نتایج پژوهش جدید نشان داد رویکرد آموزشی مبتنی بر بازی که ریشه در علم یادگیری و نه فقط وظیفه یا کار اضافی در برنامههای روزمره پرمشغله دارد و شیوهای برای آموزش است، میتواند زندگی کودکان را به شکلی بنیادین بهبود بخشد.
بازی برای کودکان عنصری حیاتی در رشد سالم شناختی و اجتماعی-هیجانی است. بازی موجب تقویت خودتنظیمی و عملکردهای اجرایی میشود، مهارتهای قرن بیستویکم مانند همکاری، ارتباطات و تفکر انتقادی را پرورش میدهد، از سلامت اجتماعی-هیجانی حمایت میکند و حتی دستاوردهای تحصیلی مانند رشد اولیه زبان و مهارتهای ریاضی را ارتقا میبخشد.
با این حال، فرصتهای بازی برای کودکان خردسال رو به کاهش است. جاناتان هایت، روانشناس اجتماعی گفت: والدین نگران، فرصتهای بازی مستقل را از بین میبرند و در نتیجه، فرزندانشان زمان کمتری را به بازی در داخل و خارج از خانه اختصاص میدهند که این امر باعث میشود کودکان به افرادی کمتحرکتر، غمگین و مضطربتر تبدیل شوند.
کودکان اغلب به جای اینکه درگیر بازیهای فیزیکی یا حضوری شوند، وقت خود را پای صفحه نمایش میگذرانند. افزایش روزافزون استفاده از فناوری برای نوجوانان بهعنوان بحران تلقی میشود اما در حال حاضر حتی کودکان دو تا هشت ساله نیز روزانه بهطور متوسط، ۲.۵ تا سه ساعت را پای صفحات نمایشی میگذرانند. این افزایش استفاده از صفحات نمایشی باعث ایجاد بحران واقعی بازی خواهد شد، آن هم در زمانی که مشکلات سلامت روان آنان رو به افزایش و سطح شادیشان بهشدت افت کرده است.
علم یادگیری به ما میگوید احیای فرصتهای کودکان برای بازی شاد و هدفمند، با استفاده از رویکرد دقیق و مبتنی بر تحقیق به نام «یادگیری بازیمحور» میتواند پیامدهای تحصیلی و اجتماعی-هیجانی کودکان را بهبود بخشد، آن هم در شرایطی که انجام این کار از اهمیتی ویژه برخوردار است.
تاثیر آموزش مبتنی بر بازی در یادگیری

در کلاسهای درس، آموزش مبتنی بر بازی میتواند برنامه درسی را هم لذتبخش و هم پربار سازد. «بازی هدایتشده» شامل فعالیتهایی است که توسط بزرگسالان آغاز میشوند اما کودکان آنها را هدایت میکنند. این نوع بازی چه در مدرسه و چه خارج از آن، مهارتهای آموزشی را از طریق فعالیتهای دنیای واقعی، مانند دستهبندی مدادشمعیها یا شمردن پول خرد، آموزش میدهد و بازی آزاد به کودکان این امکان را میدهد که بدون وابستگی به زمان یا منابع بزرگسالان، خودشان درباره نحوه بازی تصمیم بگیرند تا حس استقلال و توانایی خودتنظیمی در آنان تقویت شود.
مشخص است که بازی برای کودکان مفید است با این حال آنان حتی از همان دوران مهدکودک و پیشدبستانی، به فرصتهای کمتری برای بازی دسترسی دارند. در طول روز مدرسه، پدیده «مدرسهایشدن» و تاکید بیشازحد بر پیشرفت تحصیلی، اغلب موجب حذف زنگ تفریح و فرصتهای یادگیری کودکان از طریق کاوش میشود. یکی از فرضیهها درباره این کاهش، این است که مربیان تصور میکنند باید میان بازی و یادگیری، یکی را انتخاب کنند. این دوگانگی نادرست به کودکان آسیب میزند و این واقعیت را نادیده میگیرد که علم مدتهاست آن را دریافته که برای کودکان خردسال، بازی همان یادگیری است.
بر اساس گزارش یونیسف، بازیهای پرتحرک و فعالیتهای بدنی، نظیر زنگ تفریح در فضای باز، مزایای چشمگیری برای کودکان و نوجوانان به همراه دارد. بر اساس اعلام سازمان جهانی بهداشت، فواید فعالیت بدنی برای کودکان و نوجوانان شامل بهبود آمادگی جسمانی، ارتقای عملکردهای شناختی مانند عملکرد تحصیلی و کارکردهای اجرایی، بهبود سلامت روان و کاهش علائم افسردگی است.
بر اساس گزارش نیوامریکا، گنجاندن بازی در برنامه روزانه مدرسه نه تنها تجربه کلاس درس را برای دانشآموزان و معلمان تقویت میکند بلکه میتواند به شیوهای که سیستم آموزشی اغلب در انجام آن مشکل داشته است، بر پیشرفت تحصیلی دانشآموزان نیز تاثیر بگذارد. ارتقای سلامت اجتماعی-هیجانی، میزان مشارکت و شادی کودکان، همزمان با تقویت یادگیریهای بنیادین، هدفی است که همه ما باید مشتاقانه از آن حمایت کنیم.
بازی، رویکردی موثر برای مشارکت دادن کودکان در یادگیری بهعنوان جایگزینی برای روشهای تدریس سنتی است. بازی برای کودکان جذاب است و همین امر آن را به عاملی مهم در فرایند یادگیری آنان تبدیل میکند و همچنین نقش مهمی در ارتقای رشد جسمی، ذهنی، شناختی، اجتماعی و عاطفی کودکان دارد. کودکان بیشتر احتمال دارد فعالیتهای یادگیری را انتخاب کنند که از آنها لذت میبرند و تجربیات یادگیری لذتبخش را به خاطر بسپارند.
سالهاست که در سیاستهای اجتماعی و آموزشی بر یادگیری دانشآموزمحور تاکید میشود. از ایجاد محیطهای یادگیری گرفته تا طراحی محتوای آموزشی و اجرای فعالیتهای یادگیری، رویکرد یادگیری دانشآموزمحور بر نیازهای دانشآموزان تمرکز دارد.
بر اساس گزارش فرانتیرزاین، بسیاری از مربیان از اهمیت تحریک انگیزه ذاتی دانشآموزان برای افزایش عملکرد یادگیری آنان آگاه هستند. شواهد در مورد رشد کودک واضح است، هنگامی که کودکان تشویق میشوند در مدرسه و خانه و در طبیعت بازی کنند، یادگیری، سلامت و رفاه آنان و حتی آیندهشان بهبود مییابد. بازی، مهارتهای شناختی و اجتماعی مورد نیاز کودکان که طیف وسیعی از عملکردهای اجرایی و حل مسئله، همکاری، تخیل و نوآوری را شامل میشوند، برای شکوفایی در دوران بزرگسالی را پرورش میدهد.
باعث نگرانی است که بازی بهسرعت در حال محو شدن از زندگی بسیاری از کودکان است. در برخی کشورها، بازی تقریبا از مدارس حذف شده و اولویت بازی در سیاستگذاریها و تصمیمگیریهای آموزشی جهانی، با وجود مزایای اثبات شده، بهطور فزایندهای کاهش یافته است. برخی کودکان حتی دیگر نمیدانند چگونه بازی کنند زیرا به دلیل عدم تمرین، این مهارت را از دست دادهاند. معلمان گزارش کردند وقتی از برخی کودکان خواسته میشود بازی کنند، آنان نمیدانند چه کار کنند.
اهمیت سواد بازی

این فقدان «سواد بازی»، فرصتهای کودکان را برای پرورش تخیل، خلاقیت، تابآوری و دستیابی به سلامت جسمی و روانی کاهش میدهد که همگی این فرصتها در بازی تقویت میشوند. برای کودکانی که بخش زیادی از زندگی خود را در محرومیت از بازی سپری کردهاند، باید بازی کردن را آموزش دهیم و این کار با فراهم کردن زمان، فضا، ابزار و تشویق لازم برای بازی میسر میشود.
ما شاهد تغییر مسیر تجربیات دوران کودکی به سوی دنیای دیجیتال و در نتیجه، دگرگونی ماهیت بازی هستیم. صفحات نمایشی به بخش مهمی از نحوه گذران وقت بسیاری از کودکان تبدیل شدهاند و اغلب جایگزین و نه مکمل اشکال فیزیکی و اجتماعی بازی میشوند. امروزه، مفهوم بازی ممکن است تصویری از کودکان و نوجوانان غرق شده در بازیهای موجود در دستگاههای دارای صفحه نمایش را در ذهن تداعی کند اما همه انواع بازیهای دیجیتال یکسان نیستند. بازیهای دیجیتال میتوانند به صورت انفرادی یا گروهی انجام شوند و اگرچه برخی از این بازیها قادر به تقویت مهارتهایی همچون خلاقیت، کار تیمی و تفکر راهبردی هستند اما میتوانند موجب انزوا و اعتیاد نیز شده و پیامدهای منفی ازجمله تاثیر بر سلامت اجتماعی-عاطفی، به همراه داشته باشند.
دنیای دیجیتال فرصتهای فراوانی برای سرگرمی، ماجراجویی، کشف و یادگیری در اختیار کودکان قرار میدهد و آموزههای حاصل از یادگیری و بازیهای دیجیتال را میتوان در دنیای واقعی نیز به کار گرفت. رویکرد بازیگونه، مزیت محسوب میشود و «بازیسازی» به دلیل توانایی در ایجاد تعامل و انگیزه، بسیار مورد توجه است و آن روحیه شادی، سرگرمی و کشف را میتوان به کلاسهای درس فیزیکی و فضاهای مدرسه در تمام حوزههای موضوعی و سنین، بدون فدا کردن دقت تحصیلی، گسترش داد.
اولویت دادن به بازی، مزایای گوناگونی برای کودکان ازجمله کمک به گسترش دایره واژگان و مدیریت هیجانات شدید با بروز مشکلات رفتاری کمتر به همراه دارد. بازی همچنین به رشد شناختی، اجتماعی و عاطفی کودکان کمک میکند اما بازی همیشه در کلاسهای درس مورد توجه قرار نمیگیرد، حتی زمانی که صحبت از کودکان بسیار خردسال در میان است.
محققان اظهار کردند حضور در برنامههای آموزشی مبتنی بر بازی در دوران کودکی به کودکان کمک میکند تا مهارتهای تنظیم هیجان، آگاهی اجتماعی و حل مسئله را در خود تقویت کنند و در مراحل بعدی تحصیل در مقطع ابتدایی از این تواناییها بهرهمند شوند.
آمادهسازی کودکان برای مدرسه و زندگی

نتایج تحقیقات انجام شده در ۲۰۱۵ نشان داد کودکان شرکتکننده در برنامه پیشدبستانی مبتنی بر بازی در مقایسه با همسالان خود که در برنامه پیشدبستانی سنتیتر شرکت کردند، در سنجش واژگان و استفاده از دستور زبان نمرات بالاتری کسب کردند.
بر اساس گزارش کانورسیشن، گروه دیگری از محققان در ۲۰۲۱ مصاحبههای عمیقی با والدین و معلمان مهدکودک چهار کودکی که در یک پیشدبستانی مبتنی بر بازی شرکت کرده بودند، انجام دادند. سه معلم مهدکودک، کودکان را خودمحور و مشتاق یادگیری توصیف کردند. یکی از معلمان از روشنفکری کودکان صحبت کرد و همچنین کودکان بهعنوان افرادی ماهر در هدایت موقعیتهای اجتماعی، دلسوز و همدل توصیف شدند.
انتهای پیام
