به گزارش ایسنا، درگذشت محسن راستانی، عکاس شناختهشده مستند و خبری، در سوم آبان ۱۴۰۵، بار دیگر توجهها را به کارنامه هنرمندی جلب کرد که بخشی از تاریخ معاصر ایران را از دریچه دوربین خود روایت کرده بود.
راستانی در ۶۸ سالگی و پس از تحمل یک دوره بیماری درگذشت. او عکاس خبری، دبیر عکس مجله «تصویر» و روزنامه «صبح امروز»، مدرس دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران و از اعضای هیأت مؤسس انجمن صنفی عکاسان مطبوعات و انجمن عکاسان ایران بود؛ اما اهمیت کارنامهاش تنها در این عنوانها خلاصه نمیشود. آنچه از او به جا مانده، مجموعهای از نگاهها، موقعیتها و لحظههای انسانی است که با گذشت زمان، معنایی فراتر از لحظههای ثبت خود یافتهاند.

محسن راستانی در ششم دیماه ۱۳۳۷ در خرمشهر متولد شد؛ تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته عکاسی دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران گذراند و در سال ۱۳۶۶ مدرک کارشناسی این رشته را دریافت کرد. مسیر حرفهای او در دورهای شکل گرفت که جنگ ایران و عراق، یکی از موضوعات مهم عکاسی خبری و مستند ایران بود.
بر همین اساس هم، راستانی فعالیت حرفهای خود را در سالهای جنگ ایران و عراق آغاز کرد؛ دورهای که برخی از عکاسان خبری، علاوه بر ثبت صحنههای جنگی و نظامی، به سراغ ثبت و نمایش زندگی مردم در سایه جنگ و پیامدهای جنگی، رفتند. راستانی نیز در همین مسیر قدم برداشت و بخشی مهم از هویت حرفهایاش را شکل داد.

او در سالهای جنگ ایران و عراق و همچنین در جریان جنگ داخلی لبنان و درگیریهای بوسنی و هرزگوین عکاسی کرد. این تجربهها، گستره جغرافیایی فعالیت او را از ایران فراتر برد. یکی از مهمترین آثار او در این زمینه، کتاب «زمان سخت» (The Hard Time) است؛ مجموعهای از عکسهای جنگ بوسنی که به تصاویر ثبتشده او در فاصله سالهای ۱۹۹۴ تا ۱۹۹۶ اختصاص دارد. این کتاب در سال ۱۳۹۳ منتشر شد و بخشی از تجربه عکاس را در مواجهه با یکی از تلخترین بحرانهای انسانی اروپا در اواخر قرن بیستم نشان میدهد.
اما کارنامه راستانی به عکاسی جنگ محدود نبود. او دوربینش را به سوی زندگی روزمره مردم و مناسبات اجتماعی نیز چرخاند. مجموعه «خانواده ایرانی» یکی از شناختهشدهترین و مهمترین تجربههای او در حوزه عکاسی مستند به شمار میرود؛ پروژهای که در آن، راستانی به سراغ خانوادهها رفت و تصویری از روابط، نقشها، علایق و شیوههای زندگی آنها را به نمایش گذاشت.
راستانی درباره مجموعه «خانواده ایرانی» گفته بود که برای عکاسی از این خانوادهها، صرفاً به ثبت شتابزده تصاویر بسنده نمیکرد؛ گاهی ساعتها با افراد صحبت میکرد تا در برابر دوربین، خودشان باشند. از نگاه او، حتی نحوه ایستادن اعضای خانواده در کنار یکدیگر میتوانست نشانهای از مناسبات و مسئولیتهای درون خانواده باشد.
از ویژگیهای مهم این پروژه، قابلیت ارتباط آن با مخاطبانی بیرون از مرزهای ایران است. راستانی به این موضوع اشاره کرده بود که خانواده، با وجود تفاوتهای فرهنگی و ظاهری، تجربهای آشنا برای انسانها است. مخاطب خارجی میتواند در این تصاویر، هم تفاوتهای جامعه ایرانی را ببیند و هم شباهتهای بنیادین روابط خانوادگی را بازشناسد.
در امتداد این پروژه و تلاش برای شناخت و معرفی سبک زندگی ایرانی، راستانی به سراغ پروژه «تیپهای اجتماعی شهر تهران» رفت. در این مسیر، شهر نه فقط مجموعهای از ساختمانها و خیابانها، بلکه عرصه حضور گروههای مختلف جامعه و شیوههای متنوع زندگی آنها بود.
در کارنامه او، پروژهها و گزارشهای تصویری از آلمان، بیروت، بوسنی و هرزگوین، ارمنستان و دیگر نقاط نیز دیده میشود. این گستره جغرافیایی، به آثار او امکان میداد تا در کنار ثبت تجربههای خاص هر منطقه، به موضوعات مشترک انسانی نیز نزدیک شود.
آثار محسن راستانی در نمایشگاههای داخلی و بینالمللی متعددی به نمایش درآمدند. از جمله، او در دوسالانه ونیز در سال ۲۰۱۱ حضور داشت و آثارش در قالب نمایشگاه «تاریخ ویرایشنشده؛ ایران ۱۹۶۰ تا ۲۰۱۴» در موزه هنرهای مدرن پاریس و موزه هنرهای قرن بیستویکم رم (MAXXI) ارائه شدند.
راستانی همچنین در رویدادهای عکاسی داخلی و بینالمللی جوایزی کسب کرد. او از برگزیدگان چهارمین نمایشگاه سالانه عکس ایران در سال ۱۳۷۰ و نمایشگاه بینالمللی عکاسی خلاق انگلستان بود. همچنین، در سال ۱۳۸۴ جایزه نخست مجموعه عکس سیاهوسفید دهمین دوسالانه عکس ایران را به دست آورد.
با این همه، فهرست جوایز و نمایشگاهها تنها بخشی از جایگاه یک عکاس مستند را نشان میدهد. اهمیت آثار راستانی را باید در نگاه او به زندگی انسانها و تجربه زیسته مردم یک جامعه جستوجو کرد؛ نگاهی که هم در تصاویر جنگ حضور داشت و هم در پرترههای «خانواده ایرانی»، جایی که آدمهایی از گروهها و طبقات گوناگون، در قابی سیاهوسفید و با پسزمینهای روشن، روبهروی دوربین او ایستادند.
انتهای پیام