برای بسیاری از نابینایان، مشکلات زندگی روزمره تنها به محدودیت بینایی مربوط نیست، بلکه موانع محیطی، دسترسپذیر نبودن خدمات عمومی و نگرشهای نادرست اجتماعی نیز بر استقلال و مشارکت آنان تأثیر میگذارد. در چنین شرایطی، برخورداری از حقوق شهروندی به مطالبهای جدی تبدیل شده است؛ مطالبهای که از رفتوآمد ایمن و دسترسی به آموزش تا اشتغال و استفاده مستقل از خدمات عمومی را در بر میگیرد.
آنچه بیش از همه اهمیت دارد، فاصله میان تأکید بر حقوق برابر و شرایطی است که نابینایان در عمل با آن مواجهاند. عصای سفید به تشخیص موانع کمک میکند، اما جایگزین پیادهرو استاندارد، سامانههای دسترسپذیر، فرصت شغلی برابر و خدمات متناسب با نیازهای این افراد نیست.
مناسبسازی معابر؛ مطالبهای فراتر از نصب مسیرهای برجسته
جواد عزیزی، مرد کمبینا و کارمند یکی از ادارات در گفت و گو با ایسنا، با اشاره به مشکلات رفتوآمد افراد نابینا و کمبینا، مناسبسازی معابر و جلوگیری از اشغال پیادهروها را از مهمترین نیازهای این قشر دانست.
وی اظهار کرد: ناهمواری پیادهروها، وجود چالهها، اختلاف سطح، قرار گرفتن وسایل در مسیر عبور و پارک خودروها در پیادهرو، رفتوآمد مستقل افراد نابینا و کمبینا را با مشکل مواجه میکند. این موانع ممکن است در مسیرهای روزمره نیز وجود داشته باشند و حتی آشنایی قبلی با مسیر، خطر برخورد با موانع جدید را از بین نمیبرد.
عزیزی با بیان اینکه استفاده از عصای سفید بهتنهایی برای تردد ایمن کافی نیست، افزود: عصا به فرد نابینا کمک میکند موانع را تشخیص دهد، اما نمیتواند جایگزین معبر استاندارد و ایمن شود. هنگامی که پیادهرو مسدود است یا موتورسیکلت از مسیر عابران عبور میکند، همچنان احتمال برخورد و آسیب وجود دارد.
وی با اشاره به مشکلات استفاده از حملونقل عمومی ادامه داد: مشخص نبودن محل توقف وسایل نقلیه، دسترسی نداشتن به اطلاعات مسیر و نبود امکانات مناسب در برخی ایستگاهها، استفاده مستقل از حملونقل عمومی را دشوار میکند. این مشکلات ممکن است موجب افزایش هزینه رفتوآمد یا وابستگی بیشتر افراد به همراهان شود.

این کارمند کمبینا با تأکید بر ضرورت مناسبسازی پیوسته معابر تصریح کرد: نصب مسیرهای هدایتکننده در بخشی از پیادهرو، بدون توجه به ادامه مسیر و محل اتصال آن به خیابان یا ساختمانهای عمومی، پاسخگوی نیاز افراد نابینا نیست. مسیرهای ویژه باید استاندارد، پیوسته و عاری از موانع باشند و امکان دسترسی ایمن به مراکز عمومی را فراهم کنند.
عزیزی خاطرنشان کرد: رعایت حقوق افراد نابینا در معابر عمومی تنها وظیفه دستگاههای مسئول نیست و شهروندان نیز باید از قرار دادن وسایل در مسیر عبور یا پارک خودرو و موتورسیکلت در پیادهروها خودداری کنند. مناسبسازی محیط و رعایت حقوق عابران میتواند امکان حضور مستقل افراد نابینا و کمبینا را در جامعه افزایش دهد.
اشتغال نابینایان؛ فاصله میان مهارت و فرصت استخدام
مجید غضنفری، مرد نابینای ۳۴ ساله و جویای کار، با اشاره به مشکلات اشتغال افراد نابینا گفت: پیشداوری درباره توانایی افراد دارای معلولیت، یکی از موانع ورود آنان به بازار کار است و در برخی موارد، نابینایی پیش از بررسی تحصیلات و مهارتهای فرد به عاملی برای محدود شدن فرصتهای شغلی تبدیل میشود.
وی بیان کرد: بسیاری از افراد نابینا توانایی انجام فعالیتهای تخصصی، اداری، آموزشی و رایانهای را دارند، اما برای ورود به بازار کار با موانعی روبهرو میشوند که ارتباط مستقیمی با توانایی حرفهای آنان ندارد. کارفرمایان باید به جای قضاوت بر اساس نوع معلولیت، مهارت، تجربه و توانایی متقاضیان را ملاک استخدام قرار دهند.
غضنفری با بیان اینکه بیکاری علاوه بر مشکلات اقتصادی، استقلال اجتماعی افراد نابینا را نیز تحت تأثیر قرار میدهد، اظهار کرد: نداشتن درآمد مستقل، امکان برنامهریزی برای زندگی و تأمین هزینههای شخصی را محدود میکند و ممکن است وابستگی فرد به خانواده را افزایش دهد. این در حالی است که فراهم شدن فرصت شغلی مناسب میتواند زمینه استفاده از تواناییهای نابینایان و مشارکت بیشتر آنان در جامعه را فراهم کند.
وی با اشاره به نقش فناوری در اشتغال این افراد ادامه داد: نرمافزارهای صفحهخوان و ابزارهای دسترسپذیر امکان انجام بسیاری از فعالیتهای حرفهای را فراهم میکنند، اما ناسازگاری برخی سامانههای اداری و نرمافزارهای مورد استفاده در محیط کار با این ابزارها، انجام وظایف شغلی را دشوار میکند.
این فرد جویای کار خاطرنشان کرد: اشتغال افراد نابینا باید بر اساس تواناییهای فردی و نیازهای واقعی محیط کار ارزیابی شود. فراهم کردن شرایط برابر در استخدام و فعالیت حرفهای، علاوه بر کمک به استقلال اقتصادی این افراد، زمینه بهرهگیری جامعه از تخصص و تجربه آنان را فراهم میکند.
زنان نابینا و ضرورت احترام به استقلال فردی
یک زن کم نابینا که همسرش نابیناست و هر دو تحصیلکرده و دارای مدرک دانشگاهی هستند، با اشاره به برخی نگرشهای نادرست درباره توانایی زنان دارای معلولیت، گفت: در برخی موقعیتها، دیگران بدون توجه به تواناییها و خواستههای زنان نابینا، درباره امکان انجام فعالیتهای روزمره، ادامه تحصیل، اشتغال یا حضور اجتماعی آنان تصمیمگیری میکنند.
مریم احمدی، در گفت و گو با ایسنا بیان کرد: حمایت از افراد نابینا باید به افزایش استقلال آنان منجر شود، نه اینکه فرصت تصمیمگیری را از آنها بگیرد. زنان نابینا نیز مانند سایر شهروندان حق دارند درباره تحصیل، اشتغال و زندگی شخصی خود تصمیم بگیرند و متناسب با تواناییهایشان در فعالیتهای اجتماعی مشارکت داشته باشند.

احمدی با بیان اینکه آموزش مهارتهای زندگی مستقل در افزایش اعتمادبهنفس و توانایی افراد نابینا مؤثر است، اظهار کرد: یادگیری جهتیابی و حرکت، استفاده از وسایل کمکتوانبخشی و کسب تجربه در محیطهای مختلف میتواند امکان انجام مستقل بسیاری از امور را فراهم کند. در مقابل، انجام دائمی کارها به جای فرد ممکن است فرصت یادگیری و کسب تجربه را کاهش دهد.
وی با اشاره به ضرورت اصلاح نگرش اجتماعی ادامه داد: برخی افراد نابینایی را با ناتوانی در انجام همه فعالیتها یکسان میدانند، در حالی که توانایی افراد با یکدیگر متفاوت است و باید بر اساس شرایط و مهارتهای هر شخص ارزیابی شود.
این زن نابینا تصریح کرد: فراهم کردن فرصتهای برابر در آموزش و اشتغال، دسترسپذیری محیطهای عمومی و احترام به حق انتخاب افراد، از جمله اقداماتی است که میتواند حضور اجتماعی زنان نابینا را تقویت کند.
احمدی خاطرنشان کرد: حمایت خانواده و جامعه زمانی مؤثر خواهد بود که امکان انتخاب و استقلال را افزایش دهد. زنان نابینا نباید به دلیل پیشداوری درباره معلولیت از فرصتهای تحصیلی، شغلی و اجتماعی محروم شوند.
دسترسی به منابع آموزشی؛ یکی از چالشهای دانشجویان نابینا
یک دختر نابینا و دانشجوی دانشگاه آزاد، با اشاره به مشکلات دسترسی به منابع آموزشی گفت: دانشجویان نابینا برای استفاده از کتابها، جزوهها و محتوای درسی به منابع قابل دسترس نیاز دارند و نبود نسخههای سازگار با صفحهخوان یا تأخیر در تهیه منابع مناسب میتواند روند تحصیل آنان را دشوار کند.
کریمی، با بیان اینکه مشکلات دسترسی به منابع آموزشی به کتابهای درسی محدود نیست، اظهار کرد: سامانههای آموزشی، فرمهای ثبتنام، منابع کتابخانهای و برخی آزمونهای اینترنتی نیز ممکن است با ابزارهای مورد استفاده افراد نابینا سازگار نباشند. این مسئله انجام مستقل امور آموزشی و اداری را دشوار میکند.
وی ادامه داد: تهیه منابع بریل و صوتی، ارائه فایلهای دیجیتال استاندارد و توجه به دسترسپذیری تصاویر و نمودارها میتواند بخشی از مشکلات دانشجویان نابینا را برطرف کند. همچنین لازم است استادان و مراکز آموزشی با شیوههای ارائه محتوای قابل دسترس آشنا باشند.
این دانشجو با تأکید بر ضرورت فراهم کردن فرصتهای برابر آموزشی تصریح کرد: دسترسی به منابع درسی باید همزمان با سایر دانشجویان فراهم شود تا دانشجوی نابینا به دلیل مشکلات فنی یا تأخیر در تهیه منابع، از برنامه آموزشی عقب نماند.
کریمی خاطرنشان کرد: نابینایی نباید موجب محدود شدن انتخاب رشته یا کاهش فرصتهای تحصیلی شود. دانشگاهها باید شرایطی فراهم کنند که دانشجویان نابینا بتوانند با استفاده از ابزارهای مناسب، منابع آموزشی و خدمات دانشگاهی را تا حد امکان مستقل دریافت کنند.
تجهیزات کمکتوانبخشی؛ ضرورتی برای زندگی مستقل
حسین رضایی، پدر یک دانشآموز که فرزندش در پی وقوع حادثهای بینایی خود را از دست داده است، با تأکید بر ضرورت تأمین تجهیزات کمکتوانبخشی برای افراد نابینا گفت: دسترسی به وسایلی مانند عصای سفید، ابزارهای بریل و تجهیزات الکترونیکی سازگار با صفحهخوان، نقش مهمی در افزایش استقلال نابینایان و تسهیل امور روزمره آنان دارد.
وی با اشاره به مشکلات خانوادهها در تأمین این تجهیزات افزود: از دست دادن بینایی، علاوه بر پیامدهای روحی و اجتماعی، نیازهای جدیدی را برای فرد و خانواده او ایجاد میکند و تأمین وسایل مورد نیاز برای آموزش، رفتوآمد و دسترسی به اطلاعات، یکی از مهمترین این نیازهاست. با این حال، هزینه بالای برخی تجهیزات تخصصی و دشواری تعمیر یا جایگزینی آنها، میتواند خانوادهها را با مشکلات مالی مواجه کند.
رضایی با بیان اینکه نیازهای افراد نابینا متناسب با شرایط سنی، تحصیلی و زندگی آنان متفاوت است، اظهار کرد: تجهیزات مورد نیاز یک دانشآموز نابینا با نیازهای فردی که شاغل است یا برای انجام امور شخصی به ابزارهای تخصصی نیاز دارد، یکسان نیست؛ بنابراین حمایتها باید بر اساس شرایط هر فرد و با توجه به نیازهای واقعی او انجام شود.
وی ادامه داد: تأمین تجهیزات به تنهایی کافی نیست و آموزش نحوه استفاده از آنها، دسترسی به خدمات تعمیر و نگهداری و امکان جایگزینی وسایل فرسوده یا آسیب دیده نیز باید مورد توجه قرار گیرد. در غیر این صورت، حتی با تهیه تجهیزات نیز ممکن است فرد نتواند به طور کامل از قابلیتهای آنها استفاده کند.
این پدر با تأکید بر نقش تجهیزات کمکتوانبخشی در استقلال افراد نابینا تصریح کرد: فراهم بودن این امکانات میتواند زمینه حضور فعالتر آنان در محیطهای آموزشی و اجتماعی را فراهم کند و وابستگی به دیگران را در انجام بسیاری از امور کاهش دهد.

رضایی خاطرنشان کرد: حمایت از افراد نابینا و خانوادههای آنان باید به گونهای باشد که دسترسی به تجهیزات استاندارد، متناسب با نیاز و توان مالی خانوادهها امکانپذیر شود. ضمن اینکه توجه به این موضوع، بهویژه برای خانوادههایی که فرزند نابینای دانشآموز دارند، میتواند در ادامه تحصیل، کسب مهارت و افزایش استقلال فرزندانشان مؤثر باشد.
آنچه از تجربه نابینایان در حوزههای مختلف زندگی برمیآید، نشان میدهد که بخش مهمی از مشکلات این افراد نه از محدودیت بینایی، بلکه از موانعی ناشی میشود که امکان حضور مستقل و برابر آنان را در جامعه کاهش میدهد. وقتی پیادهروها ایمن نیستند، فرصتهای شغلی بر اساس پیشداوری محدود میشوند، منابع آموزشی به موقع در دسترس قرار نمیگیرند و تهیه تجهیزات کمکتوانبخشی به دغدغه خانوادهها تبدیل میشود، برخورداری از حقوق شهروندی با دشواری همراه خواهد بود.
رفع این مشکلات نیازمند اقدام هماهنگ دستگاههای مسئول، مراکز آموزشی، کارفرمایان و شهروندان است؛ اقدامی که از مناسبسازی معابر و دسترسپذیر کردن خدمات عمومی آغاز شود و تا تأمین تجهیزات مورد نیاز، ایجاد فرصتهای شغلی برابر و اصلاح نگرشهای اجتماعی ادامه پیدا کند. در این مسیر، شنیدن تجربهها و مطالبات خود نابینایان نیز ضروری است تا تصمیمها بر اساس نیازهای واقعی آنان اتخاذ شود.
انتهای پیام
