به گزارش ایسنا، فرادید نوشت:
حتی امروزه نیز بسیج صدها هزار جنگجو به قدرت بیسابقه حکومت، مازاد محصولات کشاورزی و انضباط اداری گسترده نیاز دارد. اما برخی امپراتوریهای باستانی، مدتها پیش از صنعتیشدن، ماشینهای جنگی عظیمی در اختیار داشتند که میتوانستند چهره قارهها را تغییر دهند.
از ارتشهای میلیونی امپراتوری چین گرفته تا لژیونهای نیرومند روم و فیلهای جنگی هند باستان؛ این هشت ارتش باستانی نمایانگر اوج توان بسیج نیروی انسانی، نبوغ لجستیکی و سازماندهی مرگبار نظامی در جهان باستان بودند:
۱. دودمان چین
در جریان یکپارچهسازی چین، چین شی هوانگ، نخستین امپراتور دودمان چین، با قدرتطلبی و بیرحمی شناخته میشد. او ارتشی بزرگ تشکیل داد تا قلمرو خود را گسترش دهد و پایههای امپراتوریاش را مستحکم کند. در قرن سوم پیش از میلاد، نیروهای چین به سمت شرق حرکت کردند، دولتهای رقیب را که درگیر جنگ با یکدیگر بودند شکست دادند و سرانجام به دریای زرد رسیدند. ارتش چین عمدتاً بر پیادهنظام متکی بود و برای حفظ آرامش در سرزمینهای فتحشده، پادگانهای بزرگی در آنها مستقر میکرد.
اگرچه منابع تاریخی اطلاعات کاملاً روشنی درباره شمار نیروهای او ارائه نمیدهند، برآوردها نشان میدهد که امپراتور چین احتمالا تا یک میلیون سرباز در اختیار داشته است. نظام حقوقی و سیاسی او که بر آموزههای مکتب قانونگرایی استوار بود، خدمت نظامی را در اولویت قرار میداد و سربازگیری اجباری را اجرا میکرد. امپراتور امتیازات موروثی اشراف را کنار گذاشت و نظامی سختگیرانه با ۲۰ درجه و رتبه مبتنی بر شایستگی برقرار کرد که معیار اصلی پیشرفت در آن، عملکرد در میدان نبرد بود. سربازان با جمعآوری سرهای بریده دشمنان میتوانستند ترفیع بگیرند، زمین و عنوان دریافت کنند و از معافیتهای مالیاتی برخوردار شوند.
حکومت چین همچنین شیوههایی شبیه تولید انبوه صنعتی را برای ساخت سلاحهای استاندارد توسعه داد. برای مثال، ماشههای کمانهای زنبورکی از قطعات برنزی ساخته میشدند که با چنان دقتی قالبگیری شده بودند که قطعاتشان قابلیت جایگزینی با یکدیگر را داشتند. اگر ماشهای در میدان نبرد میشکست، سرباز میتوانست قطعه آسیبدیده را با قطعه یدکی یکی از همرزمان کشتهشدهاش تعویض کند.
قدرت نظامی چنان امپراتور چین را تحت تأثیر قرار داده بود که دستور داد جنگجویان مشهور سفالین را در مجموعه آرامگاه خود بسازند تا در زندگی پس از مرگ از او محافظت کنند. ارتش او در زمان خود نیرویی عظیم بود، اما در عین حال نشان میداد که امپراتوران چین تا چه اندازه حاضر بودند در فرایند سربازگیری، کمیت را بر کیفیت ترجیح دهند.
۲. دودمان هان با ایجاد نیروهای ذخیره، توان نظامی چین را ارتقا داد
اگرچه ارتش دودمان هان به بزرگی ارتش دودمان چین نبود، این حکومت در دورانی که رومیان بر اروپا و سرزمین شام تسلط داشتند، نیروی نظامی قدرتمندی در اختیار داشت. در اوج قدرت این امپراتوری، در دوران فرمانروایی امپراتور وو، مشهور به امپراتور جنگاور، که از سال ۱۴۱ تا ۸۷ پیش از میلاد حکومت کرد، شمار نیروهای در دسترس ارتش هان به ۶۰۰ تا ۷۰۰ هزار نفر میرسید.
مردان معمولاً موظف بودند دو سال خدمت نظامی انجام دهند؛ بهاستثنای افرادی که با دربار سلطنتی ارتباط داشتند. پس از پایان خدمت فعال، آنان در شمار نیروهای ذخیره قرار میگرفتند و در صورت نیاز، دوباره به خدمت فراخوانده میشدند. دودمان هان برای پرهیز از هزینه سنگین انتقال غلات از مسیر بیابانها، مستعمرههای کشاورزی نظامی ایجاد کرد. سربازان در دوران صلح قطعات زمین خود را کشت میکردند و به این ترتیب، پادگانهای مرزی میتوانستند بخش عمده نیازهایشان را تأمین کنند.
ارتش هان برای مقابله با تاکتیکهای حمله سریع و عقبنشینی نیروهای کوچنشین شیونگنو در شمال، ارابههای سنگین جنگی را کنار گذاشت و بیشتر به سوارهنظام متکی شد. با این حال، چون اسبهای مناسب برای این منظور در منطقه به اندازه کافی وجود نداشت، ارتش لشکرکشیهایی تا فرغانه، در ازبکستان امروزی، انجام داد تا اسبهایی نیرومند و چابک به دست آورد. این اسبها سپس با یکدیگر آمیزش داده شدند تا اسبهای مناسبتری برای سوارهنظام پرورش یابند.
با گذشت زمان، ارتش هان نیز مانند ارتش برخی دیگر از دودمانهای چین، به استفاده از سربازان حرفهای و مزدوران روی آورد. این تغییر هزینهها را کاهش داد و سطح مهارت نیروها را افزایش داد، اما نگهداری پادگان در تمام بخشهای امپراتوری را دشوارتر کرد. در آن دوره، دودمان هان یکی از قدرتمندترین نیروهای نظامی جهان به شمار میرفت.
۳. امپراتوری مائوریا فیلهای جنگی را با پیادهنظام ترکیب کرد
مگاستنس، مورخ یونانی که بهعنوان سفیر در دربار امپراتوری مائوریا در هند خدمت میکرد، شمار نیروهای این امپراتوری را حدود ۶۰۰ هزار پیادهنظام، ۳۰ هزار سوارهنظام، ۹ هزار ارابه جنگی و ۸ هزار فیل جنگی برآورد کرده است. اگرچه مورخان دیگر درباره درستی این ارقام تردیدهایی مطرح کردهاند، گزارش او مفصلترین روایت موجود درباره شمار نیروهایی است که فرمانروایان مائوریا میتوانستند به میدان نبرد بفرستند.
این امپراتوری برای تصرف و حفظ سرزمینها بهشدت به پیادهنظامی متکی بود که از طریق سربازگیری اجباری تأمین میشد. در میدان نبرد نیز از سوارهنظام برای مانورهای سریع و دور زدن نیروهای دشمن استفاده میکرد.
امپراتوری مائوریا بر بخش عمده شبهقاره هند تسلط داشت و حتی ادارهای نظامی برای نظارت بر سازماندهی نیروهای مسلح خود ایجاد کرده بود. این حکومت علاوه بر سربازان بومی هند، از مزدوران خارجی نیز برای تقویت ارتش بهره میگرفت. امپراتوری مائوریا طی ۱۳۶ سال یکی از قدرتمندترین نیروهای نظامی آسیا بود، تا اینکه دودمان شونگا جای آن را گرفت.
۴. امپراتوری گوپتا با سوارهنظام سنگین بر بخشهایی از هند مسلط شد
امپراتوری گوپتا از قرن سوم تا قرن ششم میلادی بر بخشهایی از شمال و شرق هند فرمانروایی میکرد. دوران اوج آن در زمان حکومت چاندراگوپتا دوم بود و این امپراتوری یکی از کارآمدترین حکومتهای تاریخ شبهقاره هند به شمار میرفت. یکی از عوامل موفقیت آن، ارتش بزرگ و توانمندی بود که امکان دفاع از قلمرو را فراهم میکرد. این ارتش از پیادهنظام، سوارهنظام و فیلهای جنگی تشکیل شده بود و هم برای حمله و هم برای دفاع قابلیت بالایی داشت.
منابع همعصر گزارش دادهاند که ارتش گوپتا حدود ۵۰۰ هزار پیادهنظام، ۵۰ هزار سوارهنظام و ۱۰ هزار فیل جنگی در اختیار داشت. تجربه نبردها به فرماندهان این امپراتوری آموخته بود که چگونه از سوارهنظام سنگین برای واردکردن ضربات ویرانگر به دشمن استفاده کنند.
گوپتاها در دریا نیز نیروی دریایی داشتند که از کشتیهای تجاری در مسیرهای منتهی به بنادر امپراتوری محافظت میکرد. نیروی دریایی آنها از دیگر نیروهای دریایی منطقه قدرتمندتر بود.
۵. امپراتوری روم، نظامی حرفهای بر پایه لژیونها ایجاد کرد
ارتش روم در جریان تبدیل جمهوری روم به امپراتوری، بهشدت گسترش یافت. در ابتدا، سربازگیری عمدتاً از میان شهروندانی انجام میشد که مالک زمین بودند. اما در قرن اول پیش از میلاد و پس از اصلاحات گایوس ماریوس، سردار رومی، شهروندان فاقد زمین نیز وارد ارتش شدند. این تغییر به شکلگیری نیرویی حرفهایتر کمک کرد و امکان افزایش چشمگیر شمار سربازان را فراهم آورد.
ارتش روم همچنین در سراسر امپراتوری نیروهای محلی را به خدمت میگرفت و در واحدهای کمکی سازماندهی میکرد. این واحدها از هسته اصلی ارتش، متشکل از شهروندان رومی، پشتیبانی میکردند. با این حال، نیروهای نخبه امپراتوری، یعنی لژیونرها، همچنان عمدتاً از مناطق مرکزی ایتالیا جذب میشدند. گارد پرتورین که برای حفاظت شخصی از امپراتور تشکیل شده بود، در مقطعی از تاریخ به ۲۰ هزار نفر میرسید و از آموزشدیدهترین نیروهای امپراتوری تشکیل میشد.
مورخان دوران فرمانروایی سپتیمیوس سوروس، در اواخر قرن دوم و اوایل قرن سوم میلادی، را از دورههای اوج قدرت امپراتوری روم میدانند. برآورد میشود که در آن زمان بین ۴۵۰ تا ۵۰۰ هزار نفر در سراسر قلمرو امپراتوری در خدمت ارتش روم بودند. این نیروها در مراکز پرجمعیت پادگان مستقر میکردند، شورشها را سرکوب میکردند و با دشمنان میجنگیدند و سرزمینهای تازهای را فتح میکردند.
سازماندهی و تاکتیکهای ارتش روم چنان تأثیرگذار بود که حتی قرنها پس از سقوط امپراتوری روم غربی، حکومتهای دیگر نیز برای دستیابی به قدرت نظامی مشابه، از آن الگوبرداری میکردند.
۶. امپراتوری هخامنشی و گارد جاویدان
امپراتوری هخامنشی در اوج قدرت خود از بالکان تا هند امتداد مییافت. این امپراتوری در شرق و غرب با ارتشهای گوناگون، از جمله نیروهای چند دولتشهر یونانی جنگید.
ارتش هخامنشی از چند بخش تشکیل شده بود: نیروی نخبهای به نام گارد جاویدان، نیروهایی که از استانهای مختلف امپراتوری بسیج میشدند، مزدوران و سوارهنظام سبک. مورخان یونانی مانند هرودوت و توسیدید مدعی بودند که ارتش ایران یک میلیون سرباز داشته است؛ اما امروزه این ارقام اغراقآمیز تلقی میشوند.
مورخان معاصر برآورد میکنند که هنگامی که خشایارشا یکم به یونان لشکر کشید، شمار نیروهای ارتش ایران، با احتساب افراد غیررزمی، بین ۱۲۰ تا ۳۰۰ هزار نفر بوده است. در سراسر امپراتوری نیز ایرانیان احتمالاً میتوانستند اندکی بیش از ۳۰۰ هزار نفر را بسیج کنند.
۷. امپراتوری ناندا با قدرت نظامی خود، اسکندر مقدونی را در هند متوقف کرد
هنگامی که مقدونیان از خاورمیانه و آسیای مرکزی عبور کردند، در هند با نیروهای امپراتوری ناندا روبهرو شدند. برخی مورخان معتقدند اسکندر به دلیل بزرگی ارتش ناندا تصمیم گرفت از پیشروی بیشتر دست بکشد. گفته میشود این امپراتوری بر بخش بزرگی از مناطق مرکزی و شرقی هند امروزی تسلط داشت و از نیروی نظامی بسیار سازمانیافتهای برخوردار بود.
برآورد مورخان نشان میدهد که ارتش ناندا حدود ۲۰۰ هزار پیادهنظام، ۲۰ هزار سوارهنظام، ۲ هزار ارابه جنگی و ۳ هزار فیل جنگی داشت. این امپراتوری از پشتوانه مالی قدرتمندی برخوردار بود و به همین دلیل میتوانست ارتشی بزرگ را حفظ کند.
ظاهراً استفاده نانداها از فیلهای جنگی اسکندر را نگران کرده بود؛ زیرا او از چشمانداز جنگیدن با چنین نیرویی بیم داشت. امپراتوریهای بعدی هند نیز در تاکتیکهای نبرد و سازماندهی نظامی خود از الگوی نانداها تأثیر پذیرفتند.
۸. امپراتوری هونها با سوارهنظام کوچنشین اروپا را به ویرانی کشاند
آتیلا، رهبر کوچنشین هونها، در جریان پیشروی از آسیای مرکزی ارتشی نیرومند تشکیل داد که از کوچنشینان آسیای مرکزی، قبایل ژرمنی و دیگر مردمان استپهای اروپای شرقی تشکیل شده بود. هونها ابتدا بهعنوان مزدور برای دفاع از مرزهای امپراتوری روم به کار گرفته شدند، اما سپس حملات تهاجمی خود را با واحدهای سوارهنظام سریع آغاز کردند. این حملات بخشهایی از اروپا را به ویرانی کشاند و ترس و آشوب گستردهای ایجاد کرد؛ بهطوری که نام آتیلا با مفهوم بربر و ویرانگر گره خورد.
مورخان برای تعیین شمار دقیق نیروهای تحت فرمان آتیلا با دشواری روبهرو بودهاند. احتمالاً او هنگام ورود به اروپا حدود ۱۰۰ هزار سرباز در اختیار داشت. با این حال، ممکن است نیروهای بیشتری نیز در پشت جبهه مستقر کرده باشد تا از پادگانهای ایجادشده محافظت کنند و امنیت مردمان تحت فرمانش را حفظ کنند.
انتهای پیام