شنبه ۲ آبان ۱۴۰۵ | ۱۱:۴۵
اپیدمیولوژیست‌ها نمی‌توانند پشت رایانه بنشینند و برای مردم تصمیم بگیرند

اپیدمیولوژیست‌ها نمی‌توانند پشت رایانه بنشینند و برای مردم تصمیم بگیرند

استاد ممتاز گروه اپیدمیولوژی و آمار زیستی دانشگاه علوم پزشکی تهران با تأکید بر اینکه حضور در میدان باید بخش جدایی‌ناپذیر هویت حرفه‌ای اپیدمیولوژیست‌ها باشد، گفت: تربیت متخصصانی که عمدتاً بر روش‌های آماری و نگارش مقاله متمرکز هستند، اما فرصت کافی برای حضور در جامعه و شناخت مسائل واقعی مردم ندارند، نمی‌تواند به حل مؤثر مشکلات سلامت منجر شود.

به گزارش ایسنا، دکتر حسین ملک‌افضلی، استاد ممتاز گروه اپیدمیولوژی و آمار زیستی دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تهران، در مراسم بزرگداشت روز جهانی اپیدمیولوژی میدانی با عنوان «اپیدمیولوژی میدانی؛ از شناسایی طغیان تا تأمین امنیت سلامت در چارچوب سلامت واحد» با اشاره به ویژگی‌های علمی و حرفه‌ای زنده‌یاد دکتر ابوالحسن ندیم، اظهار کرد: دکتر ندیم الگویی کامل از یک اپیدمیولوژیست بود؛ زیرا حضور او در میدان بر کسب دانش اپیدمیولوژی تقدم داشت و دانش تخصصی‌اش این حضور میدانی را تکمیل می‌کرد.

وی با تأکید بر اینکه کار در میدان و فعالیت در جامعه باید در ذات اپیدمیولوژی وجود داشته باشد، گفت: اساس اپیدمیولوژی، کار کردن با جامعه و شناخت مسائل آن است. نمی‌توان صرفاً در اتاق یا پشت رایانه نشست، داده‌ها را تحلیل کرد و مقاله نوشت، اما از واقعیت‌های زندگی مردم فاصله داشت.

ملک‌افضلی با اشاره به گفت‌وگوی خود با یکی از استادان ایرانی اپیدمیولوژی در آمریکا درباره ضرورت حضور در میدان، افزود: در این گفت‌وگو به این نتیجه رسیدیم که اگر اپیدمیولوژیست در میدان حضور نداشته باشد، نمی‌توان به‌درستی این عنوان حرفه‌ای را برای او به کار برد. از همین رو، به این فکر کردم که یک اپیدمیولوژیست واقعی باید از چه اصول اخلاقی پیروی کند.

وی با بیان اینکه همان‌طور که برای پزشکان اصول اخلاق حرفه‌ای تعریف شده است، اپیدمیولوژیست‌ها نیز باید از اصول اخلاقی مشخصی پیروی کنند، اظهار کرد: حضور در میدان باید یکی از اصول اصلی اخلاق حرفه‌ای اپیدمیولوژیست‌ها باشد. کسی که صرفاً با داده‌های رایانه‌ای کار می‌کند، اما با واقعیت جامعه ارتباط ندارد، ممکن است از مسائل اصلی مردم دور بماند.

این استاد دانشگاه با اشاره به نگرانی درباره شیوه تربیت اپیدمیولوژیست‌ها در سال‌های اخیر، گفت: متأسفانه در برخی موارد، فرصت کافی برای حضور در میدان و کسب تجربه مستقیم با مردم در اختیار دانشجویان قرار نمی‌گیرد. در گذشته، دانشکده بهداشت ایستگاه‌های تحقیقات بهداشتی در حدود ۱۰ تا ۱۱ نقطه کشور داشت که متناسب با نوع بیماری‌ها و مسائل بهداشتی مناطق ایجاد شده بودند. دانشجویان برای مدتی طولانی در این ایستگاه‌ها حضور پیدا می‌کردند، داده‌ها را جمع‌آوری و تحلیل می‌کردند، با مدیران وزارت بهداری ارتباط داشتند و یافته‌های خود را به تصمیم و اقدام اجرایی تبدیل می‌کردند. این فرایند به ما کمک می‌کرد بفهمیم چگونه می‌توان بیماری‌هایی مانند مالاریا را کنترل کرد و در مسیر ریشه‌کنی فلج اطفال و کنترل سرخک پیش رفت.

ملک‌افضلی با تأکید بر ضرورت پیوند میان دانشگاه و نظام اجرایی سلامت، اظهار کرد: امروزه مفهوم «انتقال دانش به عمل» یا Knowledge Translation اهمیت زیادی دارد؛ یعنی دانش باید از فضای علمی خارج شود و در خدمت حل مسائل جامعه قرار گیرد. پژوهشی که صرفاً به انتشار مقاله منجر شود، اما نتواند دردی از مردم دوا کند، از نظر اثرگذاری اجتماعی با محدودیت روبه‌رو است.

وی با بیان اینکه ارزش دانش را باید در تأثیر آن بر جامعه نیز سنجید، افزود: دانشگاهی ارزشمند است که بتواند تحول و تغییر ایجاد کند. اگر اپیدمیولوژیستی فقط مقاله بنویسد و یافته‌های او هیچ بازده عملی و اجرایی برای مردم نداشته باشد، باید درباره میزان تحقق رسالت حرفه‌ای او تأمل کرد.

این استاد دانشگاه با اشاره به تجربه شخصی خود در استفاده از آمار و اپیدمیولوژی در مدیریت نظام سلامت، گفت: زمانی که برای ادامه تحصیل به دانشکده بهداشت رفتم، پزشک عمومی بودم و به دلیل علاقه به ریاضیات، رشته آمار را انتخاب کردم. در ادامه، دانش آمار را در فعالیت‌های مدیریتی و اجرایی به کار گرفتم و متوجه شدم که این دانش تا چه اندازه می‌تواند در تصمیم‌گیری‌ها مؤثر باشد. ادغام ظرفیت‌های دانشگاهی و اجرایی نیز با این هدف دنبال می‌شود که دانش در اختیار مدیران قرار گیرد و تصمیم‌ها بر پایه شواهد علمی اتخاذ شوند. از سوی دیگر، دانشگاهیان نیز باید با مسائل و نیازهای اجرایی آشنا باشند تا پژوهش‌هایشان در پاسخ به مشکلات واقعی جامعه شکل بگیرد. این ارتباط دوسویه میان دانشگاه و نظام اجرایی می‌تواند به نتایج مفید برای مردم منجر شود.

ملک‌افضلی با تشریح مراحل کار اپیدمیولوژیک، گفت: در مواجهه با یک مسئله سلامت، ابتدا باید آن را شناخت و اطلاعات لازم را جمع‌آوری کرد؛ سپس مسئله را تحلیل کرد، برای آن مداخله مناسب در نظر گرفت و در نهایت، اثربخشی مداخله را ارزیابی کرد. انجام این مراحل بدون شناخت مستقیم جامعه و حضور در میدان دشوار است. این اصول تنها به اپیدمیولوژی محدود نمی‌شود و در رشته‌هایی مانند مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی و اقتصاد بهداشت نیز اهمیت دارد. متخصصان حوزه سلامت، فارغ از عنوان رشته خود، باید رویکردی مسئله‌محور داشته باشند و دانششان را برای حل مشکلات مردم به کار بگیرند.

ملک‌افضلی با اشاره به آموخته‌های خود از زنده‌یاد دکتر ابوالحسن ندیم، گفت: من اصول اپیدمیولوژی را از ایشان آموختم. تدریس او کاربردی بود و دانشجویان می‌توانستند ارتباط میان مطالب علمی و مسائل واقعی جامعه را درک کنند؛ زیرا او خود تجربه حضور در مناطق مختلف کشور، از جمله سیستان‌وبلوچستان و هرمزگان را داشت.

وی حضور در میدان را نخستین اصل اخلاقی در سیره حرفه‌ای دکتر ندیم دانست و اظهار کرد: او به مناطق مختلف می‌رفت و در کنار مردم زندگی و کار می‌کرد. در آن زمان، امکانات اقامتی و رفت‌وآمد در بسیاری از مناطق محدود بود؛ اما این شرایط مانع حضور پژوهشگران در مناطق مورد مطالعه نمی‌شد. آنان با امکانات ساده به مناطق دورافتاده می‌رفتند، در ایستگاه‌های تحقیقاتی مستقر می‌شدند و برای شناخت مسائل بهداشتی با مردم ارتباط مستقیم برقرار می‌کردند.

این استاد دانشگاه، عدالت‌محوری را دومین اصل مهم وی در این زمینه برشمرد و افزود: حضور در میدان باید با توجه به نیازهای واقعی جامعه باشد؛ یعنی متخصصان به مناطقی بروند که مردم آن بیش از دیگران به خدمات و مداخله‌های بهداشتی نیاز دارند. هدف از دانش و تخصص باید کمک به کسانی باشد که با مشکلات بیشتری روبه‌رو هستند.

وی ساده‌زیستی و قناعت را از دیگر ویژگی‌های دکتر ندیم دانست و گفت: او زندگی ساده‌ای داشت و به فعالیت علمی و دانشگاهی خود متعهد بود. زندگی و کار در مناطق محروم، با امکانات محدود، بخشی از تجربه حرفه‌ای او بود و نشان می‌داد که خدمت به جامعه را بر آسایش شخصی مقدم می‌دانست.

ملک‌افضلی با تأکید بر اهمیت شناخت فرهنگ و رفتار مردم در طراحی مداخلات سلامت، اظهار کرد: نمی‌توان تنها با اتکا به داده‌ها و ابزارهای رایانه‌ای برای مسائل جامعه راهکار ارائه کرد. برای آنکه مداخله‌ای مؤثر باشد، باید فرهنگ، رفتار و شرایط زندگی مردم را شناخت و راهکاری متناسب با واقعیت‌های زندگی آنان ارائه داد.

وی با اشاره به تجربه خود در زمینه سوءتغذیه کودکان در بروجرد، افزود: در آن منطقه، سوءتغذیه کودکان مسئله قابل توجهی بود. به این نتیجه رسیدم که باید از ظرفیت مواد غذایی موجود در روستا استفاده کرد و با کمک متخصص تغذیه، غذاهایی متناسب با امکانات محلی تهیه کرد که کودکان نیز به خوردن آن‌ها تمایل داشته باشند. این تجربه نشان می‌دهد که راهکار مؤثر باید با شرایط واقعی جامعه تناسب داشته باشد.

این استاد دانشگاه با تأکید بر اینکه دانش به‌تنهایی برای حل مشکلات کافی نیست، گفت: دانشگاهیان باید علم خود را به عمل تبدیل کنند. هم دانش بدون اقدام عملی و هم اظهارنظرهای متعصبانه و بدون پشتوانه علمی می‌توانند برای جامعه مشکل‌آفرین باشند؛ بنابراین، دانشگاهیان باید در کنار برخورداری از دانش تخصصی، رویکردی عمل‌گرا و متعهد به حل مسائل جامعه داشته باشند.

ملک‌افضلی با اشاره به اینکه تمرکز بیش از اندازه بر روش‌شناسی، مدل‌سازی و تحلیل‌های آماری ممکن است دانشجویان را از حضور در میدان دور کند، گفت: یکی از نگرانی‌هایی که دکتر ندیم نیز به آن اشاره می‌کرد، این بود که ممکن است اپیدمیولوژیست‌ها بیش از آنکه برای حضور در میدان آماده شوند، به متخصصان آمار و روش‌های تحلیلی تبدیل شوند. روش‌های آماری و مدل‌سازی ابزارهای مهمی هستند، اما باید در خدمت شناخت مسئله و حل مشکلات سلامت قرار گیرند. داده‌ها و تحلیل‌ها باید از دل مسائل واقعی جامعه شکل بگیرند و به تصمیم‌ها و مداخلاتی منجر شوند که اثر آن‌ها در زندگی مردم قابل مشاهده باشد.

این استاد دانشگاه با اشاره به نقش دکتر ندیم در تربیت متخصصان اپیدمیولوژی پس از انقلاب اسلامی، اظهار کرد: دکتر ندیم پس از کناره‌گیری از مسئولیت ریاست دانشکده بهداشت، بخش مهمی از فعالیت خود را بر تربیت اپیدمیولوژیست‌ها متمرکز کرد و با تعهد علمی و حرفه‌ای، در آموزش نسل‌هایی از متخصصان این حوزه نقش داشت. دکتر ندیم در مسئولیت‌های مختلف دانشگاهی، از ریاست گروه تا فعالیت‌های دیگر، تلاش می‌کرد در هر جایگاهی که قرار دارد، به پیشبرد علم و خدمت به جامعه کمک کند. تعهد او به آموزش و تربیت متخصصان، بخشی مهم از میراث علمی و حرفه‌ای او است.

انتهای پیام

# علمی‌ و دانشگاهی

آخرین اخبار علمی‌ و دانشگاهی