به گزارش ایسنا، سیاست برقیسازی صنعت خودرو در ایران که در ابتدا با هدف تحول در نظام حملونقل و مهار مصرف سوخت کلید خورد، به دلیل فقدان استراتژی جامع و غلبه رویکردهای مقطعی، از مسیر توسعه پایدار منحرف شد. این سیاستها بهجای اولویتبخشی به نوسازی ناوگان عمومی و سرمایهگذاری بر پلتفرمهای اقتصادی تولید داخل، با تکیه بر واردات پراکنده مدلهای آماده و گرانقیمت، این فناوری را عملا به کالایی لوکس و دور از دسترس طبقه متوسط تبدیل کرد.
از سوی دیگر، غفلت از الزامات زیرساختی بنیادین اعم از شبکه فراگیر ایستگاههای شارژ، سازوکارهای فنی شارژ خانگی، خدمات پس از فروش، بازیافت باتری و همزمانی این چالشها با ناترازی شبکه برق، کارایی طرحهای اجرایی را با تردید جدی روبهرو کرده است.
در این رابطه، امیرحسن کاکایی - کارشناس صنعت خودرو - در گفتوگو با ایسنا، با تشریح آسیبشناسی سیاستهای اخیر پیرامون ترویج و واردات خودروهای برقی گفت: در سطح بینالمللی، روی آوردن به وسایل نقلیه الکتریکی پس از محاسبات دقیق جامع درباره هزینههای چرخه عمر خودرو و اثرات زیستمحیطی صورت میگیرد و برقیسازی زمانی به نفع اقتصاد ملی و کاهش آلایندگی تمام میشود که برق مصرفی از طریق نیروگاههای تجدیدپذیر و پاک تامین شود.
وی افزود: اگر قرار باشد برق مورد نیاز خودروها با مصرف سوختهای سنگین نظیر مازوت در نیروگاهها تامین شود و همزمان در شبکه انتقال و توزیع کشور شاهد تلفات ۱۸ تا ۲۰ درصدی انرژی باشیم، انتقال بار آلودگی از اگزوز خودرو به دودکش نیروگاهها و اتلاف بالای منابع در طول مسیر، در عمل به زیان کل کشور تمام خواهد شد.
تجربه جهانی برقیسازی؛ حاصل برنامهریزی بلندمدت و مشوقهای واقعی است
این کارشناس صنعت خودرو با بیان اینکه حرکت به سمت خودروهای برقی در دنیا فرایندی یکشبه و دستوری نبوده، گفت: کشورهایی نظیر چین و آمریکا بیش از بیست سال است که روی این فناوری سرمایهگذاری کردهاند و حتی دولتها در این کشورها مشوقهای مستقیم هفت تا ۱۰ هزار دلاری، معافیتهای مالیاتی بلندمدت و امتیازات ویژهای نظیر تردد رایگان در محدودههای با آلایندگی صفر را برای خریداران وضع کردند تا هزینه بهرهبرداری در طول زمان کاهش یابد و تقاضا به حد نصاب لازم برای توجیهپذیری سرمایهگذاری بخش خصوصی در ایستگاههای شارژ برسد.
کاکایی خاطرنشان کرد: نکته مهم دیگر، واقعی بودن بهای انرژی در کشورهای پیشرو است؛ تفاضل منطقی میان قیمت برق، بنزین و گازوئیل سبب شده تا انگیزه اقتصادی برای مصرفکننده ایجاد شود. با این حال، حتی در کشورهای پیشرفته نیز استقبال از خودروهای تمامبرقی ۱۰۰ درصدی و فراگیر نیست و فناوریهای موازی نظیر هیبریدها و خودروهای با سوخت هیدروژنی پاک، بهعنوان راهحلهای پایدار آینده در دستور کار قرار دارند.
وی با اشاره به ساختار قیمتگذاری انرژی در کشور اظهار کرد: در شرایطی که بنزین در بازار داخلی همچنان با یارانه سنگین عرضه میشود، منطق اقتصادی مصرفکننده تمایلی به تغییر الگو نشان نمیدهد. مصرف بیشتر سوختهای فسیلی در خودروهای احتراق داخلی در واقع به معنای بهرهمندی بیشتر از یارانه دولتی است، در حالی که خرید خودروی برقی نیازمند سرمایهگذاری اولیه بسیار بالا، تحمل ریسک کمبود زیرساخت شارژ، هزینههای سنگین نگهداری باتری و ابهام در خدمات پس از فروش است.
این کارشناس صنعت خودرو ادامه داد: بنابراین، خودروهای برقی وارداتی در شرایط فعلی عمدتا توسط اقشار پردرآمد و بهعنوان خودروی دوم یا چندم خانوار خریداری میشوند و عملا هیچ نقشی در حل مسئله ناترازی بنزین، کاهش مصرف سوخت در ناوگان عمومی یا خدمترسانی به طبقه متوسط ایفا نمیکنند.
تکرار تجربه چالشبرانگیز دوگانهسوزها
کاکایی با بازخوانی تجربه شتابزده گازسوز کردن خودروها در دهه ۸۰ یادآور شد: در دورهای بدون ارزیابی جامع زنجیره ارزش، منابع گستردهای صرف توسعه ناوگان گازسوز و ایجاد مخازن شد؛ اقدامی که بهدلیل آماده نبودن موتورها، تحمیل هزینههای سنگین استهلاک، افت راندمان خودرو، صفهای طولانی سوختگیری و ناکارآمدی زیرساختی در عمل به اهداف تعیینشده نرسید.
وی تصریح کرد: اگر همان سرمایهگذاری و تمرکزی که صرف طرحهای ناقص دوگانهسوز شد، در بخش اصلاح راندمان نیروگاهها و بهینهسازی زیرساختهای انرژی هزینه میشد، امروز کشور با بحران و ناترازی گاز در فصول سرد سال دستبهگریبان نبود. بنابراین، تعیین اهداف بدون مطالعه جامع، هزینههای فرصت جبرانناپذیری را بر اقتصاد کشور تحمیل میکند.
کاکایی در پایان با انتقاد از اقدامات جزیرهای و دستوری در حوزه مدیریت حملونقل شهری گفت: حل معضل ترافیک و آلودگی هوا نیازمند طراحی یک نظام یکپارچه حملونقل چندوجهی شامل مترو، اتوبوسهای پاک و مسیرهای ایمن است و طرحهای نمادین و دستوری نظیر مثل روز بدون خودرو و بستن پارکینگ ادارات بدون فراهم کردن وسایل حملونقل عمومی کارآمد، صرفا موجب سردرگمی شهروندان و افزایش گرههای ترافیکی در خیابانها میشود. بی شک، توسعه حملونقل پاک نیازمند اصلاح ساختار انرژی، توسعه نیروگاههای تجدیدپذیر، استانداردسازی ناوگان عمومی و انجام مطالعات دقیق هزینه-فایده اقتصادی است و پیشبرد این مسیر تنها با اتکا به واردات خودروهای گرانقیمت یا دستورالعملهای اداری، نتیجهای جز اتلاف منابع در پی نخواهد داشت.
انتهای پیام
