به گزارش خبرنگار ایسنا، نشست تخصصی «خط قرمز» با حضور احمد زیدآبادی، روزنامهنگار و تحلیلگر؛ محمد عطریانفر، مدیر رسانه و روزنامهنگار؛ و علیرضا معزی، مدیر رسانه و روزنامهنگار، روز دوشنبه ـ ۲۳ شهریور ماه ـ در دفتر توسعه آموزش رسانه برگزار شد.
در این نشست موضوعاتی مانند خودسانسوری روزنامهنگاران، مرزهای مبهم میان خطوط قرمز و خودسانسوری و خط قرمز بینام مورد بحث و بررسی قرار گرفت.
رسول انبارداران ـ دبیر این نشست ـ با اشاره به سابقه مدیریت محمد عطریانفر در مؤسسه همشهری و حضور او در برخی روزنامههای کشور، از وی خواست درباره تفکیک خط قرمز و خودسانسوری، مرزهای مبهم میان آن دو، محافظهکاری سیاسی و اجتماعی و آسیبهای عدم شفافیت سخن بگوید.
محمد عطریانفر در بخش نخست سخنان خود اظهار کرد: تجربه روزنامهنگاری من بهصورت تجربی و بدون صلاحیتهای اولیه حرفهای آغاز شد؛ از سال ۱۳۶۱ با دعوت محمد خاتمی در روزنامه کیهان وارد عرصه رسانه شدم.
به گفته او، احزاب و رسانهها در ایران همزاد یکدیگر و بهصورت نابالغ متولد شدند، زیرا شرایط، صلاحیتها، مأموریتها، محدودیتها و چارچوبهای قانونی فعالیت آنها هیچگاه بهروشنی تعریف نشد و درک خطوط قرمز بیشتر بر تجربه روزآمد و خودبهخودی استوار بوده است.
وی با اشاره به خاطرهای از دانشگاه کلمبیا گفت در آنجا اگر دانشجوی روزنامهنگاری مطلبی خلاف واقع منتشر کند، بلافاصله اخراج میشود؛ این نشان میدهد رسانه پیش از آنکه از حاکمیت، نهادهای اخلاقی، امنیتی، قضایی و مردم انتظار مراعات حالش را داشته باشد، باید خودش، حقوق، حرمت و عزت دیگران را رعایت کند.
عطریانفر رسانه را دارای نقش واسط و پل ارتباطی میان جامعه و پیام دانست و تأکید کرد تقویت آموزش حرفهای و تعهد حرفهای میتواند بخشی از تنشها را کاهش دهد.
او درباره تجربه روزنامهنگاری و ورود به رسانه اظهار کرد: تجربه روزنامهنگاریام مانند دندانپزشکان تجربی بوده و بدون صلاحیت اولیه آغاز شده است.
وی گفت، از سال ۱۳۶۱ و در مقطعی که محمد خاتمی از طرف روزنامه کیهان مسئولیت داشت، به دعوت او وارد عرصه رسانه شد. در آن مقطع، صلاحیتهای حرفهای چندان سنجیده نمیشد و توانایی سخن گفتن، در اختیار داشتن بلندگو یا هدایت جمع معترضان کفایت میکرد. وی از این بابت عذرخواهی کرد و از تجربه ۳۰ تا ۴۰ ساله خود و آشنایی با جوانترهایی گفت که در رسانهها مؤسس و دارای ابتکار بودند و عملکرد آنها برای او آموزنده و ارزشمند بود.

نابالغ بودن رسانه و احزاب در ایران
عطریانفر درباره پرسش مطرحشده درخصوص مرزهای خط قرمز و خودسانسوری اظهار کرد: پاسخ به این پرسش نیازمند آسیبشناسی مقدماتی است. از نگاه او، «احزاب و رسانهها همزاد یکدیگرند که در فعالیتهای اجتماعی و عرصه سیاست و اجتماع بهصورت نابالغ متولد شدند. هیچگاه به شرایط، صلاحیتها، مأموریتها، محدودیتها و چارچوبهای قانونی فعالیت آنها اندیشیده نشد. از اینرو آنچه رخ داده، خودبهخودی است. خطوط قرمز، حساسیتها، الگوها و خط فاصلهها بر پایه تجربه روزآمد درک شدهاند.» وی در همین زمینه بر اهمیت آموزش و تعهد حرفهای تأکید کرد.
این روزنامهنگار باسابقه با اشاره به سفر روزنامهنگاری خود به آمریکا و بازدید از دانشگاه کلمبیا، اظهار کرد: این دانشگاه معتبر، در رشته روزنامهنگاری و تولید محتوا دانشجو تربیت میکند و در هر سه حوزه، آموزش مشترک است. برخلاف ایران که خبرنگاران و گزارشگران جداگانه تربیت میشوند، در آنجا دانشجو در دوره تحصیل رسانه منتشر میکند. او در بازدید از دانشگاه کلمبیا پرسیده بود، اگر دانشجو مطلبی خلاف واقع منتشر کند، چه برخوردی میشود و پاسخ شنیده بود که چنین امری غیرمحتمل است و اگر کسی خلاف واقع بنویسد، بلافاصله اخراج میشود.
عطریانفر در ادامه سخنانش این پیام را مهم دانست که پیش از توقع از حاکمیت، جامعه اخلاقی، امنیتی و قضایی برای مراعات حال رسانهها، خود رسانه باید حقوق دیگران را مراعات کند. رسانه نقش واسط، پل ارتباطی و انتقالدهنده پیام به جامعه را دارد و باید منطبق بر واقع عمل کند.
این مدیر رسانه درباره تفاوت گزارشگری حرفهای و روایت ناقص، اظهار کرد: خبرنگاران غربی که به ایران میآمدند، با دهها نفر از دبیران، سردبیران، مدیران رسانه و صاحبنظران دو ساعت گفتوگو و یادداشتبرداری میکردند. دستاورد سفر یکهفتهای آنان، به گزارشی ۴۰۰ تا ۵۰۰ صفحهای با پشتوانه و زمینه پیوسته معنادار تبدیل میشد. در مقابل، برخی روایتها تنها مقدمهای اندک و رنگآمیزیشده از واقعیت ارائه میکنند، بدون انتقال کامل واقعیت و بدون دفاع و قدرت استدلال. پیامد این وضعیت آن است که پس از یکی ـ دو سال، فرد در ستونی با نام و تصویر منتشر میشود.
وی تأکید کرد تقویت آموزش حرفهای میتواند بخشی از تنشها را پاسخ دهد و مشکلات را رفع کند.
عطریانفر در قالب سه سرفصل به تبیین خط قرمز پرداخت و اظهار کرد: مفهوم خط قرمز را میتوان در سه سرفصل تبیین کرد. این حوزهها حقوقی است که به دیگران تعلق دارد و رسانه باید نسبت به آن حرمت قائل باشد. نخست حرمتهای اجتماعی، اخلاقی و عرفی است.
وی درباره سرفصل نخست توضیح داد: جامعه در طول تاریخ حرمتهایی اخلاقی کسب کرده و اعتبار یافته است. این مقولات در جامعه عمومیت پیدا میکنند. در ادبیات قضایی و دینی، عرف جایگاهی بالاتر از قانون دارد و قانونی که از عرف تبعیت نکند، شکست میخورد و عمر کوتاهی دارد. حوزههای اخلاقی، عرفی و اجتماعی و طبقات مختلف مردم ارزشهایی خلق و از آن حمایت میکنند.
عطریانفر سرفصل دوم را حقوق فردی مردم در انتقال پیام خواند و گفت: رسانه باید حرمت افراد را رعایت کند؛ زن و مرد، کودک و بزرگ، پیر و جوان، مسئول و غیرمسئول. اعتبار، عزت نفس و صلاحیت افراد باید محترم شمرده شود.
این مدیر رسانه درباره سرفصل سوم نیز به مسئله رسانههای حرمتشکن اشاره کرد، گفت: یکی از رسانههای پرماجرا بدون رعایت حرمت فردی، هر شخص را در هر لباس و شرایطی مورد حرمتشکنی قرار میدهد. این حرکت مصیبتآفرین است. رسالت ایجاب میکند جنبههای فردی همه انسانها، موافق و مخالف، زن و مرد، مسئول و غیرمسئول، رعایت شود.

بر اساس این گزارش ایسنا، احمد زیدآبادی در مهمترین بخش سخنان خود اظهار کرد: پرسش دربارهی خط قرمز و خودسانسوری، نشاندهنده عقبماندگی مفهومی در جامعه ایران است و باید مبانی معرفتشناسانه آن یکبار برای همیشه تعریف شود؛ آزادی بیان شامل سخن نادرست و بیربط از نگاه دولت نیز میشود، زیرا دولت نمیتواند معیار حقیقت باشد؛ سخن باید از حوزه جرم خارج شود و تنها عمل میتواند موضوع قضاوت قضایی باشد. قوه قضاییه و نهادهای امنیتی حق دخالت در مطبوعات را ندارند و رسیدگی باید به نهادهای مدنی و صنفی سپرده شود؛ تهمت، افشای اسناد سری، دعوت از کشور خارجی برای حمله و تجزیهطلبی، خط قرمزهای استثنایی هستند. اما خودکنترلی و رعایت اخلاق حرفهای با خودسانسوری تفاوت دارد. خودسانسوری زمانی است که فرد از ترس دولت یا گروههای دیگر سخن نگوید؛ در ایران افراد دولتی با بودجه عمومی تهمت میزنند اما روزنامهنگاران به دلیل گزارش تحلیلی با پرونده امنیتی و قضایی مواجه میشوند.
او در این نشست درباره طرح پرسش اظهار کرد: نفس این پرسش نشاندهنده انحطاط خطرناکی در جامعه ایران است. در دوره موسوم به بهار مطبوعات، حجم عظیمی از ادبیات درباره آزادی مطبوعات، سانسور، خط قرمز و خودسانسوری تولید شد اما هر دوره دستاوردها از میان رفت و نسل بعدی از صفر آغاز کرد.
به گفته وی، پرسش درباره خط قرمز و خودسانسوری پرسشی ابتدایی و نیازمند مبانی معرفتشناسانه است و باید یکبار برای همیشه تعریف شود تا مجامع عمومی درباره مصادیق مختلف گفتوگو کنند.
آزادی بیان و معیار حقیقت/بهار مطبوعات، بیشتر خزان مطبوعات بود
احمد زیدآبادی درباره آزادی بیان و معیار حقیقت، اظهار کرد: آزادی بیان شامل گفتار نادرست، بیربط و پوچ نیز میشود زیرا تعیین مطابقت سخن با واقع، از سوی دولت ممکن نیست.
وی با اشاره به مثال رابطه ترامپ و مطبوعات آمریکا گفت دولت نمیتواند معیار درستی یا نادرستی سخن باشد. در حوزه انسان و منافع عمومی، نظرات متفاوت و متعارض وجود دارد و همه باید امکان طرح داشته باشند.
به گفته او، در دولتهای مختلف، هر جریان تنها دیدگاه خود را درست میداند و دیدگاه رقیب را سرکوب میکند.
به باور او بهار مطبوعات، بیشتر خزان مطبوعات بود و افزود: چرا ما باید درباره خط قرمز و سانسور در هر دوره صحبت کنیم؟ از دوره اصلاحات چندین بار تا حالا در این باره صحبت کردیم. آزادی یعنی چه؟ آزادی یعنی حرف در چارچوب یا آزادی یعنی اینکه اگر هر کسی خواست حرف نامربوط هم بگوید آزاد است؟ خب آزادی اگر قرار است باشد، برای همان کسی هم که حرف نامربوط میگوید باید آزادی باشد؛ منتها مرجع رسیدگی هم باید وجود داشته باشد که کسی نباید به دیگری توهین کند یا افترا بزند.
این روزنامهنگار قدیمی و تحلیلگر، در این نشست مطرح کرد: همه سخنان باید امکان طرح داشته باشد. نمیتوان گفت آزادی باید برای کسی باشد که حرف پخته میزند و برای کسی که حرف ناپخته میزند آزادی نباید باشد؛ این که نمیشود.

سخن نباید موضوع جرم باشد
زیدآبادی درباره نسبت سخن و جرم اظهار کرد: بر پایه اندیشه اسپینوزا، آنچه میتواند در معرض قضاوت قضایی قرار گیرد عمل است، نه سخن و کلام. از این رو، قوه قضاییه و نهادهای امنیتی حق دخالت در امر مطبوعات را ندارند و رسیدگی به تخلفات رسانهای باید به جامعه، نهادهای مدنی و صنفی سپرده شود. البته اگر فردی در نهاد دولتی مسئولیت دارد، نمیتواند به نمایندگی از حکومت، آزادانه هر سخنی بگوید.
تهمت، حقوق شهروندی و اسناد طبقهبندیشده
این روزنامهنگار درباره مرزهای حقوقی سخن، اظهار کرد: با سخن میتوان حقوق دیگران را ضایع کرد؛ تهمت و نسبتدادن اعمال بدون سند، مجاز نیست. مرجع رسیدگی به چنین مواردی باید مدنی، بیطرف و متشکل از همصنفان باشد. تهمتزننده باید هزینه اخلاقی و حقوقی بپردازد. افشای اسناد طبقهبندیشده و سری دولت نیز جرم است و مرجع بیطرف باید جریمه مقرر کند. به گفته او، در ایران اما وضعیت برعکس است، افراد وابسته به دولت با بودجه عمومی تهمت میزنند اما روزنامهنگاری که گزارش تحلیلی نوشته، با پرونده امنیتی و قضایی مواجه میشود.
تفاوت خودکنترلی و خودسانسوری
این تحلیلگر درباره سانسور و خودسانسوری نیز اظهار کرد: تعریف این مفاهیم در ایران مخدوش است. سردبیری که مطالب روزنامه را نمیخواند و میگوید سانسور وجود ندارد، به نشر تهمت و گزارش غلط و گمراهکننده دامن میزند. خودکنترلی در خیابان، رعایت مقررات و پرهیز از فحش و تعدی، سانسور نیست. اگر فردی به دلیل مصالح عمومی، عدم سندیت یا نفع عمومی مطلبی را ننویسد، خودسانسوری محسوب نمیشود؛ اما اگر به دلیل ترس از دولت یا گروههای دیگر ننویسد، سانسور است.
مرزهای استثنایی خط قرمز
زیدآبادی درباره خط قرمزهای استثنایی اظهار کرد: روزنامهنگار حق دارد از راه مشروع تلاش کند و مطرح شود اما رسانه بنگاهی برای بازتاب هر مطلب نیست و اخلاق حرفهای دارد. آزادی سخن خارج از حوزهی قضا است اما خط قرمزهای استثنایی مانند تجزیهطلبی، دعوت از کشور خارجی برای حمله، افشای اسناد سری و تهمت وجود دارد.

علیرضا معزی، مدیر خبرگزاری خبرآنلاین هم در مهمترین بخش سخنان خود اظهار کرد: قانون مطبوعات تعریف شده است اما خطوط قرمز شناور و امنیتی در شرایط بحرانی وجود دارد که مرجع، دلیل، زمان و ریسک آن روشن نیست؛ اگر این چارچوب قابل پیشبینی، مدون، مکتوب و زماندار نباشد، رسانه دچار ترس و خودسانسوری بیمنطق میشود؛ نخستین آسیب آن از دست رفتن اعتماد عمومی بهعنوان سرمایه اصلی رسانه است و آسیب نهایی آن به امنیت ملی، تابآوری اجتماعی و ظرفیت اطلاعاتی کشور بازمیگردد؛ رسانهها بخشی از زیرساخت امنیت ملی هستند و باید در تعریف خطوط قرمز مداخله داده شوند؛ ابهام عناوینی مانند اقدام علیه امنیت ملی، رسانه را به خودمدیریتی از ترس وامیدارد. رسانه تنها با استقلال و جلب اعتماد پیش از بحران میتواند مسئولانه عمل کند و پاسخگویی به نهادهای امنیتی و قضایی نباید بر پاسخگویی به وجدان، مردم و اعتماد عمومی مقدم شود.
قانون مطبوعات و خطوط قرمز شناور
معزی درباره قانون مطبوعات و خطوط قرمز اظهار کرد: قانون مطبوعات تعریف شده است و همه مکلف به رعایت آن هستند، اما خطوط قرمزی شناور وجود دارد که در شرایط خاص و بحرانی زیر عنوان کلیتر «امنیت» و «امنیت ملی» شکل میگیرد. هر موضوعی که با امنیت ملی متعارض تلقی شود، خط قرمز محسوب میشود.

مرجع تعیین خط قرمز و بحران خودسانسوری
این مدیر رسانه و روزنامهنگار درباره مرجع تعیین خط قرمز افزود: پرسش اصلی این است که چه مرجعی، تا چه زمانی، با چه دلیلی و با چه ریسکی موضوعی را در چارچوب امنیت ملی تعریف میکند و به رسانه ابلاغ میکند. اگر این چارچوب قابل پیشبینی، مدون، مستند و زماندار نباشد، امنیت شغلی و حرفهای رسانه مختل میشود، ترس گسترش مییابد و پدیدهای به نام خودسانسوری بیمنطق برآمده از ترس شکل میگیرد.
سرمایه رسانه نه لجستیک و نه تحریریه، بلکه اعتماد مردم است
معزی درباره آسیب خودسانسوری اظهار کرد: نخستین آسیب این وضعیت، از دست رفتن سرمایه اصلی رسانه یعنی اعتماد مخاطب است. سرمایه رسانه نه لجستیک و نه تحریریه، بلکه اعتماد مردم است.
وی تأکید کرد: ضربه به اعتماد رسانه تنها به رسانه وارد نمیشود، بلکه به امنیت ملی کشور آسیب میزند؛ زیرا رسانهها مصرفکننده یا موضوع امنیت نیستند، بلکه بخشی از زیرساخت امنیت و تولیدکننده آن هستند. رسانهای که اعتماد خود را از دست بدهد، در بحران دچار خلأ اطلاعاتی و خلأ اعتماد میشود و نمیتواند در چارچوب تابآوری ملی عمل کند.
این روزنامهنگار درباره تداوم خطوط قرمز بدون دلیل روشن اظهار کرد: گاه خط قرمزهایی در جامعه وجود دارد که رسانهها دلیل آن را نمیدانند و تنها از ترس آن را رعایت میکنند.
مسئولیت رسانه و توجیهنشدن
او درباره مسئولیت رسانه افزود: رسانه مسئول در قبال اطلاعات، امنیت ملی و امنیت جامعه مسئولیت دارد اما اگر توجیه نشود، کاری را انجام میدهد که دلیل آن را نمیداند. رسانهها باید در ساخت امنیت دخیل باشند، نه اینکه تنها در جلسات به آنها ابلاغ شود چه چیزهایی را رعایت کنند. اگر رسانه در تعریف خطوط قرمز مداخله داده نشود و چارچوبها مشخص، مدون، مکتوب و زماندار نباشد، آسیب آن به خود امنیت ملی بازمیگردد.
ابهام در عناوین قضایی و تجربه بنزین پتروشیمی
معزی عناوینی مانند «اقدام علیه امنیت ملی» را مبهم دانست و گفت: چنین تعریفهای مبهمی باعث میشود رسانه به کارکنان خود بگوید هر موضوعی را که ممکن است با جایی برخورد کند، خود مدیریت کنند.
وی درباره اهمیت امنیت رسانه اظهار کرد: موضوع حفظ امنیت خبرنگار و رسانه تنها مسئله حقوق بشری یا حقوق شهروندی نیست، بلکه تأمینکننده ظرفیت اطلاعاتی، امنیتی و تابآوری کشور است. رسانهای که امنیت داشته باشد میتواند ظرفیت اطلاعاتی خود را حفظ کند. اما وقتی ظرفیت اطلاعاتی کشور به دلیل ترس دچار خودسانسوری شود، آسیب آن به امنیت ملی و مدیریت بحران میرسد.
نمونههایی از اطلاعرسانی در بحران
وی درباره نمونههای اطلاعرسانی بحرانی افزود: در سقوط هلیکوپتر شهید رئیسی باید بررسی شود در فضای رسانهای کشور چه گذشت و چه اطلاعاتی منتشر شد. اگر جامعه رسانهای دچار ترس شده باشد و نتواند سریع عمل کند، شایعه بزرگترین دستاورد برای دشمن در عملیات روانی خواهد بود. در پرونده هواپیمای اوکراین نیز رسانهها به کتمان حقیقت متهم شدند، اما گفته نشد که رسانهها از نگرانی خودسانسوری کرده بودند و اطلاعات دقیق نیز در اختیار آنان قرار نگرفته بود.
وی پیشنهاد کرد موضوع اطلاعرسانی درباره سقوط هلیکوپتر رییس جمهور شهید بهصورت پژوهشی بررسی شود.

استقلال رسانه و جلب اعتماد پیش از بحران
معزی درباره اعتماد و استقلال رسانه اظهار کرد: رسانه زمانی میتواند اعتماد جلب کند که مستقل باشد و مردم بدانند به جایی وابسته نیست، دولتی و حاکمیتی نیست. اعتماد پیش از بحران جلب میشود نه در بحران.
وی علت موفقیت رسانههای خارج از کشور در برخی موارد را همین ضعف اعتماد به رسانههای داخلی دانست و تأکید کرد: رسانه مسئول و غیرمرعوب میتواند خود خطوط قرمز را مدیریت کند، زیرا مسئولیت ملی دارد و باید پاسخگوی وجدان خود، مردم و سرمایه رسانهای یعنی اعتماد عمومی باشد. پاسخگویی به نهاد امنیتی و قضایی در اولویت بعدی قرار میگیرد.
افکار عمومی تند شده است حرف معقول را نمیپذیرد
در بخش دیگری از این نشست زیدآبادی با تاکید بر اینکه دولت نباید در حوزه مطبوعات دخالت کند، به این مسئله اشاره کرد که جامعه ما دچار خشم است، افکار عمومی تند شده است و حرف معقول را نمیپذیرد.
او مطرح کرد: من الان متهم به این هستم که ملاحظهکاری میکنم یا خودسانسوری. براندازها هم که میگویند، بیشرف اهل قلم شدهام. با این حال مردم عادی اصلا نمیخواهند کشور بهم بریزد. من در مواجهه روزانه با مردم این را میبینم. خودم هم همین را مینویسم.
این روزها دیگر سوپاپ اطمینان وجود ندارد
زیدآبادی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به عملکرد صداوسیما در طول این سالها، تصریح کرد، صداوسیما دستگاه تولید جهل است و در مقابل، ایران اینترنشنال است که آنهم دروغ میگوید و پروژه سیاسی است و مشخص است به کجا وصل است و این را کارکنانی که از آن اخراج میشوند هم میگویند. من به آنچه در ایران اینترنشنال گفته میشود اصلا اعتقادی ندارم. به اسم مردم حرف میزند ولی معلوم نیست که این حرف مردم است یا جای دیگری. این روزها دیگر سوپاپ اطمینان وجود ندارد. چون به محض اینکه این تلقی به وجود میآید فلانی سوپاپ اطمینان است توهینها علیه او سرازیر میشود. فرض کنیم قانون خوبی هم نوشته شود. اما وقتی اجرا نمیشود چه فایده؟ هر کاری نیازمند حسن نیت و اخلاق است. چون قانون مورد سؤاستفاده قرار میگیرد.
تابآوری رسانه، محصول تلاش روزنامهنگاران
محمد عطریانفر درباره تابآوری رسانه در ایران اظهار کرد: آنچه باعث تابآوری رسانه شده است، محصول تلاش خود روزنامهنگاران بوده، نه برکت دولتها.
وی درباره نگاه برخی مسئولان به رسانه افزود: یکی از مسئولان در سالیان گذشته میگفت یک روزنامه کیهان و یک روزنامه اطلاعات برای کشور کفایت میکند و ما نیازمند رسانه نیستیم. اعتقاد او این بود که سوسیالیستها یا چپها در رسانه دست برتر دارند و ما نمیتوانیم در رقابت با آنان دست برتر را داشته باشیم؛ پس اگر نخواهیم مقابل آنان باشیم، بهترین کار این است که اساساً محیطی برای فعالیت آنان فراهم نباشد.
محمد عطریانفر درباره قانون مطبوعات اظهار کرد: کسانی که قانون مطبوعات را نوشتند، اساساً از وضعیت رسانه و پیچشهای آن آگاهی نداشتند. به گفته او، آنچه اکنون بهعنوان دستاورد به آن نگاه میکنیم، فقط و فقط تلاش خود روزنامهنگاران و رسانهها بوده و هیچکس به اهل قلم، رسانه و مطبوعات کمک نکرد.

عصر سازندگی و اصلاحات
محمد عطریانفر درباره وضعیت کنونی رسانه اظهار کرد: اساساً وقتی امروز همه، خبرها را از همهجا دریافت میکنند، سانسور و خط قرمز بیموضوع میشود.
وی درباره وظیفه روزنامهنگاران اظهار کرد: ما باید قدرتمندان را قانع کنیم. وظیفه ما این بوده و هست و باید این کار را همیشه و همهجا انجام دهیم.
بیمعنا شدن خطوط قرمز در عصر هوش مصنوعی
علیرضا معزی در پایان نشست درباره نسبت هوش مصنوعی انسانرسانهها، فضای مجازی و نسبت آن با خطوط قرمز اظهار کرد: در عصر هوش مصنوعی خطوط قرمز بیمعنا است و خطوط قرمز، مرجعیت رسانهها را از بین برده است.
وی درباره نقش رسانه اظهار کرد: رسانه، حسگر جامعه است و نمیتوان در جنگ حسگر جامعه را خاموش کرد؛ در غیر این صورت چه اتفاقی برای جامعه رخ میدهد؟ در دوره کرونا اگر کادر درمان مرجعیت نداشتند، چه اتفاقی رخ میداد؟
انتهای پیام