مهنا نیکبین در گفتوگو با ایسنا با اشاره به نقش گردشگری غذا در معرفی هویت فرهنگی مناطق اظهار کرد: گردشگری غذا فراتر از چشیدن خوراکهای محلی است و میتواند ابزاری برای شناخت هویت فرهنگی، تاریخ و سبک زندگی جوامع میزبان باشد. در واقع، هر غذای بومی بخشی از حافظه جمعی یک منطقه را در خود جای داده و روایتگر شرایط اقلیمی، باورها، آیینها و مناسبات اجتماعی مردم آن است.
وی افزود: برای مثال، شله مشهدی صرفاً یک غذای سنتی نیست، بلکه خوراکی آیینی است که با فرهنگ نذری، آیینهای مذهبی و مشارکت اجتماعی مردم پیوند دارد. همچنین زعفران در تربتحیدریه، علاوه بر ارزش اقتصادی، بازتابی از دانش بومی کشاورزان، معیشت روستایی و نقش زنان در تولید و فرآوری محصولات محلی است.
عضو هیئت مدیره انجمن علمی طبیعتگردی ایران با اشاره به ضرورت عبور از معرفی صرف غذاهای محلی و توجه به روایتگری میراث غذایی ادامه داد: آنچه در گردشگری غذای خراسان رضوی اهمیت دارد، حرکت از معرفی غذا به سمت روایتگری میراث غذایی است. گردشگر باید علاوه بر چشیدن غذا، با داستان شکلگیری آن، شیوه پخت، آیینهای مرتبط و زندگی مردمی که این میراث را حفظ کردهاند، آشنا شود. این تجربه را میتوان از طریق بازدید از بازارهای سنتی، مشارکت در پخت غذا و تعامل مستقیم با جوامع محلی فراهم کرد.
نیکبین خاطرنشان کرد: ارزش واقعی گردشگری غذا در خراسان رضوی تنها در تنوع طعمها نیست، بلکه در روایتهای فرهنگی نهفته در پس این طعمهاست؛ روایتهایی که میتوانند به حفظ هویت بومی، غنیتر شدن تجربه گردشگران و ایجاد فرصتهای اقتصادی برای جوامع محلی کمک کنند.
ضرورت معرفی تنوع میراث غذایی شهرستانهای خراسان رضوی
وی با اشاره به تمرکز گردشگری غذا بر چند غذای شناختهشده بیان کرد: یکی از چالشهای گردشگری غذا در خراسان رضوی، تمرکز بیش از حد بر چند غذای شناختهشده است؛ در حالی که هویت غذایی استان حاصل تنوع اقلیمی، فرهنگی و شیوههای معیشت در شهرستانها و روستاهای مختلف است. اگر گردشگری غذا صرفاً به معرفی غذاهای مشهور مشهد محدود شود، بخش مهمی از میراث فرهنگی و دانش بومی استان نادیده گرفته خواهد شد.
این پژوهشگر گردشگری افزود: برای رفع این مسئله، نخست باید اطلس میراث غذایی خراسان رضوی با مشارکت جوامع محلی تهیه شود؛ اطلس جامعی که علاوه بر معرفی غذاهای بومی هر شهرستان، شیوههای پخت، مواد اولیه، مناسبتهای مصرف و روایتهای فرهنگی مرتبط با آنها را مستند کند. همچنین در مرحله بعد، میتوان مسیرهای موضوعی گردشگری غذا را طراحی کرد که تجربه خوراک محلی را با بازدید از مزارع، بازارهای سنتی، اقامتگاههای بومگردی و مشارکت در آشپزی بومی پیوند دهد. برگزاری جشنوارههای منطقهای و حمایت از زنان و کسبوکارهای کوچک غذایی نیز میتواند به معرفی خوراکهای کمتر شناختهشده کمک کند.
عضو هیئت مدیره انجمن علمی طبیعتگردی ایران تاکید کرد: نباید همه شهرستانها را با یک الگوی یکسان معرفی کنیم. هر منطقه باید بر اساس ویژگیهای فرهنگی و مزیتهای غذایی خودش هویت مستقلی داشته باشد. در واقع، هدف باید حرکت از معرفی چند غذای مشهور به سمت معرفی تنوع میراث غذایی خراسان رضوی باشد؛ رویکردی که هم به حفظ اصالت فرهنگی کمک میکند و هم منافع گردشگری را عادلانهتر میان شهرستانهای استان توزیع خواهد کرد.
ثبت دانش بومی آشپزی؛ از مستندسازی تا تجربه زنده گردشگری
نیکبین با اشاره به اهمیت ثبت دانش تهیه غذاهای بومی اظهار کرد: یکی از مهمترین تهدیدها برای میراث غذایی خراسان رضوی، فراموش شدن دانش بومی آشپزی با تغییر سبک زندگی و فاصله گرفتن نسلهای جدید از سنتهای محلی است. بخش زیادی از این دانش در حافظه زنان، آشپزان محلی و خانوادههایی قرار دارد که دستورهای غذایی و مهارتهای پخت را نسل به نسل منتقل کردهاند.
وی افزود: برای حفاظت از این میراث، نخست باید با استفاده از پژوهشهای مردمنگارانه، مصاحبه با افراد بومی و ثبت تصویری مراحل تهیه غذا، دانش آشپزی و روایتهای فرهنگی مرتبط با آن مستندسازی شود. ایجاد آرشیو دیجیتال میراث غذایی استان با مشارکت دانشگاهها، نهادهای فرهنگی و جوامع محلی نیز میتواند اقدام مؤثری باشد.
این پژوهشگر گردشگری ادامه داد: صرف ثبت و مستندسازی کافی نیست؛ میراث غذایی زمانی زنده میماند که همچنان در زندگی مردم جریان داشته باشد. بنابراین، میتوان با برگزاری کارگاههای آشپزی بومی، تجربه پخت غذا در اقامتگاههای روستایی و برنامههای روایتگری توسط زنان و آشپزان محلی، گردشگران را از تماشاگر به مشارکتکننده تبدیل کرد. همچنین جامعه محلی باید مالک و روایتگر اصلی این میراث باشد و از منافع اقتصادی آن نیز بهرهمند شود. به این ترتیب، گردشگری غذا میتواند هم به انتقال دانش میان نسلها کمک کند و هم فرصتی برای حفظ اصالت فرهنگی و تقویت معیشت جوامع محلی فراهم آورد.
نبود برنامهریزی یکپارچه؛ مانع توسعه گردشگری غذا در استان
نیکبین با اشاره به موانع تبدیل میراث غذایی خراسان رضوی به تجربهای فرهنگی و منسجم برای گردشگران گفت: هر دو مسئله کمبود مستندات و نبود برنامهریزی برای پیوند دادن غذاهای بومی با جاذبههای فرهنگی و تاریخی اهمیت دارند، اما چالش اصلی، نبود یک برنامهریزی یکپارچه برای تبدیل میراث غذایی به محصول گردشگری فرهنگی است. خراسان رضوی از نظر تنوع خوراکهای بومی، پیشینه تاریخی و ظرفیتهای فرهنگی غنی است، اما این ظرفیتها هنوز به اندازه کافی در قالب تجربههای گردشگری هدفمند و قابل عرضه به یکدیگر پیوند نخوردهاند.
وی افزود: کمبود مستندسازی علمی و روایتهای معتبر نیز مسئله مهمی است؛ زیرا بدون شناخت پیشینه غذاها، آیینهای مرتبط و دانش بومی، گردشگری غذا به مصرف خوراک محدود میشود. با این حال، حتی اگر این اطلاعات به خوبی گردآوری شوند، بدون برنامهریزی برای استفاده از آنها در تجربه گردشگر، تأثیر چندانی بر توسعه گردشگری نخواهند داشت. بنابراین آنچه امروز ضرورت دارد، حرکت از معرفی پراکنده غذاهای محلی به سمت طراحی تجربههای یکپارچه گردشگری غذاست. برای مثال، میتوان بازدید از جاذبههای تاریخی نیشابور را با تجربه آشپزی بومی، یا بازدید از مزارع زعفران تربتحیدریه را با آشنایی با فرهنگ غذایی و معیشت جوامع محلی ترکیب کرد.
عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی تهران غرب تأکید کرد: تحقق این هدف نیازمند همکاری میان متولیان گردشگری، شهرداریها، دانشگاهها، فعالان بخش خصوصی و جوامع محلی است. در واقع، مسئله اصلی کمبود جاذبه نیست، بلکه فقدان سازوکاری منسجم برای تبدیل ظرفیتهای موجود به تجربههایی اصیل، روایتمحور و دارای ارزش اقتصادی برای جامعه میزبان است.
انتهای پیام
