جمعه ۲۴ مهر ۱۴۰۵ | ۱۷:۳۱
خبرهایی از «قحط الرجال»، کوبریک، احسان امانی و مرجان اشرفی‌زاده

خبرهایی از «قحط الرجال»، کوبریک، احسان امانی و مرجان اشرفی‌زاده

در این بسته خبری بر برخی خبرهای رسیده سینما و تئاتر مروری داریم.

مستند «قحط‌الرجال» درباره زندگی هاشم ارکان، کارشناس تئاتر یزد و مربی علی‌اصغر دشتی، در سینماتک خانه هنرمندان نقد شد.

به گزارش ایسنا به نقل از اتاق خبر خانه‌ی هنرمندان ایران، پنجاه و نهمین برنامه از سلسله جلسات نمایش فیلم‌تئاترها در سینماتک خانه‌ی هنرمندان ایران، به مستند «قحط‌الرجال» به‌کارگردانی محسن عسکری‌زاده اختصاص داشت.

در چهارمین و آخرین برنامه از بسته‌ مستندهایی درباره‌ تئاتر ایران با همکاری مشترک انجمن منتقدان، نویسندگان و پژوهشگران خانه‌ی تئاتر و سینماتک خانه‌ی هنرمندان ایران به نمایش درآمد و نشست تحلیلی آن با اجرای علی افشار (روزنامه‌نگار) و با دکتر حضور محمد نجاری (مدرس و منتقد تئاتر) برگزار شد.

محمد نجاری -منتقد تئاتر- با واکاوی محتوایی مستند «قحط‌الرجال» ساخته‌ محسن عسکری‌زاده، اثر را سندی ارزشمند از نقش محوری و جریان‌ساز «کارشناس تئاتر» در اقلیم‌های پیرامونی و شهرستان‌ها ارزیابی کرد و گفت: ورود یک کارشناس تئاتر آگاه و دانشگاهی به استانی مانند یزد، صرفاً یک انتصاب اداری نبود، بلکه حکم خانه‌ی امید و مبدایی برای تزریق علم، دانش روز و امید به جامعه‌ تئاتری آن بوم را داشت؛ موقعیتی ممتاز که به تربیت چهره‌هایی شاخص نظیر علی‌اصغر دشتی و راسخ‌راد زیر نظر هاشم ارکان انجامید. این جایگاه اداری گرچه در نظام بروکراتیک وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با فقدان بودجه و کمبود زیرساخت روبه‌رو بوده، اما حضور ارکان آن را به یک اتاق فرماندهی کارآمد بدل کرد؛ مرکزیتی که توانست سنت تئاتری نیرومندی پی‌ریزی کند، جریان‌سازی فرهنگی رقم بزند، سالن بسازد و تئاتر فاخر را با مخاطب پیوند دهد؛ جریانی پویا که متأسفانه در سال‌های بعد حتی با تاسیس مراکز دانشگاهی متعدد در یزد تکرار نشد و صحنه‌ی تئاتر آن منطقه از آن سنت اصیل فاصله گرفت.

این منتقد تئاتر با اشاره به قابلیت‌های غنی پرتره‌ هاشم ارکان برای تبدیل شدن به سوژه‌ای دراماتیک و جذاب در سینمای مستند، افزود: ارکان تمامی ویژگی‌های لازم برای یک مستند پرتره‌ ماندگار را در خود دارد؛ او نه‌تنها جریان‌ساز و محبوب شاگردانش بود و با سواد خود انفجار اطلاعاتی در کلاس‌ها می‌آفرید، بلکه واجد یک ضعف تراژیک بود که کشمکش و حسادت اطرافیان را در بستری تنگ‌نظرانه برمی‌انگیخت و درامی تمام‌عیار خلق می‌کرد. با این همه، فیلم در ساحت روایت از منطق علّی و معلولی فاصله می‌گیرد و بیش از آن‌که به انسجام دراماتیک وفادار بماند، بر مدار دل‌مشغولی‌های شخصی فیلم‌ساز و نوسان میان بزرگ‌نمایی کاراکتر و پیامدهای سانسور یا خودسانسوری حرکت می‌کند؛ وضعیتی که سبب شده است پتانسیل‌های بی‌شمار این بستر تاریخی در ساختار روایی اثر به بار ننشیند.

نجاری به جایگاه حرفه‌ای هاشم ارکان، از فقدان استناد بصری و اتکای صرف به گزاره‌های کلامی گلایه کرد و گفت: اگر هاشم ارکان واجد آن جایگاه رفیع و بی‌بدیل در تئاتر ایران بوده است، این اهمیت باید در زبان تصویر متجلی می‌شد، نه اینکه در حد ادعاهایی درباره‌ رفاقت با حمید سمندریان، ناصر آقایی یا کاظم بلوچی باقی بماند. سینمای مستند آوردگاه باورهای انتزاعی یا تقدس‌بخشیِ صرف نیست، بلکه نیازمند مابه‌ازای عینی و تصویری است؛ وقتی گفته می‌شود او در اثر سمندریان روی صحنه رفته، مخاطب باید دست‌کم دو پلان از آن اجرا یا ردپای حضورش را بر پرده ببیند، چرا که حتی نفس بازی در اثری از سمندریان به‌تنهایی متضمن بزرگی یک چهره در ساختار مستند پرتره نخواهد بود.

این منتقد تئاتر با اشاره به ناتوانی فیلم در انتقال کنایه‌ها و لحن انتقادی احتمالیِ کارگردان، گفت: شاید فیلم‌ساز قصد داشته با گوشه‌وکنایه تلنگری به همراهان و معاصران ارکان بزند و غیبت آنان را در روزهای تنهایی و نیاز یادآور شود، اما زبان بصری اثر در این بخش نیز الکن مانده است؛ ضعفی که مانع از تبدیل این ایده‌ انتقادی به فرمی ملموس و تاثیرگذار در کلیت روایت شده است.

نجاری با نقد سازوکارهای حذفی و فرهنگ طرد در زیست اجتماعی و هنری، تنگ‌نظری‌های محیطی را از عوامل اصلی انزوای چهره‌هایی چون هاشم ارکان دانست و گفت: در آب‌ جوی حقیر هرگز مرواریدی صید نمی‌شود؛ در آب‌های بزرگ است که ماهیان سترگ شنا می‌کنند و در آبگیرهای خرد، قورباغه‌ها دست‌وپا می‌زنند. عادتِ ما به اره شدن و قطع درختان به جای ریشه دواندن و مقاومت، تراژدی مکرر فرهنگ ماست؛ سنتی ناپسند که در آن با ابزار انگ‌زنی و برچسب‌های ایدئولوژیک، رفتاری یا ظاهری، به آسانی دست به حذف نخبگان می‌زنیم. هرچند اثر تلاش می‌کند با مظلوم‌نمایی خانواده، نقش نهادها را پررنگ کند، اما حقیقتِ گزنده‌ای که اصغر دشتی نیز بر آن دست می‌گذارد، گرفتاری ارکان در دام اعتیاد بود؛ ضعفی تباه‌کننده که شاید در گوشه‌ای از شهرستان در مقام کارگردان قابل مدیریت بود، اما در سازوکار حرفه‌ای تولید، به‌ویژه در عرصه بازیگری، بلافاصله فرد را با توجیهاتی چون بی‌نظمی و هزینه‌تراشی از چرخه‌ی رسمی تئاتر و سینمای کشور کنار می‌گذارد.

این منتقد تئاتر، ارزش وجودی مستند را ورای نقایص فنی‌اش، در احیای یک حافظه رو به زوال ارزیابی کرد و افزود: پیش از تماشای این مستند، با وجود سال‌ها رفت‌وآمد به یزد و هم‌نشینی با هنرمندان آن دیار، نامی از هاشم ارکان در جغرافیای ذهنی من نبود و جامعه محلی نیز او را به فراموشی سپرده بود؛ بنابراین تولید این اثر، فارغ از ارزش‌های سینمایی، به عنوان یک سند فرهنگی برای بازخوانی تاریخ شفاهی موفق عمل کرده است.

عضو انجمن منتقدان، نویسندگان و پژوهشگران خانه تئاتر ادامه داد: با این حال، اگر بخواهیم اثر را به مثابه یک مستند پرتره عیار بزنیم، فقدان اسناد، بروشورها و تصاویر آرشیوی با عذرهایی نظیر نبود مدرک توجیه نمی‌شود. فیلم‌ساز به جای اکتفا به حرف‌های عمومی راویان، باید جنس بازیگری ارکان، ظرایف کارگردانی، زمینه اجتماعی انتخاب متون و شیوه هدایت بازیگران را زیر ذره‌بین قرار می‌داد؛ همان‌گونه که در بررسی مستند چهره‌ای چون قطب‌الدین صادقی، ناگزیریم تحول زیباشناختی آثار و همکاری‌هایش را در بسترهای تاریخی مختلف واکاوی کنیم.

فیلمی که هاشم ارکان را زنده کرد، اما حقش را ادا نکرد!

محمد نجاری با اشاره به غفلت مستند از واکاوی سیر تحول حرفه‌ای و ویژگی‌های فنی کارنامه‌ی هاشم ارکان، رویکرد تحلیلی اثر را در بازنماییِ زیست هنری او ناکافی دانست و گفت: همان‌طور که در واکاوی کارنامه‌ی چهره‌ای شاخص باید ادوار مختلف فعالیت او را تفکیک کرد، از شیوه‌ی تعامل با دانشجویان و هدایت بازیگران گرفته تا شیوه‌ اقتباس و تمرکز بر متون حماسی و بومی در مستند ارکان نیز باید چنین روندی به تصویر کشیده می‌شد؛ در حالی که مخاطب حتی درباره‌ی لحن، بیان و جزییات اجرایی او نکته‌ای دست‌گیرش نمی‌شود.

این استاد دانشگاه بیان کرد: جز روایت صادقانه‌ علی‌اصغر دشتی که آگاهانه در موضع شاگردی ایستاد تا شأن استاد و کشمکش دراماتیک شاگرد و مراد هویدا شود، سایر گفته‌ها به تأکید بر داشتن مدرک لیسانس تقلیل یافته است؛ عنوانی که شاید در گذشته امتیازی به نظر می‌رسید، اما امروز فاقد ارزش بنیادین است. مدارک دانشگاهی به‌خودی‌خود تضمین‌کننده‌ بینش هنری، درک تحلیلی یا تسلط بر جریان‌های روز تئاتر جهان نیستند و فیلم به جای توقف بر مدرک، باید عمق نگاه و دانایی او را واکاوی می‌کرد.

این منتقد تئاتر، حضور چهره‌های سرشناس در برابر دوربین را نه اهرمی برای غنای ساختار فیلم، بلکه عنصری تزیینی خواند و افزود: دعوت از چهره‌های صاحب‌نام که هرکدام بخشی از تاریخ زنده‌ی هنرهای نمایشی این سرزمین به شمار می‌روند، زمانی در یک مستند پرتره ارزش ساختاری پیدا می‌کند که در خدمت کشف زوایای پنهان زیست و هنر سوژه باشد، نه آنکه صرفاً به عنوان تمهیدی تزیینی و الصاقی برای پر کردن خلاءهای پژوهشی و بصری اثر به کار رود.

محمد نجاری با نقد لحن سوگوارانه و چینشِ نامتوازن وقایع در مستند «قحط‌الرجال»، شیوه‌ بازنمایی زیست هاشم ارکان را مانع از همذات‌پنداری عمیق مخاطب دانست و گفت: فیلم با فرمت کنونی، زندگی ارکان را به یک تراژدی صرف تقلیل می‌دهد؛ در حالی که او انسانی بود با تمام فرازها، فرودها، نقصان‌ها و در عین حال کنشگری‌های سازنده‌اش. در سرزمینی که میل غریبی به ویرانگری وجود دارد، ارکان دست به ساختن زد؛ حتی اگر تنها دستاورد سه دهه فعالیت او تربیت هنرمندی چون علی‌اصغر دشتی باشد که با آثاری چون شازده‌کوچولو جایگاهی صاحب‌سبک در تئاتر معاصر یافته است، همین یک نشان برای تثبیتِ سیمای قهرمانانه‌ی او کفایت می‌کرد.

او توضیح داد: متأسفانه روایت اثر به‌جای نمایش درست میل و اراده‌ قهرمان برای رسیدن به مقصود و موانعی که بر سر راهش تراشیده شد، بخش‌های انتقادی، روایت کارشکنی‌ها، حذف‌ها و چالش‌های زیستی او را به پس از مرگش موکول می‌کند؛ ساختاری که نه تماشاگر را به تحسین شأن والای یک آموزگار وامی‌دارد و نه حس همدلی و تاثر عمیق را در او برمی‌انگیزد.

این مدرس ادبیات و تئاتر با تکیه بر اصول دراماتورژی تدوین، نجات فیلم را در گرو بازآفرینیِ ساختار روایی دانست و افزود: توالی منطقی یک درام ایجاب می‌کند که مسیرِ جدا شدن ارکان از زادگاهش، زیستن در میان سرآمدان تئاتر پایتخت، بازگشت به یزد برای آموزش و سپس دست‌وپنجه نرم کردن با بخل‌ها، تهمت‌ها و عزل‌ها در جریان حیات او به تصویر درآید تا تقابل قهرمان با سرنوشت معنا پیدا کند. اگر کارگردان با کمک یک تدوینگرِ آشنا به دراماتورژی، راش‌ها را بر مبنای ضرباهنگ مبارزه و فرسایش بازمی‌آراست، مخاطب همگام با این قهرمان محنت‌کشیده بغض می‌کرد و در برابر رنج حذف مداوم نخبگان در زیست فرهنگی جامعه می‌ایستاد؛ اما خروجی فعلی صرفاً شناسنامه‌ای گذراست که وجود تاریخی فردی به نام هاشم ارکان را مخابره می‌کند، بی‌آنکه قدرت ماندگاری در ذهن یا خلق پیوندی عاطفی و حماسی با تماشاگر را داشته باشد.

نجاری با تأکید بر کارکرد تاریخی و سندیِ سینمای مستند در بازشناسی مفاخر گم‌نام، تولید مستند «قحط‌الرجال» را تلاشی ارزشمند در جهت ثبت درازنای فرهنگ و هنر این سرزمین دانست و گفت: ما مستند را برای کشف، ثبت و گاه آموختن از زیست چهره‌هایی می‌سازیم که جریان‌ساز بوده‌اند؛ شخصیتی چون هاشم ارکان که حتی برای پژوهشگران نیز نامی مغفول مانده بود، اکنون به واسطه این اثر در جغرافیای تئاتر ایران بازتعریف می‌شود.

این منتقد بیان کرد: حضور چهره‌های تاریخ‌سازی نظیر استاد علی نصیریان که خود ستون استوار ادبیات نمایشی، سینما و تئاتر ماست، در کنار بزرگانی چون جلیل فرجاد و علی‌اصغر راسخ‌راد برای ادای احترام به ارکان و همراهی در آیین بدرقه‌اش، گواهی روشن بر اهمیت جایگاه اوست. پذیرش حضور این مفاخر در برابر دوربین به خودی خود نشان می‌دهد که مستند به سندی هویتی بدل شده است؛ سندی که هر تکه‌اش بازتاب‌دهنده‌ مکتبی از تاریخ تئاتر معاصر است و حتی ابهامات تاریخی دیرینه‌ای همچون تشابه اسمی و جایزه گرفتن بازیگری هم‌نام با محمدرضا شجریان در تئاتر یزد را برای پژوهشگران روشن می‌کند.

این منتقد تئاتر ضمن تقدیر از همت پژوهشی و جسارت کارگردان در روایت این سوژه، ارتقای کیفی چنین آثاری را در گرو تعمیق نگاه ساختاری دانست و افزود: تلاش نویسنده و پژوهشگر فیلم در بازیابی یک هویت فراموش‌شده شایسته تحسین و قدردانی است، اما باید چشم‌ها را شست و جور دیگر دید؛ بهره‌گیری از مشاوره‌های تخصصی در حوزه دراماتورژی و ساختار بصری می‌توانست این اثر را از سطحی متوسط و صرفاً گزارشی فراتر ببرد و به مستندی ماندگار و هم‌تراز با بزرگی چهره‌های حاضر در آن تبدیل کند تا در تجربه‌های بعدی، خطاهای ساختاری جای خود را به بیانی سینمایی‌تر و اثرگذارتر بدهند.

خبر دریافتی جمعه

بررسی « سینمای کوبریک »در سینماتک موزه هنرهای معاصر تهران

سینماتک موزه هنرهای معاصر تهران  در این هفته به بررسی ۶ فیلم استنلی کوبریک، فیلمساز مهم سینما از دیدگاه فلسفی با عنوان «کوبریک و سینمای ماشین‌ها: از ماشین میل‌گر تا دستگاه اسارت» می پردازد.

به گزارش روابط عمومی موزه هنرهای معاصر تهران،در این برنامه دکتر فرزاد کریمی همراه با  نمایش بخش هایی از ۶ فیلم این فیلمساز فقید، این  آثار را تحلیل می کند.

لازم به توضیح است، بخش هایی از فیلم های دکتر استرنج‌لاو، اودیسه ۲۰۰۱ پرتقال کوکی، درخشش، غلاف تمام‌فلزی و چشمان باز بسته به نمایش درخواهند آمد.

این برنامه  یکشنبه ۲۶مهر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵درسالن سینماتک موزه هنرهای معاصر تهران اجرا می شود. این برنامه برای عموم علاقه‌مندان آزاد و رایگان است.
 

خبر دریافتی جمعه



احسان امانی مهمان دهمین قسمت برنامه «هم‌کلام» است.

احسان امانی بازیگر تلویزیون و سینما در تازه‌ترین قسمت برنامه «هم‌کلام» که ساعت ۸ صبح یکشنبه ۲۶ مهر در یکی از پلتفرم ها پخش می‌شود از زندگی و هنر برای مخاطبان می‌گوید.

فیلم‌های باغ‌های کندلوس، بادیگارد، متولد ۶۵ و دیدن این فیلم جرم است و سریال‌های بانوی عمارت، آقازاده و وحشی از جمله آثار امانی است. این بازیگر فیلم سینمایی «دکه» به کارگردانی سالار طهرانی را در نوبت اکران دارد.

در برنامه گفت‌وگو محور «هم‌کلام» به کارگردانی سالار طهرانی و تهیه‌کنندگی کوشا دهقان، مجری برنامه فرزاد فربد جعبه زندگی مهمان را باز می‌کند تا او روایتگر قصه و خاطرات شخصی و حرفه‌ای خود باشد.

در این برنامه برای نخستین بار از هوش مصنوعی استفاده کاربردی شده تا مخاطبان بدانند روایت زندگی مهمان شبیه کدام یک از کتاب‌های ادبیات داستانی است.

«هم‌کلام» ساعت ۸ صبح یکشنبه‌ها از پلتفرم فیلم‌نت پخش می‌شود.

عوامل این برنامه عبارتند از طراح و کارگردان: سالار طهرانی، تهیه‌کننده: کوشا دهقان، نویسنده: رامبد خانلری، پدیدآورنده و مجری: فرزاد فربد، مشاور پروژه: عرفان حق‌نظری، مدیر فیلمبرداری: سهیل خویشکار، مدیر صدابرداری: ایمان بازیار، تدوین: کاووس آقایی، دستیار کارگردان و برنامه‌ریز: عارف ابراهیمی، مدیرتولید: پژمان داستان، موسیقی: شاهین رضایی، خواننده: امیررضا خیری، طراح گرافیک: پریسا آنجفی، عکاس: علی اقتصاد، مشاور کارگردان: احسان واثقی، طراح صحنه: سالار طهرانی، طراح لباس: سحر سجاد، گریم: الهه شاهین، صداگذار: میلاد استخری، اصلاح رنگ و نور: آرش کاظم‌زاده، مدیر روابط عمومی: علی رستگار و مجری طرح: سازمان سینمایی داریوش با مشارکت نشر کتاب مجازی.

خبر دریافتی جمعه


برنامه اکران و تیزر فیلم کوتاه «گوره» به نویسندگی و کارگردانی مرجان اشرفی‌زاده رونمایی شد.

به گزارش روابط عمومی، در آستانه اولین اکران فیلم کوتاه «گوره» به نویسندگی و کارگردانی مرجان اشرفی‌زاده، تهیه‌کنندگی محسن خباز و از تولیدات انجمن سینمای جوانان ایران در چهل و سومین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران، از تیزر رسمی این فیلم رونمایی شد.

طراحی و ساخت تیزر فیلم «گوره» را محمد رسولی برعهده داشته است.

این فیلم کوتاه از محصولات انجمن، در بخش مسابقه سینمای ایران ـ داستانی، ۵ اکران و در بخش مسابقه سینمای بین‌الملل، ۲ اکران دارد.

زمان و سالن نمایش فیلم کوتاه «گوره» در بخش ملی:

شنبه ۲۵ مهر، ساعت ۱۶، سالن‌های ۲ و ۵
دوشنبه ۲۷ مهر، ساعت ۱۳:۳۰، سالن ۱
دوشنبه ۲۷ مهر، ساعت ۱۸:۳۰، سالن ۹
چهارشنبه ۲۹ مهر، ساعت ۱۱، سالن‌های ۲ و ۵
چهارشنبه ۲۹ مهر، ساعت ۲۱، سالن ۱

زمان و سالن نمایش فیلم کوتاه «گوره» در بخش بین‌الملل:

دوشنبه ۲۷ مهر، ساعت ۱۳:۳۰، سالن ۱۰
سه‌شنبه ۲۸ مهر، ساعت ۱۸:۳۰، سالن ۱۰

جدیدترین فیلم کوتاه مرجان اشرفی‌زاده در بخش مسابقه سینمای بین‌الملل برای معرفی به اسکار با ۶۶ فیلمساز از ۲۹ کشور رقابت می‌کند.

«گوره» روایتی از دل طبیعت گیلان است و داستان حنا، گاو ماده‌ای را دنبال می‌کند که آماده باروری است، اما ورزا، گاو نر، گم شده و خبری از او نیست. در این میان، گلی‌جان برای پیدا کردن ورزا تحت فشار پیرمرد و پیرزنی قرار دارد؛ در حالی که حال او خوب نیست.

سحر گلدوست، مجید پتکی، حجت صفاریان و شهربانو امیدی ملومه در این فیلم کوتاه نقش‌آفرینی کرده‌اند. عکاس فیلم، رویا حسینی است.

چهل‌وسومین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران ۲۵ تا ۳۰ مهر ۱۴۰۵ در پردیس سینمایی ملت برگزار می‌شود.

انتهای پیام

# فرهنگی و هنری

آخرین اخبار فرهنگی و هنری