مهتاب رجبزاده در گفتوگو با ایسنا، با اشاره به جایگاه حافظ در ادبیات فارسی اظهار کرد: خواجه شمسالدین محمد حافظ شیرازی، شاعر نامدار قرن هشتم هجری، در شیراز بالید و زندگیاش در روزگار پرآشوب پس از ایلخانان و در دوره حکومت آلاینجو و آلمظفر گذشت؛ دورهای که شیراز، با وجود ناامنیهای سیاسی، یکی از مراکز مهم فرهنگی ایران بود.
وی افزود: حافظ در چنین فضایی، با بهرهگیری از میراث ادبی پیشینیان و تسلط بر علوم دینی و ادبی، به زبانی دست یافت که توانست تجربههای فردی و اجتماعی انسان را در قالب غزلهایی ماندگار بیان کند.
این دکترای زبان و ادبیات فارسی با بیان اینکه حافظ، برخلاف برخی شاعران، استاد مشخصی در شعر نداشت، اما از متون ادبی پیش از خود بهره فراوان برد، تصریح کرد: او میراث شاعرانی چون سعدی، خواجوی کرمانی و سلمان ساوجی را در خود جذب کرد و با بازآفرینی این میراث، به جایگاهی رسید که غزل فارسی پس از او، بدون شناخت شعرش بهدرستی فهمیده نمیشود.

رجبزاده ادامه داد: تأثیر خواجوی کرمانی بر غزلهای حافظ، بهویژه در شیوه بیان و قافیهپردازی، آشکار است. با این حال، بزرگی حافظ تنها در پیروی از پیشینیان خلاصه نمیشود؛ هنر او در این بود که سنتهای عاشقانه، عرفانی و انتقادی را در زبانی یکپارچه و چندلایه به هم پیوند زد.
وی خاطرنشان کرد: در شعر حافظ، زبان زاهدانه و صوفیانه در کنار لطافتهای عاشقانه و نگاه انتقادی به جامعه قرار میگیرد. او از یک سو با مفاهیم عرفانی سخن میگوید و از سوی دیگر، با زبان رندانه خود، ریاکاری و ظاهرگرایی را به چالش میکشد. این ترکیب به شعر او ظرفیتی بخشیده است که مخاطب میتواند در هر دوره تاریخی، متناسب با تجربه و دغدغههای خود، معنایی تازه از آن استخراج کند.
راز ماندگاری حافظ؛ از عشق تا اعتراض به ریاکاری
این پژوهشگر ادبی با اشاره به ویژگیهای هنری شعر حافظ گفت: یکی از مهمترین ویژگیهای شعر او، توانایی بیان همزمان چند معناست. ایهام، تلمیح و نمادگرایی در غزلهای حافظ بهگونهای به کار گرفته شدهاند که یک بیت میتواند در سطحی عاشقانه خوانده شود، در سطحی دیگر معنایی عرفانی داشته باشد و در لایهای عمیقتر، نقدی اجتماعی یا سیاسی را در خود جای دهد.
رجبزاده افزود: در شعر حافظ، واژههایی مانند زلف، ساقی، شراب و باده صرفا عناصر توصیفی نیستند؛ این واژهها در سنت شعر فارسی، بهویژه از دورههای پیشین، ظرفیت نمادین پیدا کردهاند و حافظ با هنرمندی، امکان تفسیرهای گوناگون را در آنها حفظ میکند.

وی با بیان اینکه این ویژگی، مخاطب را به مشارکت در فهم شعر دعوت میکند، تاکید کرد: حافظ برخلاف بیانهای تکمعنایی و مستقیم، همهچیز را توضیح نمیدهد و معنای نهایی را در قالب یک پیام قطعی به خواننده تحمیل نمیکند.
این دکترای زبان و ادبیات فارسی با اشاره به نگاه انتقادی حافظ به ریاکاری و زهدفروشی تصریح کرد: در جهان شعر او، ظاهر دیندارانه لزوما نشانه حقیقت نیست و گاه کسی که از فضیلت سخن میگوید، خود از آن بیبهره است.
وی ادامه داد: این نگاه انتقادی، حافظ را به شاعری فراتر از زمانه خود تبدیل کرده است، زیرا دورویی، سوءاستفاده از باورهای مقدس و فاصله میان گفتار و کردار، مسائلی نیستند که به یک دوره تاریخی یا جامعه خاص محدود باشند.
چرا نسل امروز همچنان میتواند با حافظ ارتباط برقرار کند؟
رجبزاده با اشاره به ویژگیهای جهان معاصر تاکید کرد: جهان امروز با تغییرات سریع اجتماعی، گسترش رسانههای دیجیتال و افزایش توجه به فردیت و آزادی اندیشه شناخته میشود. در چنین فضایی، شعر حافظ همچنان قابلیت ارتباط با مخاطب را دارد؛ زیرا پرسشهای بنیادین انسان را مطرح میکند، بیآنکه پاسخهایش را به یک چارچوب بسته محدود کند.

وی افزود: عشق، مرگ، ناپایداری جهان، جستوجوی معنا، نسبت انسان با سرنوشت و کشمکش میان اختیار و جبر، از جمله موضوعاتی هستند که در شعر حافظ حضور دارند و در زندگی انسان معاصر نیز همچنان مطرحاند.
این پژوهشگر ادبی خاطرنشان کرد: حافظ به مخاطب امروز اجازه میدهد که با شعر او گفتوگو کند، با آن موافق یا مخالف باشد و حتی در برداشتهای رایج از ابیاتش تردید کند. این قابلیت بازخوانی، یکی از عوامل اصلی زندهماندن شعر او در دورههای مختلف است.
رجبزاده با بیان اینکه نگاه رندانه حافظ به قدرت و ریاکاری برای نسل امروز جذابیت ویژهای دارد، گفت: نسلی که به اصالت، شفافیت و فاصلهگرفتن از ظاهرسازی اهمیت میدهد، میتواند با بخش مهمی از اندیشه انتقادی حافظ ارتباط برقرار کند.
وی تأکید کرد: البته ماندگاری حافظ را نباید تنها به اعتراض اجتماعی یا آزادیخواهی فروکاست. جهان شعری او از لایههای گوناگون فکری، عاطفی و عرفانی تشکیل شده است و همین پیچیدگی، امکان خوانشهای متنوع را فراهم میکند.
این دکترای زبان و ادبیات فارسی افزود: شعر حافظ همچنین میتواند در لحظات دشوار زندگی، تسکینی برای انسان باشد. توجه او به ناپایداری جهان، بهرهبردن از لحظه و جستوجوی عشق و معنا در میان رنجها، به مخاطب یادآوری میکند که تجربه انسانی، با وجود همه دشواریهایش، همچنان میتواند حامل زیبایی و امید باشد.
روز بزرگداشت حافظ؛ فرصتی برای شناخت یا آئینی تکراری؟
رجبزاده در ادامه با اشاره به نامگذاری ۲۰ مهرماه بهعنوان روز بزرگداشت حافظ تاکید کرد: این مناسبت فرصتی برای یادآوری جایگاه این شاعر در فرهنگ ایرانی است، اما زمانی ارزش واقعی خود را پیدا میکند که از مراسم نمادین فراتر برود و به شناخت عمیقتر شعر و اندیشه او منجر شود.
وی افزود: در روزگار معاصر، برگزاری نشستهای تخصصی، همایشهای علمی، انتشار آثار پژوهشی و توجه رسانهها به حافظ میتواند زمینه آشنایی نسلهای تازه با ادبیات کلاسیک فارسی را فراهم کند. این مناسبت همچنین فرصتی برای معرفی ظرفیتهای ادبیات فارسی در عرصه بینالمللی است.
این پژوهشگر ادبی با اشاره به آسیبهای احتمالی بزرگداشت چهرههای ادبی تصریح کرد: یکی از این آسیبها، محدودشدن آنها به مناسک سالانه است. اگر حافظ تنها در تصاویر آرامگاه، چند قطعه موسیقی، جملات کلیشهای و گرفتن فال خلاصه شود، بخش مهمی از ظرفیت فکری و انتقادی شعر او نادیده گرفته خواهد شد.
رجبزاده ادامه داد: حافظ شاعری نیست که بتوان جهان فکریاش را به چند پند اخلاقی ساده فروکاست. تناقضها، ابهامها و تنشهای معنایی شعر او بخشی از هویت هنریاش هستند و شناخت او مستلزم مواجهه جدی با همین پیچیدگیهاست.
وی خاطرنشان کرد: تقویم میتواند نام حافظ را زنده نگه دارد، اما زندهماندن اندیشه او به خواندن، پرسیدن، نقدکردن و بازاندیشیدن نیاز دارد.
چگونه حافظ را به نسل جدید نزدیک کنیم؟
رجبزاده با تأکید بر ضرورت تغییر شیوههای آشنایی نسل جدید با ادبیات کلاسیک گفت: برای برقراری ارتباط مؤثر میان نسل جدید و شعر حافظ، صرفا تکرار شیوههای سنتی آموزش کافی نیست. حفظکردن ابیات و آموختن آرایههای ادبی، اگر با تجربه زیسته و پرسشهای واقعی دانشآموزان ارتباط پیدا نکند، ممکن است شعر را به موضوعی صرفاً درسی تبدیل کند.
وی افزود: یکی از راهکارها، بازخوانی شعر حافظ بر اساس دغدغههای امروز است. میتوان از مخاطبان جوان پرسید که اگر حافظ در روزگار ما زندگی میکرد، در برابر ریاکاری اجتماعی، نابرابری یا فاصله میان ادعا و عمل چه واکنشی نشان میداد. چنین پرسشهایی بهجای تحمیل یک تفسیر از پیش تعیینشده، زمینه گفتوگو و تفکر مستقل را فراهم میکنند.
این دکترای زبان و ادبیات فارسی با اشاره به نقش رسانههای جدید تاکید کرد: استفاده از قالبهای جدید رسانهای نیز میتواند به این ارتباط کمک کند. ویدئوهای کوتاه برای معرفی یک بیت، پادکستهای روایتمحور درباره زندگی حافظ و شرایط تاریخی شیراز قرن هشتم، و پیوند شعر او با موسیقی و هنرهای تجسمی، راههایی برای نزدیککردن ادبیات کلاسیک به فضای فرهنگی نسل امروز هستند.
رجبزاده ادامه داد: در مدارس نیز میتوان با برگزاری کارگاههای خوانش خلاق، اجرای نمایشی غزلها، بازنویسی طنزآمیز ابیات و تولید پادکستهای دانشآموزی، فرصت مشارکت فعال را افزایش داد.
وی تأکید کرد: هدف از این روشها نباید سادهسازی افراطی شعر حافظ باشد، بلکه باید راهی برای ورود به جهان پیچیده او فراهم شود؛ بهگونهای که مخاطب جوان پس از نخستین مواجهه، انگیزه بیشتری برای مطالعه و فهم عمیقتر شعر پیدا کند.
حافظ؛ شاعری فراتر از مرزهای جغرافیایی
این پژوهشگر ادبی با اشاره به جایگاه جهانی حافظ تاکید کرد: حافظ از شیراز برخاست و به زبان فارسی سرود، اما تأثیر او به مرزهای ایران محدود نماند. شعرش در شبهقاره هند و قلمرو عثمانی خوانده شد و در دورههای بعد، توجه اندیشمندان و ادیبان غربی را نیز به خود جلب کرد.
وی افزود: در شبهقاره هند، غزلهای حافظ مورد توجه دربارها و شاعران قرار گرفت و در شکلگیری سنتهای شعری فارسیزبان تأثیر گذاشت. در قلمرو عثمانی نیز شرحهای متعددی بر دیوان او نوشته شد که از جایگاه شعرش در سنت ادبی و عرفانی آن منطقه حکایت دارد.
رجبزاده با اشاره به تأثیر حافظ بر ادبیات اروپا تصریح کرد: یوهان ولفگانگ فون گوته با خواندن ترجمه آلمانی اشعار حافظ، از جهان فکری او تأثیر پذیرفت و کتاب «دیوان غربی ـ شرقی» را در پیوند با گفتوگوی ادبی میان شرق و غرب پدید آورد.
وی ادامه داد: فریدریش نیچه نیز در شعری خطاب به حافظ، به جهان شعری و نگرش او به زندگی توجه نشان داد. در آمریکا، رالف والدو امرسون از جمله متفکرانی بود که درباره شعر حافظ نوشت و به جایگاه او در ادبیات و اندیشه پرداخت.
این دکترای زبان و ادبیات فارسی خاطرنشان کرد: این توجه بینالمللی نشان میدهد که شعر حافظ ظرفیت عبور از مرزهای زبانی و فرهنگی را دارد. پرسشهایی که او درباره عشق، مرگ، آزادی، ریاکاری و معنای زندگی مطرح میکند، برای انسانهایی با پیشینههای متفاوت نیز قابل درک است.
وی افزود: البته انتقال این ظرفیت به زبانها و فرهنگهای دیگر، به ترجمههایی وابسته است که بتوانند تا حد امکان موسیقی، ظرافتهای زبانی و چندمعنایی شعر او را بازتاب دهند.
حافظ؛ میراثی که با خواندن زنده میماند
رجبزاده در پایان گفت: حافظ تنها شاعری متعلق به گذشته نیست که نامش در تقویم رسمی ثبت شده باشد؛ او بخشی از سنت زنده اندیشیدن و تجربهکردن در زبان فارسی است.
وی با بیان اینکه ماندگاری حافظ را باید در ترکیب کمنظیر زیبایی زبانی، موسیقی شعر، نمادگرایی، عمق عاطفی و نگاه انتقادی جستوجو کرد، گفت: شعر او بهجای آنکه در یک معنای قطعی متوقف شود، در برابر خوانندگان گوناگون افقهای تازهای میگشاید.
این پژوهشگر ادبی تأکید کرد: شاید راز اصلی زندهماندن حافظ در دنیای مدرن همین باشد؛ او درباره انسان سخن میگوید، انسانی که با وجود تغییر زمانه، ابزارهای ارتباطی و شیوههای زندگی، همچنان عاشق میشود، رنج میکشد، در جستوجوی حقیقت است و با فاصله میان ظاهر و باطن دستوپنجه نرم میکند.
وی در پایان خاطرنشان کرد: ازاینرو، بزرگداشت واقعی حافظ نه در ستایش بیوقفه او، بلکه در خواندن دقیق شعرش، پرسشگری درباره اندیشهاش و فراهمکردن امکان گفتوگوی نسلهای تازه با جهان او تحقق پیدا میکند؛ جهانی که همچنان میتواند برای انسان امروز، معنایی تازه و پرسشی تازه به همراه داشته باشد.
انتهای پیام
