سه‌شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵ | ۱۰:۱۷
یک لحظه خشم و مکافات بعد از جنایت!

یک لحظه خشم و مکافات بعد از جنایت!

البرز (ایسنا) - «خشم» احساسی طبیعی است که در مواجهه با ناکامی، تهدید یا فشار شکل می‌گیرد. به همه ما از کودکی آموخته‌اند که خشم خود را کنترل کنیم و در برابر هر فشار یا چالشی، خشمگین نشویم. کنترل نکردن این حس آنقدر آسیب‌زننده است که حتی می‌تواند منجر به محو شدن فرد از صحنه روزگار شود.

مرور اخبار چند سال اخیر، تبعات گزاف خشم کنترل نشده در برابر موضوعات پیش‌پا افتاده را به خوبی نشان می‌دهد. فردی که به خاطر یک «چشم تو چشم» شدن در پیاده‌رو، فردی دیگری را کشت و قصاص شد. دو نفر که به خاطر جای پارک خودرو درگیر شدند و یکی «قاتل» شد و یکی «مقتول»، فردی که به خاطر نوبت پمپ بنزین دست به قتل زد و اعدام شد، مردی که فقط به خاطر یک لحظه عصبانیت پس از مشاجره همسرش را به قتل رساند و...

تصور کنید سوژه‌های این اخبار، پیش از آن واکنش هیجانی، یک لحظه به تبعات خشم خود فکر می‌کردند؛ یا آنکه به آنها فقط چند ثانیه فرصت داده می‌شد به عقب برگردند؛ مطمئناً دیگر نه قتلی رخ می‌داد و نه قصاصی و چندین خانواده هم درگیر درد و عذابی دائمی نمی‌شدند.

همه اینها واقعیات امروز جامعه ما هستند و لازم است به خشم کنترل نشده و تبعات آن بیشتر پرداخته شود. در این خصوص با یک وکیل دادگستری گفت و گو کردیم.

الهام دادمهر وکیل پایه یک دادگستری در گفت و گو با ایسنا، گفت: در سال‌هایی که به عنوان وکیل دادگستری با پرونده‌های مختلف کیفری و خانوادگی مواجه بوده‌ام، بارها با موضوعی روبه‌رو شده‌ام که شاید در نگاه اول ساده به نظر برسد، اما گاهی می‌تواند زندگی چند انسان و چند خانواده را برای همیشه تغییر دهد؛ خشم کنترل‌نشده.

وی افزود: بخش قابل توجهی از اختلافاتی که در جامعه شکل می‌گیرد، در ابتدا نه با یک تصمیم برای ارتکاب جرم، بلکه با یک عصبانیت لحظه‌ای آغاز می‌شود؛ یک مشاجره در خیابان، یک نگاه، یک جمله، یک پیام، یک اختلاف خانوادگی یا حتی یک تصادف جزئی. اما مشکل از جایی آغاز می‌شود که انسان در همان چند ثانیه تصمیم می‌گیرد واکنشی نشان دهد که شاید دیگر هیچ راهی برای بازگرداندن نتیجه آن وجود نداشته باشد.

دادمهر ادامه داد: در بسیاری از پرونده‌های کیفری، آنچه در نهایت در برابر قاضی قرار می‌گیرد، با آنچه چند دقیقه یا چند ساعت پیش از وقوع جرم اتفاق افتاده، تفاوت عجیبی دارد. فردی که در ابتدا قصد کشتن، ضرب‌وجرح یا حتی درگیری نداشته، در یک لحظه تحت تأثیر خشم، وارد مشاجره‌ای می‌شود که کنترل آن از دستش خارج می‌شود و ناگهان یک اختلاف ساده، به یک پرونده جنایی تبدیل می‌شود.

وی خاطرنشان کرد: نمونه‌های این اتفاق کم نیست. در یکی از پرونده‌هایی که بازتاب آن در جامعه نیز مورد توجه قرار گرفت، ماجرا از یک اتفاق بسیار ساده در خیابان آغاز شده بود؛ برخورد یک موتورسیکلت با خودرو و شکستن آینه خودرو. اتفاقی که شاید در حالت عادی می‌توانست با یک گفت‌وگوی ساده یا حتی مراجعه به مراجع قانونی خاتمه پیدا کند، اما خشم راننده موجب شد ماجرا ادامه پیدا کند. تعقیب موتورسوار، درگیری و در نهایت برخورد خودرو و مرگ موتورسوار، سرنوشت پرونده را به کلی تغییر داد.

این وکیل دادگستری افزود: در نمونه دیگری نیز اختلاف از یک مسئله بسیار پیش‌پاافتاده آغاز شده بود؛ حتی بدون اینکه میان دو نفر سابقه اختلافی وجود داشته باشد. یک نگاه، یک اعتراض و جمله‌ای که شاید اگر چند ثانیه با خونسردی بیشتری به آن پاسخ داده می‌شد، هیچ اتفاقی پس از آن رخ نمی‌داد. اما مشاجره بالا گرفت، درگیری شکل گرفت و در نهایت یک انسان جان خود را از دست داد و زندگی انسان دیگری نیز برای همیشه از مسیر طبیعی خود خارج شد.

دادمهر همچنین اضافه کرد: اینها نشان می‌دهد که بسیاری از جرایم سنگین، الزاماً با یک تصمیم قبلی و با نیت مجرمانه آغاز نمی‌شوند. گاهی یک رفتار هیجانی و یک تصمیم چندثانیه‌ای، فرد را وارد مسیری می‌کند که پایان آن می‌تواند زندان، قصاص و حتی از دست رفتن جان انسان باشد.

وی خاطرنشان کرد: البته از منظر حقوق کیفری، «عصبانی بودن» به خودی خود موجب از بین رفتن مسئولیت کیفری نیست. قانون، شرایط خاصی را برای مسئولیت کیفری و دفاعیات مربوط به وضعیت روانی یا فقدان اراده در نظر گرفته است و صرف ادعای عصبانیت نمی‌تواند کسی را از مسئولیت عمل خود معاف کند. بنابراین اینکه فرد بگوید «عصبانی بودم و نفهمیدم چه کردم»، اصولاً به معنای بی‌مسئولیتی او در برابر نتیجه رفتارش نیست.

دادمهر با تأکید بر اهمیت پیشگیری و کنترل خشم، گفت: در پرونده‌های خانوادگی نیز بارها شاهد بوده‌ایم که یک اختلاف ساده، با پیام‌های توهین‌آمیز، تهدید، شکایت متقابل و واکنش‌های هیجانی، به مجموعه‌ای از پرونده‌های کیفری و حقوقی تبدیل می‌شود. گاهی زن و شوهری که می‌توانستند اختلاف خود را از طریق گفت‌وگو یا مسیر قانونی حل کنند، آن‌قدر درگیر خشم و انتقام می‌شوند که ماه‌ها و حتی سال‌ها در دادگاه یکدیگر را دنبال می‌کنند؛ در حالی که در نهایت، بیشترین آسیب را خودشان و فرزندانشان متحمل می‌شوند.

این وکیل دادگستری ادامه داد: یکی از مشکلات مهم این است که افراد در لحظه خشم، معمولاً به «نتیجه بعدی» فکر نمی‌کنند. انسان عصبانی بیشتر به پاسخ دادن فکر می‌کند تا پیامد پاسخ خود. راننده‌ای که در خیابان احساس می‌کند به او بی‌احترامی شده، ممکن است با خود بگوید «باید جوابش را بدهم». فردی که در یک اختلاف خانوادگی پیام توهین‌آمیزی دریافت کرده، ممکن است تصمیم بگیرد پاسخ تندتری بدهد. کسی که در یک مشاجره احساس تحقیر کرده، ممکن است بخواهد فقط «یک ضربه» بزند.

وی با بیان اینکه در حقوق کیفری، گاهی همان یک ضربه تمام ماجرا را تغییر می‌دهد، افزود: وقتی ضربه‌ای منجر به مرگ می‌شود، دیگر مسئله یک دعوای ساده نیست. پای اولیای دم، پرونده کیفری، دادگاه، پزشکی قانونی، تحقیقات قضایی و در نهایت قصاص یا سایر آثار سنگین کیفری به میان می‌آید. در این مرحله، جمله «اگر می‌دانستم این اتفاق می‌افتد، هرگز چنین کاری نمی‌کردم» دیگر نمی‌تواند انسانی را که از دست رفته، به زندگی برگرداند.

دادمهر تصریح کرد: از طرف دیگر، خانواده مقتول نیز با یک فقدان جبران‌ناپذیر مواجه می‌شود و خانواده مرتکب نیز ممکن است سال‌ها با تبعات تصمیمی زندگی کنند که در چند ثانیه گرفته شده است. بنابراین در چنین پرونده‌هایی، یک قربانی وجود ندارد؛ یک رفتار خشونت‌آمیز می‌تواند زندگی چندین خانواده را همزمان تح ت تأثیر قرار دهد.

وی توضیح داد: به اعتقاد من، کنترل خشم را باید بخشی از آموزش عمومی حقوق شهروندی دانست. همان‌طور که به مردم می‌گوییم قرارداد خود را بخوانند، از حقوق قانونی خود مطلع باشند یا برای حل اختلاف به مسیر قانونی مراجعه کنند، باید به آنها آموزش دهیم که در یک لحظه عصبانیت، چه کارهایی نباید انجام دهند.

دادمهر گفت: گاهی بهترین تصمیم حقوقی این است که هیچ اقدامی نکنیم؛ چند دقیقه از محل درگیری دور شویم، پاسخ پیام را به زمان دیگری موکول کنیم، خودرو را متوقف نکنیم، طرف مقابل را تعقیب نکنیم، درگیری را ادامه ندهیم و اجازه دهیم موضوع از مسیر قانونی پیگیری شود.

وی تأکید کرد: قانون برای حل اختلاف وجود دارد، اما قانون نمی‌تواند انسانی را که به دلیل یک واکنش چندثانیه‌ای جان خود را از دست داده، به زندگی برگرداند. شاید لازم باشد هرکدام از ما پیش از واکنش در یک لحظه خشم، فقط چند ثانیه از خودمان بپرسیم اگر همین الان کاری که می‌خواهم انجام بدهم، بدترین نتیجه ممکن را داشته باشد، آیا باز هم انجامش می‌دهم؟ گاهی همین چند ثانیه مکث، فاصله میان یک مشاجره ساده و یک پرونده قتل است؛ فاصله میان یک پیام عصبی و یک زندگی آرام؛ و حتی فاصله میان بازگشت به خانه و سال‌ها حضور در زندان.

دادمهر در ادامه گفت: پیشگیری از بسیاری از جرایم خشن فقط وظیفه دستگاه قضایی یا پلیس نیست. خانواده، مدرسه، رسانه و نظام آموزشی نیز در این زمینه مسئولیت دارند. جامعه‌ای که به افرادش یاد بدهد چگونه خشم خود را مدیریت کنند و اختلافاتشان را از مسیر قانونی حل کنند، پیش از آنکه پرونده‌ای تشکیل شود، از وقوع جرم جلوگیری کرده است. بسیاری از پرونده‌های سنگین کیفری شاید در دادگاه آغاز نشده باشند؛ ممکن است چند دقیقه قبل، در یک خیابان، یک خانه یا حتی در یک پیام‌رسان و در اوج عصبانیت آغاز شده باشند و گاهی، بهترین دفاع از آینده خودمان، فقط این است که در همان لحظه، کمی مکث کنیم.

انتهای پیام

آخرین اخبار استان‌ها