چهارشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۵ | ۱۳:۱۵
رمان، اوج شکوفایی سبک زنانه در ادبیات

یک مدرس زبان و ادبیات فارسی مطرح کرد

رمان، اوج شکوفایی سبک زنانه در ادبیات

خراسان رضوی (ایسنا) - استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی اظهار کرد: «سبک زنانه» و «زنانه‌نویسی» در تمامی ژانرهای ادبی، چه نثر و شعر می‌تواند دیده شود، ولی در گونه ادبی «رمان» به دلیل مفصل‌تر بودن و تنوع شخصیت‌پردازی بسیار در آن، بهره‌گیری از این سبک به اوج خود می‌رسد.

فائزه وزیرنژاد در گفت‌وگو با ایسنا اظهار کرد: «رمان» به نوشته‌های گوناگونی اطلاق می‌شود که تنها وجه مشترکشان در ویژگی‌هایی مانند طولانی بودن، منثور بودن و به شیوه داستانی است. حجیم‌تر و مفصل‌تر بودن رمان نسبت به سایر گونه‌های داستانی، اجازه ورود به شخصیت‌های بیش‌تری را می‌دهد و از این‌رو طرح یا طرح‌های آن پیچیده‌تر و محیط اجتماعی آن تحول بیش‌تری دارد. در رمان سبک و روشی که نویسنده انتخاب می‌کند، باید تمرکزیافته‌تر باشد.

وی ادامه داد: رمان انواع مختلفی دارد که یکی از معروف‌ترین آن‌ها «رمان زنانه‌گرا» است. وقتی از این ترکیب استفاده می‌کنیم، ناخودآگاه «رمان مردانه‌گرا» نیز به ذهن متبادر می‌شود. قائل شدن به این تقسیم‌بندی از آن روست که تجربیات این دو جنس با یک‌دیگر متفاوت است. چراکه هر انسانی خارج از زن و مرد بودن، با توجه به محیط اطراف، موقعیت، خانواده، شرایط رشد، زمان و مکان تولد، تکامل و یادگیری، تجرد یا تأهل، فرزند داشتن یا نداشتن، تجربه‌های گوناگون زندگی، نگاه، بیان، زبان، رفتار و اندیشه‌اش متفاوت با کسانی می‌شود که دارای تجربیات و موقعیت‌های متفاوت با او هستند. وجود تجربیات مختلف برای زن، نگاه او را به شخصیت‌های زن در رمانش عوض می‌کند.

ادبیات زنان در طول تاریخ با فراز و نشیب‌های بسیاری همراه بوده است

او افزود: در سنت رمان‌نویسی، زنان جایگاه خاص خودشان را دارند. سنتی که به حدود ۱۵۰ سال قبل و به «جین آستون» در سال ۱۸۶۹ برمی‌گردد. زنان «مادران رمان» نامیده شده‌اند. آنان امتیازهای خاص بیولوژیک و تجربه‌های خاص زنانه دارند که شامل هم‌دمی، هم‌فکری، عاطفه، احساس و قدرت مشاهده است. تجاربی که معنی و مفهوم تجربه زنانه را به خواننده نشان می‌دهد. «ویرجینیا وولف» این ویژگی‌ها را خصیصه ارزشمند متمایز «دید زنانه» می‌نامد. «شووالتر» اصطلاح «نقد زن‌محور» یا «نقد زنانه» را مطرح می‌کند که دامنه کار آن تاریخ، سبک، درون‌مایه، انواع ادبی و ساختارهای نوشتاری زنان و سیر تحول و تکامل آن است. در نقد «زن‌محور» با زنان به عنوان «نویسنده» روبه‌رو هستیم.

استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی با بیان اینکه در نقد زن‌محور، دوران تحول ادبیات زنان به سه دوره تقسیم می‌شود، توضیح داد: در مرحله نخست یا «Feminine» که بازه زمانی ۱۸۴۰ تا ۱۸۸۰ شامل می‌شود، زنان سعی کردند تا به موقعیت‌های مساوی با مردان دست یابند.

وی افزود: در این دوره لحن، ساختار و دیگر عناصر ادبی تحت تأثیر روش دوگانه استاندارد ادبی بود. در مرحله دوم یا «Feminist» که شامل سال‌های ۱۸۸۰ تا ۱۹۲۰ می‌شود، زنان وصف «هم‌سازی زنانه» را رد کردند و از ادبیاتی سود بردند تا مظلومیت زنان را به نمایش بگذارد. برخی متون تخیلی هم در مورد «آرمان‌شهر زنان» در این دوره شکل می‌گیرد. مرحله پایانی یا «Female» که از سال ۱۹۲۰ به بعد آغاز می‌شود، نویسندگان این دوره دستاوردهای دو دورۀ قبل را رد کردند زیرا آن دو مرحله هر دو بستگی به جهان مردمحور و مذکر داشت. ادبیات این دوره به تجربه زنان به عنوان هنر مستقل زنان می‌نگرد که تحلیل فرهنگی را به سوی تکنیک‌ها و شکل‌های ادبیات زنانه گسترش می‌دهد.

تلاش نویسندگان زن ایرانی برای نگارش ادبیات زنانه

وزیرنژاد با اشاره به اینکه در دوره‌های ابتدایی سنت داستان‌نویسی در ایران، نویسندگان در آثار خود از زن به شکلی خنثی، بسیار خوب و مقدس  یا زنی بد و ناخوب استفاده می‌کردند، بیان کرد: به مرور حضور داستان‌نویسان زن چون شهرنوش پارسی‌پور، غزاله علیزاده، منیرو روانی‌پور، گلی ترقی، بلقیس سلیمانی، فریبا وفی، مهسا محب‌علی، نسیم مرعشی و… باعث شد که شخصیت‌ها و قالب‌های متعددی برای زنان در داستان‌ها خلق شود. ورود شخصیت‌های مختلف زن در آثار این زنان و به طور کلی حضور پررنگ و تاثیرگذار نویسندگان زن موجب شکل‌گیری «رتوریک زنانه» شد.

او ادامه داد: زنان و ادبیات معاصر زنان ایران از دهه‌های ۷۰ و ۸۰ به بعد تلاش می‌کنند تا به مرحله «Female Literature» یا ادبیات زنانه دست یابند. ادبیاتی که در آن زنان و روایت از طرف زنان و زنانه تولید می‌شود که منجر به پدید آمدن واژگان تازه با بسامدهای متفاوت، لحن و شیوه بیان و ساختار تازه در داستان یا شخصیت‌پردازی و زاویۀ دید جدید است.

وی افزود: زنان نقش‌های متنوع‌تری نسبت به مردان در جامعه دارند. نقش‌هایی چون خویشاوندی، همسری، خانه‌داری، بچه‌داری، اقتصادی، اجتماعی و فردی. این نقش‌های متنوع به آن‌ها نگاهی متفاوت می‌دهد و آن‌ها را در جامعه، چند مسئولیتی می‌کند. همین چند نقشی بودن سبب می‌شود احساسی هم باشند. در نهایت این ویژگی‌های اجتماعی آن‌ها را برخوردار از نگرشی جزئی با وصف‌های زیاد کرده است. سبک روایی زنانه کاملا توصیفی است و زنان نویسنده با ذهن جزئی‌بین و دقیق خود می‌توانند خیلی خوب از پس توصیف در این ژانر برآیند.

به گفته وی، زنان در رمان‌نویسی دارای ویژگی‌های سبکی خاصی هستند. شرایط روحی و روانی و نقش‌های زنان در جامعه تأثیر زیادی بر سبک نویسندگی آن‌ها دارد. در رمان‌های زنانه‌گرا، شخصیت اصلی زن است و زنان دیگری هم حول محور زن اصلی و برای تکمیل شخصیت او در داستان حضور دارند.

استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی تصریح کرد: زنان رمان‌نویس در دهه‌های اخیر جایگاه خاصی در عرصه آفرینش‌های ادبی به خود اختصاص داده‌اند. آن‌ها سعی می‌کنند از شخصیت‌های گوناگون زنان و تجربیات روزمره آنان در داستان‌هایشان بهره گیرند. در رمان‌های شب‌های تهران، خانه ادریسی‌ها، طوبی و معنای شب، زنان بدون مردان، عادت می‌کنیم، چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم، بازی آخر بانو، بازی عروس و داماد، خاله بازی، نگران نباش و… با نقش‌های متعددی از زنان روبه‌رو می‌شویم. به عنوان مثال در رمان «طوبی و معنای شب» هر کدام تکمیل‌کننده بعدی دیگر از شخصیت تکامل‌یافته زن رمان هستند یا در رمان «چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم» هر کدام نشانی از زنان زندگی واقعی دارند.

انتهای پیام

آخرین اخبار استان‌ها