دوشنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۵ | ۱۴:۳۰
برخی مدیران رده‌بالا هم باستان‌شناسی را با گنج‌یابی اشتباه می‌گیرند!

وضعیت رشته باستان‌شناسی در ایران/ ۴

برخی مدیران رده‌بالا هم باستان‌شناسی را با گنج‌یابی اشتباه می‌گیرند!

یک دانشجوی دکتری باستان‌شناسی نسبت به آینده این رشته در ایران با توجه به خسارت‌هایی که متوجه آن است، ابراز نگرانی کرد و گفت: تقریباً هر فردی از هر طیف و با هر سطحی از تحصیلات، حتی مدیران رده‌بالای برخی سازمان‌ها، از تفاوت میان باستان‌شناسی علمی و گنج‌یابی ناآگاه هستند.

در ادامه سلسله گفت‌وگوهای ایسنا، درباره وضعیت رشته تحصیلی باستان‌شناسی، مسعود سلیمی، دانشجوی مقطع دکتری باستان‌شناسی، با ارزیابی وضعیت آموزش این رشته در دانشگاه‌های کشور، به ایسنا گفت: دانشگاه‌های دولتی، حتی برخی دانشگاه‌های مطرح، از نظر کیفی وضعیت مطلوبی ندارند و با وجود جذب دانشجو، برنامه مشخصی برای آینده تحصیلی و شغلی آن‌ها در نظر گرفته نشده است.

او با اشاره به تفاوت وضعیت دانشگاه‌های دولتی و غیردولتی اظهار کرد: متأسفانه برخی دانشگاه‌های دولتی، حتی دانشگاه‌های شناخته‌شده‌ای مانند دانشگاه تهران، از نظر کیفی شرایط چندان مناسبی ندارند، هرچند از نظر کمی همچنان دانشجو جذب می‌کنند، بدون آنکه برنامه مشخصی برای آینده این دانشجویان داشته باشند. در مقابل، برخی دانشگاه‌های غیردولتی برای جذب دانشجو از استادان توانمندتری استفاده می‌کنند که این موضوع تا حدودی به ارتقای کیفیت آموزش و دستیابی دانشجویان به نتایج بهتر کمک کرده است.

سلیمی درباره دلایل ضعف کیفی آموزش باستان‌شناسی در دانشگاه‌ها گفت: یکی از مشکلات اصلی، نبود نظارت کافی بر عملکرد استادان، کیفیت کلاس‌های درس و خلاقیت‌هایی است که باید در فرآیند آموزش این رشته وجود داشته باشد. دانشجو ممکن است چهار سال دوره کارشناسی را در دانشگاه بگذراند، اما در نهایت دانش او به مطالعه چند کتاب و در بهترین حالت، بازدید از چند موزه محدود شود.

او ادامه داد: چنین شرایطی باعث می‌شود دانشجو نتواند با شناخت کافی و دیدی باز درباره آینده خود تصمیم بگیرد و مسیر موفق‌تری را، چه از نظر اشتغال و چه از نظر خدمت به باستان‌شناسی کشور، انتخاب کند. متأسفانه بسیاری از دانشجویان پس از دریافت مدرک کارشناسی از ادامه تحصیل و فعالیت در این رشته ناامید می‌شوند. شاید بتوان گفت حدود ۵۰ تا ۶۰ درصد دانشجویان در این مرحله ریزش می‌کنند؛ چراکه بخشی از آن‌ها امکان ادامه تحصیل و رسیدن به مقاطع بالاتر را ندارند، بخشی حمایت نمی‌شوند و گروهی نیز به دلیل نبود بازار کار مناسب، انگیزه خود را از دست می‌دهند.

این دانشجوی دکتری باستان‌شناسی در ادامه به اهمیت تجربه عملی و حضور دانشجویان در محوطه‌های باستانی اشاره کرد و افزود: باستان‌شناسی مباحث نظری گسترده‌ای دارد و به‌ویژه در دوره کارشناسی، آموزش مبانی نظری اهمیت زیادی دارد، اما حضور در میدان نیز برای شناخت، تحلیل و آشنایی با موضوعاتی که دانشجو باید به‌صورت عملی یاد بگیرد، بسیار مؤثر است و می‌تواند انگیزه او را برای ادامه مسیر آموزشی افزایش دهد.

او با اشاره به محدودیت‌های برگزاری کاوش‌های آموزشی، اظهار کرد: کاوش‌های باستان‌شناسی مسئولیت‌ها و هزینه‌های زیادی دارند و به همین دلیل دانشگاه‌ها ترجیح می‌دهند آموزش بیشتر به شکل نظری برگزار شود و از نظر عملی نیز به یک فصل کاوش اکتفا کنند. در نتیجه، دانشجو ممکن است فقط تجربه حضور در یک کاوش را به دست بیاورد.

سلیمی ادامه داد: حتی اگر قرار نباشد دانشجویان در چندین فصل کاوش شرکت کنند، باید حضور در محوطه‌ها، اردوهای آموزشی و بازدید از موزه‌ها در برنامه هر ترم آن‌ها قرار داشته باشد. دانشجو باید بداند که کار باستان‌شناسی صرفاً به مباحث نظری محدود نمی‌شود و پژوهش و فعالیت میدانی نیز بخش جدایی‌ناپذیر این رشته است. آشنایی با شیوه‌های کاوش و حضور در محوطه‌های باستانی می‌تواند در شکل‌گیری دانش و تجربه او بسیار مؤثر باشد.

او همچنین با اشاره به اختلاف‌نظرها و نگاه‌های سلیقه‌ای در حوزه کاوش‌های باستان‌شناسی، توضیح داد: متاسفانه در کشور ما بخشی از فعالیت‌های باستان‌شناسی تحت تأثیر سلیقه‌های فردی قرار دارد و حتی میان استادانی که در حوزه کاوش فعالیت می‌کنند، نقدها و اختلاف‌نظرهای زیادی وجود دارد. به همین دلیل، دانشجو باید فرصت داشته باشد در کاوش‌های مختلف شرکت کند، آن‌ها را از نزدیک ببیند و ارزیابی کند.

به گفته او، اگر دانشجو تنها با یک شیوه کاوش و دیدگاه یک استاد آشنا شود، در آینده نمی‌تواند پژوهشگر مستقل، منصف و توانمندی باشد. دانشجو باید بتواند فارغ از اختلاف‌ها، کشمکش‌ها و سلیقه‌های شخصی میان استادان، روش‌های مختلف را بشناسد و بر اساس شناخت و تحلیل خود به نتیجه برسد.

سلیمی در بخش دیگری از این گفت‌وگو درباره ورود خود به رشته باستان‌شناسی توضیح داد: من در ابتدا رشته دیگری خوانده بودم و تحصیلاتم در حوزه کارگردانی بود، اما به دلیل سفری که به خارج از کشور داشتم، متوجه شدم با وجود اینکه مستندهای تاریخی زیادی کار کرده‌ام، شناخت چندانی از تاریخ کشورم و آثار تاریخی آن ندارم. در واقع، به‌عنوان کسی که در حوزه مستندهای تاریخی فعالیت می‌کرد، اطلاعات تخصصی و کافی درباره آثار و محوطه‌های باستانی کشور نداشتم.

او افزود: همین موضوع باعث شد تصمیم بگیرم از ابتدا وارد رشته باستان‌شناسی شوم. بنابراین دوره کارشناسی و سپس کارشناسی ارشد را در این رشته گذراندم و اکنون نیز در آستانه دفاع از رساله دکتری خود هستم.

سلیمی درباره دانشگاه محل تحصیل و تجربه حضورش در کاوش‌های باستان‌شناسی، گفت: دوره کارشناسی را در دانشگاه پارس گذراندم. این دانشگاه با وجود اینکه یک مؤسسه خصوصی بود، به‌شدت روی جذب و به‌کارگیری استادان خوب سرمایه‌گذاری کرده بود. برای من افتخار بود که در محضر بسیاری از استادان بزرگ این حوزه حضور پیدا کنم و با آن‌ها آشنا شوم. همین استادان انگیزه ادامه مسیر را در من ایجاد کردند. کارشناسی ارشد را در دانشگاه تهران و دوره دکتری را نیز در دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران گذرانده‌ام.

او درباره تجربه حضور در کاوش‌های باستان‌شناسی اظهار کرد: من در بیش از ۱۰ کاوش با استادان مختلف حضور داشته‌ام. علاقه داشتم بدانم استادان مختلف چه شیوه کاری دارند و نحوه آموزش و تعامل آن‌ها با دانشجویان چگونه است. به همین دلیل تلاش کردم در محوطه‌های مختلف، به‌ویژه در حوزه کاوش، تجربه کسب کنم. این تجربه به من کمک کرد شناخت گسترده‌تری از باستان‌شناسی پیدا کنم و به‌جای آنکه بخواهم بر اساس سلیقه شخصی درباره یک استاد یا شیوه کاوش او قضاوت کنم، با روش‌های مختلف آشنا شوم.

این دانشجوی دکتری باستان‌شناسی با تأکید بر اهمیت افزایش تعداد تجربه‌های میدانی دانشجویان افزود: به اعتقاد من، حضور در فصل‌های مختلف کاوش برای دانشگاه‌ها نیز بسیار مفید است؛ زیرا دانشجو می‌تواند با مشکلات، روش‌ها و تحلیل‌های متفاوت در جریان کاوش‌های گوناگون آشنا شود.

سلیمی درباره چگونگی حضور خود در این کاوش‌ها گفت: حضور من در این پروژه‌ها بیشتر با پیگیری و اقدام شخصی خودم انجام شد، نه از طریق دانشگاه. با توجه به اینکه در سن‌وسالی نبودم که مانند یک دانشجوی ۲۰ ساله صرفاً منتظر فرصت‌های دانشگاهی بمانم، تلاش می‌کردم با استادان ارتباط دوستانه و حرفه‌ای برقرار کنم و در کنار آن‌ها خدماتی نیز ارائه دهم. برای مثال، در زمینه تصویربرداری، ثبت و مستندسازی روند کاوش همکاری می‌کردم و از این طریق فرصت حضور در پروژه‌ها را به دست می‌آوردم.

او درباره محوطه‌هایی که در آن‌ها تجربه فعالیت میدانی داشته است، گفت: در محوطه سگزآباد در زاغه با آقای دکتر ده‌پهلوان همکاری داشتم. همچنین دو فصل در محوطه ازبکی با آقای دکتر ملک‌زاده کار کردم. دو فصل نیز با آقای دکتر بختیاری، در پروژه‌های کاوش سیلک همکاری داشتم و در محوطه اوجان در استان آذربایجان شرقی نیز با آقای دکتر ولایتی دو فصل فعالیت کردم. علاوه بر این‌ها، در برخی پروژه‌های بررسی باستان‌شناسی نیز حضور داشتم.

سلیمی در ادامه با اشاره به فاصله میان آموزش دانشگاهی و ورود به فعالیت حرفه‌ای باستان‌شناسی اظهار کرد: بزرگ‌ترین مشکلی که اکنون در این عرصه وجود دارد، این است که حتی استادان باستان‌شناسی نیز در بسیاری از موارد نمی‌توانند در محوطه‌های مورد نظر خودشان کاوش کنند. متأسفانه سیاست‌گذاری‌های نادرست و حضور مدیران غیرمرتبط در حوزه میراث فرهنگی باعث شده این بخش از اساس با مشکل مواجه شود. وقتی استادان نمی‌توانند کاوش‌های خود را ادامه دهند، به نتایج مورد نظرشان برسند و یافته‌های پژوهشی خود را ارائه کنند، وضعیت دانشجویانی که تازه می‌خواهند وارد این عرصه شوند، به‌مراتب دشوارتر خواهد بود.

او ادامه داد: دانشجو برای ورود به بازار رقابتی کاوش‌های باستان‌شناسی، به‌ویژه در شرایطی که رقابت‌هایی میان افراد فعال در مجموعه میراث فرهنگی وجود دارد، با موانع زیادی روبه‌رو است. گرفتن مجوز کاوش و پیدا کردن فرصت فعالیت حرفه‌ای به‌سادگی امکان‌پذیر نیست.

این دانشجوی دکتری باستان‌شناسی درباره شرایط اشتغال در این رشته گفت: من همیشه به دوستان باستان‌شناس گفته‌ام که باستان‌شناسی صرفاً یک شغل نیست. به اعتقاد من، اگر هنر و عشق به این حوزه وجود نداشته باشد، نمی‌توان آن را به‌عنوان یک شغل معمولی دنبال کرد. ممکن است فرد در طول یک سال فقط یک فصل کاوش داشته باشد و ۱۱ ماه دیگر را منتظر بماند. حتی گاهی منابع مالی پروژه نیز زمانی در اختیار مجری قرار می‌گیرد که فصل کاوش به پایان رسیده است. این مسئله مشکلات و معضلات زیادی را برای خود فرد و نیروهای فعال در پروژه ایجاد می‌کند.

سلیمی با تأکید بر اینکه مشکلات موجود محدود به افراد خاصی نیست، گفت: این موضوع یک مسئله کشوری است و به یک شخص یا مجموعه خاص محدود نمی‌شود. باستان‌شناسی کشور به‌شدت گرفتار نوعی واپس‌گرایی شده است. از طرف دیگر، تأخیر در تخصیص منابع مالی برای بررسی‌ها و ادامه روند کاوش‌ها، مشکلات را تشدید می‌کند. این مسائل به‌تدریج به دانشگاه‌ها نیز منتقل می‌شود و دانشجویان به‌خوبی آن را احساس می‌کنند.

او افزود: بسیاری از دانشجویانی که در این حوزه فعالیت می‌کنند، اگر صرفاً با این تصور وارد باستان‌شناسی شوند که قرار است از این رشته به موقعیت شغلی و حرفه‌ای مشخصی برسند، ممکن است با ناامیدی و سرخوردگی زیادی مواجه شوند. من ریشه بخش مهمی از این وضعیت را در مدیریت نادرست نظام میراث فرهنگی کشور می‌دانم.

سلیمی در ادامه این گفت‌وگو، درباره وضعیت پرداخت دستمزد به دانشجویانی که در پروژه‌های کاوش حضور پیدا می‌کنند، توضیح داد: برخی استادان وقتی دانشجویی را همراه خود به محوطه‌های باستانی می‌برند، تلاش می‌کنند از او حمایت کنند و برای اینکه دانشجو در جریان کار دچار مشکل نشود، مسئولیت‌هایی را به او واگذار می‌کنند. برای مثال، ممکن است بخشی از کار عکاسی یا طراحی و مستندسازی را به دانشجو بسپارند و در ازای آن دستمزدی نیز پرداخت کنند. البته این دستمزدها چندان قابل توجه نیست. اما اگر دانشگاه، خودش یک فصل کاوش آموزشی برگزار می‌کند، متفاوت است و دستمزدی در نظر گرفته نمی‌شود.  

او در بخش دیگری از صحبت‌هایش به یکی از مشکلات فرهنگی و اجتماعی باستان‌شناسی اشاره کرد و گفت: یکی از معضلات بزرگ این کشور، ناآگاهی مردم از تفاوت میان باستان‌شناسی علمی و گنج‌یابی است. تقریباً هر فردی از هر طیف و با هر سطحی از تحصیلات، این موضوع را مطرح می‌کند. وقتی خودتان را به‌عنوان باستان‌شناس معرفی می‌کنید، ممکن است طرف مقابل بلافاصله ذهنش به سمت موضوعاتی برود که ارتباطی با باستان‌شناسی علمی ندارند. من حتی در مواجهه با مدیران رده‌بالای برخی سازمان‌ها و دستگاه‌ها نیز بارها با چنین واکنش‌هایی روبه‌رو شده‌ام.

بیشتر بخوانید:

اظهارات ضرغامی درباره گنج‌ و فلزیاب‌

افشاگری و پرسش‌های باستان‌شناسان درباره پرونده‌های قاچاق و حفاری اشیاء تاریخی

او ادامه داد: به اعتقاد من، ریشه این مسئله را باید در کم‌توجهی دولت به معرفی و آگاهی‌بخشی درباره میراث فرهنگی کشور جست‌وجو کرد. از یک طرف با فقر آگاهی مواجه هستیم و از طرف دیگر، فقر اقتصادی و توهم دستیابی به ثروت از طریق پیدا کردن گنج در میان مردم رواج دارد. من واقعاً نسبت به این موضوع نگرانم؛ چراکه احساس می‌کنم هیچ‌کس به‌صورت جدی پاسخگوی این وضعیت نیست و آن را پیگیری نمی‌کند.

این دانشجوی دکتری باستان‌شناسی همچنین با اشاره به گسترش حفاری‌های غیرمجاز در محوطه‌های باستانی، گفت: در حدود ۹۹ درصد محوطه‌هایی که من در آن‌ها حضور داشته‌ام، با آثار حفاری غیرمجاز مواجه شده‌ایم. در بسیاری از موارد، حفاری‌های غیرمجاز پیش از حضور باستان‌شناسان یا هم‌زمان با فعالیت آن‌ها، به بخشی از داده‌های موردنیاز برای پژوهش آسیب می‌زند. گاهی ساختار یا بخشی از محوطه به دلیل این مداخلات غیرمجاز دچار تغییراتی می‌شود که تحلیل‌های باستان‌شناس را با مشکل مواجه می‌کند. این موضوع از نظر پژوهشی بسیار پیچیده و نگران‌کننده است.

سلیمی در ادامه درباره میزان بهره‌گیری دانشگاه‌های ایران از تجربه استادان و مراکز علمی خارج از کشور گفت: شاید در گذشته ارتباطات و همکاری‌های بیشتری وجود داشت، اما در چند سال اخیر به دلیل مسائل امنیتی و محدودیت‌های مالی، این همکاری‌ها کمتر شده است. ما همچنان به برخی نهادهای بین‌المللی و امکانات تخصصی آن‌ها نیاز داریم؛ چراکه بخشی از داده‌های باستان‌شناسی کشور به دلیل نبود تجهیزات و امکانات لازم، باید در مراکز تخصصی خارج از ایران بررسی و تحلیل شوند.

او افزود: در حال حاضر بسیاری از این امکانات و همکاری‌ها محدود شده و تنها تعداد معدودی از محوطه‌ها با مشارکت برخی کشورها مورد مطالعه قرار می‌گیرند. این در حالی است که پیش‌تر همکاری‌هایی با کشورهای دارای سابقه طولانی در مطالعات باستان‌شناسی ایران، از جمله فرانسه، انگلستان و آمریکا، وجود داشت. اکنون نیز گاهی همکاری‌هایی با کشورهایی مانند چین انجام می‌شود، اما محدود بودن این تعاملات باعث شده است بررسی و تحلیل بسیاری از داده‌های باستان‌شناسی سال‌ها به تعویق بیفتد.

سلیمی در پاسخ به پرسشی درباره مهم‌ترین نگرانی خود نسبت به آینده باستان‌شناسی کشور، به نگاه هزینه‌محور برخی مدیران به این حوزه اشاره کرد و گفت: متأسفانه در مجموعه میراث فرهنگی گاهی باستان‌شناسی به‌عنوان بخشی هزینه‌بر و هزینه‌تراش برای دولت در نظر گرفته می‌شود. برخی تصور می‌کنند کاوش‌های باستان‌شناسی هزینه زیادی به کشور تحمیل می‌کند، در حالی که توجه ندارند پایه‌های گردشگری و توسعه صنعت گردشگری از باستان‌شناسی آغاز می‌شود.

او اظهار کرد: وقتی محوطه‌ای کاوش نمی‌شود، داده‌های آن به دست نمی‌آید و آثار معماری و تاریخی آن شناسایی و آشکار نمی‌شود، چگونه می‌توان انتظار داشت زیرساخت مناسبی برای گردشگری شکل بگیرد؟ تخت جمشید نمونه روشنی از اهمیت این موضوع است. اساساً اگر آثار تاریخی و محوطه‌های باستانی به‌درستی شناسایی، کاوش و معرفی نشوند، صنعت گردشگری نیز پشتوانه و جاذبه کافی نخواهد داشت.

این دانشجوی دکتری باستان‌شناسی ادامه داد: حتی برخی مدیران مجموعه میراث فرهنگی نیز با این مسئله مواجهند و تصور می‌کنند باستان‌شناسی بخشی هزینه‌بر است که مشکلاتی برای مجموعه ایجاد می‌کند. همین نگاه باعث شده است در برخی موارد حمایت از گردشگری در اولویت قرار بگیرد، در حالی که گردشگری بدون وجود آثار تاریخی و فرهنگی ارزشمند، نمی‌تواند به‌تنهایی جاذبه‌ای برای جذب گردشگر ایجاد کند. پیش از آنکه بخواهیم گردشگر جذب کنیم، باید زیرساخت‌های لازم را فراهم کنیم و یکی از مهم‌ترین این زیرساخت‌ها، شناخت و حفاظت از آثار باستانی است.

سلیمی با ابراز نگرانی از آینده این رشته در کشور، تأکید کرد: یکی از مشکلات جدی باستان‌شناسی ایران، ساماندهی نشدن کاوش‌های منظم، مستمر و ضروری است. اگر این روند اصلاح نشود، باستان‌شناسی کشور با خسارت‌های جدی مواجه خواهد شد؛ چراکه باستان‌شناس وجود دارد، اما منابع مالی کافی در اختیار نیست و در نتیجه فعالیت مؤثری نیز انجام نمی‌شود. آثار بررسی و شناسایی نمی‌شوند و امکان توسعه ظرفیت‌های مرتبط با صنعت گردشگری نیز از بین می‌رود.

انتهای پیام

# فرهنگی و هنری

آخرین اخبار فرهنگی و هنری