عباسعلی نصرآبادی در گفتوگو با ایسنا، در تبیین چرایی تأکید رهبر شهید بر استقلال علمی و فرهنگی بهعنوان پیششرط پیشرفت واقعی کشور و ارتباط آن با استقلال سیاسی و اقتصادی، اظهار کرد: در اندیشه رهبر شهید، استقلال صرفاً یک مفهوم سیاسی یا حقوقی به معنای عدم مداخله بیگانگان در امور داخلی نیست، بلکه یک ساختار بنیادین وجودی برای یک ملت است. ایشان پیشرفت بدون استقلال را پیشرفت ظاهری یا توسعه وابسته میدانند که در نهایت به استحاله و فروپاشی درونی منجر میشود.
وی درباره چرایی پیششرط بودن استقلال علمی و فرهنگی در نظام فکری رهبر شهید افزود: از دیدگاه ایشان، پیشرفت واقعی یا همان تمدنسازی، یک فرآیند درونی است، نه یک امر وارداتی است و دلایل اولویت دادن به این استقلال را میتوان در چند محور بررسی کرد.
نصرآبادی با اشاره به اهمیت هویت فرهنگی بهعنوان قطبنمای حرکت یک ملت بیان کرد: رهبر شهید معتقد بودند پیشرفت اگر با فرهنگ بیگانه همراه باشد، جامعه را دچار ازخودبیگانگی میکند. هنگامی که یک ملت از نظر فرهنگی مرعوب غرب باشد، تمام توان علمی و اقتصادی آن صرف بازتولید الگوی غربی میشود. ایشان همواره بر سبک زندگی اسلامی ایرانی تأکید داشتند، چراکه معتقد بودند بدون داشتن فرهنگ مستقل، حتی اگر به پیشرفت صنعتی هم برسیم، در نهایت پیوست نظام سلطه خواهیم بود.
وی با اشاره به جایگاه علم در قدرت ملی ادامه داد: رهبر شهید بارها تأکید کردهاند که علم، قدرت است. اگر کشوری در تولید علم وابسته باشد، همواره باید دست نیاز به سمت صاحبان فناوری دراز کند. ایشان استقلال علمی را بهعنوان درونزایی، که یکی از ارکان اصلی اقتصاد مقاومتی است، میبینند و معتقدند بدون مرجعیت علمی، کشور همواره در موضع ضعف و انفعال قرار خواهد داشت.
این استاد دانشگاه با اشاره به نقش استقلال فرهنگی و علمی در مقاومت برابر نفوذ اظهار کرد: از نگاه رهبر شهید، فرهنگ و علم عرصههای اصلی جنگ نرم هستند. اگر استقلال فرهنگی نداشته باشیم، دشمن در نظام محاسباتی مدیران و نخبگان ما نفوذ میکند. پیشرفت واقعی تنها زمانی محقق میشود که ذهنیت مسئولان و جهانبینی نخبگان بر اساس منافع ملی و باورهای بومی شکل گرفته باشد.

استقلال علمی، زیربنای استقلال اقتصادی است
نصرآبادی در ادامه به پیوند استقلال علمی، سیاسی و اقتصادی در منظومه فکری رهبر شهید اشاره کرد و گفت: در اندیشه ایشان، این سه حوزه مانند ظروف مرتبط عمل میکنند و استقلال علمی، زیربنای استقلال اقتصادی است.
وی افزود: رهبر شهید معتقد بودند اقتصاد وابسته، محصول فقدان علم بومی است. کشوری که برای تولید یک قطعه ساده به خارج محتاج باشد، نمیتواند در عرصه اقتصادی تصمیمات مستقل بگیرد. هنگامی که علم بومی و دانشبنیان شود، قدرت تولیدی افزایش مییابد، وابستگی به درآمدهای نفتی که خود عامل وابستگی سیاسی است کاهش پیدا میکند و اقتصاد تابآور و مقاوم میشود.
مدرس گروه معارف دانشگاه فردوسی مشهد با اشاره به نقش استقلال سیاسی در حمایت از پیشرفت علمی تصریح کرد: رهبر شهید بر این باور بودند که تا زمانی که استقلال سیاسی و عزت ملی وجود نداشته باشد، محیطی امن و باثبات برای شکوفایی علمی فراهم نمیشود. فشارهای سیاسی، تحریمها و تهدیدها همگی برای این است که کشور را از مسیر پیشرفت علمی منحرف کنند. حفظ استقلال سیاسی همان سد دفاعی است که به دانشمندان فرصت میدهد تا در بستری آرام، علم بومی تولید کنند.
وی با تأکید بر نقش مدیریت جهادی بهعنوان حلقه مفقوده ارتباط میان استقلال علمی، سیاسی و اقتصادی، اظهار کرد: رهبر شهید ارتباط میان این سه حوزه را از طریق عامل انسانی، یعنی مدیر مؤمن و انقلابی، پیوند میدهند. از نظر ایشان، حتی با وجود امکانات و دانش، اگر روحیه و فرهنگ کار و تلاش که به استقلال فرهنگی مربوط است، وجود نداشته باشد، پیشرفت متوقف میشود.
نصرآبادی خاطرنشان کرد: رهبر شهید معتقد بودند تمدنسازی نوین اسلامی نیازمند قطع وابستگی ساختاری از غرب است. این یعنی پیشرفت واقعی نه در شبیه شدن به دیگران، بلکه در شکوفا کردن ظرفیتهای درونی تعریف میشود.

علم ترجمهای؛ نقطه شروع یادگیری، نه نقطه پایان پیشرفت
وی در پاسخ به این پرسش که منظور رهبر شهید از اینکه علم ترجمهای برای ملت ننگ است، دقیقاً چه بود و این دیدگاه چه تفاوتی با استفاده از دستاوردهای علمی جهان دارد، بیان کرد: این تعبیر رهبر شهید آیتالله خامنهای، یکی از کلیدیترین جملات ایشان در نقد جریان انفعال علمی است. برای درک دقیق این گزاره و تفکیک آن از استفاده معقول از دستاوردهای جهانی، باید میان تقلید انفعالی و تعامل فعال، مرز دقیقی کشید.
این استاد دانشگاه با تشریح منظور از ننگ علم ترجمهای گفت: هنگامی که رهبر شهید از علم ترجمهای انتقاد میکنند، منظورشان ترجمه یا یادگیری علوم نوین نیست، بلکه منظور ایشان نوعی نگاه تحقیرآمیز به استعدادهای بومی و فقدان خلاقیت در نظام آموزش و پژوهش است. این مسئله چند لایه دارد که نخستین آن انفعال ذهنی است.
وی ادامه داد: انفعال ذهنی زمانی شکل میگیرد که جامعه علمی به جای حل مسئله خود، صرفاً مسئله دیگران را ترجمه و حل میکند. این یعنی ما سالها در دانشگاههایمان کتابها را ترجمه میکنیم، اما هرگز به آن قدرت تفکر نمیرسیم که خودمان نظریهپردازی کنیم یا مرزهای دانش را جابهجا کنیم.
نصرآبادی با اشاره به نفی اعتماد به نفس ملی بهعنوان یکی دیگر از ابعاد این مسئله اظهار کرد: ننگ از این جهت است که ملت ما را در جایگاه مصرفکننده ابدی دانش قرار میدهد. در نظام جهانی دانش، تولیدکنندگان و صاحبان نظریه همواره در موضع بالا و جایگاه سوژه قرار دارند و مصرفکنندگان و مترجمان در موضع پایین و جایگاه ابژه هستند. رهبر شهید معتقدند این حقارت علمی باعث میشود ملت همواره پیرو بماند و هرگز پیشرو نشود.
وی بومیسازی نشدن کاربرد علم را از دیگر ابعاد علم ترجمهای دانست و افزود: علم ترجمهای یعنی وارد کردن فناوری یا نظریه بدون اینکه پیوست بومی و نیازسنجی محلی داشته باشد. این رویکرد به معنای نادیده گرفتن ظرفیتها و اقتضائات جغرافیایی، فرهنگی و تاریخی کشور خودمان است.

تفاوت تقلید علمی با تعامل فعال با دستاوردهای جهان
مدرس گروه معارف دانشگاه فردوسی مشهد با تأکید بر اینکه رهبر شهید هرگز مخالف یادگیری علم از دنیا نبودهاند، اظهار کرد: ایشان بارها گفتهاند باید شاگردی کرد تا استاد شد. تفاوت این دو نگاه در فرآیند درونیسازی علم است.
وی در تبیین این تفاوت بیان کرد: در علم ترجمهای، هدف رسیدن به مدرک یا پر کردن قفسههای کتابخانههاست، اما در تعامل علمی فعال، هدف حل مسائل جاری کشور و توجه به نیازهاست. در رویکرد ترجمهای، دانشجو مصرفکنندهای منفعل و مقلد است، درحالیکه در تعامل علمی فعال، دانشجو باید نقاد، تحلیلگر و توسعهدهنده باشد.
نصرآبادی ادامه داد: در نگاه ترجمهای، علم کالایی برای واردات محسوب میشود، اما در تعامل علمی فعال، علم ابزاری برای تولید و رشد است. سرانجام رویکرد نخست، وابستگی علمی دائمی خواهد بود، درحالیکه رویکرد دوم میتواند به مرجعیت علمی و تولید علم منجر شود.
وی با تشریح تفاوت استفاده از دستاوردهای علمی جهان با توقف در ترجمه آثار علمی تصریح کرد: رهبر شهید معتقدند استفاده از دستاوردهای علمی جهان، مانند یادگیری فناوریهای پیشرفته یا استفاده از تجربیات موفق دنیا، شرط لازم است، اما شرط کافی نیست. علم ترجمهای یعنی کتاب شیمی یا فیزیک غرب را ترجمه کنید و همانجا متوقف شوید. علم پویا یعنی آن کتاب را بفهمید، نقد کنید، با دادههای بومی خود ترکیب کنید و سپس یک گام فراتر بروید و چیزی به آن اضافه کنید که دیگران نداشتهاند.
ضرورت تولید علم بومی در علوم انسانی
این استاد دانشگاه با اشاره به اهمیت این موضوع در حوزه علوم انسانی اظهار کرد: در حوزه علوم انسانی، این نقد بسیار تندتر و جدیتر است. رهبر شهید معتقدند علوم انسانی غربی مبتنی بر جهانبینی غربی است.
وی افزود: هنگامی که ما علوم انسانی را ترجمه میکنیم، در واقع مبانی نظری آنها مانند سکولاریسم و اومانیسم را نیز بهعنوان حقیقت محض وارد میکنیم. در اینجا ننگ علم ترجمهای یعنی ما بدون اینکه متوجه باشیم، در حال تغییر جهانبینی اسلامی جامعه به سمت جهانبینی غربی هستیم.
نصرآبادی در تشریح آنچه رهبر شهید در این زمینه از جامعه علمی انتظار دارند، بیان کرد: نخست باید علوم غربی را بشناسیم و ترجمه و یادگیری را ضروری بدانیم، سپس مبانی آن را نقد کنیم و در نهایت به ساخت نظریه جایگزین، بومیسازی و تولید علم بپردازیم.
وی خاطرنشان کرد: رهبر شهید ترجمه را بهعنوان نقطه شروع میپذیرند، اما آن را بهعنوان نقطه پایان ننگ میدانند. از نظر ایشان، یک ملت زمانی زنده و بالنده است که از مرز یادگیری صرف عبور کند و به مرجعیت علمی برسد؛ یعنی جهان برای حل مسائل خود به ما رجوع کند، نه اینکه ما همواره مقلد دیگران باشیم.

وابستگی علمی و فرهنگی، تهدیدی برای آینده کشور
مدرس گروه معارف دانشگاه فردوسی مشهد در ادامه به مهمترین آسیبهای وابستگی علمی و فرهنگی برای آینده کشور از نگاه رهبر شهید اشاره کرد و گفت: مهمترین آسیبهای وابستگی برای آینده کشور را میتوان در پنج محور تحلیلی دستهبندی کرد که نخستین آن استحاله هویت و تغییر در سطح باورهاست.
وی با اشاره به اینکه بزرگترین آسیب وابستگی فرهنگی، فقدان قطبنماست، اظهار کرد: رهبر شهید بارها نسبت به تهاجم فرهنگی و شبیخون فرهنگی هشدار دادهاند. آسیب اصلی این است که اگر ملتی از نظر فرهنگی به غرب وابسته باشد، استانداردهای ارزشی خود را از دست میدهد.
نصرآبادی ادامه داد: خطر برای آینده این است که جامعهای که ارزشهایش از جای دیگری دیکته شود، اعتماد به نفس ملی خود را از دست میدهد. نتیجه منطقی این فرآیند، خودکمبینی تاریخی است؛ یعنی جامعه تصور میکند هرچه پیشرفت وجود دارد در غرب است و ما عقبمانده هستیم. این باور، انگیزه ساختن آینده را از نسل جوان میگیرد.
وی با اشاره به نظام محاسباتی معیوب بهعنوان یکی دیگر از آسیبهای وابستگی علمی و فرهنگی که در سطح تصمیمگیری بروز میکند، بیان کرد: این موضوع شاید مهمترین هشدار رهبر شهید به نخبگان و مسئولان باشد. وابستگی علمی و فرهنگی باعث میشود عینک تحلیل مسئولان، غربی باشد. هنگامی که یک مدیر یا کارشناس با مدلهای فکری وارداتی و ترجمهای به مسائل کشور نگاه میکند، راهحلهای اشتباه ارائه میدهد.
مدرس گروه معارف دانشگاه فردوسی مشهد افزود: آسیب جدی این است که مشکلات کشور مانند تورم، بیکاری یا آسیبهای اجتماعی، نه از طریق راهکارهای بومی و خلاقانه، بلکه با نسخههای شکستخورده جهانی حل میشود که در نهایت شکافهای اقتصادی و اجتماعی را عمیقتر میکند.

فرار مغزها؛ پیامد وابستگی علمی و نبود فضای مستقل پژوهشی
نصرآبادی با اشاره به فرار مغزها و خروج نخبگان بهعنوان یکی دیگر از آسیبهای وابستگی علمی اظهار کرد: رهبر شهید وابستگی علمی را یکی از عوامل اصلی فرار نخبگان میدانند. هنگامی که دانشگاهها صرفاً تولیدکننده دانش ترجمهای باشند و ارتباطی با نیازهای واقعی صنعت و جامعه داخلی نداشته باشند، نخبگان انگیزهای برای ماندن نمیبینند.
وی ادامه داد: نخبگان احساس میکنند که در اینجا مصرفکننده دانش دیگران هستند، درحالیکه در خارج میتوانند تولیدکننده باشند. خطر این روند برای آینده آن است که کشور از مغزافزار خالی میشود. آینده یک کشور با استعدادهای برتر ساخته میشود و اگر این استعدادها به دلیل نبود فضای علمی مستقل و بومی مهاجرت کنند، کشور دچار توقف رشد خواهد شد.
مدرس گروه معارف دانشگاه فردوسی مشهد، آسیبپذیری امنیتی در برابر تحریم را از دیگر پیامدهای وابستگی علمی و از آسیبهای مرتبط با پیوند علم و اقتصاد دانست و بیان کرد: وابستگی علمی به معنای وابستگی به فناوری پایه است. اگر کشوری در علوم پایه مانند نانو، زیستفناوری، انرژیهای نو و دیگر حوزهها به دیگران وابسته باشد، دشمن بهراحتی میتواند با قطع دسترسی، چرخ صنعت و اقتصاد آن کشور را متوقف کند.
وی افزود: آینده کشور در گرو امنیت اقتصادی است. وابستگی علمی یعنی اهرم فشار در دست دشمن. رهبر شهید همواره تأکید دارند که اقتصاد دانشبنیان تنها راه خنثیسازی دائمی تحریمهاست.
استعمار نو؛ پیامد نهایی وابستگی علمی و فرهنگی
نصرآبادی با اشاره به استعمار نو بهعنوان آخرین آسیب وابستگی در نگاه کلان تمدنی رهبر شهید تصریح کرد: ایشان آسیب نهایی را بازگشت به دوران قاجار و پهلوی میدانند. استعمار در دنیای مدرن دیگر با چکمه و اشغال نظامی رخ نمیدهد، بلکه با وابستگی علمی و فرهنگی اتفاق میافتد. هنگامی که یک کشور در علم، فرهنگ و اقتصاد وابسته باشد، عملاً قلمرو نفوذ قدرتهای بزرگ خواهد بود.
وی خاطرنشان کرد: خطر برای آینده یک ملت وابسته، تبدیل شدن به کشوری حاشیهای در نظم جهانی است که هیچ صدایی از خود ندارد و فقط دستورات مراکز قدرت جهانی را اجرا میکند.
انتهای پیام