهای به مخاطب، سرمایه، حمایت و البته مدلی نیاز دارد که فرهنگ را در برابر اقتصاد بازنده نکند.
شاید نوستالژی پایان یک تجربه باشد اما پرسشی که پشت آن باقی میماند بزرگتر از نام یک کافه است؛ در شهری که کباب مشتری دارد، آیا کتاب هم میتواند مشتری خودش را پیدا کند؟
انتهای پیام