یکشنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۵ | ۰۸:۳۹
منبع: نمایندگی ایلام
خانه‌ سالمندان؛ پناهگاهی برای بی‌تکفلان یا جایگزینی برای گرمای خانواده؟

خانه‌ سالمندان؛ پناهگاهی برای بی‌تکفلان یا جایگزینی برای گرمای خانواده؟

ایلام (ایسنا) - دوران سالمندی افقی پیش‌روی همه ماست و آنچه امروز در قبال نسل کهنسال بنیان می‌نهیم، در حقیقت بازتابی شفاف از فردای سالمندی خود ما خواهد بود، ضرورت بازنگری در مناسبات بین‌نسلی و بازتولید اخلاق خانوادگی بسیار مهم است.

در هیاهوی تندباد روزگار و شتاب بی‌امان زندگی، چه ساده از یاد بردیم سپیده‌دمان گرم خانه‌ای را که در آن نفس کشیدیم. چه ارزان و شتاب‌زده، حریر زلال مهر مادر و شکوه استوار پدر را با برق فریبای دنیایی پوشالی طاق زدیم؛ همان مادر که با هر گام لرزان کودکیمان، خنده‌اش شکوفه می‌داد و جهان را برایمان امن می‌کرد، و همان پدر که دستان سخاوتمند و تنومندش، بلندترین قله تکیه‌گاه و پناهگاه بی‌بدیل دست‌های کوچک ما بود.

امروز، قامت‌های برافراشته‌مان را به بهای خطوط عمیق نشسته بر چهره مادر و جوانی به یغما رفته‌اش، و صلابت فروپاشیده پدر وام گرفته‌ایم. آن‌ها ذره‌ذره هستی و شیره جانشان را آب کردند تا چراغ فردای ما روشن بماند؛ اما ما در میانه غروری کاذب و سرشلوغی های به ظاهر زرین اما توخالی، سایه‌بان امن دیروزمان را در طوفان تنهایی واگذاشتیم.

فراموش کردیم آن دست‌های پینه‌بسته و لرزان، روزگاری سرچشمه آرامش بودند و امروز محتاج نوازشی اندک؛ فراموش کردیم که در پاییز عمر، سهم دلهای نازک و قلب‌های لبریز از مهرشان، کنج گرم خانه‌ای بود که عطر آشنای فرزندان در آن بپیچد، نه دیوارهای بلند انتظار و غربت بی‌پایان.

اینک، در پس دیوارهای خاموش و ملال‌انگیز انتظار، در اتاق‌هایی که هوایش بوی دلتنگی و انزوا می‌دهد، لب‌ها به خاموشی سپرده شده‌اند و چشم‌ها هنوز بارانی از حسرت و امیدند. در آن راهروهای سرد و بی‌انتها، قامت‌هایی خمیده با پاهایی رنجور و دلی آکنده از نگفته‌ها، به تماشای آخرین ذرات آفتاب عمر نشسته‌اند.

پدری که سر بر زانو نهاده و آن کوه غرور در خلوت سینه‌اش فرو ریخته است، و مادری با موهای برف‌گون که قطره‌اشکی خشکیده بر گونه‌اش به خوابی پرآشوب پناه برده است؛ هر دو با هر سایه‌ای که از پشت شیشه گذر می‌کند، پرنده امید در دلشان بال‌بال می‌زند که شاید عزیزی از راه رسیده باشد...

اما افسوس، که لبخند شوق، پیش از شکفتن بر لب، در آوار نومیدی پرپر می‌شود. روزها پی در پی می‌گذرند و شب‌ها جای خود را به سحر می‌دهند، اما دریغ از نیم‌نگاهی، کلامی و دیداری که غبار این غربت را بزداید.

چه بسیار چشمان مشتاقی که این تمنای دیرین را با خود به زیر خاک بردند و در سکوت، بار سفر به ابدیت بستند. چرخ بازیگر دنیا می‌چرخد، مباد روزی که ما نیز در سرمای گزنده بی‌مهری، در انزوای گوشه‌ای دورافتاده، حسرت گرمای دستی آشنا را بکشیم. این سپیدمویان نیز روزگاری بهاری سرسبز و پرنشاط داشته‌اند و سزاوار نیست خزان عمرشان در غربت این فراموشخانه‌ها به انتها برسد.

تا هنوز مجالی هست و نفس‌ها جاری است، به سراغ این آینه‌های شکننده برویم؛ پیش از آنکه دیر شود و در حسرت یک بوسه بر پیشانی پرچین‌شان، تا همیشه دست‌هایمان خالی بماند.

امید محمدزاده جامعه‌شناس و عضو هیئت علمی دانشگاه پیام نور ایلام در گفت‌وگو با ایسنا با اشاره به دگرگونی‌های ساختار خانواده در دوران معاصر گفت: سپردن پدران و مادران سالمند به مراکز نگهداری را نباید صرفاً یک تصمیم فردی یا درون‌خانوادگی دانست؛ بلکه این پدیده ریشه در تحولات ساختاری، تغییر سبک زندگی و بازتعریف مناسبات میان‌نسلی دارد و خانه سالمندان در کارکرد اصیل خود، پناهگاهی برای سالمندان فاقد شبکه حمایتی است، نه جایگزینی برای کانون گرم خانواده.

خانه‌ سالمندان؛ پناهگاهی برای بی‌تکلفان یا جایگزینی برای گرمای خانواده؟

وی با تأکید بر پیشینه غنی و جایگاه ویژه سالمندان در فرهنگ اصیل ایرانی اظهار کرد: از دیرباز خانواده مهم‌ترین و پایدارترین شبکه حمایت عاطفی، اجتماعی و فرهنگی برای سالمندان بوده است. پدران و مادران سالخورده صرفاً نیازمند مراقبت‌های جسمی و معیشتی نیستند، بلکه آنان رکن رکین هویت، تجسم حافظه خانوادگی، سرمایه فرهنگی جامعه و حاصل دهه‌ها تجربه زیسته‌اند؛ از این‌رو فاصله گرفتن آنان از محیط خانواده، چنانچه با کاهش و تضعیف پیوندهای عاطفی همراه شود، به‌طور قطع گسست میان‌نسلی و اختلال در زنجیره انتقال ارزش‌ها و تجارب فرهنگی را به همراه خواهد داشت.

این مدرس دانشگاه با اشاره به تنوع شرایط و اقتضائات زیستی خانواده‌ها افزود: بی‌تردید نباید شرایط همه خانواده‌ها را یکسان انگاشت؛ چراکه گاهی بیماری‌های صعب‌العلاج، ناتوانی‌های شدید جسمی یا نیاز به مراقبت‌های بالینی و تخصصی مداوم، حضور سالمند در مراکز نگهداری و درمانی را اجتناب‌ناپذیر می‌کند، اما نکته اساسی این است که این مراکز هرگز نباید در نظام اجتماعی ما به عنوان بدیل و جایگزین نهاد اصیل خانواده بازتعریف شوند.

عضو هیئت علمی دانشگاه پیام نور ایلام تصریح کرد: خانه سالمندان بیش از هر چیز باید ملجأ و پناهگاهی برای آن دسته از سالمندانی باشد که به هر دلیل از داشتن فرزند یا شبکه حمایتی مؤثر محروم مانده‌اند، نه راهکاری سهل‌الوصول برای حذف و انزوای پدران و مادران از بطن حیات اجتماعی و خانوادگی.

محمدزاده با اشاره به چالش‌های روزافزون زندگی مدرن خاطرنشان کرد: اگرچه غلبه الگوهای فردگرایی، تغییر سبک زندگی، تضییقات و فشارهای اقتصادی، پدیده مهاجرت، اشتغال هم‌زمان زوجین و کوچک‌شدن بعد خانوار، نگهداری از سالمندان را با دشواری‌هایی همراه کرده است، اما هیچ‌یک از این موانع نباید به توجیهی برای انقطاع زنجیره پیوند خانوادگی بدل شود.

وی بیان کرد: در این مسیر، دولت و ارکان نظام رفاه اجتماعی موظف‌اند با برنامه‌ریزی منسجم و اتخاذ سیاست‌های حمایتی نظیر توسعه خدمات مراقبت در منزل، گسترش چتر بیمه‌ای، ارائه خدمات پرستاری جامعه‌محور و تقویت مراکز مراقبت روزانه، شرایط و توانمندی لازم را برای حفظ و حضور سالمندان در کنار فرزندانشان فراهم سازند.

محمدزاده با بیان اینکه نیازهای سالمندی فراتر از خوراک، پوشاک، دارو و امکانات اقامتی است، یادآور شد: سالمندان بیش از هر چیز به مهر، تکریم، گفت‌وگو، احترام و مهم‌تر از همه درک عمیق این حس که هنوز عضوی زنده، مؤثر و دارای شأن در پیکره خانواده هستند نیاز دارند؛ بنابراین پرسش بنیادین جامعه‌شناختی این نیست که سالمند صرفاً در چه مکانی سکونت دارد، بلکه مسئله اساسی، میزان اعتبار و جایگاه واقعی او در جان، روان و حیات خانواده است.

این جامعه‌شناس ادامه داد: چنانچه سالمندی بنا بر الزامات درمانی در یک مرکز تخصصی سکونت گزیند اما بستگان و فرزندان به‌طور مستمر در کنار او حضور یابند، ارتباط عاطفی را حفظ کنند و او را در متن تصمیمات و حیات خانواده سهیم بدارند، با گسست ساختاری مواجه نخواهیم شد؛ در حالی که حضور صوری سالمند در منزل در شرایطی که با طرد عاطفی، بی‌توجهی و سکوت توأم باشد، هرگز به معنای حفظ اصالت و سلامت خانواده نخواهد بود.

محمدزاده در پایان با تأکید بر لزوم مسئولیت‌پذیری اجتماعی و بازتولید اخلاق بین‌نسلی تاکید کرد: خانه سالمندان باید پناهگاه سالمند بی‌پناه باشد، نه دستاویزی برای خانواده‌هایی که هنوز امکان ایفای نقش حمایتی و ایجاد سرپناهی امن را برای والدین خود دارند. نباید فراموش کنیم که دوران سالمندی افقی پیش‌روی همه ماست و آنچه امروز در قبال نسل کهن‌سال بنیان می‌نهیم، در حقیقت بازتابی شفاف از فردای سالمندی خود ما خواهد بود؛

حجت‌الاسلام والمسلمین محسن پرویزی معاون سیاسی نمایندگی ولی فقیه در سپاه امیرالمومنین( علیه السلام) نیز در این خصوص با بیان اینکه تکریم ارکان خانواده از شاخصه‌های اصلی سبک زندگی اسلامی-ایرانی است، اظهار کرد: بر اساس نگاه صریح قرآن کریم و روایات متواتر معصومین (علیهم‌السلام)، اصل و قاعده اولی بر این است که فرزندان خود مستقیماً از والدین سالمند خویش مراقبت و نگهداری کنند؛ از این رو سپردن آنان به مراکز نگهداری سالمندان، امری خلاف روح آموزه‌های دینی و نشانه‌ای از فاصله گرفتن از فرهنگ غنی اسلامی شمرده می‌شود. با این حال، در شرایط خاص و اضطراری و صرفاً به عنوان آخرین راه‌حل، این اقدام ممکن است با رعایت ضوابطی شرعی و انسانی جایز شمرده شود.

وی با اشاره به مبانی قرآنی این مسئله تصریح کرد: قرآن کریم با تأکیدی بی‌نظیر و کم‌سابقه، نیکی به والدین را در کنار پرستش ذات اقدس الهی قرار داده است. دستور صریح پروردگار مبنی بر «وَ بِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا» فراتر از تأمین صِرفِ نیازهای مادی بوده و لزوماً حمایت همه‌جانبه‌ی عاطفی، روانی و تکریم شخصیتی را در بر می‌گیرد. همچنین آیه ۲۳ سوره مبارکه اسراء حتی از گفتن کمترین کلمه حاکی از نارضایتی چون «اُفّ» نهی کرده و فرزندان را صراحتاً از راندن یا طرد والدین (وَلَا تَنْهَرْهُمَا) برحذر داشته است که این امر هشداری جدی بر حرمت کوچک‌ترین آزار و رنجش روحی آنان است. در امتداد این آیات شریفه، فرزندان موظف به تواضع، خاکساری و دعا برای عاقبت‌به‌خیری والدین شده‌اند.

خانه‌ سالمندان؛ پناهگاهی برای بی‌تکلفان یا جایگزینی برای گرمای خانواده؟

معاون سیاسی نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه امیرالمؤمنین(ع) ایلام به تبیین جایگاه روایی والدین پرداخت و افزود: احادیث و روایات اهل‌بیت (ع) نیز به روشنی بر عظمت شأن و مقام والدین تأکید ورزیده و رسیدگی و خدمت به آنان را هم‌ردیف و حتی در مواردی بالاتر از جهاد در راه خدا معرفی کرده‌اند. روایت نبوی «بهشت زیر پای مادران است» به روشنی بازتاب‌دهنده جایگاه رفیع مادر در شریعت است و از سوی دیگر، در منظومه روایی ما خشنودی و غضب الهی، مستقیماً به خشنودی و خشم پدر گره خورده است. بنابراین، رها کردن والدین و سپردن آنان به خانه سالمندان از سر بی‌حوصلگی، دل‌زدگی یا شانه خالی کردن از بار مسئولیت، مصداق آشکار «عاق والدین» به شمار می‌رود که قطعاً عواقب و عذاب سخت دنیوی و اخروی در پی دارد.

حجت‌الاسلام والمسلمین پرویزی پیرامون ابعاد فقهی و حقوقی این مسئله ذیل عنوان «حکم سپردن به خانه سالمندان؛ از حرمت تا جواز مشروط» تشریح کرد: با وجود تأکید مؤکد شرع بر نگهداری مستقیم، در شرایطی که فرزند واقعاً و عادتاً توان مراقبت را از دست داده باشد، فقها معتقدند سپردن والدین به خانه سالمندان، تنها به‌عنوان واپسین راه‌حل و با احراز شرایط نظیر رضایت صریح، آگاهانه و بدون اکراه خود والدین ممکن است مجاز باشد و هرگونه اجبار یا تحمیل در این زمینه از نظر شرعی و اخلاقی جایز نیست. 

وی تأکید کرد: شرط دیگر اینکه مکلف و فرزند واقعاً از نظر توان جسمی، روانی یا امکانات درمانی تخصصی خارج شده باشد، به گونه‌ای که اصرار بر نگهداری مستقیم منجر به عسر، حرج یا آسیب‌رسانی و تضییع سلامت والدین شود (نظیر بیماری‌های خاص، زمین‌گیری شدید و الزامات بالینی).

حجت‌الاسلام‌والمسلمین پرویزی تصریح کرد: اگر تمامی مسیرهای ممکن خانوادگی نظیر تقسیم وظایف میان خواهران و برادران، کمک از خویشاوندان یا به‌کارگیری پرستار متخصص در منزل بررسی و عملاً ناممکن شده باشد، خانه سالمندان انتخاب‌شده نیز باید از استانداردهای کامل بهداشتی، مراقبتی، روان‌شناختی و به‌ویژه شأن و کرامت انسانی سالمند برخوردار باشد. 

 این کارشناس مذهبی ادامه داد: انتخاب این شیوه به معنای اسقاط حق فرزندی نیست؛ فرزند موظف است به طور مرتب، مداوم و حضوری به دیدار والدین رفته و از احوال آنان تفقد کند تا خلأ عاطفی و احساس غربت و رهاشدگی در وجود سالمند شکل نگیرد.

وی خاطرنشان کرد: در نگاه جامع اسلام، مراقبت مستقیم از پدر و مادر در دوران کهولت و سالمندی یک وظیفه اخلاقی، دینی و واجب اجتماعی والا است و ارجاع دادن آنان به مراکز آسایشگاهی، در حالت عادی عملی ناپسند و خلاف این اصل مسلم است. با این حال، شریعت مقدس اسلام با نگاهی حکیمانه و درک دقیق پیچیدگی‌ها و اضطرارهای زندگی، برای موقعیت‌های سخت و استثنایی بن‌بست ایجاد نکرده است. چنانچه این اقدام با رضایت کامل خود والدین، بر اثر ناتوانی واقعی فرزند و به عنوان آخرین چاره ممکن صورت گیرد پذیرفته است؛ اما این وضعیت خاص نیز هرگز نافی مسئولیت اخلاقی، تعهد پیوسته و استمرار پیوند عاطفی فرزندان نسبت به پدر و مادر نخواهد بود.

انتهای پیام

آخرین اخبار استان‌ها