با گذشت چند دهه از جنگ هشتساله ایران و رژیم بعث، مفهوم «دفاع مقدس» همچنان یکی از موضوعات مهم در روایت تاریخ معاصر ایران است؛ مفهومی که در سالهای اخیر و همزمان با تجربه جنگهای جدید، بار دیگر مورد توجه قرار گرفته است. تفاوت میان جنگ و دفاع، تغییر شکل حضور مردم در میدان نبرد و نقش پررنگ رسانهها و شبکههای اجتماعی، از جمله موضوعاتی است که در بررسی این مفهوم مطرح میشود.
در جنگهای اخیر، علاوه بر میدان نظامی، فضای رسانهای و مجازی نیز به عرصهای برای روایت و اثرگذاری بر افکار عمومی تبدیل شده است. از سوی دیگر، نحوه انتقال تجربه دفاع مقدس هشتساله به نسل جوانی که آن دوران را تجربه نکرده، با پرسشهایی درباره زبان و شیوه روایت همراه است.
حجتالاسلاموالمسلمین محمد لطفی نیاسر، رئیس ستاد کنگره ملی شهدای استان قم، با بررسی این تفاوتها، بر ضرورت استفاده از ظرفیت نسل جوان و شیوههای نوین روایتگری برای انتقال مفاهیم دفاع، مقاومت و حفظ حافظه تاریخی تأکید دارد. در ادامه، مشروح گفتوگوی ایسنا با وی درباره مفهوم دفاع مقدس، تحولات جنگ و نقش رسانه و نسل جوان در روایت آن را میخوانید:
ایسنا: لطفا کلمه «دفاع مقدس» را برای ما شرح دهید و چه تفاوتی میان دفاع مقدس و جنگ تحمیلی وجود دارد؟
یک تفاوت ماهوی میان دفاع مقدس و جنگ وجود دارد؛ جنگ روحیهای خشن دارد و دارای اهداف مادی است، یعنی قدرتها و افراد مختلف با ایجاد جنگ سعی میکنند به اهدافی مانند دستیابی به منابع یا اهداف مادی خود برسند، اما در دفاع مقدس، نخستین امر این است که شما به هیچ وجه آغازکننده جنگ نیستید و شما برای مقابله با دشمن وارد دفاع میشوید.
در دفاع مقدس از ارزشهای والا دفاع میشود، به تبع درگیری با دشمن موضوعات دنیایی مانند حفظ خاک و امنیت نیز به وجود میآید، اما استانداردهای دفاع مقدس جمهوری اسلامی در زمانهای مختلف، چه دفاع مقدس اول، دوم و دفاع مقدس سوم؛ در کنار مفاهیم آسمانی آن، مفاهیم دنیوی نیز وجود داشته است، درواقع ما برای انسانیت انسان، برای اعتلای کلمه الله و برای اینکه مستضعفین زیر بار ظلم و جور نروند دفاع میکنیم و در مقابل قدرتهای شیطانی مقاومت میکنیم تا این قدرتها؛ انسانها را تسخیر نکنند.
ایسنا: مفهوم دفاع مقدس آیا در طی جنگهای مختلفی که ایران از سر گذرانده، از جنگ هشتساله تا جنگهای امروز، تغییر کرده است؟ آیا مفهوم «دفاع مقدس» به جنگ تحمیلی پیوند خورده؟
مفاهیم دفاع مقدس میان دفاعهای سهگانه، یعنی دفاع مقدس هشتساله، ۱۲روزه و ۴۰ روزه تغییری ایجاد نشده است، البته تعبیر «جنگ تحمیلی۴۰ روزه» به نظرم غلط است، زیرا هم اکنون جنگ ادامه دارد و به تعبیر سخنگوی وزارت امور خارجه، وقتی ما همچنان در محاصره هستیم، یعنی در وضعیت جنگی قرار داریم. آرمانها و اهداف جنگ تحمیلی دوم و سوم همان آرمانها و اهداف دفاع مقدس هشت ساله است.
منابع، سرمایه، نظام و خواستههای یک ملت توسط یک قدرت متجاوز مورد تهدید و هدف قرار گرفته و به دنبال نابودی شما است که دشمن در دفاع مقدس هشتساله نیز همین اهداف را پیگیری میکرد، اما در ساختارها مقداری تغییر ایجاد شده است، به طور مثال، یکی از ساختارهایی که با توجه به تغییر نوع جنگها متفاوت شده است، نحوه حضور مردم است. مردم یک زمانی، به تعبیر نظامیها، در «لجمن» بودند؛ یعنی در لبه جلویی نبرد با دشمن قرار داشتند و پای خاکریز بودند؛ مردم عادی، کاسب و بازاری، روحانی، دانشآموز، دانشجو، استاد دانشگاه و پزشک، زمانی پای سنگر نبرد و در همان خاکریز اول و سنگر کمین حضور داشتند.
اما در حال حاضر ساختار نظامی به گونهای است که نیروهای متخصص نظامی به صورت مستقیم و رو در رو در حال جنگ هستند. نیروهای هوایی، هوافضا، موشکی و نیروهای دریایی در میدان هستند و حضور مردم در این دو دفاع مقدسی که پشت سر گذاشتهایم، بیشتر به شکل حضور خیابانی و پشتیبانی معنوی است که مردم با فریادهای خود، نزدیک به ۲۰۰ شب، آن را به اثبات رساندند.
بنابراین در آرمانها و اهداف، تغییری ایجاد نشده، اما در ساختارها، به طور طبیعی با تغییراتی که در جنگها ایجاد شده، تفاوتهایی به وجود آمده که یکی از مهمترین آنها نحوه حضور مردم است، البته ما در دفاع مقدس هشتساله با فقر و محرومیت و نبود تجهیزات مواجه بودیم؛ حتی برای یک سیم خاردار باید التماس میکردیم، در اوایل جنگ، اگر نیرویی اعزام میشد، ممکن بود حتی نیاز داشته باشد اسلحهاش را از سنگر دشمن تهیه کند؛ یعنی برای به دست آوردن یک کلاشینکف باید به سنگر دشمن میرفت.
اما در این دو جنگ اخیر، متکی به خودمان هستیم و تمام سیستمهایی را که نیاز داریم، در اختیار داریم و هر زمان هم که خواستهایم آنها را بهروزرسانی کردهایم، با هر ساختاری که در نظر داشتیم، عمل کردهایم و اکنون در میدان دشمن بازی نمیکنیم، بلکه دشمن باید در میدان ما بازی کند.
ایسنا: در جنگ هشتساله، ورود نظامی به خاک کشور و اشغال بخشهایی از سرزمین را داشتیم، اما در دو جنگ اخیر، بخشی از آثار جنگ از طریق رسانه منتقل میشود. به نظر شما این تفاوت در شکل جنگ، چه اثری بر جامعه دارد؟ آیا آثار جنگ هشتساله بر جامعه با آثاری که دو جنگ اخیر داشتهاند، از لحاظ هویتی یا ساختاری متفاوت است؟
ساختار رسانهای در جنگ اول نیز متناسب با جامعه همان روز بود، همانطور که امروز با شبکههای اجتماعی مخالف مواجه هستیم، در آن دوره نیز رادیوها همین کار را انجام میدادند، آن زمان با رادیوی بیبیسی، اسرائیل، رادیو مربوط به منافقین و عراق مواجه بودید، یعنی در ماهیت اصلی جنگ رسانهای تفاوتی وجود ندارد.
یکی از شاخههای اصلی جنگهای جدید و به تبع آن، دفاعهای مقدس جدید، مبارزه و نبرد در سکوها و فضاهای مجازی است که مبارزهای بسیار پیچیده و سختی است، اگر در جنگ تحمیلی هشت ساله مردم نمیتوانستند در بخش رسانه حضور فعال داشته باشند، در جنگهای تحمیلی دوم و سوم؛ مردم به صورت موثر نقشآفرینی کردند.
ما شاهد نوآوری و مقابله مردمی با جنگ شناختی دشمن هستیم، به عنوان مثال انیمیشنهای لگویی یا نمونههای مشابه پشتوانه دولتی یا نظامی ندارد و انواع پستها در سکوهایی مانند روبیکا و اینستاگرام یا ایتا و تلگرام و دیگر سکوها تولیدات مردمی هستند، درواقع خود مردم رسانه هستند و رسانه اکنون در اختیار مردم است.
بنابراین، در زمان دفاع مقدس هشت ساله نیز نبرد رسانهای وجود داشت، اما مردم در آن فعال نبودند و بیشتر در میدان حضور داشتند، اما اکنون مردم در میدان نظامی فعال نیستند، اما در خیابان، یعنی از طریق حضور خیابانی و در سکوهای رسانهای و شبکههای اجتماعی از کشور خود دفاع میکنند، در واقع جابهجایی در نقشها و شیوه حضور مردم ایجاد شده، اما همچنان همه این کنشگریها در کنار یکدیگر وجود دارند و یک بسته را تشکیل میدهند.
ایسنا: چه زمانی جنگ به یک روایت هویتی برای یک ملت تبدیل میشود؟
هر اتفاق بزرگی که کل جامعه را تحت تأثیر قرار دهد، تولید روایت میکند و جنگها نیز یکی از عوامل تولیدکننده روایت در هر کشوری هستند، جنگهای کوچک و بزرگ تفاوتی از نظر تولید روایت ندارند و اگر کشوری درگیر جنگ شود، ادبیات خاص آن نیز تولید میشود. در دفاع مقدس هشتساله، عمق فاجعه در داخل کشور یکسان نبود و عمق جنگ و دفاع در بسیاری از شهرها وجود نداشت.
اگر شهری در تیررس بمباران رژیم بعثی نبود، میتوانست فارغ از جنگ، فقط به پشتیبانی از جنگ فکر کند و اصلا تحت تأثیر مستقیم جنگ قرار نگیرد، البته طول زمان جنگ تحمیلی اول زیاد بود و همین طول زمانی باعث میشد مردم بهتدریج فشارهای اقتصادی و اجتماعی و اتفاقاتی را که در کشورشان رخ میدهد، درک کنند، اما جنگهای امروز طول زمانی کمتری دارند، اما عمق اجتماعی، عمق راهبردی و عمق میدان عملیاتی گستردهتری دارند.
در جنگ تحمیلی دوم و سوم، مردم از همان لحظه اول جنگ به صورت مستمر درگیر هستند و چون دشمن نمیتواند نیروی نظامی شما را از کار بیندازد و میداند دفاع مردمی از نیروی نظامی و میدانی بسیار مؤثر است، سعی میکند عمق هجوم خود را تا داخل شهرها پیش ببرد و یکی از دلایل حمله به مراکز و افراد غیرنظامی مانند هدف قرار دادن مجلس عروسی، ناتوانی دشمن در برابر ایران است، درواقع دشمن سعی دارد با هدف قرار دادن اجتماعات و بدنه غیرنظامی، عمق میدان را گسترش دهد.
آمریکاییها و اسرائیلیها گمان میکردند با کوتاه کردن عمر جنگ و ادامه فعالیت در عمق میدان میتوانند ظرف سه روز یا یک هفته جنگ را تمام کنند، در واقع آنها بر عمق میدان حساب کرده بودند، نه طول زمان، آنها فکر میکردند جنگ یک هفتهای تمام میشود، آنها روی این حساب کرده بودند که با گسترش عمق میدان، بتوانند جامعه را تحت تأثیر قرار دهند، اما مردم اجازه ندادند این اتفاق بیفتد و در واقع، تأثیرگذاری عمق میدان بر طول زمان اثر نگذاشت و طول زمان جنگ نیز حفظ شد.
ایسنا: با توجه به اینکه جنگهای تحمیلی دوم و سوم با دفاع مقدس هشت ساله از لحاظ زمانی و شرایط با یکدیگر متفاوت هستند، آیا روایت جنگ تحمیلی هشتساله میتواند برای نسل جوان امروز تأثیرگذار باشد؟
با توجه به اینکه ما با یک عمق میدان بسیار زیادی مواجه هستیم، اگر بچههای خرمشهر، اهواز و آبادان از روز اول دفاع مقدس هشتساله جنگ را درک کردند و وارد جنگ شدند، هم اکنون بچههای تهران، اصفهان، شیراز، قم و دیگر شهرها از روز اول وارد جنگ شدهاند. به نظر میرسد جوانهای ما خیلی زودتر به کنه جنگ وارد شدند و خیلی زودتر به تولیدات رسانهای رسیدند، آنهایی که پای کار تولیدات رسانهای برای دفاع مقدسهای جدید هستند، جوانها هستند.
روایت دفاع مقدس هشتساله با در نظر گرفتن چند ویژگی میتواند برای نسل امروز مفید باشد، اگر مفاهیمی مانند جنگ، ایستادگی و مقاومت متناسب با ادبیات نسل امروز بیان شود، قطعا موثر خواهد بود. متاسفانه ما هنوز با ادبیات دهه ۴۰ و ۵۰، دفاع مقدس را روایت میکنیم، اگر به دنبال تأثیرگذاری بر نسل جوان هستیم باید با استفاده از ساختارهای امروز با آنها همراه شویم.
یکی از شاخصههای تاثیرگذاری روایتگری بر نسل زد، تبدیل خود او به راوی است، اگر بتوانیم نسل جوانمان را به سمت روایتگری آنچه در دفاع مقدس اتفاق افتاده است، هدایت کنیم، انتقال پیام به این نسل؛ بهتر و راحتتر انجام میشود. نسل جوان ما ادبیاتی را میپسندد که خودش در آن مؤثر باشد، در واقع ادبیاتی که «ایونتی» باشد را میپسندند. ما با نوعی صمیمیت در حوزه انتقال پیام در نسل جدید مواجه هستیم، اما طی نسلهای گذشته، یک نوع قرائت رسمی در حوزه روایت وجود داشت و صمیمیت در روایت، خودآگاه نبود.
باید نظام فکری، از خود گذشتگی و وطن پرستی شهدایی مانند شهید زینالدین که میتوانست به یک کشور خارجی برود و در یک رشته مهم تحصیل کند یا شهید چمران که مجموعه ناسا را رها کرد، با ادبیات و فهم جوان امروزی منتقل شود تا شبه این نسل برطرف شود، همچنین در دهه ۶۰ و پیش از آن، سکوهای انتشار بسیار محدود بود و مخاطب از یکسری منابع مشخص اخبار و اطلاعات را دریافت میکرد، اما اکنون منابع و سکوهای مختلفی برای انتشار اخبار وجود داردو هر سکویی مخاطب خودش را دارد.
اگر میخواهید مؤثر باشید، باید در رسانههای دشمن حرف خود را منتقل کنیم، ممکن است با نقد و حرفهای تند مواجه شوید، اما باید بتوانید بر اساس کامنتها، حرفهای جدیدی بزنید و با منطق جدیدی صحبت کنید، یعنی روش انتقال اطلاعات تغییر پیدا کرده، اما منطق و مفاهیم همانهایی هستند که در اصل، از سال ۶۱ هجری قمری و دوران امام حسین(ع) وجود داشته و در دفاع مقدس نیز وجود داشتهاند که همین مفاهیم اکنون نیز وجود دارند، اما نحوه روایت آنها حتما متفاوت است.
ایسنا: آیا دشمن میتواند با تغییر کلمات، جملهسازیها و حتی دستکاری و تحریف روایتها بر ذهن جوان امروز و تصویری که از جنگهای گذشته داریم، تأثیر بگذارد؟ چگونه میتوان جلوی این مسئله را گرفت؟
یکی از حربههای دشمن روایت غلط است، دشمن وقتی میخواهد مقصر شروع جنگ را به مخاطبان خود معرفی کند از اینجا شروع میکند که چرا نفتکشهای آمریکایی را زدید؟ چون نفتکشها را زدید، جنگ ادامه پیدا کرد. اگر این اندیشه را بتواند در صحنه جنگ و نبرد محکم کند و به جامعه شما القا کند، آن وقت عنصر مزاحم برای صلح؛ ایران میشود، اما سؤال این است که ابتدا زدن نفتکشها بود یا ابتدا نقض تفاهمنامه؟ ابتدا هدف قرار دادن مدرسه میناب بود یا پاسخ ایران به جنایتهای جنگی؟
این دستکاری در روایتها از انقلاب اسلامی وجود داشت، میگویند دلیل جدال آمریکاییها با شما؛ اشغال سفارتشان بود میگویند، اما دخالت و بیاحترامی آمریکاییها از کودتای ۲۸ مرداد و حتی قبلتر را روایت نمیکنند، اگر دشمن بتواند از طریق رسانه با کلمات بازی کند و تاریخ را به شکلی غیرواقعی بیان کند، در واقع روایت را تغییر داده است و هرچه دشمن در کار رسانهای موفق شود و ما نتوانیم جواب او را بدهیم، تأثیرگذاری او در میدان و هزینهاش برای ما بیشتر خواهد شد.
بسیاری از پلتفرمها و سکوها در اختیار دشمن است، قطعا به راحتی میتوانند پستها و محتواهایی که مخالف منافع آنها است را حذف کنند و سختی کار ما شکست دشمن در زمین خود او است، این کار آسان نیست اما رسانههای رسمی، غیررسمی و انسانرسانهها تمام تلاش خود را به کار گرفتند که همین تلاش قابل تحسین است. متاسفانه در بخشهای متفاوت به دلیل مسائل امنیتی، روایت اول را نداریم و بخش بسیاری از روایت اول طرف مقابل نیز با دروغ همراه است.
صراحتا در برخی رسانهها مانند اینترنشنال گفته شده است که ما در هر اتفاقی باید بدترین روایت را منتقل کنیم و در هر روایت تلخی، مقصر را ساختار نظام معرفی کنیم و ما باید فاصله میان امنیت و روایت اول را پر کنیم، البته اقدامات رسانهای مانند موشک صورتی یا نوشتن حرفهای مردم بر بدنه موشکها میتواند فاصله میان به دست گرفتن روایت اول و مسائل امنیتی را از بین ببرد.
بخش دیگر در حوزه روایتگری صحیح، نوع روایت است که بخش زیادی از آن بر دوش جوانان است؛ مانند روایت لگویی یا روایت با استفاده از انیمیشنهای مختلف که این روایتگریها میتواند بخشی از مسیر را تسهیل کند و ما را سریعتر به نتیجه برساند.
انتهای پیام
