دوشنبه ۵ شهریور ۱۴۰۳ | ۰۹:۴۸
منبع: پایگاه‌های خبری
چرایی پایان دکترین بن گورین در «هاکریا»

چرایی پایان دکترین بن گورین در «هاکریا»

رژیم صهیونیستی تنها زمانی می‌تواند از راهبرد نابودی کامل دشمن سخن بگوید که بتواند تمام ساکنان کشورهای عربی را قتل عام یا مجبور به ترک منطقه کند. به نظر می‌آید رژیم صهیونیستی برای کنار گذاشتن دکترین بن گورین تأمل بیشتری انجام دهد و با توجه تجربه ماه‌های اخیر نسبت به تدوین راهبرد جدید نظامی اقدام کند.

به گزارش ایسنا، محمد بیات؛ کارشناس مسائل بین‌الملل در یادداشی نوشت: شاید یکی از مهم‌ترین دستاوردهای عملیات «طوفان الاقصی» مهر پایان بر «دکترین بن گورین» و تجدید نظر ارتش صهیونیستی در مواجهه با تهدیدات خارجی بود. در عملیات هفتم اکتبر ۲۰۲۳ میلادی ساختارهای نظامی- امنیتی رژیم صهیونیستی کاملاً غافلگیر شدند و دامنه جنگ به داخل سرزمین‌های ۱۹۴۸ کشیده شد. اکنون با گذشت ۳۲۰ روز از جنگ غزه و درگیری رژیم صهیونیستی در ۶ جبهه دیگر به نظر می آید صهیونیست ها در حال تجربه یکی از فرسایشی ترین جنگ‌های تاریخی خود هستند. واقعیت‌های میدانی سبب شده است فرماندهان ارتش و راهبردنویسان نظامی از تغییر دکترین نظامی رژیم صهیونیستی و انطباق با شرایط جدید سخن بگویند. 


از بدو تأسیس رژیم اشغالگر قدس، صهیونیست‌ها به دلیل فقدان عمق راهبردی، کوچک بودن جغرافیا و محاصره به وسیله کشورهای عربی مجبور به دنبال کردن مدل خاصی از عملیات نظامی با عنوان «دکترین بن گورین» هستند. طبق این راهبرد نظامی، رژیم صهیونیستی باید با تکیه بر اصول جنگ پیش دستانه و غافلگیری دشمن، حفاظت نکردن از ارتش بزرگ و تکیه بر نیروهای ذخیره، امکان نداشتن شکست کامل دشمن، انتقال بحران به خارج از فلسطین اشغالی و جنگ سریع و فرسایشی نشدن آن با دشمنان خود مواجه شود و به آنها ضربه کاری وارد کند.

به بیان دیگر، رژیم صهیونیستی با پذیرش محدودیت‌های ژئوپلیتیکی خود در غرب آسیا سعی کرد در خاک دشمن با تهدیدات مواجه شود و حتی اقدام به اشغال خاک طرف مقابل کند. در نبرد «طوفان الاقصی» به نظر می آید این قاعده تغییر کرد و صهیونیست‌ها باید در داخل مرزهای فلسطین اشغالی با تهدیدات خارجی مواجه شوند و در وضعیت دفاعی قرار بگیرند.

 
تنها ساعاتی پس از عملیات هفتم اکتبر، بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی در قالب اهداف این رژیم در جنگ با حماس اعلام کرد، یکی از اهداف تل‌آویو نابودی تمام زیرساخت‌های نظامی- سیاسی این گروه فلسطینی در نوار غزه و حذف رهبران آن است. تأکید بر چنین گزاره‌ای نشان دهنده کنار رفتن اصل شکست ندادن کامل دشمن از سوی رژیم صهیونیستی و اراده ماشین جنگی برای حذف کامل حماس در معادلات آتی غزه است. با وجود چنین اراده‌ای از سوی رژیم صهیونیستی، واقعیت‌های میدانی نشان دهنده ادراک اشتباه صهیونیست‌ها از وضعیت مقاومت در غزه و توجه نکردن آنها به پایگاه اجتماعی حماس است.

 
هنگامی واحد سیاسی با موجودیتی مانند حماس مواجه می شود و دارای ویژگی جنبش- گروه- کابینه است، باید بداند حذف کامل آن به معنای نابودی تمام بدنه اجتماعی ای است که از ایده مقاومت حمایت می‌کنند. برخی تحلیلگران معتقدند، با توجه به افزایش تنش‌ها در جبهه شمالی چنین نگاه غلطی ممکن است در قبال حزب الله نیز وجود داشته باشد، اما واقعیت آنکه رژیم صهیونیستی در بهترین حالت می‌تواند به قوای نظامی مقاومت ضربه وارد کند و توان نابودی آنها را ندارد.

 
دیگر اصل