این کارگردان برجسته ایرانی روز شنبه در گفت و گو با خبرنگار ایسنا افزود: ظاهرا آنقدر دردهای اجتماعی به صورت “گنگ“ و “دو پهلو“ گفته شده که باعث شده صراحت این فیلم، با خواست تماشاگران همگام و همسنگ شود وگرنه من داستان سگ کشی را در تابستان سال 71 نوشتم و آن زمان به این صراحت جنگ مادی در جامعه ما دیده نمیشد. در طول زمانی که من معطل ساخت این فیلم بودم این جنگ مادی به وضوح در جامعه به چشم میخورد و تصادفا این فیلم با وضعیت فعلی جامعه منطبق شده و نشان میدهد جامعه نسبت به این موضوع حساسیت دارد. کارگردان فیلم “رگبار“ در عین حال تاکید کرد: سینما روزنامه نیست؛ هر روز نمیتوان یک فیلم درباره دردهای مردم ساخت چون دو سه سال طول میکشد تا فیلمی ساخته شود. ممکن است دردهای مردم هر روز تغییر شکل پیدا کرده و موضوعیت آنها زیر سوال رود یا موضوع دیگری مهمتر شود. در فاصلهای که شما به یک موضوع فکر میکنید ممکن است اتفاقات بسیاری در جامعه بیفتد بنابراین شما قادر نیستید هر روز یک فیلم بسازید تا درد آن روز را بگویید؛ در نتیجه تنها نمیتوانید به تاثیر آنی فیلم فکر کنید چون ممکن است در مدت زمانی که فیلم تولید شده و اکران میشود، تمامی آن دردها کهنه یا حل شده و دردهای مهمتری به وجود آمده باشد. وی ادامه داد: سینما نمیتواند هر روز دردهای جامعه را بگوید. باید چیزی را بگوید که با دوامتر و ماندنی است دردهای جامعه را میتوان در روزنامهها و تلویزیون گفت که البته باید همراه با راه حل برای آن باشد. کارگردان فیلم “غریبه و مه“ اضافه کرد: از آن طرف جامعه در حال رسیدن به یک نوع افسردگی است. الان اگر چه دردها گفته میشود ولی کسی علاجش نمیکند و هیچ راه حلی ارایه نمیشود. وی گفت: همه ما میدانیم که جنگلها ویران شدهاند. درباره ویران شدن شهر، محیط زیست و غارت آثار ملی چیزهای بسیاری میدانیم ولی مگر کسی برای حل این مشکلات کاری میکند؟ حتی برای سادهترین این مشکلات کسی کاری نمیکند. بهرام بیضایی درباره بحران در سینمای ایران گفت: نوعی نگران در بین اهالی سینما وجود دارد و در عین حال احتمال افزایش هزینهها در سال آینده نیز مطرح است که این افزایش برای سینما “نفس بر“ است. کارگردان فیلم “کلاغ“ گفت: با این وضعیت اگر کسی راه حلی پیدا نکند و همه لبخند بزنند و سخنرانی کنند همانطور که بقیه چیزها فقط به تحمل واگذار میشود شاید این وضعیت نیز به تحمل واگذار شود. در جاهایی که تصمیمگیری میشود و امکانات در آنجا متمرکز است به نظر نمیآید کسانی بخواهند راه حلی پیدا کنند و اغلب همه چیز را به زمان واگذار میکنند. به گفته بیضایی، سال 80 سال سختی برای او بوده و اصلا فرصتی برای فکر کردن درباره فیلم و تاثیر آن را نداشته است. وی بیان کرد: تاثیر ساخت فیلم سگ کشی فقط تاثیرات ناخوشایند و عصبی و اداری بوده است و متاسفانه به دلیل مسایل جنبی ارتباط من با اصل فیلم بریده شد. کارگردان “چریکه تارا“ اضافه کرد: من به کمی آرامش احتیاج دارم تا خود را دوباره پیدا کنم. شاید در سال آینده تصمیم بگیرم یک فیلم بسازم یا تئاتر کار کنم؛ ولی همه اینها احتیاج به آرامش دارد. امیدوارم تعطیلات نوروز این فرصت را به من بدهد. بیضایی گفت: یکی از کارهای که میخواستم در سال گذشته انجام دهم، اجرای تئاتر بود که در واقع شرایط اجرای آن به موقع فراهم نشد. در حالی که من امکان آن را داشتم و وقتی ادعا میشد که شرایط آماده است شاید من دیگر آمادگی نداشتم. کارگردان فیلم “مرگ یزگرد“ تصریح کرد: کاری را که بسیار دوست داشتم اجرا کنم نمایش “مجلس ضربه زدن“ بود که امکان پذیر نشد و به عقب افتاد. با وجود وضعیت فعلی که امنیت حرفهای وجود ندارد نمیدانم که اصلا میتوانم این نمایش را کار کنم یا نه؟! کارگردان فیلم سگ کشی درباره لایههای پنهان این فیلم گفت: ما نباید مردم را مجبور کنیم که فیلمی را برای لایههای پنهان آن دوست داشته باشند. ابتدا سطح ظاهری داستان باید آنها را قانع کند و اگر متوجه مفاهیم دیگری شدند ما موفق شدهایم. کارگردان “باشو غریبه کوچک“ ادامه داد: یک فیلمساز ممکن است خودش هم لایههای پنهان یک اثر پنهان و ناشناخته باشد؛ چون اثر بعد از اینکه تولید میشود تقریبا برای خود مستقل است و در طول زمان ممکن است معناهای مختلفی هم پیدا کند. بنابراین نمیتوان گفت برای همیشه تمام شده است. بیضایی با تاکید بر اینکه معناشناسی یک فیلم ممکن است در زمانهای مختلف تفاوت کند، ادامه داد: ما نمیدانیم که آیا “شکسپیر“ درباره همه آن چیزهایی که فکر میکنیم امروز در “مکبث” یا “هملت“ وجود دارد، اندیشیده یا فقط نمایشنامهای متعلق به زمان خود نوشته است. ممکن است گذشته زمان به اثر او معناهایی داده یا پردههایی را پس زده که شاید برای خود او هم غیر قابل تصور بوده باشد. حتی ممکن است هنوز بسیاری از تصورات شکسپیر بر ما پوشیده مانده باشد. کارگردان “مسافران“ تصریح کرد: سرنوشت اثر غیر از سرنوشت سازندهاش است. بیضایی در ادامه درباره فضای باز فرهنگی گفت: فیلمسازان ایرانی خواهان آزادی بیشتری برای گفتن حرفهای خود هستند؛ به اضافه اینکه شاید ما خیلی تجربه کار و حرف زدن در فضای آزاد را نداریم؛ بنابراین ممکن است در این فضای آزاد نسبی، فیلمسازان به درستی نتوانند حرف خود را بزنند. باید فرصت و زمان کافی وجود داشته باشد تا افراد بتوانند خود را تصحیح کرده و فصیحتر و بهتر حرف خود را بیان کنند. وی اضافه کرد: متاسفانه اگر هم فضای آزادی در کشور ما وجود داشته، همیشه بریده بریده و کوتاه مدت بوده و آنقدر مداوم و مستمر نبوده تا افراد بتوانند در آن رشد کنند و حرف زدن در آزادی را یاد بگیرند. بیضایی در پایان گفت: همه کسانی که در عرصه این هنر فعالیت میکنند، خواهان آزادی طولانی و مستمری هستند تا امکان رشد یابند و بتوانند نقد اجتماعی کنند. انتهای پیام
۱۳۸۰-۱۲-۲۶ | ۱۴:۲۶
بهرام بیضایی در گفت و گو با ایسنا: سینما روزنامه نیست
بهرام بیضایی کارگردان فیلم سگ کشی ـ پرفروشترین فیلم سال 80 ـ در روزهای پایانی این سال گفت: سگ کشی را به دلیل اینکه فیلم پر فروشی شود نساختم من وقتی فیلم میسازم سعی میکنم به خود و مردمی که فیلم را تماشا میکنند دروغ نگویم.
