سه‌شنبه ۷ مهر ۱۴۰۵ | ۰۷:۱۲
گردشگری کودک؛ ظرفیتی برای شکل‌گیری زنجیره ارزش در سفر

گردشگری کودک؛ ظرفیتی برای شکل‌گیری زنجیره ارزش در سفر

خراسان رضوی (ایسنا) - یک کارشناس ارشد گردشگری با بیان اینکه کودک می‌تواند محرک یک زنجیره ارزش کامل در سفر باشد، گفت: طراحی محصولات و خدمات کودک‌محور می‌تواند از انتخاب مقصد و اقامتگاه تا جاذبه، طول مدت اقامت، رستوران، حمل‌ونقل و خرید را تحت تأثیر قرار دهد و زمینه شکل‌گیری بازاریابی تخصصی در این حوزه را فراهم کند.

زیبا جهانگیر در گفت‌وگو با ایسنا درباره تفاوت گردشگری کودک و گردشگری خانوادگی اظهار کرد: گردشگری کودک در واقع یک رویکرد خانواده‌محور است؛ به این معنا که محصول، مقصد یا تجربه سفر با توجه به ویژگی‌های رشدی کودک، علایق، امنیت، بازی، یادگیری و مشارکت او طراحی می‌شود. در این نوع گردشگری خانواده حضور دارد، اما تجربه کودک موضوع اصلی و محور سفر است.

وی ادامه داد: در گردشگری خانوادگی، خانواده به‌عنوان یک واحد سفر حرکت می‌کند و مقصد و خدمات باید بتوانند نیازهای خانواده و کودک را به‌صورت همزمان پاسخ دهند. برای مثال، ممکن است هتلی دارای اتاق بزرگ، تخت کودک، استخر بازی یا صندلی کودک باشد، اما اگر بخواهیم این موضوع را در یک هتل کودک‌محور بررسی کنیم، علاوه بر این امکانات باید متناسب با سن کودک، بازی ایمن، غذای مناسب کودک، فعالیت‌های آموزشی، خدمات مراقبت از کودک و حضور کارکنان آموزش‌دیده نیز در نظر گرفته شود.

این مدرس گردشگری با بیان اینکه گردشگری کودک لزوماً به معنای سفر بدون والدین نیست، گفت: به هر حال در بسیاری از موارد، به‌ویژه برای کودکان سنین پایین، والد همراه کودک است، اما طراحی سفر باید با سلایق و علایق کودک نیز منطبق باشد.

جهانگیر درباره ظرفیت‌های اقتصادی گردشگری کودک بیان کرد: زمانی که کودک به‌صورت غیرمستقیم بر تصمیم‌های سفر اثرگذار باشد، از انتخاب مقصد و اقامتگاه گرفته تا جاذبه، طول مدت اقامت، رستوران، حمل‌ونقل و خرید، ایجاد محصولات کودک‌محور می‌تواند باعث شکل‌گیری بازاریابی تخصصی برای این گروه شود.

وی افزود: موزه‌ها، پارک‌موزه‌ها، اردوهای یادگیری و تورهایی که میراث فرهنگی برای کودکان برگزار می‌کند، نمونه‌هایی از این ظرفیت‌ها هستند. بنابراین کودک صرفاً یک مصرف‌کننده نیست، بلکه می‌تواند محرک یک زنجیره ارزش کامل در سفر باشد.

این کارشناس ارشد گردشگری در ادامه درباره مهم‌ترین خلأهای صنعت گردشگری در حوزه کودکان اظهار کرد: یکی از مشکلات، کمبود جاذبه‌ها و زیرساخت‌های مناسب برای کودکان است. برای مثال، ممکن است یک شهر شهربازی مناسبی داشته باشد، اما مسیر مناسب برای کالسکه کودک یا سرویس بهداشتی ویژه کودکان وجود نداشته باشد. همچنین به کارکنان آموزش‌دیده نیاز داریم و حتی باید لیدر کودک داشته باشیم.

وی اضافه کرد: در بسیاری از موارد، فضای اقامت متناسب با خانواده‌ها نیز وجود ندارد. برای مثال، وقتی کودک مشغول بازی است، خانواده نمی‌داند از چه فضایی و چه خدماتی می‌تواند استفاده کند. بنابراین استانداردها باید برای کودک مهیا شود که متأسفانه در کشور ما هنوز این استانداردها به‌طور کامل وجود ندارد.

جهانگیر با تأکید بر ضرورت توجه به نظر کودکان در طراحی خدمات گردشگری گفت: ما معمولاً برای کودک تصمیم می‌گیریم، در حالی که خود کودک نمی‌تواند در این تصمیم‌گیری‌ها نقشی داشته باشد. این در حالی است که یونیسف بر مشارکت کودکان در طراحی سیاست‌ها و خدماتی که بر زندگی آن‌ها تأثیر می‌گذارد، تأکید دارد.

وی ادامه داد: در کشورهای پیشرفته، از خود کودک پرسیده می‌شود چه چیزی برای او جذاب است، چه چیزی خسته‌کننده است، از چه چیزی در سفر خوشش نمی‌آید یا از چه چیزی می‌ترسد. وقتی به نظر کودک در طراحی خدماتی که بر زندگی او تأثیر می‌گذارد بها داده شود، می‌توانیم سفرهای بسیار خوب و ایده‌آلی برای کودکان طراحی کنیم.

این مدرس گردشگری، درباره استانداردهای یک مقصد واقعاً کودک‌محور اظهار کرد: در حوزه ایمنی باید ایمنی فضا و تجهیزات، ایمنی در برابر ترافیک و ارتفاع و همچنین ایمنی در برابر آتش‌سوزی را در نظر بگیریم. در حوزه دسترسی نیز باید امکاناتی مانند مسیر مناسب کالسکه کودک، حمل‌ونقل و مسیرهای ساده و قابل دسترس لحاظ شود.

وی افزود: در حوزه سلامت نیز باید آب سالم، غذای سالم، سرویس بهداشتی و خدمات پزشکی در نظر گرفته شود. در حوزه بازی نیز امکان بازی آزاد و سرگرمی‌های مناسب کودکان اهمیت دارد. همچنین باید تناسب سنی رعایت شود و برای گروه‌های سنی مختلف، طراحی‌های متناسب داشته باشیم؛ برای مثال، طراحی یک تجربه برای کودک دو ساله نمی‌تواند مشابه کودک پنج یا ۶ ساله باشد.

جهانگیر ادامه داد: در حوزه مشارکت نیز باید امکان انتخاب، تعامل و شنیده‌شدن کودک را فراهم کنیم و در نهایت در حوزه خانواده نیز باید همزمان تجربه‌ای قابل قبول و راحت برای والدین در نظر گرفته شود.

این کارشناس ارشد گردشگری با بیان اینکه مقصد کودک‌محور باید برای کودک امن، قابل فهم و قابل کشف باشد، گفت: مشارکت‌پذیری و فراگیر بودن مقصد و همچنین تناسب خدمات با سن کودکان از دیگر ویژگی‌هایی است که باید مورد توجه قرار گیرد.

وی درباره تجربه کشورهای موفق در زمینه گردشگری کودک و درس‌هایی که ایران می‌تواند از آن‌ها بگیرد، اظهار کرد: تجربه نشان می‌دهد رویکرد کودک‌محور می‌تواند در سطح شهر، موزه، طبیعت، حمل‌ونقل و اقامت و به‌طور کلی در حکمرانی مقصد مورد توجه قرار گیرد. در کشورهای پیشرفته نیز بر ایمنی، پایداری، مشارکت کودک و همکاری دولت محلی با خانواده‌ها، کسب‌وکارها و جامعه مدنی تأکید بیشتری می‌شود.

جهانگیر ادامه داد: یکی از درس‌هایی که می‌توان از این تجربه گرفت این است که ما الزاماً نیازی به ایجاد جاذبه‌های مصنوعی برای کودکان نداریم؛ چراکه شهرهای تاریخی، روستاهای متعدد، بازارها، کویرها و جنگل‌ها را در اختیار داریم. به شرط آنکه شیوه روایت این جاذبه‌ها تغییر کند و همان‌طور که اشاره کردم، کارشناس کودک یا لیدر کودک بتواند روایت مناسبی برای کودکان ارائه دهد.

وی با اشاره به تفاوت نقش کودک و والد در سفر گفت: کودک مشتری مستقیم ماست، اما والد تصمیم‌گیرنده است؛ بنابراین باید برای هر دو گروه محصول طراحی شود. کودک هیجان، بازی، داستان و امکان انتخاب می‌خواهد، در حالی که خانواده ایمنی، بهداشت، قیمت، کیفیت و آرامشی را که یک تور برای آن‌ها ایجاد می‌کند، بررسی و لحاظ می‌کند.

این مدرس گردشگری افزود: بنابراین در این حوزه می‌توان به‌صورت تخصصی کار کرد. درس دیگری که باید از این موضوع بگیریم این است که به جای اینکه صرفاً بگوییم «کودک‌دوست» هستیم، باید استانداردهای قابل سنجش مشخص کنیم؛ یعنی ایمنی، بهداشت، خدمات، اقامت، غذای کودک، حمل‌ونقل، حفاظت از کودک و پایداری محیط زیست را در نظر بگیریم.

جهانگیر تأکید کرد: نباید فقط بگوییم کودکان را دوست داریم و برای آن‌ها کاری انجام می‌دهیم. هر زمان بتوانیم استانداردهای قابل سنجش را در این حوزه‌ها تعیین و اجرا کنیم، می‌توانیم در زمینه گردشگری کودک پیشرفت قابل توجهی داشته باشیم.

وی در ادامه با اشاره به ضرورت استفاده از متخصصان در طراحی سفرهای کودک اظهار کرد: درک روان‌شناسی و تأمین نیازهای کودک در سفر باید حتماً با کمک متخصصان انجام شود و در این زمینه باید با آن‌ها مشورت کنیم. باید مراحل رشد شناختی کودک را بشناسیم، ابعاد عاطفی و اجتماعی او را در نظر بگیریم، نیازها و علایق گروه‌های سنی مختلف را شناسایی کنیم و تکنیک‌های برقراری ارتباط مؤثر با کودک و همچنین مدیریت رفتار و بحران از منظر روان‌شناسی کودک را بدانیم. این موضوع را در کتابم نیز آورده‌ام و معتقدم مسئله بسیار مهمی است.

این کارشناس ارشد گردشگری با تأکید بر ضرورت طراحی برنامه سفر متناسب با کودکان گفت: باید برای کودکان آیتنری سفر داشته باشیم و مسیر را برای آن‌ها قابل فهم کنیم. باید بتوانیم مرکز اقامت را به آن‌ها معرفی کنیم، درباره حمل‌ونقل و حتی غذاهایی که قرار است بخورند توضیح دهیم؛ برای مثال، از قبل به آن‌ها بگوییم در مقصد قرار است چه غذایی را تجربه کنند. همچنین باید برنامه‌ریزی‌های مربوط به گروه و سفر را برای کودکان توضیح دهیم و مدیریت زمان در تور را نیز متناسب با نوع لیدری که برای کودکان انتخاب می‌کنیم، در نظر بگیریم.

وی درباره ایمنی، بهداشت و امنیت کودکان در سفر نیز بیان کرد: باید پروتکل‌های ایمنی در حمل‌ونقل، اسکان و اماکن مورد بازدید داشته باشیم و بهداشت فردی، تغذیه و مدیریت شرایط اضطراری را در نظر بگیریم. یک تورلیدر کودک باید کمک‌های اولیه را بداند و با نحوه تأمین امنیت کودک در برابر خطرات محیطی و انسانی آشنا باشد و بتواند این موارد را نیز برای کودکان توضیح دهد.

جهانگیر ادامه داد: در برنامه‌های سفر باید سرگرمی و آموزش را نیز در کنار یکدیگر داشته باشیم. لازم است روش‌های یادگیری کودکان را بشناسیم و بازی‌های گروهی، مسابقات آموزشی و قصه‌گویی را در برنامه‌ها طراحی کنیم. همچنین می‌توان از روش‌های خلاقانه و رسانه‌ها و فناوری در سرگرمی‌های سفر برای کودکان استفاده کرد.

وی بر ضرورت توجه به اصول مدیریت در تورهای کودک تأکید کرد و گفت: باید اصول مدیریت و رهبری تورهای کودک را یاد بگیریم و از افراد متخصص استفاده کنیم. همچنین باید استراتژی‌های بازاریابی و برنامه‌سازی برای خانواده‌ها و مدارس داشته باشیم و در کنار آن، به خانواده‌ها آموزش دهیم. قیمت‌گذاری و بودجه‌بندی تور، ارزیابی کیفیت، جمع‌بندی و دریافت بازخورد مشتریان نیز باید مورد توجه قرار گیرد تا مشخص شود کودکان و خانواده‌ها تا چه اندازه از تور و تجربه سفر خود رضایت داشته‌اند و در نهایت بتوانیم نتیجه مطلوبی به دست آوریم.

انتهای پیام 

آخرین اخبار استان‌ها