دوشنبه ۳۰ شهریور ۱۴۰۵ | ۰۷:۴۲
منبع: نمایندگی لرستان
یک دکترای جامعه‌شناسی: بافت شهری زیربنای هویت و احساس تعلق شهروندان است

فرصتی برای بازآفرینی شهر؛ از کالبد تا هویت اجتماعی

یک دکترای جامعه‌شناسی: بافت شهری زیربنای هویت و احساس تعلق شهروندان است

لرستان (ایسنا) - یک دکترای جامعه‌شناسی با تأکید بر اینکه شهر تنها مجموعه‌ای از خیابان‌ها، ساختمان‌ها و فضاهای سبز نیست، گفت: شهر یک سازمان اجتماعی است و کیفیت بافت شهری نقشی تعیین‌کننده در شکل‌گیری هویت اجتماعی، احساس تعلق و روابط میان شهروندان دارد.

مسعود آذرخوش در گفت‌وگو با ایسنا اظهار کرد: از منظر جامعه‌شناسی شهری، هویت هر شهر با بافت فیزیکی آن، از جمله معماری، میادین، محلات و فضاهای عمومی، پیوندی عمیق دارد. در واقع، ما فضا را می‌سازیم و در ادامه همین فضا، سبک زندگی، رفتارها و هویت ما را شکل می‌دهد.

وی افزود: بافت‌های تاریخی و محلات قدیمی، حامل خاطرات مشترک و سرمایه اجتماعی شهر هستند. هرگاه این بافت‌های اصیل حفظ شوند، شهروندان احساس می‌کنند ریشه در آن شهر، آب و خاک دارند و همین موضوع، احساس تعلق و مسئولیت‌پذیری آنان را نسبت به شهر تقویت می‌کند.

فضاهای عمومی سنتی، بستر شکل‌گیری هویت جمعی

این جامعه‌شناس ادامه داد: در بافت‌های سنتی، بازارها، گذرها، میدان‌ها و فضاهای عمومی امکان تعاملات چهره‌به‌چهره را فراهم می‌کردند و همین ارتباطات روزمره به شکل‌گیری هویت جمعی منجر می‌شد. اما در بسیاری از شهرهای مدرن که طراحی آن‌ها بر محور خودرو صورت گرفته، تعاملات اجتماعی کاهش یافته و فردگرایی تقویت شده است.

آذرخوش تصریح کرد: بافت شهری به هویت انسان نفوذ می‌کند؛ به گونه‌ای که افراد خود را با محله و شهرشان معرفی می‌کنند و می‌گویند «من بچه فلان محله هستم». این هویت مکان‌مند موجب می‌شود شهروندان خود را مالک و مسئول شهر بدانند، نه صرفاً مهمان آن.

مدرن‌سازی نباید به قیمت حذف هویت شهر تمام شود

وی با بیان اینکه نوسازی نباید به معنای تخریب هویت تاریخی شهر باشد، گفت: هرگونه تغییر در بافت شهری در واقع نوعی جراحی اجتماعی است. پیش از هر اقدام عمرانی باید بررسی شود که ساخت‌وسازهای جدید چگونه می‌توانند روابط اجتماعی را تقویت کرده و مردم را به یکدیگر نزدیک‌تر کنند.

این دکترای جامعه‌شناسی افزود: شهری که در آن خاطره‌ای شکل نگیرد و فضایی برای نشستن، گفت‌وگو و دورهمی شهروندان طراحی نشده باشد، دیگر شهر نیست؛ بلکه تنها خوابگاهی بزرگ برای سکونت افراد است. برای داشتن شهری مسئولیت‌پذیر، ابتدا باید شهرهایی با احساس و دارای روح اجتماعی بسازیم.

بافت فرسوده؛ فقط یک مشکل کالبدی نیست

آذرخوش در پاسخ به این پرسش که آیا فرسودگی بافت شهری می‌تواند زمینه‌ساز افزایش آسیب‌های اجتماعی باشد، گفت: شهر موجودی زنده است و بافت فرسوده تنها یک معضل کالبدی محسوب نمی‌شود، بلکه یک محیط اجتماعی است که بر رفتار افراد تأثیر می‌گذارد.

وی توضیح داد: هنگامی که محیط شهری رها شده، نازیبا و فاقد رسیدگی باشد، این پیام را به ساکنان منتقل می‌کند که نظارت، نظم و قانون اهمیت چندانی ندارد. چنین احساسی زمینه ایجاد بی‌هنجاری را فراهم کرده و می‌تواند آغازگر بسیاری از آسیب‌های اجتماعی باشد.

کاهش نظارت اجتماعی، بستر بروز بزهکاری

این جامعه‌شناس همچنین با اشاره به نقش نظارت غیررسمی در کاهش آسیب‌ها گفت: در بسیاری از بافت‌های فرسوده، به‌دلیل مهاجرت طبقه متوسط و تضعیف روابط همسایگی، نظارت اجتماعی نیز کاهش یافته است. زمانی که فرد احساس کند کسی او را نمی‌بیند، احتمال ارتکاب رفتارهای بزهکارانه افزایش می‌یابد.

وی ادامه داد: کوچه‌های بن‌بست، خانه‌های متروکه، فضاهای رها شده و خیابان‌های کم‌رفت‌وآمد، فرصت مناسبی برای فعالیت مجرمان ایجاد می‌کنند و در نتیجه احساس ناامنی در میان شهروندان افزایش می‌یابد. تداوم این وضعیت موجب بازتولید و نهادینه شدن آسیب‌های اجتماعی خواهد شد.

آذرخوش تأکید کرد: البته جغرافیا سرنوشت قطعی نیست. اگر بافت شهری به‌درستی بازآفرینی و درمان شود، بسیاری از آسیب‌های اجتماعی نیز به‌تدریج کاهش پیدا می‌کنند، زیرا بسترهای وقوع جرم از میان خواهد رفت.

فرسودگی کالبدی را با فرسودگی اجتماعی اشتباه نگیریم

وی درباره تفاوت‌های اجتماعی میان ساکنان محلات قدیمی و محلات نوساز گفت: در محلات قدیمی، پیوندهای اجتماعی عمودی و افقی قوی‌تر است، همسایگان یکدیگر را می‌شناسند و نظارت غیررسمی در سطح محله جریان دارد؛ موضوعی که امنیت و حس تعلق را افزایش می‌دهد.

این دکترای جامعه‌شناسی افزود: نباید فرسودگی کالبدی را با فرسودگی اجتماعی یکسان دانست. در بسیاری از بافت‌های فرسوده، اگرچه ساختمان‌ها قدیمی هستند، اما سرمایه اجتماعی، اعتماد و روابط انسانی همچنان زنده و پویاست.

محلات نوساز؛ مدرن اما گرفتار غریبگی اجتماعی

آذرخوش اظهار کرد: در محلات نوساز، هرچند زیرساخت‌ها و تأسیسات مدرن‌تر هستند، اما روابط اجتماعی ضعیف‌تر شده و پدیده خلوت‌گزینی و انزوای اجتماعی بیشتر مشاهده می‌شود. افراد بیشتر در فضای خصوصی خود محصور هستند و گسست اجتماعی در این محلات محسوس‌تر است.

وی در ادامه گفت: در چنین محله‌هایی، افراد بیشتر به شهر تعلق دارند تا به محله و همسایگان خود. در مقابل، در بافت‌های سنتی، خانواده‌ها نسل به نسل در کنار یکدیگر زندگی کرده و شناخت متقابلی از هم دارند؛ هرچند ورود افراد جدید ممکن است تنش‌های فرهنگی ایجاد کند، اما همزیستی اجتماعی همچنان حفظ می‌شود.

نوسازی بدون حفظ روابط انسانی محکوم به شکست است

این جامعه‌شناس خاطرنشان کرد: در محلات مدرن، جایگاه اجتماعی افراد بیش از آنکه بر سابقه خانوادگی و ریشه‌های محلی استوار باشد، بر شغل، درآمد و موقعیت اقتصادی آنان بنا شده است. از منظر جامعه‌شناسی، نوسازی کالبدی شهر نباید به نابودی بافت اجتماعی منجر شود.

وی تأکید کرد: نوسازی بدون توجه به تاب‌آوری اجتماعی و سرمایه انسانی، موفق نخواهد بود. باید روح محله و روابط انسانی را در کالبد مدرن شهر تزریق کنیم، چرا که شهر صرفاً مجموعه‌ای از ساختمان‌ها نیست؛ شهر، شبکه‌ای از روابط انسانی است که میان شهروندان شکل می‌گیرد.

انتهای پیام

آخرین اخبار استان‌ها