شنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۵ | ۱۹:۵۴
پژوهشگر خستگی‌ناپذیر رومی!

پژوهشگر خستگی‌ناپذیر رومی!

شرق‌شناسان بزرگی چون هلموت ریتر آلمانی، با درک عمق تتبع و دقت نظر بی‌سابقه فروزانفر در تصحیح متون عرفانی و نگارش مآخذ قصص مثنوی، او را به عنوان مرجعی بی‌چون‌وچرا و شگفت‌انگیز در مولوی شناسی ستودند و لقب «پژوهشگر خستگی‌ناپذیر رومی» را به او دادند.

به گزارش ایسنا، محمد حسینی باغسنگانی، پژوهشگر فرهنگ و هنر در یادداشتی به مناسبت زادروز بدیع‌الزمان فروزانفر (چهاردهم شهریور) با عنوان «جهان ذهنی بدیع‌الزمان فروزانفر» که برای انتشار در اختیار ایسنا قرار داده، نوشته است: 

«شناخت شخصیت و جهان ذهنی بدیع‌الزمان فروزانفر، فراتر از یک بررسی بیوگرافیک و تاریخی ساده و یکی از پویاترین و گره‌گشاترین ایده‌هایی است که می‌تواند دریچه‌ای وسیع به سوی تبیین نظام فکری، فرهنگی و جریان‌های ادبی یک قرن اخیر در ایران معاصر بگشاید. قرنی که در آن، سنت‌های کهن و کهن‌الگوهای آموزش سنتی ادبی و اسلامی، ناگهان در تقابل و تعاملی شگرف با ساختارهای نوین دانشگاهی و معیارهای آکادمیک غربی قرار گرفتند. فروزانفر در این میان، نه یک تماشاچی منفعل، بلکه معماری نستوه و جریان‌ساز بود که توانست غنای عمیق حوزه‌های علمی خراسان را با اسلوب سنجیده و روشمند نقد متون مدرن پیوند زند. نگارنده این سطور، در طول سالیان متمادی تکاپو و هم‌نشینی با بزرگان فضل و یاران بلافصل استاد، همواره بر این باور بوده‌ام که جهان ذهنی فروزانفر، کلید واکاوی بخش بزرگی از دگرگونی‌های ساختاری و هویتی در زبان و ادبیات فارسی است. بدون درک عمیق این جهان ذهنی که از یک سو ریشه در زهد، تشرع و معارف اسلامی دارد و از سوی دیگر مجهز به شکی روش‌مند و عقلانیتی صلب است، نمی‌توان حقیقت رخدادهای علمی دانشگاه تهران و سرنوشت مولوی شناسی نوین را به درستی تحلیل کرد. جهان ذهنی او تجلی‌گاه پیوند میان لفظ و معنا، فصاحت و بلاغت، و تتبع و اجتهاد بود که در آن، متون کهن ادبی نه‌فقط به عنوان آثاری موزون و مسجع، بلکه در قالب آینه‌ای از هویت ملی و صیرورت تاریخی یک ملت مورد بازخوانی قرار می‌گرفتند. این نوشتار تلاش دارد تا از منظر علمی نگارنده و با تکیه بر اسناد متقن و واگویه‌ها و شهادت‌های شفاهی راویانی که خود مستقیماً محضر علمی استاد را درک کرده‌اند، پرده از اسرار این آفتاب بی‌غروب بردارد. تبیین این مسیر نه‌تنها یک ادای دین ادبی، بلکه بازخوانی یک دوره طلایی از حیات فرهنگی ماست.

تبارشناسی و تکوین فکری استاد

برای درک علت تأثیرگذاری بی‌مانند بدیع‌الزمان فروزانفر، ابتدا باید به بستر جغرافیایی، خانوادگی و سنتی تکوین فکری او بازگشت. او که در ابتدا عبدالجلیل نام داشت و بعدها تخلص ضیاء را برگزید، در بیست و هشتم ربیع‌الثانی سال ۱۳۲۰ هجری قمری در بشرویه، از توابع طبس و فردوس در خراسان جنوبی، پا به عرصه گیتی نهاد. خاندان او، خاندانی اصیل از اهل فضل، دین و قضاوت بودند؛ پدرش آقا شیخ علی بشرویه‌ای از علمای خوش‌نام و شعرای مشروطه به شمار می‌رفت و نسب خانوادگی‌شان با واسطه به ملا احمد تونی، از استوانه‌های علم و کلام روزگار صفوی می‌رسید. این پیشینه خانوادگی سبب شد که فروزانفر از همان اوان کودکی، در محیطی مالامال از آیات قرآن کریم، احادیث نبوی، ادبیات تازی و متون کهن پارسی پرورش یابد. آموزش‌های اولیه او در زادگاهش، زیر نظر آخوند ملامحمدحسن شکل گرفت که شالوده تسلط او بر زبان عربی و حفظ قرآن را پی‌ریزی کرد. او در این محیط بومی آموخت که ادبیات کلاسیک همواره با روح ایمان و بلاغت قرآن پیوند خورده است.

اما نقطه عطف واقعی در صیرورت فکری استاد، سفر او به مشهد در سال ۱۳۳۸ هجری قمری بود. حوزه علمی مشهد در آن روزگار، کانون تپنده‌ای از معارف اسلامی و ادبی به شمار می‌رفت و فروزانفر در آنجا این فرصت بی‌نظیر را یافت تا نزد بی‌بدیل‌ترین معلمان عصر دانشجویی کند. او در محفل درس ادیب نیشابوری (ادیب اول)، ادبیات عرب، معانی، بیان، عروض و قافیه را به عالی‌ترین حد نصاب فرا گرفت. حافظه جادویی او از همان زمان مایه شگفتی همگان بود. علاوه بر ادیب، فروزانفر فقه و اصول را نزد حاج مرتضی آشتیانی و میرزا حسن سبزواری آموخت. ورود او به تهران در سال ۱۳۰۳ خورشیدی و سکونت در مدرسه سپهسالار، فصل جدیدی از تکوین فکری‌اش را رقم زد؛ جایی که او نزد میرزا طاهر تنکابنی به خواندن کتاب‌های سنگین فلسفی و پزشکی نظیر شرح اشارات، شفا و کلیات قانون همت گماشت و در محضر میرزا مهدی آشتیانی، اسفار ملاصدرا و تحریر اقلیدس را فرا گرفت. این بستر تحصیلی جامع‌الاطراف، ترکیبی بی‌نظیر از تعقل فلسفی، تشرع فقهی و ذوق لطیف ادبی در وجود او پدید آورد که زیربنای اجتهادهای علمی بعدی او شد.

جهان ذهنی بدیع‌الزمان فروزانفر
جمعی از استادان و دانشجویان دانشکده معقول و منقول. از راست ردیف جلو: بدیع الزمان فروزانفر، دکتر ولی الله خان نصر، لواسانی، سید کاظم عسار، میرزا طاهر تنکابنی، ذوالمجدین، شیخ یدالله نظرپاک، محمد درخشان. در ردیف بالا علی شهید زاده و علی اکبر شهابی شناخته شد.
جهان ذهنی بدیع‌الزمان فروزانفر
جمعی از استادان و دانشجویان موسسه وعظ و خطابه: از راست ردیف جلو طاهبار، بهمنیار، غلامرضا رشید یاسمی، سید کاظم اعصار، بدیع الزمان فروزانفر، محمد فرزان، محمود شهابی، در ردیف هفتم روحانی رئیس دفتر دانشکده معقول و منقول دیده می شود.

دگرگونی نهاد ادبی دانشگاهی

تا پیش از حضور مقتدرانه بدیع‌الزمان فروزانفر در عرصه آموزش عالی و دانشگاه تهران، تذکره‌نویسی و ارزیابی‌های سلیقه‌ای، تنها قالب رایج برای توصیف احوال و آثار شاعران گذشته بود. تذکره‌های کهن همواره انباشته از اغراق‌های شاعرانه، تملق‌های درباری و ابهام‌های ساختاری بودند که در آن‌ها هیچ خط سیر تاریخی مشخصی دیده نمی‌شد و نقد کلام عموماً به اظهارنظرهای کلی و ذوقی محدود بود. فروزانفر با انتشار کتاب شاهکار و تاریخ‌ساز خود، «سخن و سخنوران» بین سال‌های ۱۳۰۸ تا ۱۳۱۲، این پارادایم فرسوده را به کلی ویران کرد و شالوده نقد ادبی نوین و روش‌مند را در ایران بنیان نهاد. او برای نخستین بار در تاریخ ادبیات‌نگاری ایران، بیوگرافی و آثار شاعران قرن سوم تا ششم هجری را با ترتیبی کاملاً تاریخی و کرونولوژیک تنظیم کرد و معیارهای علمی دقیقی برای سنجش فصاحت، بلاغت، اصالت و تأثیرپذیری شعر کلاسیک ارائه داد.

رفتار علمی فروزانفر در دانشگاه تهران، الگوی جدیدی از «تحقیق علمی» را به کرسی‌های ادبی معرفی کرد. او به دانشجویانش آموخت که در مواجهه با متون کهن، ابتدا باید از بند باورهای تقلیدی چندین‌قرنه رها شوند و با تکیه بر قراین تاریخی، محاسبات تقویمی و نسخه تحلیلی- پژوهی- انتقادی به بازسازی متون دست بزنند. این رویکرد روشمند علمی، نه‌تنها رشته زبان و ادبیات فارسی را از یک مشق ذوقی به یک دیسیپلین منسجم دانشگاهی تبدیل کرد، بلکه موجب شد که نخستین نسل از دانش‌آموختگان دوره دکتری دانشگاه تهران، هر کدام به ستون‌های استوار و بی‌بدیل پژوهش‌های ادبی در دهه‌های بعدی تبدیل شوند. تمام رخدادهای بزرگ دانشگاهی اعم از نگارش رساله‌های جامع، تصحیح‌های منقح و تدوین دایره‌المعارف‌های ادبی، به نوعی از این رفتار علمی و سخت‌گیرانه استاد سرچشمه می‌گرفتند. او رویکرد انتقادی خود را چنان با قاطعیت پیش می‌برد که هیچ تحقیق سست‌بنیانی از فیلتر تند نقدش عبور نمی‌کرد.

جهان ذهنی بدیع‌الزمان فروزانفر
از چپ بدیع الزمان فروزانفر،؟،علی اصغر حکمت، ؟،؟ ،سید جواد ظهیرالاسلام ( نایب التولیه مدرسه)، نصرالله فلسفی،سید ولی‌الله نصر نفر چهارم از راست به چپ

رخدادهای دانشگاهی متاثر از فروزانفر

تأثیرات مستقیم و غیرمستقیم سیره علمی فروزانفر بر ساختار پژوهش‌های دانشگاهی را می‌توان در چند رخداد و تحول اساسی ردیابی کرد. نخستین تحول، حاکم شدن جریان تصحیح انتقادی متون به عنوان یکی از سخت‌ترین معیارهای دریافت درجه دکتری در دانشگاه تهران بود. فروزانفر خود با تصحیح‌های بی‌نظیری چون فیه ما فیه، معارف بهاء ولد، معارف برهان‌الدین محقق ترمذی و از همه مهم‌تر تصحیح بزرگ ده مجلدی کلیات شمس (دیوان کبیر)، نشان داد که تصحیح متن، یک مجاهدت همه‌جانبه علمی است که نیازمند تسلط بر لغت، تاریخ، عرفان، صرف و نحو و نسخه‌شناسی است. این سیره علمی به حدی در تار و پود دانشگاه نفوذ کرد که برجسته‌ترین رساله‌های دکتری شاگردانش، به تصحیح متون بنیادی ادبی و عرفانی اختصاص یافت. این جریان تصحیح متون به تدریج به یک سنت تبدیل شد که در آن ضبط دقیق واژگان بر هر داوری ذوقی مقدم بود.

دومین رخداد دانشگاهی برجسته، پایه‌گذاری روش تدریس تعاملی و اجتهادی در دوره‌های تحصیلات تکمیلی بود. فروزانفر در کلاس‌های خود هرگز به روخوانی متون یا ارائه اطلاعات سطحی بسنده نمی‌کرد؛ او دانشجویان را موظف می‌ساخت که پیش از حضور در کلاس، متن را به دقت مطالعه کرده و گره‌ها و مشکلات را استخراج کنند. این رفتار علمی باعث شد که جلسات درس او به اتاق‌های فکر واقعی و کانون‌های نقد زنده تبدیل شوند که در آن، کیفیت طرح پرسش، نکته‌سنجی‌های عمیق ادبی و تحلیل‌های ساختاری، اهمیت بیشتری از مدارک رسمی داشت. رخداد دیگر، پیوند نظام‌مند میان رشته زبان و ادبیات فارسی با مطالعات معارف اسلامی و عرفان بود؛ فروزانفر با نشان دادن ریشه‌های عمیق قرآنی و حدیثی در ابیات مثنوی و شعر حافظ، ثابت کرد که درک ادبیات کلاسیک پارسی بدون اشراف همه‌جانبه بر علوم اسلامی ناممکن است و این امر به بخش تفکیک‌ناپذیری از برنامه‌های درسی دانشگاه تبدیل شد. آموزش در این نظام، دانشجویان را به سوی تتبع اجتهادی هدایت می‌کرد.

جهان ذهنی بدیع‌الزمان فروزانفر

جهان ذهنی بدیع‌الزمان فروزانفر

افتخارات و ستایش‌های جهانی استاد

بدیع‌الزمان فروزانفر از معدود دانشمندان ایرانی قرن اخیر بود که عظمت علمی و اجتهاد بی‌همتای او در حوزه شرق‌شناسی و مولوی‌پژوهی، ستایش‌های پرطنین و صمیمانه بزرگ‌ترین خاورشناسان و محققان جهان را به همراه داشت. شرق‌شناسان بزرگی چون هلموت ریتر آلمانی، با درک عمق تتبع و دقت نظر بی‌سابقه استاد در تصحیح متون عرفانی و نگارش مآخذ قصص مثنوی، او را به عنوان مرجعی بی‌چون‌وچرا و شگفت‌انگیز در مولویشناسی ستودند و لقب «پژوهشگر خستگی‌ناپذیر رومی» را به او دادند. این ستایش‌ها بی‌پشتوانه نبود؛ زیرا آثار او برای نخستین بار اسلوب‌های دقیق نسخه‌شناسی مدرن غربی را با دانش عمیق حوزوی پیوند داده بود.

همچنین، محققان نامداری چون آن‌ماری شیمل، استاد برجسته مطالعات اسلامی دانشگاه هاروارد، در کتب خویش صراحتاً اعتراف کرده‌اند که پژوهش‌هایشان در ساحت اندیشه‌های مولانا و عرفان اسلامی، تا حد بسیار زیادی وام‌دار کارهای بنیادی، مراجع دقیق و تصحیحات بی‌نظیر استاد فروزانفر است. به تایید و تعبیر دکتر زرین کوب آرتور جان آربری، مستشرق و مترجم شهیر انگلیسی نیز در بررسی آثار کلاسیک ادبیات پارسی، تصحیح فروزانفر از فیه ما فیه و کلیات شمس را به عنوان الگوهایی تراز اول از نقد متون ستوده است. علاوه بر این، در دهه‌های اخیر، محققان آمریکایی برجسته‌ای چون فرانکلین لوئیس، رئیس گروه زبان‌ها و تمدن‌های خاور نزدیک دانشگاه شیکاگو، در کتاب مرجع خود درباره زندگی و آثار مولانا، تحقیقات فروزانفر به‌ویژه «رساله در تحقیق احوال و زندگانی مولانا» را که در سال ۱۳۱۵ نگاشته شده بود، به عنوان معتبرترین و دقیق‌ترین منبع بیوگرافیک مولانا برای تمامی محققان شرق و غرب معرفی کرده‌اند. این اعترافات جهانی، گواهی روشن بر افتخارآفرینی استادی است که دانشش مرزهای تمدنی را درنوردید و شکوه فرهنگ ایرانی را نمایان ساخت.

جهان ذهنی بدیع‌الزمان فروزانفر

جهان ذهنی بدیع‌الزمان فروزانفر

دامنه تاثیرات فرامرزی استاد

دامنه تأثیرات علمی بدیع‌الزمان فروزانفر را باید در دو پهنه جغرافیایی و فکری متمایز بررسی کرد؛ پهنه نخست، مرزهای همسایه و کشورهای حوزه جهان فارسی‌گو و اسلامی نظیر آسیای میانه، تاجیکستان، افغانستان، کشورهای عربی و شبه‌قاره هند است. فروزانفر با سفرهای علمی متعددی که به این مناطق داشت، نقش به‌سزایی در ترویج ادبیات کلاسیک فارسی و تقویت پیوندهای فرهنگی ایفا کرد. در شبه‌قاره هند و پاکستان، دانشگاهیان و محققان اردو زبان و فارسی‌زبان، تصحیحات و شرح‌های او بر مثنوی را مأخذ اصلی برنامه‌های درسی خود قرار دادند. در کشورهای عربی به‌ویژه در محافل آکادمیک مصر و لبنان، تسلط شگفت‌انگیز او بر ادبیات تازی و قرائت فصیح قصاید کهن عربی، چنان حیرتی برانگیخت که دانشمندان عرب برای گره‌گشایی از گام‌های فروبسته بلاغی و ادبی خود، به او نامه می‌نگاشتند و نظرش را جویا می‌شدند. او به واقع سفیر بلندپایه فرهنگ ایران در شرق بود.

پهنه دوم تأثیرات او، مکاتب علمی و دانشگاهی اروپا و آمریکا بود. فروزانفر با وجود آنکه در ابتدا زبان‌های فرنگی را نمی‌دانست، با نگارش آثاری چون «احادیث مثنوی» و «مآخذ قصص و تمثیلات مثنوی»، جاده تمدنی مولوی شناسی را برای محققان غربی هموار کرد. پیش از او، خاورشناسان غربی چون نیکلسون ناگزیر بودند سال‌ها وقت صرف ردیابی ریشه‌های داستان‌های مولانا کنند؛ اما فروزانفر با طبقه‌بندی منسجم خود، مرجعی آماده و بی‌نقص به جهان علم هدیه داد. تأثیر او بر کرسی‌های اسلام‌شناسی و ادبیات شرقی دانشگاه‌های معتبری چون سوربن، کمبریج، آکسفورد، شیکاگو و هاروارد به حدی عمیق بود که هر پایان‌نامه یا پژوهش علمی درباره مولانا، عطار، یا ترجمه رساله قشیریه، بدون استناد مکرر به آراء و تصحیحات فروزانفر، فاقد عیار علمی شناخته می‌شد. او با آثارش، جریان مولوی‌پژوهی در غرب را از حالت ترجمه‌های ذوقی به یک پژوهش آکادمیک و متدولوژیک ارتقا داد.

دیالکتیک میراث مولانا و فروزانفر

طرح این پرسش که «مولانا بیشتر به فروزانفر مدیون است یا جهان فارسی‌زبانان؟» نیازمند یک واکاوی دقیق و دیالکتیکی در ساحت فلسفه فرهنگ و ادبیات است. از یک منظر، می‌توان استدلال کرد که جهان فارسی‌زبانان دین عظیمی به فروزانفر دارد؛ زیرا او کسی بود که با پیرایش و پیراستن متون مخدوش و آشفته عرفانی، حافظه تاریخی و میراث معنوی یک ملت را از زوال و تحریف نجات داد. او با تصحیح ده جلدی کلیات شمس و شرح عمیق مثنوی شریف، گنجینه‌ای فراموش‌شده و غبارگرفته را به صورت آثاری منسجم، مستند و قابل‌فهم در اختیار نسل‌های جدید قرار داد و نگذاشت پیوند جوانان با ریشه‌های عرفانی فرهنگ خویش بگسلد. او به هویت ملی ایرانیان یک استوانه استوار علمی بخشید و غنای ادبی را عیان ساخت.

اما از منظری دیگر و عمیق‌تر، من بر این باورم که مولانا جلال‌الدین، از حیث بقای تاریخی و حضور زنده علمی در روزگار مدرن، مدیون بزرگ‌مردی چون فروزانفر است. اگر مجاهدت‌های طاقت‌فرسا و چهل‌ساله فروزانفر در استخراج مآخذ قصص، احادیث مثنوی و پیراستن بیت‌های دخیل صوفیان نبود، مولانا در پشت دیوارهای قطور قرون معلق می‌ماند و شعرش در حد یک مکتب صوفیانه محلی یا قرائت‌های سطحی ذوقی تقلیل می‌یافت. فروزانفر به اندیشه‌های پرفوران و گاه پریشان مولانا، یک کالبد روشمند علمی و یک اسلوب هرمنوتیک استوار بخشید. او مولانا را به جهان دانشگاهی نوین معرفی کرد و صلاحیت ورود او را به کرسی‌های علمی جهان به اثبات رساند. فروزانفر با رنج چشم‌درد شدیدی که در تصحیح کلیات شمس کشید، جان فداکار خود را در راه احیای نام مولانا نهاد؛ بنابراین، گرچه جهان فارسی‌زبانان هویت عرفانی خود را مدیون اوست، اما نام مانا و علمی مولانا در جهان امروز، تکیه بر شانه کار سترگ فروزانفر دارد. بدون او مولانا گنگ و ناشناخته می‌ماند.»

شعبان کرم دخت - شاعر - نیز  به مناسبت چهاردهم شهریور ماه زادروز بدیع‌الزّمان فروزانفر، شعری سروده که در پی می‌آید:

مردی که راز نام و نشانش بزرگ بود

مثل شکوه شعر، روانش بزرگ بود

در علم و حلم و معرفت و شعر تا هنوز

چون او کسی ندید، که جانش بزرگ بود

مانند مثنوی دل و جانی شریف داشت

دیوان شمس وار جهانش بزرگ بود

نثرش " بدیع " بود و " فروزان" چو آفتاب

مردی که‌ مثل شعرِ "زمانش" بزرگ بود

بسیار دور سفره‌ی فضلش نشسته‌اند

از این و آن بپرس، که خوانش بزرگ بود

چون مولوی چقدر شکر داشت در دکان

چون مولوی چقدر دکانش بزرگ بود

چون نی پُر از نوای دل‌افروز مثنوی‌ست

یادش به خیر باد که جانش بزرگ بود

جهان ذهنی بدیع‌الزمان فروزانفر
شعبان کرم‌دخت، شاعر

انتهای پیام 

# فرهنگی و هنری

آخرین اخبار فرهنگی و هنری