به گزارش ایسنا، سه سال پس از هفتم اکتبر ۲۰۲۳، موسسه مطالعات امنیت داخلی رژیم صهیونیستی ارزیابی خود را از توازن قدرت منطقهای و وضعیت امنیت داخلی رژیم صهیونیستی ارائه کرده است. این دیدگاه بر پایه یک پارادوکس بنیادین استوار است: دستاوردهای گسترده نظامی و عملیاتی، تحت الشعاع ناتوانی در تبدیل آنها به یک نتیجه راهبردی قاطع، به زانو درآوردن دشمنان یا دستیابی به ترتیبات سیاسی و امنیتی پایدار قرار گرفتهاند. اگرچه رژیم صهیونیستی برتری نظامی و فناوری خود را به اثبات رسانده و ضربات سنگینی به توانمندیهای دشمنانش وارد کرده است اما هنوز نتوانسته است این دستاوردها را به واقعیتی امنیتی متناسب با حجم نیروی بهکارگرفته شده، تبدیل کند.
طبق گزارش الاخبار، این مؤسسه اعلام کرد: طی سه سال گذشته شاهد پیشرفتهای چشمگیری در توانمندیهای ارتش بودهایم بهویژه در زمینه تلفیق اطلاعات، قدرت آتش، مانور و فناوری و همچنین توانایی اجرای همزمان عملیات در چندین جبهه. اگرچه این امر به ارتش امکان داد تا پس از ناکامی هفتم اکتبر ابتکار عمل نظامی را بازپس گیرد و ضربات سنگینی به ساختارهای نظامی و فرماندهی دشمنان وارد آورد اما تضعیف این دشمنان به معنای از میان رفتن تهدید ناشی از آنها نیست و همچنین تغییری در اهداف آنها ایجاد نمیکند یا آنها را از بازسازی توانمندیهایشان بازنمیدارد.
این تناقض در عرصههای گوناگون درگیری منعکس میشود. در لبنان، ضربات وارده به حزبالله نه به نتیجهای نظامی و قاطع انجامید و نه به راهکاری نهایی که بتواند مقاومت لبنان را از معادلات حذف کند. در غزه نیز عملیات نظامی در ایجاد واقعیتی سیاسی و امنیتی و باثبات که مسیر را برای تعیین سرنوشت این منطقه هموار کند، ناکام ماند. در خصوص رویارویی با ایران نیز آسیبهای وارد شده به برخی توانمندیهای نظامی نه تهدید ایران را از میان برد و نه تغییری تعیین کننده در محاسبات راهبردی تهران ایجاد کرد. هر یک از این دشمنان ساختار، محاسبات، منابع قدرت و ظرفیت خاص خود را برای تحمل و جذب ضربات و خسارات دارند. در نهایت توانایی وارد آوردن ضربات مؤثر در این جبهههای مختلف لزوما به معنای توانایی تغییر شکل محیطهای سیاسی و امنیتی آنها در راستای اهداف رژیم صهیونیستی نیست.
علاوه بر این، ارزیابی این مؤسسه نشان میدهد که دستاوردهای نظامی قدرت بازدارندگی رژیم صهیونیستی را آنگونه که پیشبینی میشد تقویت نکردهاند. این مسئله تحت تأثیر محاسبات طرفهای مقابل در خصوص هزینههای رویارویی، میزان آمادگی آنها برای پذیرش تلفات و اطمینانشان به توانایی مقاومت در برابر حملات و بازسازی است. در نتیجه، با توجه به اینکه عملیاتهای پیشین در ایجاد بازدارندگی پایداری که نیاز به استفاده مکرر از زور را از بین ببرد ناکام ماندهاند، رژیم صهیونیستی با نیازی مبرم به انجام عملیاتهای پیاپی برای جلوگیری از احیای توانمندیهای دشمنان خود مواجه است.
این مؤسسه همچنین بر فشارهای فزاینده ناشی از جنگی طولانیمدت تأکید میکند؛ فشارهایی که مهمترین آنها عبارتند از فشار بر نیروهای عادی و ذخیره، فرسایش آمادگی رزمی، کمبود برخی مهمات و قطعات یدکی و دشواری تداوم بسیج نیروی انسانی در دورههای زمانی طولانی. این شاخصها به معنای از دست رفتن توان رزمی ارتش نیستند بلکه نشان دهنده هزینههای فزاینده حفظ برتری و آمادگی آن برای رویاروییهای آتی است.
در خصوص عامل زمان باید گفت که این عامل لزوما به نفع طرفی که برتری نظامی دارد، عمل نمیکند؛ رژیم صهیونیستی برای تغییر چشمانداز امنیتی به نتایجی قطعی و پایدار نیاز دارد، حال آنکه برای دشمنان آن، صرف حفظ حضور و جلوگیری از دستیابی دشمن به اهدافش ممکن است کفایت کند.
بدین ترتیب به نظر میرسد تداوم برتری عملیاتی با فرسایش راهبردی فزایندهای همراه است؛ وضعیتی که این مؤسسه آن را ناشی از فقدان اهداف سیاسی روشن میداند. اگرچه نیروی نظامی قادر به تضعیف دشمنان است اما به تنهایی توانایی ایجاد راهحلهای سیاسی را ندارد. در همین حال، تنش میان سطوح سیاسی و نظامی، بیانگر دشواری همراستا کردن اهداف، ابزارها و منابع است بهویژه با توجه به اینکه برخی اهداف ممکن است فراتر از توان نیروی نظامی باشند.
پیامدهای این شکاف در عرصه داخلی نیز مشهود است. در نظرسنجی که ماه ژوئن گذشته توسط این مؤسسه انجام شد، ۴۲ درصد از پاسخ دهندگان وضعیت امنیت داخلی را ضعیف یا بسیار ضعیف توصیف کردند، در حالی که ۲۰ درصد آن را خوب یا بسیار خوب ارزیابی کردند. این امر نشان دهنده آن است که دستاوردهای نظامی احساس امنیت و اعتماد عمومی نسبت به مفید بودن تداوم جنگ را ایجاد نکرده است.
انتهای پیام
