سیدمجتبی حورایی در گفتوگو با ایسنا با اشاره به اینکه بدیهی است که هوش تحصیلی و هوش هیجانی، کاملاً از یکدیگر متمایز هستند، اظهار کرد: با این حال، قابلیت افزایش و توسعه در هر دو حوزه وجود دارد. اما آنچه بیش از همه در موفقیت و رشد افراد نقش دارد، هوش هیجانی است که در حوزهٔ کنترل هیجانات، روابط و معاشرتهای اجتماعی تعریف میشود. این عامل، برخلاف هوش تحصیلی که گاهی آن را با تواناییهای درسی اشتباه میگیرند، نهتنها ثابت و غیرقابلافزایش نیست، بلکه اهمیت بسیار بیشتری در سرنوشت فردی و اجتماعی دارد.
وی افزود: هوش تحصیلی یا آیکیو، که بسیاری آن را ملاک برتری میدانند، بهتنهایی عامل موفقیت در زندگی محسوب نمیشود. فرد ممکن است حافظهٔ بهتری داشته باشد یا مطالب را سریعتر درک کند، اما این ویژگیها تضمینکنندهٔ موفقیت در آینده، کسبوکار، روابط اجتماعی یا خانواده نیست. در واقع، افرادی که هوش تحصیلی بالایی دارند، اغلب در معرض آسیبهای اجتماعی بیشتری قرار میگیرند و برخلاف تصور عمومی، در تعاملات روزمره دچار ضعف جدی هستند.
حورایی با تاکید بر اینکه از ویژگیهای بارز افراد با آیکیوی بالا، قدرت حل مسئلهٔ ریاضی، درک مطلب سریع و تمرکز عمیق بر موضوعات است، تصریح کرد: اما این تمرکز معمولاً بهبهای کاهش توجه به پیرامون و ضعف در روابط اجتماعی تمام میشود. چنین افرادی ممکن است در درس و پژوهش نبوغ شگفتانگیزی داشته باشند، اما در برقراری ارتباط، دفاع از حق خود، راهاندازی کسبوکار یا مدیریت مالی، عملکرد ضعیفی از خود نشان میدهند.

تعریف جامعه از نخبگی معمولاً با موفقیت اجتماعی تفاوت دارد
وی خاطرنشان کرد: تعریف جامعه از نخبگی معمولاً با موفقیت اجتماعی تفاوت دارد. یک فرد ممکن است با تکیه بر هوش تحصیلی بالا، به اختراع، ابداع یا نوآوری دست یابد و از نظر علمی نخبه محسوب شود؛ اما الزاماً در زندگی شخصی و اجتماعی موفق نیست. بسیاری از این افراد نمیدانند تعامل و ارتباط به چه معناست، نمیتوانند از حق خود دفاع کنند و در نتیجه در مسیر اجراییسازی و تجاریسازی دستاوردهای خود با مانع مواجه میشوند.
این روانشناس با بیان اینکه هوش هیجانی، اصل ماجراست، اظهار کرد: کتابهای معروف مدیریتی مطرح میکنند که افراد دارای هوش هیجانی بالا، دو برابر افرادی با هوش تحصیلی بالا، موفقیت بیشتری کسب میکنند. تمام مدیران موفق و بزرگان تاریخ، از هوش هیجانی بالایی برخوردار بودهاند؛ چراکه تحولات بزرگ در دنیا نیازمند تعامل، رهبری و کنترل هیجانات است. در مقابل، نمونههایی مانند انیشتین که هوش تحصیلی فوقالعادهای داشت، در زندگی شخصی دچار طلاق، ضعف در روابط اجتماعی و ناتوانی در تعاملات روزمره بود؛ اگرچه در فیزیک، ریاضی و پژوهش، نابغهای بینظیر به شمار میرود.
حورایی گفت: تعریف نخبگی صرفاً به تواناییهای تحصیلی و پژوهشی محدود نمیشود، بلکه موفقیت در زندگی، کسبوکار و روابط انسانی، وابسته به هوش هیجانی است که متأسفانه در بسیاری از نخبگان علمی دیده نمیشود. این نکته کلیدی، ضرورت توجه به آموزش و تقویت هوش هیجانی را در کنار پرورش تواناییهای تحلیلی، بیش از پیش آشکار میسازد.
انتهای پیام