چهارشنبه ۱۱ شهریور ۱۴۰۵ | ۲۲:۵۳
ذبیح‌الله منصوری و ماجرای «مشت‌زنی در رینگ ترجمه»

ذبیح‌الله منصوری و ماجرای «مشت‌زنی در رینگ ترجمه»

تهیه‌کننده و پژوهشگر مستند «مشت‌زنی در رینگ ترجمه» می‌گوید با وجود تلاش بسیار، تنها تصویر متحرک موجود از ذبیح‌الله منصوری که مربوط به بزرگداشت او در سال ۱۳۴۸ است، در آرشیو صداوسیما پیدا نشد.

به گزارش ایسنا به نقل از روابط عمومی خانه سینما، نشست «شب‌های مستند» خانه سینما عصر سه‌شنبه (۱۰ شهریورماه) به همت کارگروه نمایش انجمن صنفی کارگردانان سینمای مستند و با همکاری خانه سینما برگزار شد.

در این برنامه، مستند «مشت‌زنی در رینگ ترجمه» ساخته حنیف شهپرراد به نمایش درآمد و پس از آن، نشست نقد و بررسی فیلم با حضور کارگردان، تهیه‌کننده و آهنگساز فیلم برگزار شد.

مهرداد فراهانی، منتقد سینما که اجرای برنامه را بر عهده داشت، در ابتدای نشست با بیان اینکه فیلم نکته‌های جالبی دارد، گفت: شهپرراد پیش از این مستند، سراغ منوچهر انور و قاضی نیز رفته است که این موضوع نشان‌دهنده علاقمندی او به حوزه ترجمه است. همانطور که ادبیات داستانی منبع اقتباس برای فیلم داستانی است، نظیر همین اتفاق را می‌توانیم در سینمای مستند نیز شاهد باشیم. کتاب‌های زیادی وجود دارد که می‌تواند دست‌مایه ساخت یک فیلم مستند شود؛ کتاب‌هایی که حس می‌کنم یک فیلم مستند در آن وجود دارد.

وی با بیان اینکه این فیلم جزء اولین فیلم‌های پژوهش‌محور است که شخصیت‌های جالب و متفاوتی دارد، ادامه داد: در فیلم، جوانی بود که کارها و دست‌نویس‌های ذبیح‌الله منصوری را جمع‌آوری می‌کرد؛ چنین شخصیتی در سایر فیلم‌های آقای شهپرراد نیز دیده شده است.

فراهانی با اشاره به انتخاب درست رضا بهبودی در این مستند، بیان کرد: رضا بهبودی از دهه ۸۰ به عنوان یک چهره در تئاتر شناخته شد و در این فیلم به خوبی درخشیده است.

وی خاطرنشان کرد: نگاه کلی فیلم و کارگردانی با ذبیح‌الله منصوری هم‌نوایی می‌کند. برای من در مستند پرتره، این نکته مهم است که قاب‌های زیبا ببینم و این موضوع در مستند «مشت‌زنی در رینگ ترجمه» به‌خوبی مشهود بود.

فراهانی در بخش دیگری از صحبت‌های خود با اشاره به تأثیر عمیق منصوری بر زندگی‌اش، گفت: ذبیح‌الله منصوری من را به سینما رساند. کتاب‌های او را از ۱۰ سالگی می‌خواندم و از همان زمان او تخیل من را شعله‌ور می‌کرد.

در ادامه، حنیف شهپرراد، کارگردان فیلم، درباره انگیزه خود از ساخت این مستند گفت:
«من به مجموعه‌های ادبی علاقه دارم. یادم می‌آید آقای رزاق‌کریمی برای ساخت مستند پرتره، لیستی را در اختیار من قرار داده بودند و من آقای قاضی را انتخاب کردم.»

وی با اشاره به دشواری‌های ساخت مستند درباره یک مترجم، اظهار کرد: کار کردن درباره یک مترجم کار آسانی نیست و با دشواری‌هایی همراه است. به عنوان مثال، آقای انور وجوه مختلفی همچون فیلمساز، گوینده و مترجم دارد و همچنین آقای قاضی نیز دارای چنین شمایلی است. به همین دلیل، اینکه فیلمساز چگونه به آن‌ها بپردازد کار آسانی نیست. در واقع ورود من به ادبیات با آن دو فیلم بود و با «مشت‌زنی در رینگ ترجمه» کامل شد.

شهپرراد درباره حضور رضا بهبودی در نقش ذبیح‌الله منصوری، توضیح داد: اولین چیزی که با عطارپور به آن فکر کردیم این بود که شخصیت اصلی باید حسابی درگیر شود. ضمن اینکه پژوهش به ما می‌گفت که به چه شکلی پیش برویم. رضا بهبودی در «شبکه مخفی زنان» این نقش را کوتاه بازی کرده بود و به همین دلیل فکر کردیم گزینه بسیار مناسبی است.

وی افزود: البته برای این نقش سراغ رضا بابک هم رفتیم، چراکه در ابتدا رضا بهبودی سر کار بود و ما چیزی در حدود پنج ماه منتظر او ماندیم. از مژگان صیادی تشکر می‌کنم که برای رسیدن به بهبودی به ما کمک کرد. رضا بهبودی شناخت زیادی از منصوری داشت و با نوشته‌های او کتابخوان شده بود و شباهت چهره‌ای نیز با او داشت.

سپس آریان عطارپور، تهیه‌کننده و پژوهشگر فیلم، درباره پروسه پژوهش و اقتباس این مستند گفت: کتاب بسیار کامل بود و اینکه سلسله گفت‌وگوهایی با آقای منصوری شده بود که برای ما ارزش بسیاری داشت.

وی با بیان اینکه مستندهای پرتره در دهه ۷۰ شکل گرفتند، ادامه داد: وقتی با یک گنجینه مواجه شدیم، فکر کردیم چقدر خوب است اقتباس سینمایی شود. ضمن اینکه شخصیت آقای ذبیح‌الله منصوری برایمان جذاب بود. فیلم بعدی که خودم ساختم باز هم اقتباس از کتاب‌های «آوازهای فوتبال ایران» است.

عطارپور خاطرنشان کرد: سال‌ها پیش، حنیف شهپرراد مجموعه «گنجینه» را برای تلویزیون تهیه کرده بود و من در آنجا کار نویسندگی و پژوهش را انجام می‌دادم؛ یعنی سابقه کار مشترک را با یکدیگر داشتیم.

وی درباره استفاده از آرشیو و علاقه خود به جستجو در آرشیو تلویزیون در فیلم‌هایش، توضیح داد: در برنامه «گنجینه» سراغ آرشیو می‌رفتیم و برای تهیه بخشی از این مستند، سراغ یکی از کارهای تهامی‌نژاد رفتیم، زیرا اسکن خوبی شده بود و نکته مهم‌تر اینکه کار تهامی‌نژاد بود، از او اجازه گرفتیم و به عنوان آرشیو آمبیانسی از آن استفاده کردیم. ضمن اینکه با آرشیو مرکزی سازمان صداوسیما غریبه نبودیم. برای فیلم «میر و مار»، درخواست تصاویری درباره سیل تجریش را داده بودم و متوجه شدم یک حلقه فیلم تبدیل‌نشده وجود دارند که با کلی دوندگی در اختیارم قرار دادند.

عطارپور درباره عدم استفاده از تصاویر بزرگداشت منصوری در سال ۴۸، گفت: برای داشتن این تصویر تلاش کردیم و مطمئنم در آرشیو صداوسیما موجود است، اما نتوانستیم به آن دسترسی پیدا کنیم. اگر آن فیلم را پیدا می‌کردیم، مانند گنج با آن برخورد می‌کردیم، زیرا تنها تصویر متحرک از او می‌توانست باشد.

در پایان، شاهین اشرفیان، آهنگساز فیلم، درباره تجربه ساخت موسیقی این مستند بیان داشت: کار با آقایان شهپرراد و عطارپور تجربه خوبی بود. درباره موسیقی بسیار با هم هم‌فکری می‌کردیم؛ اینکه ساز اصلی چه باشد و من کاملاً آزادی عمل داشتم. سعی کردیم صدایی از تاریخ را داشته باشیم. شخصیت منصوری چندوجهی بود، به همین دلیل باید سازی انتخاب می‌کردیم که شیطنت و وجوه انسانی او را نشان بدهد. امیدوارم این موضوع به نتیجه مناسبی منجر شده باشد.

انتهای پیام

# فرهنگی و هنری

آخرین اخبار فرهنگی و هنری